محمد طاها کوشان mkushantaha@yahoo.com در ۴ سال قبل، شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۵:۳۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۸:
۵۶ سال پیش ما با هم درسیهای مان پنجشنبه شبها گِردَک (دوره)داشتیم و آن شبی که نوبت خانه اسد جان در گذر بارانه شهر کهنه کابل جان می نشستیم پس از نان شب و پیش از ساز آواز ما بچه ها، پدر اسد جان برای ما شاهنامه خوانی می نمود. خوب به یاد دارم که همین مصرع را چنین میخواند و شرح می کرد: گرنج آورد تا که آید بکار./ (برنج)
عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ۴ سال قبل، شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۲:۲۲ در پاسخ به نرگس دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۶۱:
تکلف در اینجا حالت گوینده است نه حالت مخاطب
یعنی با تعارف و تکلف (نه از صمیم دل) گفتم دو سه روزی اینجا (در دل من) بنشین
اما نشست و دیگه نرفت
تقریبا مصداق اصطلاح معروف تعارف اومد نیومد داره
هرچند می تونه خطاب هم باشد: هرچند برایت سخت است اما دو سه روزی بمان ولی ماند و نرفت چون مرا لایق خودش دید
اما برداشت دوم زیبا نیست که به عشق بگوید هرچند سختت است اما دو سه روز بمان
هم نوع کلام زیبا نیست و هم این که از عشق بخواهی که فقط دو سه روز بماند
توضیح دیگر:
اگر تکلف برای مخاطب بود باید قبل از فعل بنشین می آمد و در وزن شعر هم مشکلی پیش نمی آمد:
گفتم دو سه روزی به تکلف بنشین
شکیب shakib.falaki@gmail.com در ۴ سال قبل، شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۱۷ دربارهٔ عارف قزوینی » تصنیفها » شمارهٔ ۱۸:
این تصنیف را زنده یاد نادر گلچین هم با ارکستر فرهنگ و هنر به سرپرستی فریدون ناصری هم خوانده است
Amir ghamangiz در ۴ سال قبل، جمعه ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۳۶ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » راز آفرینش [ ۱۵-۱] » رباعی ۷:
بینظیر بود 1401
Amir ghamangiz در ۴ سال قبل، جمعه ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۳۴ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۵۵۵:
خیلی شعر زیبایی هست و خیلی معنی توش هستش
حسین انوری در ۴ سال قبل، جمعه ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۲۰:۰۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۵:
در کل مضمون شعر در رابطه با قضاوت کردن دیگران هست
و معنی بیت دوم اینه که کسی که قرابه گر هست تو چه میدانی که آن کدو را به نیت ظرف آب میسازه نه برای شراب
محمد مهدی ستاری در ۴ سال قبل، جمعه ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۴۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۴:
روزی در بیت دوم به معنی رزق و روزی است یا به معنی یک روز ؟؟؟
محسن خ در ۴ سال قبل، جمعه ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۸:۱۰ در پاسخ به داکتر ق. مصلح بدخشانی دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰:
آفرین بر شما
امین زندی دره غریب در ۴ سال قبل، جمعه ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۴۴ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۷۱ - در عزلت و قناعت و بیطمعی:
در بیت چهارم « در جرم ماه و قرصه ی خورشید ننگرم» دارد به شبیه بودن شکل ماه و خورشید به نان اشاره می کند .
آرمان وکیلی صادقی در ۴ سال قبل، جمعه ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۴۰ در پاسخ به ناپیدا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۴:
قول بر این است که روح ما از شرابِ عشق و خاک تشکیل شده و انسانِ عجیب به وجود آمد..
آرش ثروتیان در ۴ سال قبل، جمعه ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۰۱ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۴۴ - بر تخت نشستن خسرو به مدائن برای بار دوم:
با سلام
چه خوش گفتند شیران پایلنگان/ با پلنگان
که:خر کره کند با راه زنگان
چه دلیلی دارد که شیران با پلنگان چنین صحبتی کرده باشند؟
احتمال دارد که نظامی از صنعت تصحیف استفاده کرده است. «پایلنگان= پای لنگان» مشابه با پلنگان نوشته می شود.
همچنین «پایلنگان= پالنگان» نام شهری در کردستان است. در زیر بنده دو معنی را پیشنهاد می کنم.
1- پایلنگان را به معنی شهر کردستان بگیریم. همچنین صورت پای لنگان را هم در پیش چشم داشته باشیم.
یعنی شیرمردان پالنگان که به محیط کوهستانی آنجا عادت دارند نیز در راه زنجان با دشواری مواجه هستند. همچنین شیران در حالی که لنگ لنگان راه می رفتند ضرب المثل معروف را که خر در راه زنجان کره می اندازد را گفتند.
با توجه به اینکه مادر نظامی کرد بوده است احتمالا از پالنگان آگاهی داشته است.
2- نکتۀ دیگر که شاید به یافتن دقیقتر معنی کمک کند این است که کوههای قافلانکوه در منطقه زنجان واقع است. قافلان در ترکی به معنی پلنگ است معنی می دهد. در این صورت پلنگان را بایستی نام منطقۀ قافلانکوه تلقی نماییم. در این صورت بایستی گفت که شیران خطاب به منطقه «پلنگان =قافلانکوه» چنین صحبتی کردند.
Nirvana۶۱ در ۴ سال قبل، جمعه ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۱:
دکتر الهی قمشه ای در مصراع "که می رویم به داغ بلند بالایی" به جای "می رویم" کلمه " مرده ایم" را به کار برده اند
Gholam Balouch در ۴ سال قبل، جمعه ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۹:۱۶ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۱۰ - حکایت در خاصیت پرده پوشی و سلامت خاموشی:
زهره: در زبان بلوچی به آن می گویند:زهرگ به فتح ز و ر
به معنی دل وجرأت
مهدی در ۴ سال قبل، جمعه ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۴:۲۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۹:
درمورد حاشیه های موجود با محوریت نوبتی. لازم به ذکر است که خروس در صف پاسخ میماند، متعسفانه صدای استاد شجریان را به یاد ندارم که به چه لفظی میخواند ولی در دیدگاه من که هر روز با آن مواجه هستم خروس در صف پاسخگویی به جواب میماند.
و برای دوستمان که موسیقی استاد را درجه دو میداند متعسف هستم که بدون داشتن دانش موسیقایی و صرفا با نظر دلی خود. اساتید موسیقی را سعی بر زیر سوال بردن دارند
مُص در ۴ سال قبل، جمعه ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۱:۴۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۵۶:
«زهر تغافل» درست هست نه «ز هر»!
عارف خدابنده در ۴ سال قبل، جمعه ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۰۴ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۸۲۵:
خوانش این غزل در روستای پیرآباد، شهرستان سراوان، استان سیستان و بلوچستان
حبیب شاکر در ۴ سال قبل، پنجشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۰۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۳:
سلام بردوستان گرام
دوران طلایی جوانی سر شد
شاخ گل عیش و عشرتم پرپر شد
من بیخبر و نشد عیان کاین دوران
کی آمد و چون گذشت و کی آخر شد
سپاس
گیوه چی givhamid@gmail.com در ۴ سال قبل، پنجشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۸:۲۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۷۸:
سلام ،
فکر کنم در مصرع آخر این شعر اگر " در آب تر ' می بود، قابل فهم تر می شدی
لطفا راهنمایی فرمایید، سپاسگزارم
در سکوت در ۴ سال قبل، پنجشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۷:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۳:
این غزل را "در سکوت" بشنوید
مجتبی رجایی در ۴ سال قبل، شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۷:۳۰ در پاسخ به عفت دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۶: