گنجور

 
عراقی
 

ز دو دیده خون فشانم، ز غمت شب جدایی

چه کنم؟ که هست اینها گل خیر آشنایی

همه شب نهاده‌ام سر، چو سگان، بر آستانت

که رقیب در نیاید به بهانهٔ گدایی

مژه‌ها و چشم یارم به نظر چنان نماید

که میان سنبلستان چرد آهوی ختایی

در گلستان چشمم ز چه رو همیشه باز است؟

به امید آنکه شاید تو به چشم من درآیی

سر برگ گل ندارم، به چه رو روم به گلشن؟

که شنیده‌ام ز گلها همه بوی بی‌وفایی

به کدام مذهب است این؟ به کدام ملت است این؟

که کشند عاشقی را، که تو عاشقم چرایی؟

به طواف کعبه رفتم به حرم رهم ندادند

که برون در چه کردی؟ که درون خانه آیی؟

به قمار خانه رفتم، همه پاکباز دیدم

چو به صومعه رسیدم همه زاهد ریایی

در دیر می‌زدم من، که یکی ز در در آمد

که : درآ، درآ، عراقی، که تو خاص از آن مایی

 

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

گلهای تازه » شمارهٔ ۱۸۰ » (همایون) (۰۲:۰۰ - ۰۸:۳۷) نوازندگان: ارکستر رادیو وتلویزیون ملی ایران به رهبری مصطفی کسرویترانه سرا: فخرالدین عراقی خواننده ترانه: شجریان، محمدرضا آهنگساز: مصطفی کسروی مطلع شعر ترانه: ز دو دیده خون فشانم ز غمت شب جدایی

برگ سبز » شمارهٔ ۲۰۰ » (شور) (۱۵:۳۲ - ۱۹:۵۰) خواننده آواز: قوامی (فاخته‌ای)، حسین سرایندگان اشعار متن برنامه: فخرالدین عراقی (غزل) مطلع شعر آواز: ز دو دیده خون فشانم ز غمت شب جدایی

گلهای رنگارنگ » شمارهٔ ۱۱۴ » (شور) (۱۸:۳۲ - ۲۵:۰۹) خواننده آواز: مرضیه سراینده شعر آواز: فخرالدین عراقی (غزل) مطلع شعر آواز: ز دو دیده خون فشانم ز غمت شب جدایی

گلهای رنگارنگ » شمارهٔ ۱۴۱ » (شور) (۲۱:۳۴ - ۲۸:۴۲) نوازندگان: علی تجویدی (‎ویولن) ; فرهنگ شریف (‎تار) خواننده آواز: مرضیه سراینده شعر آواز: فخرالدین عراقی (غزل) مطلع شعر آواز: ز دو دیده خون فشانم ز غمت شب جدایی

یک شاخه گل » شمارهٔ ۲۹۲ » (بیات اصفهان) (۰۵:۳۶ - ۱۲:۴۸) نوازندگان: عبادی، احمد (‎سه‌تار) خواننده آواز: قوامی (فاخته‌ای)، حسین سراینده شعر آواز: فخرالدین عراقی (غزل) مطلع شعر آواز: ز دو دیده خون فشانم ز غمت شب جدایی

محسن نامجو » مؤلّفه عُزلت » اگر بذاری

برگ سبز » شمارهٔ ۱۳۰ » (ماهور) (۱۲:۵۰ - ۲۲:۴۸) نوازندگان: مرتضی محجوبی (‎پیانو) خواننده آواز: گلپایگانی، سیّدعلی‌اکبر سراینده شعر آواز: فخرالدین عراقی مطلع شعر آواز: همه شب بر آستانت شده کار من گدایی

امیر آرام » فضا » عراقی اسپاتیفای

محمدرضا شجریان » بهار دلکش ۲ » گل باغ اسپاتیفای

ایلیاد » طواف تو » طواف تو اسپاتیفای

music_note معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۶۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

داریوش در ‫۱۳ سال و ۶ ماه قبل، چهار شنبه ۱ خرداد ۱۳۸۷، ساعت ۰۰:۴۹ نوشته:

بیت 6 مصرع اول به نظر می آید "به کدام مذهب است این" صحیح باشد
---
پاسخ: با تشکر از شما، تصحیح لازم انجام شد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

کامیار در ‫۱۳ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۱۵ تیر ۱۳۸۷، ساعت ۱۵:۱۲ نوشته:

