گنجور

 

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 حذف شماره‌ها | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

احمد شاملو » رباعیات خیام » اسرار ازل را نه تو دانی و نه و من

پرواز همای » خدا در روستای ماست » دیدگان تاک (اسرار ازل)

🎜 معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ehsan در ‫۸ سال و ۱ ماه قبل، پنج شنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۵۲ نوشته:

این بیت شاه بیت ابیات خیام میباشد
واقعا وای به روزی که پرده بر افتد
خدا به داد چاپلوسان برسد

 

حمیدسبزوار در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، چهار شنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۳۷ نوشته:

چقدر زیبا این ترانه رو امیر ارام خونده گوش کنید لذت ببرید

 

اردشیر در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، یک شنبه ۱۵ دی ۱۳۹۲، ساعت ۲۰:۰۴ نوشته:

با سلام بنده در رباعی 555 گنجور شرح مختصری در خصوص این رباعی داده ام برخی این رباعی را منتسب به حکیم ابوسعید دانسته اند همانا اینجانب در خصوص رد این موضوع که به باور اینجانب رباعی مربوط به خیام است مواردی را به اختصار ایراد کرده ام
معما در فرهنگ معین مترادف با کلامی که با رمز و اشاره بر مطلبی دلالت کند اعلام شده و در فرهنگ دهخدا به معنی نابینا کرده شده امده است
این معانی با توجه به رباعی سروده شده توسط استاد بزرگ خیام قابل زرف اندیشی است

 

ناشناس در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، یک شنبه ۲۴ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۰۹ نوشته:

دربیت اول این خط مغرمط صحیح است

 

فرید در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۲۱:۴۳ نوشته:

برداشت من از مصرع اول این هست :
اسرار ازل به عنوان معمایی هست که حل آن را کسی نخواهد دید.
بنابراین در مصرع دوم از بیت اول به جای "حرف" باید "حل" باشه :
وین حل معمّا نه تو خوانی و نه من؛

 

سید محمد در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۲۸ نوشته:

دوستان ، چندین بار توسط ادیبان در حاشیه های مختلف گنجور ،مصرع دوم بیت اول بدین صورت تصحیح شده : این خط مقرمط نه تو خوانی و نه من
مقرمط
(مُ قَ مَ) [ ع . ] 1 - (اِمف .) تنگ و باریک نوشته شده . 2 - (اِ.) نوعی خط که در آن کلمات ریز و باریک و نزدیک هم نویسند.
قرامطه که این خط را داشته اند سالها در برابر خلفای اسلام برای آزادی ایران ایستادگی کردند
گویند که حجرالاسود کعبه را به دو نیم کردند و در چاه فاضلابی آویختند

 

رامین در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۳۳ نوشته:

در بیت اول: وین خط مقرمط را نه تو خوانی و نه من
توضیح آنکه قرامطه فرقه ای بودند که از نظر سلطان محمود مورد غضب بودند و تعقیب میشدند، آنها برای جلوگیری از فاش شدن مکاتباتشون یک خط سری ابداع کردند که فقط آدمهای متعهد به فرقه شون میتوانست بخونه. متاسفانه ما ایرانی ها ادبیات و شعر شاعران گذشته مونو خیلی دستکاری می کنیم و به همین خاطر الآن چاپ های معتبر کتب ادبی ما دست غربی هاست!!!! اینم از تعصب مذهبی ما شکل میگیره که خیلی هم به ضررمون تموم میشه ما زبانمون رو با مذهبمون قاطی کردیم و در نتیجه خیلی از فرصت های ثبت نوابغ رو در سازمان ملل متحد به کشورهای همسایه واگذار کردیم. ما میخوایم بگیم زبان فارسی فقط و فقط مال ایرانه و از طریق هویت تشیع حفظ شده و هرکی در این راستا نباشه حذف میشه. حالا شانس آوردیم سعدی و حافظ تو شیراز بودن و گرنه تاجیکستان و ترکیه اونا رو هم به اسم خودشون ثبت میکردن

 

مهناز ، س در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، یک شنبه ۳ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۴۵ نوشته:

سید محمد خان قبلاً توضیح داده اند
شعر را اشتباه نوشته اند و اشتباه نیز خوانده شده
وین خط مقرمط نه تو خوانی و نه من
درست است
چون بعضی مانای خط مقرمط را نمی دانستند آن را به کلمه ی دیگری تغییر داده اند.
شاملو هم که ادعایش زیاد بود این رباعی را اشتباه خوانده است.
ما تاریخ خودمان را خوب نمی خوانیم و نمی دانیم.
مانا بوید

 

nabavar در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، یک شنبه ۳ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۰۲:۰۷ نوشته:

مهناز بانوی گرامی
شاملو هم به اشتباه ” حرف معما “ خوانده
مشکل دو تا شد
حرف معما و حل معما
که هیچکدام با خواندن زیاد جور در نمی آید . تنها خط را میتوان خواند
” خط مقرمط“

 

پریشان روزگار در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، یک شنبه ۳ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۰۳:۲۱ نوشته:

دوست جانان
بد خوانی شاملو پیشینه دار است
" در رهگذار باد نگهبان ژاله!!! بود " را به یاد می آورید؟؟
چیستا ن گشودنی است و نه خواندنی
حتا خط مقرمط راه به جایی دارد، حرف معما؟؟

 

پریشان روزگار در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، یک شنبه ۳ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۰۳:۲۴ نوشته:

ببخشایید ، حرف مقرمط

 

بابک در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۱ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۷:۰۵ نوشته:

دوستان عزیز٬
من متوجه شدم که اون مصرع "این خط مقرمط نه تو خوانی و نه من", سروده ابوسعید ابوالخیر هست.
اونچه که خیام سروده همین است که ذکر شده:
اسرار ازل را نه تو دانی و نه من
وین حل معما نه تو خوانی و نه من
هست از پس پرده گفت‌وگوی من و تو،
چون پرده برافتد، نه تو مانی و نه من

 

بهار در ‫۲ سال و ۶ ماه قبل، چهار شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۲۳ نوشته:

"وین خط مقرمط نه تو خوانی و نه من" مال حکیم ابوسعید هست. خیام همون مصرع رو بکار برده ولی فقط بجای کلمه "مقرمط" از کلمه "معما" استفاده کرده. معما در اکثر لغتنامه ها به معنای چیزی رمزی، پوشیده و دارای ابهام است. پس "خط معما" به معنی "خطی رمزی و دارای ابهام" میباشد.
اسرار ازل را نه تو دانی و نه من
وین خط معما نه تو خوانی و نه من

 

شاهین در ‫۲ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۰۸ نوشته:

منظور از پرده ذهن است. چون پرده ی ذهن یا نفس یا ایگو بیفتد واقعا تو و منی نخواهد ملند.اما نه به فلسفه و تئوری.تا بدانجا نرسد چشم دلت حکم مکن.خیام عارفی بزرگ بود ولی به دلیل رفاقت و مصاحبت صمیمی با حسن صباح که رییس فرقه حشاشین و مسلمانی افراطی بود و بیدرنگ مهر کافر و قتل میزد بر پیشانی حتی خیام .پس خیام در پرده ترین عارف باقی مانده. اما تا خودتان پی به آنچه هست نبرید پی به اشعار خیام نمیبرید مگر از ظن خود یار آن شوید.حافظ را چند سطح است.اما خیام همیشه هم عارفانه نگفته اما در نکته دانی و بیان تنهایی با شعرش بی نظیر در تاریخ است.
...بگفت که من فلسفیم
ایزد داند که آنچه او گفت نیم

 

پیمان در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهار شنبه ۶ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۳۶ نوشته:

جامع و کامل و کوتاه. حکم جبر مطلق در این رباعی زیبا مشهوده

 

میر ذبیح الله تاتار در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، چهار شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۴۹ نوشته:

سلام
آنگونه که خیام زندگی را معما میداند حضرت حافظ نیز معما دانسته اما با تفاوت اینکه خیام خود را این سوی پرده گفته و حافظ خودی پرده، که میفرماید:
تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز.

