گنجور

تا به حال ۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

سید فرهود کاظمی در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۲ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۵۹ نوشته:

این طور باید صحیح باشد:
...
گفتم به تکلف دو سه «روزی» بنشین
...

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۳۹ نوشته:

مصرع سوم به این شکل صحیح می باشد:
گفتم به تکلف دو سه روزی بنشین
سپاسگزارم

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
علی در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، چهار شنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۱۳ نوشته:

همایون شجریان در آلبوم نه فرشته ام نه شیطان به زیبایی این رباعی رو اجرا کرده .

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
نرگس در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، سه شنبه ۸ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۱۶:۳۲ نوشته:

مفهوم عبارت "گفتم به تکلف" در مصرع "گفتم به تکلف دو سه روزی بنشین" چی هست؟ یعنی با اکراه گفتم یا یعنی از او خواستم که با سختی هم شده بماند؟ در واقع این تکلف برمیگرده به گوینده یا به مخاطب که عشق است؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
رضا یاهو در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۶، ساعت ۰۹:۰۳ نوشته:

درود
همچنان که دوستان اشاره کردن ؛ در مصرع سوم برای صحت وزن باید "روزی" نوشته شود .
در پاسخ نرگس گرامی
یکی از معانی تکلف " تعارف" است و فکر میکنم که منظور این است که به عشق تعارف نمود چند روزی مهمان باش اما او ساکن و صاحبخانه شد .

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
اسماعیل آیینی در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، دو شنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۳۷ نوشته:

پس از خوانش نخستین خط از این چهار پاره دنیای جدیدی از یک حس زیبا در من جوانه زد که با سه پاره ی پی امدش همسنگ نبود، نه نه که همسنگ نبود در سمت و سویی دیگر بود سمت و سوی زیبا بینانه ی عشق و دلدادگی و یکی شدن و این شروع یک چهار پاره در من شد با پیروی از هستی ای که پاره ی نخست به من داد ان را نوشتم و سالها پیش در کتاب شعر دوم خودم اورده بودم و این چهار پاره نوشته شده خود را برای آقای همایون شجریان هم فرستادم:
عشقت به دلم در آمد و شاد برفت
یک بار دگر شادتر از شاد برفت
غافل من زار که اول(کاول) امد دل برد
واخر عقلم تا که دل از یاد برفت.
این چهار پاره را نوشتم چون ورود عشق به دل، به خانه ی خود، قابلیت و شایستگی صاحب دل را می طلبد که پس از ورود عشق به دل، عشق به دل روح کامل می دمد چون عشق شایستگی دل را برای ورود به آن تایید می کند.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
مولیان در ‫۱۱ ماه قبل، سه شنبه ۱۶ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۲۶ نوشته:

این شعر معنای لطیفی دارد و اگر در آن دقت نشود، معنای آن درست فهم نمی شود.
اینجا عشق یار به مهمانی که وارد خانه ای می شود تشبیه شده است. مهمانی که درست است خیلی دلنشین و دلرباست ولی خانه ی میزبان را نیز ویران می کند که خاصیت عشق همین است
در این رباعی مراحل آمدن عشق به دل عاشق بازگفته شده است.
ابتدا عشقت به دلم آمد و با دیدن خانه ی دل من شاد شد و برگشت
برای چه برگشت؟ برای آنکه رخت و لباسش را بیاورد و چند مدتی در دل من ساکن شود.
در مصرع سوم، معنای تکلف، رودربایستی داشتن است. به او با رودربایستی گفتم، چند روزی مهمان من باش
اما عشق او در خانه من برای همیشه ساکن شد و انگار که اصلا رفتن را فراموش کرد

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.