بیت اول=گل باغ اشنایی
بیت هفتم =که برون چه کرده ایی تو که درون خانه هایی
بیت اخر =که یکی صدا در امد که درا درا عراقی که تو هم از ان مایی
---
پاسخ: با تشکر از شما، به نظر می‌رسد موارد اشاره شده همگی از تفاوت نسخه‌ها ناشی می‌شود و هیچکدام غلط نیستند. برای یکدست ماندن نقل گنجور، نقل منبع اصلی را دست نزدیم و حاشیه‌ی شما را به عنوان راهنما برای علاقمندان باقی گذاردیم.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

روح اله شهریاری در ‫۱۳ سال و ۱ ماه قبل، دو شنبه ۲۲ مهر ۱۳۸۷، ساعت ۱۹:۲۸ نوشته:

با سلام
بیت هفتم : که تو در برون چه کردی که درون خانه آیی
بیت آخر : در دیر زدم من که نوا ز در درآمد
---
پاسخ: با تشکر، به نظر می‌رسد تفاوتها مربوط به تفاوت نسخه‌ها باشد، جهت جلوگیری از اختلاط نسخ متن را تغییر ندادیم و حاشیه‌ی شما را به عنوان جایگزین نگاه داشتیم.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

بابک در ‫۱۳ سال و ۱ ماه قبل، سه شنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۷، ساعت ۱۳:۱۰ نوشته:

بیت اول مصرع دوم:
چه کنم که هست اینها گل باغ آشنائی
---
پاسخ: با تشکر، به نظر می‌رسد تفاوتها مربوط به تفاوت نسخه‌ها باشد، جهت جلوگیری از اختلاط نسخ متن را تغییر ندادیم و حاشیه‌ی شما را به عنوان جایگزین نگاه داشتیم

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

A.SArjmand در ‫۱۲ سال و ۱۲ ماه قبل، پنج شنبه ۷ آذر ۱۳۸۷، ساعت ۰۷:۱۸ نوشته:

تصور می کنم کامیار و داریوش استناد به متن آواز استاد شجریان میکنند که گل خیر آشنایی دچار تحریف آوایی شده است.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

محمد رضا در ‫۱۲ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۳۰ آذر ۱۳۸۷، ساعت ۰۸:۰۷ نوشته:

با سالام، من این بیت را در کتاب "خوشه ها" از خانم طیبه "الهی" قمشه ای که ذیل این غزل از عراقی آمده است دیده ام، که در نسخه شما نیست:
ز فراق چون ننالم، من دل شکسته چون نی؟ که بسوخت بند بندم ز حرارت جدائی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

سرافرازی در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، سه شنبه ۳۱ شهریور ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۰۴ نوشته:

بیت اول مصرع 1 به غمت صحیح است مصرع 2 گل باغ اشنایی درست است بیت6 به کدام مذهب است این به کدام مسلک است این درست است بیت 9 دردیر می زدم دوش درست است مصرع دیگرش که درادراعراقی که توهم از ان مایی
---
پاسخ: با تشکر، پیشنهادها احتمالاً حاصل نقل از نسخه‌های بدل است، در حاشیه نگه داشته می‌شود.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

شایق در ‫۱۱ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۳۰ مرداد ۱۳۸۹، ساعت ۰۸:۰۵ نوشته:

با عرض سلام،
یک مصرع دیگر است، فکر میکنم اون هم شامل این غزل باشد>>
شرف است اینکه بوسم قدم ملازمانت
...
---
پاسخ: با دیوان عراقی چاپ انتشارات نگاه مقایسه شد، همین 9 بیت ثبت شده و بیت دیگری ندارد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

دکتر عجم در ‫۱۰ سال و ۱۲ ماه قبل، شنبه ۱۵ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۱۴:۲۰ نوشته:

م‍ژه های چشم شوخش به نظر چنان نماید
که میان سنبلستان چمد آهوی ختایی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

مقدم در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، سه شنبه ۲۱ دی ۱۳۸۹، ساعت ۱۵:۳۶ نوشته:

سلام
بیت اول به نظر این شکلی صحیح است :
« ز دو دیده خون فشانم، ز غمت شب جدایی
چه کنم؟ که هست اینها گل باغ آشنایی»
ممنون

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

شهباز در ‫۱۰ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۲۲ بهمن ۱۳۸۹، ساعت ۲۰:۴۵ نوشته:

با سلام بیت اخر بنظر میرسد که بدین صورت باشد در دیر میزدم من که ندا ز در در امد که درا درا عراقی که تو هم از ان مایی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