 

محمد در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۴:۳۱ نوشته:

مربوط به لنترانیه

 

باب در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، چهار شنبه ۲۱ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۱۵ نوشته:

آقایان سیامک بغدادی و پویان قندی نیز این رباعی را سالها پیش در ترانه «دم» خوانده اند. از آنجا که در انتخاب و معرفی آهنگ توسط ابزار وبسایت ناکام ماندم ، به ناچار اینجا نوشتم.
https://t.me/pooyanghandi/233

 

م.ش در ‫۱ سال قبل، سه شنبه ۴ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۰۹ نوشته:

اسرارازلی را هیچکس نمیداند چونکه سابقه ای تاریخی از اون نداریم بهمین علت دچار فراموشی تاریخی شده ایم .این حرف یا این حل معما (اسرارو رموز ازل) نه تو و نه من و هیچکس دیگری قادر به خوانش و بازاوری ان نیست .در پس پرده بخاطر جو امنیتی ،مذهبی ، سیاسی و اجتماعی زمانه درین مبحث برای حل این اسرار گفتگو وبحث میکنیم اما به محض اینکه به حقیقتی میرسیم و کشف رمز میکنیم و پرده های حایل کنارمیروند ، نه دیگر به گفتگوی من و تو در پس پرده احتیاجی هست که پی به اسرار ببریم و نه بوجود پرده. وتمام حقیقت واقعیت اشکار و نمایان میشود و زندگی راستین را شروع میکنیم . و از طرف دیگر نمیگذارند منو تویی وجود داشته باشیم که اسرار هویدا کنیم و بانگ کشف اسرارو انا الحق زنیم و پرده بر افتد . ............

 

سید مهدی رحیمی در ‫۱ سال قبل، پنج شنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۰۴ نوشته:

راز ازل را من و تو نمی دانیم (انسان ها)
این حرف معما (مصراع اول) را نیز نمی دانیم
گفتگوی من و تو از پرده هست (این جهان مادی مانند پرده ایست که نمی گذارد اصل و حقیقت جهان را ببینیم)
چون پرده بیافتد (قیامت شود) من و تو درین حالت دیگر مادی نخواهیم ماند و این زمان است که این معما (مصراع اول) و معمای ازل اشکار می شود.
یادتان نرود خیام عارفی است که مستقیم از عقل به حقیقت دست یافت نه با عشق و یا حتی وحی ، قد و اندازه خیام را دریابید.

 

احمد نیکو در ‫۱۱ ماه قبل، جمعه ۴ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۱۹ نوشته:

مصراع آخر رباعی بدین گونه صحیح است:
چون پرده درافتد، نه تو مانی و نه من
این رباعی از ابوسعید ابوالخیر (شماره 555) می باشد.

 

رامین عباسی در ‫۱۰ ماه قبل، دو شنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۳۲ نوشته:

اسرار ازل را نه تو دانی و نه من یعنی اینکه در این دنیای خاکی با اطلاعات و آگاهی اندک این اسرار فاش نخواهد شد مگر به کمال و تعالی برسی و .. هست از پس گفتگوی من و تو چون پرده بر افتد نه تو مانی و نه من ؛ مفهموش اینه که در آخرین آزمایش یعنی در قبل از الست و در بهشت عدن یعنی قبل از رضوان بهشت آگاهی و جاویدان بعد از یوم القیامه اگر هر یک از فرم های مجادله آدم یعنی همه آدمیزادها پیمان الست را اجابت بکنند ( با من خدایی یا بی من خدایی اشاره به آیه 172 سوره اعراف الست بربکم ... ادم را در ذریه و صلب و پشت آدم جمع کرد و ازشون پیمان بندگی و اینکه آفریدگارتان من هستم و... ) این پرده میفته و تمامی اسرار برایتان هویدا و آشکار خواهد شد یعنی همان وحدت وجود یکی شدن با خدا

 

الهه صادقلو در ‫۱ ماه قبل، دو شنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۱۳ نوشته:

 

" اسرارِ اَزَل "

 

اسرارِ اَزَل را  نه  تو دانی و  نه من

وین حرفِ معمّا  نه  تو خوانی و  نه من

 

هست  ازپسِ پرده  گفتگویِ من و  تو

چون پرده براُفتد  نه  تو مانی و  نه من

- اسرار: رازها، نهانی ها

- ازل: زمانِ بی آغازِ آفرینش، زمانِ پیدایشِ جهانِ هستی

- حرفِ معمّا: سخنِ مبهم و پوشیده، منظور اسرارِ ازل می باشد

- نه خوانی:  پی نخواهی برد.

