گنجور

حاشیه‌ها

Sepide در ‫۳ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۱۵:۳۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۱:

با سلام به نظر بنده هم سالوس و طبل زیر گلیم با وجود واو معنای بهتری داره. فرد ریاکار و طبل زیر گلیم (ریاکاریش).

 

کوروش در ‫۳ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۳۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۵۷ - گفتن درزی ترک را هی خاموش کی اگر مضاحک دگر گویم قبات تنگ آید:

عالی بود

کوروش در ‫۳ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۰۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۴۸ - طیره شدن قاضی از سیلی درویش و سرزنش کردن صوفی قاضی را:

تو بدان بز مانی ای مجهول‌داد

که نژاد گرگ را او شیر داد

بهزاد رستمی در ‫۳ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۰۹:۰۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:

در نهایت این عشق است که ما را نجات می‌دهد ولو قرآن از بر بخوانیم و غیره و غیره.

حاشیه‌ای بر بیت آخر

حمید رضا۴ در ‫۳ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۰۸:۲۰ در پاسخ به فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) دربارهٔ سعدی » بوستان » باب ششم در قناعت » بخش ۱۱ - حکایت مرد کوته نظر و زن عالی همت:

سلام خانم صادقلو عزیز

من خدا را مقصر خطاب نکرده بودم. فقط پندِ سعدی را هر اندازه شیرین، بدور از واقعیت خواندم.

در واقع مثال شما، در کنار مثالهایی دیگر گواهی میدهند که خدایِ سعدی نه «روزی» را از کسی میگیرد و نه به کسی میرساند.

او هستی و جهانی آفریده بر پایه قوانین و قواعدی «مشخص و منظم»، بدون «هیچ» نشان در دخالتی. و به ما انسانها عقل داده تا با بکارگیری درست یا نادرست از آن، تصمیم های درست یا نادرست بگیریم.

زوجی را در نظر بگیرید که توان مالی برای داشتن فقط دو فرزند را دارد. خب اگر پندِ سعدی را باور کنند و صاحب ده فرزند شوند، به «احتمال بالایی» نه تنها آن کودکان، گرسنگی و بیماری و کمبود را تجربه میکنند، بلکه ای بسا برای گرفتن امتیازِ بیشتر از دیگری، به دروغ و تقلب و دزدی روی آورده که در بزرگسالی تبدیل به همان دزد و نامردم و متهاجمی میشوند که ذکر کردید. در چنین وضعی، دعا و شکرگزاری و نذر هم موجب دخالتی نمیشوند.

خواندن این شعر و یا این اثر هنری و پیامش، از همان نخستین بیت من را به وجد میاورد. اما این دلیلی نیست که آنچه سعدی گفته را روش زندگی خود و جامعه بدانم و یا درباره نادرستیِ پندها گفتگو نکنم. 

شاد و تندرست باشید

حمید رضا کائنی

طاها نمازی در ‫۳ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۰۴:۱۹ دربارهٔ حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۶۶۹:

در آغاز بیت چهارم ، واژه "نیم" فراموش شده. 

نیم بسمل ، فتاده ام ، ولی نِی

خبر از نازنین سوار خودم

ازنگاه من کمترین ضرورت شعری اعمال میشود.  

-ن--/ن-ن-/ -ن-

ن ن--/ن-ن-/ن ن- 

بقیه حالتها از وزن اصلی بیشتر عدول میکند. 

مسعود زمانی در ‫۳ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۰۲:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۶:

برهنگان طریقت صحیح است

امیرمحمد اعتمادی در ‫۳ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۴۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۲۴:

سلام.

در بیت ۲۸ مصراع دوم اشتباه چاپی دارد.

تایپ شده:

 

یکی نخست گنج آراسته

میثم هدا در ‫۳ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۱۹ دربارهٔ هلالی جغتایی » غزلیات » شمارهٔ ۵۶:

درود و مهر

بیت سوم ، مصراع اول ، چنین است:

گفته‌ست: بخواند (سگِ) آن کوی سلامم

امید مقدم در ‫۳ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۲۱:۳۸ دربارهٔ عبید زاکانی » عشاق‌نامه » بخش ۳۰ - در خواب دیدن عاشق معشوق را:

پس از نالیدن و فریاد و زاری بدو گفتم ز روی بیقراری

این شعر ظاهر به پایان نرسیده و من جسارتا بخاطر تنها دلم یک بیت به آن اضافه میکنم که:

که ای جانم بیا نابود گشتم

درغمت ناگه اسیر و پود گشتم..

امید مقدم در ‫۳ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۲۱:۱۶ دربارهٔ عبید زاکانی » عشاق‌نامه » بخش ۳۲ - مناجات:

چه کم گردد خدایا از خدائیت چه ...

در واقع جناب عُبید باشروع این بیت خدارا طبق حدیث مشهور همه چیز را برای تو آفریدم و تورا برای خودم سوگند میدهد؛  و عشق زمینی را پلی برای رسیدن بحضرت حق میداند‌..چه که این بیت  در کل با نوعی سوگند شروع میشود..