امیر در ‫۱۰ سال و ۷ ماه قبل، دو شنبه ۲۲ فروردین ۱۳۹۰، ساعت ۰۹:۲۹ نوشته:

مژ(ه) گان و چشم "شوخت" یه نظر چنان نماید
که میان سنبلستان چرد آهوی ختایی
- از آنجا که در دو بیت قبل از این بیت نیز معشوق به عنوان دوم شخص مفرد خطاب قرار گرفته است "شوخت" به جای "یارم" صحیح تر به نظر می رسد
- تفاوت بین "مژه ها" و "مژگان" احتمالاً تفاوت بیا نسخ است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

فرهاد در ‫۹ سال و ۱۱ ماه قبل، چهار شنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۰، ساعت ۱۳:۱۸ نوشته:

با سلام این شعر و به خصوص بیت ششم به این حدیث قدسی تلمیح دارد:
قال الله تعالی :
مَن طَلَبَنی ، وَجَدَنی وَ مَن وَجَدَنی ، عَرَفَنی
وَ مَن عَرَفَنی ، اَحَبَّنی وَ مَن اَحَبَّنی ، عَشَقنَی
وَ مَن عَشَقتَنی ، عَشَقتَهُ وَ مَن عَشَقتَهُ ، قَتَلتَهُ
وَ مَن قَتَلتَهُ ، فَعَلّی دیَتَهَ وَ مَن عَلَیّ دیَتَهُ
فاَنَا دیَتَهُ
کسی که مرا طلب کند ، مرا پیدا می کند و کسی که مرا پیدا کند ، مرا می شناسد
و کسی که مرا بشناسد ، مرا دوست دارد و کسی که من را دوست دارد ، عاشقم می شود
و کسی که عاشق من شود ، من عاشق او می شوم و کسی که من عاشق او شوم ، می کشمش
و کسی که من او را کشتم ، دیه او بر من است .و کسی که دیه او بر من است
من دیه او هستم .

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

قدرت ا.. احمدی نژاد قزوینی در ‫۹ سال و ۱۰ ماه قبل، یک شنبه ۱۱ دی ۱۳۹۰، ساعت ۱۸:۲۷ نوشته:

با عرض ادب و احترام
در بیت آخر که اشاره به در آمدن یکی از در دیر شده باید عرض کنم که این مطلب با نسخ اصلی کاملأ مناقات داشته و اصولأ با نگرش به حال و هوای عرفانی شاعر و شعر چنین مطلبی صحت ندارد و صحیح ترین مورد که در بعضی نسخ مراعات
شده نمونه زیر میتواند باشد :
در دیر میزدم من که ندا ز دیر در آمد که درآ......

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

یاشار رضازاده در ‫۹ سال و ۹ ماه قبل، یک شنبه ۲۵ دی ۱۳۹۰، ساعت ۰۰:۱۶ نوشته:

در بیت ششم، بنظرم با توجه به اول مصراع که سخن از مذهب میباشد، باید بقیه مطلب به شکل زیر باشد: به کدام قبلت است این؟ که اشاره به دین دارد. مذهب و دین، زیرا در آن زمان فکر نمیکنم بحث ملت معتبر باشد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

جواداقا در ‫۹ سال و ۶ ماه قبل، یک شنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۱، ساعت ۲۰:۳۱ نوشته:

سلام
درببت‏ ‏اول‏ ‏گل‏ اباغ‏ ‏اشنای‏ ‏درست‏ ‏به‏ ‏نظر‏ ‏می‏ ‏رسد‏ ‏لطفا‏ ‏اصلاح‏ ‏شود

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

علیرضا در ‫۹ سال قبل، دو شنبه ۱ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۱۷:۱۳ نوشته:

سلام
به نظر می رسد این بیت زیر هم مربوط به این شعر عراقی است که از قلم افتاده است :
ز فراق چون ننالم من دلشکسته چون نی
که بسوخت بند بندم زحرارت جدایی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

محمدحقایقی مقدم در ‫۹ سال قبل، سه شنبه ۲ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۱۴:۳۹ نوشته:

بیت7مصرع2: بنظر: که تو دربرون چه کردی که درون خانه آیی. صحیح است.
بیت آخر: دردیر میزدم من که ندا زدر در آمد/ که درآ درآ عراقی که تو هم ازآن مایی. صحیح است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

شهرام در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، یک شنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۱، ساعت ۱۴:۰۰ نوشته:

بیت اول:

