بنفشه دوش به گل گفت و خوش نشانی داد
که تابِ من به جهان، طُرِّهٔ فلانی داد
دلم خزانهٔ اسرار بود و دستِ قضا
درش بِبَست و کلیدش به دلسِتانی داد
شکستهوار به درگاهت آمدم، که طبیب
به مومیاییِ لطفِ توام، نشانی داد
تنش درست و دلش شاد باد و خاطر خوش
که دست دادش و یاریِ ناتوانی داد
برو معالجهٔ خود کن ای نصیحتگو
شراب و شاهدِ شیرین، که را زیانی داد؟
گذشت بر منِ مسکین و با رقیبان گفت
دریغ، حافظِ مسکینِ من، چه جانی داد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و دلباختگی سخن میگوید و به تصویر کشیدن حسّی عمیق و رازآلود میپردازد. در آغاز، بنفشهای از باغ به گل خبر از عشق میدهد و راز دل را در میان میگذارد. شاعر به درگاه محبوبش آمده است و با خواستهای دلنشین، به دنبال مداوا و برآورده شدن آرزوهایش است. او نه تنها به امید محبت محبوبش است، بلکه به نغزگویی و نصیحتهایی که از دیگران میشنود، مینگرد و در نهایت از درد و غم عشق و مسکینی خود شکایت میکند. این غزل به تلاطمهای عشق و جستوجو برای آرامش در دلِ پرالتهاب عاشق میپردازد.
هوش مصنوعی: بنفشه (گلی با عطر خوش) شب گذشته به گل دیگری گفت و نشانهای خوب به او داد که طاقت من برای زندگی، به موهای آن شخص (فلانی) بستگی دارد.
هوش مصنوعی: دل من مانند گنجینهای مملو از رازها بود، اما تقدیر در آن را بست و کلیدش را به عاشقانی که دلشان را ربوده به داد.
هوش مصنوعی: با حالتی شکستخورده و ناتوان به درگاه تو آمدهام، زیرا طبیب (پروردگار یا عشق) نشانهای از لطف تو به من داده است که شفا بخش من باشد.
هوش مصنوعی: تن و جسمش سالم و دلش شاد باشد و خاطرش خوش، زیرا که کسی به او کمک و یاری کرده است که خود ناتوان بوده است.
هوش مصنوعی: ای نصیحتگو، برو به فکر درمان خودت باش، چرا که شراب و معشوق خوشچهره به کسی ضرر نمیزد.
هوش مصنوعی: حافظ به حال خود میگوید که با وجود مسکینیاش، برای دیگران از آزار و حسرتش میگوید و افسوس میخورد که چگونه او، حتی جانش را به این وضعیت داده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
شهی که گوهر و دینار رایگانی داد
هرآنچه داد خدایش خدایگانی داد
عزیزکرد بدو دین و داد و بگزیدش
به دین و دادش ده چیز و رایگانی داد
نگین و افسر و شمشیر و تخت و تاج وکمر
[...]
هر آن که روی تو را رنگ ارغوانی داد
مرا ز عشق تو رخسار زعفرانی داد
نه رخ نمود، نه آراست قد، نه زلف گشود
به حسن خلق و وفا داد دلستانی داد
ز ضعف مانده ام از راه جستجوی وصالت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۱۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.