رضا از کرمان در ‫۳ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۲۰:۵۸ در پاسخ به فرانک بختیاری دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هشتم در شکر بر عافیت » بخش ۲ - حکایت:

سلام 

باتوجه به ابیات قبلی  وحاشیه های محمد ضیا و نگار که مغز (پیه دماغ)  که کنایه از خردوهوشیاری انسان است را به عنوان قوه بصیرت وتمییز وتشخیص چاه از راه بقول سعدی در نظر بگیریم و در صورت عدم استفاده از آن مانند این است که چشم تو را بسته باشند  حالا معنی بیت مورد نظر ،  به اعتقاد بنده میشه :

اگر تو شاکر قوه بینایی یا بصیرت وهوشیاری خودت نباشی واز اون در تشخیص مسیر زندگی بهره نبری پس با اون فرد چشم پوشیده  چه فرقی داری

شاد باشی

امید مقدم در ‫۳ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۲۰:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۴:

در آلبوم جان عشاق استاد شجریان حق مطلب و حس و لحن در خوانش بزیبایی رعایت شده بطوریکه شنونده کاملا شعر و مفهوم را درک می کند.هرچند پیانوی استاد معروفی ام کمک بسیاری دراین فهم کرده. 

فرانک بختیاری در ‫۳ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۴۰ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هشتم در شکر بر عافیت » بخش ۲ - حکایت:

سلام میشه در مورد مفهوم بیت زیر توضیح بدین؟

تو گر شکر کردی که با دیده ای

وگرنه تو هم چشم پوشیده ای

 

,,شاهرخ کاظمی در ‫۳ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۱۵:۰۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰:

وجز عرفان انسان راهی نداره

تمام مکافات زندگی, مادی حذف

خداوتد, از زندگی, است

وانسان ذهنی به سمت نابودی

خودش, وتمام زمین پیش میره

مولوی یک فیلسوف حکیم وعارف

بود, وتقلید از, او عین وارستگی

وسعادت است

,,شاهرخ کاظمی در ‫۳ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۱۵:۰۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰:

سلام

یک مثل من می, زنم

قلب انسان در شبانه روز

صد, هزار بار می زند درهر

دقیقه 5 لیتر خون پمب, می کند

ولی, یک متخصص قلب, فقط, می

تواند, بگوید, در, باره قلب, خیلی

نمی, داند, عظمت علمی مسئله

مورد, نظر است

ولی, ما مردم عادی, هم چیزی 

در باره قلب نمی دانیم

ولی همه حکیم هستیم

چون به منظمی, قلب, ما کار 

می, کند, کی, این کار, را می کند

یک هوشیاری, که کل عالم هستس را

می,, چرخاند, پس, اصل ما ان هوشیاری

یا جان یا زندگی, است. یا خداوند

پس, ما ب القوه امتداد, خداوند هستیم

به فعل در آوردنش باید, روی خودمان

کار کنیم وبه صفات خداوند, مزیین

بشویم آنموقع دلمان باز بازتر

می شود, ومرکز, عدم پیدا می

کنیم شاید, یک لحظه به خداوند

زنده شویم

کمیل دهقانی در ‫۳ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۵۶ در پاسخ به حامد دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » ترکیبات » گلهٔ یار دل‌آزار:

بنازم

آینهٔ صفا در ‫۳ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۴۲ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۹۱ - بیان آنک هر حس مدرکی را از آدمی نیز مدرکاتی دیگرست کی از مدرکات آن حس دگر بی‌خبرست چنانک هر پیشه‌ور استاد اعجمی کار آن استاد دگر پیشه‌ورست و بی‌خبری او از آنک وظیفهٔ او نیست دلیل نکند کی آن مدرکات نیست اگرچه به حکم حال منکر بود آن را اما از منکری او اینجا جز بی‌خبری نمی‌خواهیم درین مقام:

کریم زمانی در «شرح جامع مثنوی معنوی» می‌نویسد:

«شَهِ شیرین زفان» اشاره است به سلطان العارفین حضرت بایزید بسطامی، که از او نقل است «آدمی، عارف نشود مگر آنکه هر تارِ مویش چشم گردد » (مثنوی مولوی معنوی ، ج 5 ، ص 193)

اوات سیف در ‫۳ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۳۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۶:

انگار که نیستی ...

چوهستی خوش باش

یعنی تا درغفلت به سر ببری به برزگی وجود خودت و یکی بودنت با خالقت آگاه نباشی خودتو سرکوفت میزنی که من به چه دردی میخورم ؟یا اصلا کاش به دنیا نمی آمدم!!!! ولی وقتی آگاه شدی که کیستی شادی هایت شروع میشوند و فهم این نکته که جهان هستی تاثیر پذیر از وجود توست همیشه شادهستی و در هر جمعی قرار بگیری انرژی تو، اون جمع رو هم شاد میکنه پس چو هستی خوش باش که امواج این خوشی که از تو ساطع میشه  سرایت کننده است.

شهناز ولی پور هفشجانی در ‫۳ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۰۹:۴۵ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۴ - آغاز داستان خسرو و شیرین:

به تیر از موی بگشادی گره را ...

تیر او ان چنان دقیق بود که می توانست گرهی را که بر زلف کسی زده شده بود باز کند و می توانست حلقه زره را نشانه بگیرد زره حلقه حلقه است از این رو در ادبیات فارسی مو به آن تشبیه می شود.

زره مویی که مژگانش ره خنجرگذاران زد

۱
۱۳۰۵
۱۳۰۶
۱۳۰۷
۱۳۰۸
۱۳۰۹
۵۷۲۹