ز دو دیده خون فشانم، ز غمت شب جدایی
چه کنم؟ که هست اینها گل باغ آشنایی
به این صورت صحیح است لطفا تصحیح فرمایید

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

نیلوفر محقق در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، یک شنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۴۱ نوشته:

استادی در دبیرستان داشتم که خدایش حفظ کند ایشان دو بیت اول را اینگونه برای ما خواندند
مه من نقاب بگشا ز جمال کبریایی
که بتان فرو گذارند اساس خود نمایی
شده انتظارم از حد چه شود ز در درایی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

کیوان در ‫۸ سال و ۳ ماه قبل، چهار شنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۱۶ نوشته:

ابیاتی که نیلوفر عزیز نوشته اند از هاتف تضمینی بر غزل عراقی است با مضمون ذیل:
مه من نقاب بگشا، ز جمال کبریایی
که بتان فروگذارند، اساس خودنمایی
شده انتظارم از حد، چه شود ز در درآیی؟
«ز دو دیده خون فشانم، ز غمت شب جدایی

چه کنم؟ جز این نباشد، گل باغ آشنایی»
چو بنای کار عاشق، همه سوز و ساز دیدم
ره حسن وعشق یکسر، به نیاز و ناز دیدم
زجهانیان گروهی، به رَه ٍ مجاز دیدم
« به قمارخانه رفتم، همه پاک‌باز دیدم

چو به صومعه رسیدم، همه زاهد ریایی»
ز حدوث پاک گشتم، به قدَم رَهَم ندادند
ز وجود هم گذشتم، به عدم رهم ندادند
به کنشت سجده بردم، به صنم رهم ندادند
« به طواف کعبه رفتم، به حرم رهم ندادند

که تو در برون چه کردی؟ که درون خانه آیی»

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

محسن هندسی در ‫۸ سال قبل، جمعه ۱۲ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۱۶:۵۳ نوشته:

دربیت سوم واژه مژه ها درست نیست و صحیح آن (سر زلف وچشم مستت به نظر چنان نماید )میباشد زیرا در مصراع دوما( سر زلف) را به سنبلستان تشبیه نموده است که در بین شاعران رایج بوده وهست اما در جائی دیده نشده که شاعر توانا وبزرگی مژگان را به سنبل تشبیه نماید:

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

ناشناس در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، یک شنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۳۹ نوشته:

با سلام وتشکر بنظرمی رسددربیت پنجم بجای "سربرگ گل" ندارم - "سربرگ وگل" ندارم صحیح باشد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

سهیلی علیدادزاده در ‫۶ سال و ۴ ماه قبل، چهار شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۸:۲۱ نوشته:

سلام وعرض ادب :دوستان عزیز کیوان وشایق . توجه داشته باشند که این ابیات از هاتف اصفهانی است که غزل عراقی را تضمین کرده

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

سایه غبار در ‫۶ سال و ۴ ماه قبل، سه شنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۳:۳۱ نوشته:

بنظر می آید : مصرع دوم از بیت دوم به این صورت باشد :
که رقیب ز در نیاید به بهانه گدایی

با تشکر

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

جلال در ‫۶ سال و ۴ ماه قبل، سه شنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۳:۵۰ نوشته:

سلام
حقیر در جواب بیت هشتم این غزل از حافظ را درج می کنم:
عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت
که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت
من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش
هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت
همه کس طالب یارند چه هشیار و چه مست
همه جا خانه عشق است چه مسجد چه کنشت
سر تسلیم من و خشت در میکده‌ها
مدعی گر نکند فهم سخن گو سر و خشت
ناامیدم مکن از سابقه لطف ازل
تو پس پرده چه دانی که که خوب است و که زشت
نه من از پرده تقوا به درافتادم و بس
پدرم نیز بهشت ابد از دست بهشت
حافظا روز اجل گر به کف آری جامی
یک سر از کوی خرابات برندت به بهشت

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

boyuk در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، سه شنبه ۹ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۰۹:۵۹ نوشته:

به کدام مذهب است این به کدام مکتب است این

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

کسرا در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، چهار شنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۱۲:۱۴ نوشته:

بسیار لذت بردم از این شعر آسمونی و دلنواز... روح شاعر گرانقدر شاد...