- هست: وجود، موجود بودن که در مقابل عدم و نیستی است.

- پسِ پرده: روزگار، زندگی دنیوی

- گفتگو: نام و نشان، موجودیت

- پرده براُفتد: مرگ فرا رسد

- نه مانی: اثر و نشانی نخواهد ماند

 

برداشت آزاد:

 تنها از راهِ مراجعه  به دل و جان (جهانِ درون) است  که می توان به وجودِ خداوند و چگونگیِ پیدایشِ جهانِ هستی پی برد. مادامیکه ما گرفتار منِ ذهنیِ (نفسِ) خود باشیم، تلاشِ ما  برای دستیابی به این رازهایِ نهانی  بیهوده خواهد بود. نخستین گام برای دریافتِ این اسرار، رهایی از منِ ذهنی است که با از بین بردنِ من و تو، به یکتایی و یگانگی با آفریدگارِ جهانِ هستی برسیم. به همین دلیل است که  با مرگ و بازگشتِ  به او ، دریافتِ این اسرار برای همگان  میسر خواهد شد، چرا که دیگر من و تویی وجود ندارد. بنابراین، تنها اهالی دل و عاشقان هستند که در زمانِ حیاتِ خود با فنا شدن در ذاتِ پاکِ خداوندی و عاری شدن از هرگونه منیّت، وابستگی و نگرانی، می توانند به این اسرار  تا حدودی  دست یابند.

 

حلقه یِ پیرِ مُغان  از اَزَلم  در گوش است

بر هَمانیم که بودیم و همان خواهد بود

 

بُرو ای زاهدِ خودبین  که  زِ چشمِ من و  تو

رازِ این پرده  نهان است و  نهان  خواهد بود

 

چشمم  آن دم  که زِ شوقِ تو  نِهد  سر به لَحَد

تا  دَمِ صبحِ قیامت  نگران خواهد بود

                                 دیوان حافظ » غزل ۲۰۵

- پیرِ مُغان: راهنما، فرشتگان نگهبان و راهنما که از جانب خداوند بر ما گماشته شده اند

- حلقه در گوش بودن: مطیع و فرمانبردار بودن

- حلقه یِ پیرِ مُغان از اَزَلم  در گوش است /  بر همانیم که بودیم و  همان خواهد بود:  در ابتدای آفرینشِ انسان و از همان روز نخست، قرار ما با راهنمایان مان این بوده است که زندگی کنیم و از درد و اندوه دوری گزینیم. تاکنون برای ما اهالیِ دل و رندانِ پاکباز به همین منوال بوده و در ادامه نیز همین خواهد بود.

 

- بُرو ای زاهدِ خودبین  که زِ چشمِ  من و  تو / رازِ این پرده  نهان است و  نهان  خواهد بود: ای زاهدِ پاکیزه سرشت! که به جایِ دیدنِ خدا، خود را می بینی و گرفتارِ منِ ذهنیِ خود هستی، بدان!  مادامیکه من و تویی وجود داشته باشد و همچون قطره ای ناچیز از اقیانوسِ عظیمِ الهی دور افتاده و برای خود وجودی ترسیم کنی، به هیچ کدام از اسرارِ عالمِ معنی نظیر وجودِ خداوند، چگونگی آفرینشِ جهانِ هستی و ... پی نخواهی برد.

 

- لَحَد : قبر

- نگران: منتظر، چشم به راه

- چشمم آن دم که زِ شوقِ تو نِهد سر به لَحَد / تا دَمِ صبحِ قیامت نگران خواهد بود: کسی که  با عشقِ خداوند  زندگی کند و در حین عاشقیِ او  بمیرد، تا صبحِ روزِ رستاخیز بی قرار و منتظرِ دیدارِ  رویِ معشوقِ خود  خواهد بود

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.