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

یک نفر در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، سه شنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۰۷ نوشته:

سلام
با عرض خسته نباشید
این شعر را در رایانه ی خود کپی کردیم با اجازه

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

علی در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۳:۵۰ نوشته:

مه من نقاب بگشا ز جمال کبریایی/ که بتان فرو گذارند اساس خود نمایی
شده انتظارم از حد چه شود ز در درآیی/ ز دو دیده خون فشانم ز غمت شب جدایی
چه کنم که هست اینها گل باغ آشنایی
چه کسم چه کاره ام من که رسم به عاشقانت/ شرف است آنکه بوسم قدم ملازمانت
به کمین استخوانی که شها برم ز خوانت/ همه شب نهاده ام سر چو سگان بر آستانت
که رقیب در نیاید به بهانه گدایی
نگشود عقده دل نه ز شیخ و نه از برهمن /نه ز دیر طرف بستم نه ز کعبه و نه زایمن
که نصیب عاشقان شد ز ازل فضای گلخن/ سر سیر گل ندارم ز چه رو روم به گلشن
که شنیده ام ز گلها همه بوی بی وفایی
ز حدوث پاک گشتم به قدم رهم ندادند/ ز وجود هم گشتم به عدم رهم ندادند
به کنشت سجده کردم به صنم رهم ندادند/ به طواف کعبه رفتم به حرم رهم ندادند
که تو در برون چه کردی که درون خانه آیی
چون بنای عشق عاشق که ز عشوه بی نیاز است/ دل مبتلای محمود به کمند طره ایاز است
که مدار شوخ چشمان بکرشمه است و ناز است/ در گلستان چشمم ز چه رو همیشه باز است
بامید آنکه شاید تو به چشم من درآیی
چو بنای کار عشق همه سوز و ساز دیدم/ ز جهانیان گروهی همه در مجاز دیدم
به شرابخانه رفتم همه مست ساز دیدم/ به قمارخانه رفتم همه پاکباز دیدم
چو به صومعه رسیدم همه زاهد ریایی
چه خوش است مطرب آید به سماع ذکر یا حی/ کند التفات ساقی سوی بزم ما پیاپی
غم عشق را دوایی نبود به جز نی و می /ز فراق چون ننالم من دل شکسته چون نی
که بسوخت بند بندم ز حرارت جدایی
چو به صحن باغ سروم قد خود عیان نماید /ز عذار لاله گونش چمن ارغوان نماید
رخ خود پی نظاره چو به گلستان نماید /مژه ها و چشم شوخش به نظر چنان نماید
که میان سنبلستان چرد آهوی ختایی
سحری به خواب بودم که ندا ز در درآمد /که نوید وصل گویا ز دیار دلبر آمد
بتو مژده باد ای دل که شب غمت سر آمد /در دیر میزدم من که یکی ز در درآمد
که بیا بیا (عراقی) که تو هم از آن مایی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

صفایی در ‫۶ سال و ۱ ماه قبل، سه شنبه ۳ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۰۳ نوشته:

بیت اول مصرع دوم...
چکنم که هست اینجا گل باغ اشنایی
بیت هفتم مصرع دوم
که برون مگر چه کردی
بیت نهم مصرع اول
دردیر را زدم من که یکی زدر در امد

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

کسرا در ‫۶ سال و ۱ ماه قبل، پنج شنبه ۵ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۱۲:۰۹ نوشته:

به نقل از پدرم... پدر بزرگ مرحومم عاشق این غزل بوده و با این غزل به آرامش میرسیده...
روح همه رفتگان مخاطبان خوب گنجور شاد...

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

نجمه برناس در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، یک شنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۳۴ نوشته:

در بیت دوم شاعر نگرانی خود را از وجود رقیب بیان می کند برای همین تمام شب را پاسبانی می دهد که عاشق دیگر (رقیب)به در خانه معشوقه اش نیاید.
در بیت پنج سربرگ گل ندارم صحیح است یعنی خیال رفتن به باغ و بوستان را ندارم . سر در اینجا مجاز است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

اسمعیل نیری در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، یک شنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۳۷ نوشته:

بدو چشم #خون_فشانم هله ای نسیم رحمت
که ز کوی او غباری به من آر توتیا را
به امید آن که شاید برسد به خاک پایت
چه پیامها سپردم همه سوز دل صبا را
«همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی
به پیام آشنائی بنوازد آشنا را»
#شهریار

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

اسمعیل نیری در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، یک شنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۴۳ نوشته:

بیت اول و آخر را استادم دکتر ذبیح الله صفا چنین میخواندند :زدو دیده خون فشانم زغمت شب جدایی/ چه کنم که هست اینها گل باغ آشنایی و/در دیر میزدم من که ندا زدیر درآمد /که درآ درآعراقی که تو هم آز آن مایی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

علیرضا امدادی در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، چهار شنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۲۹ نوشته:

با سلام
هرجند اختلافات از نسخ مختلف ناشی شده اما به نظر می آید تاثیر بسزایی در آهنگ شعر داشته و در معنا تفاوتی ایجاد نمی کند.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

علی ایزدپناه در ‫۵ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۰۹:۲۰ نوشته:

استاد شهریار تضمینی برای این شعر سروده که بسیار زیباست، لطفا در صورتی که به آن تضمین دسترسی دارید در اینجا قرار دهید

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

رضا در ‫۵ سال قبل، جمعه ۳۰ مهر ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۰۸ نوشته:

پیوند به وبگاه بیرونی
میر مفتون خواننده اهل افغانستان

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

صفی الله صادقی در ‫۴ سال و ۱۰ ماه قبل، سه شنبه ۲ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۰۴ نوشته:

عراقی یگانه شاعری زبان پارسی است که همیشه اشعارش به دلها چنگ می زند بالخص همین شعر که شما نشر نمودید بیشتر از صد مرتبه خواندمش خیلی قشنگ است روحت شاد باد عراقی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

مهدی در ‫۴ سال و ۱۰ ماه قبل، دو شنبه ۸ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۱۰:۱۹ نوشته:

این غزل را با اندکی تفاوت و تقریبا به صورت کامل، محمد رضا شحریان خوانده است در آلبوم «بهار دلکش». خواستم به لیست آهنگها اضافه کنم ولی آلبوم بهار دلکش در لیست آهنگها نیست.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

سیاوش پرویزی نژاد در ‫۴ سال و ۹ ماه قبل، سه شنبه ۷ دی ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۰۳ نوشته:

این بیتها را من خوندم ولی به نظرم جاشون وسط همین شعر هست
زوجود هم گذشتم
به عدم رهم نداند
به کنست سجده کردم
به صنم رهم ندادند
ز حدوث پاک گشتم
به قدم رهم نداند
به طواق کعبه رفتم
به حرم رهم نداند
که تو در برون چه کردی که درون خانه آیی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

محمد در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، سه شنبه ۲۸ دی ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۰۳ نوشته:

متن این شعررااستاد شجریان درالبوم بهار دلکش تصنیف باغ گل به زیبایی خوانده

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

پدرام در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۶، ساعت ۱۹:۴۳ نوشته:

سلام؛
با استناد به نسخهء «سازمان انتشارات جاویدان» شعر فوق کاملا صحیح درج شده است ، ولی من در بعضی از نسخه ها بیت زیر را نیز دیده ام؛
ز فراق چون ننالم من دل شکسته چون نی
که بسوخت بند بندم ، ز حرارت جدایی
* با تشکر

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

محمدرضا در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۶ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۴۰ نوشته:

سلام فکر میکنم در بیت هفتم مصراع دوم مشکلی باشه و درستش این باشه
به طواف کعبه رفتم به حرم رهم ندادند
که تو در برون چه کردی که درون خانه آیی؟؟؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

مجید در ‫۳ سال و ۱۰ ماه قبل، پنج شنبه ۲ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۳:۵۱ نوشته:

در بیت اول فکر کنم به جای گل خیر آشنایی، گل باغ آشنایی صحیح است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

ros در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، پنج شنبه ۱۴ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۶:۲۳ نوشته:

باسلام.معنی مصرع که توعاشقم چرایی چیه؟
که توچراعاشق منی یامن چرا عاشق توام؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

اشراقی در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۵ دی ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۳۹ نوشته:

درود بر شما
بیت "به کدام مذهب است این
به کدام ملت است این
که کشند عاشقی را
که تو عاشقم چرایی "
در تصنیفی متفاوت با صدای جناب سالار عقیلی به نام "محکومین " اخیرا خوانده شده است .

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

رضا کاشی زنوزی در ‫۳ سال و ۵ ماه قبل، چهار شنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۰۴ نوشته:

با سلام در ارتباط با بیتی که میفرمایند به کدام مذهب است این ودر ادامه به کدام ملت است این شاید کمی به نظر خواننده مرتبط با هم نباشند اما شاعر در اینجا به دو گروه که جامعه جهانی را در کل شامل میشود بسیار ظریف در کنار هم بیان کرده مذهب خواص و ملت عموم مردم را مشمول میشود . و در بیتی که میفرمایند به قمار خانه رفتم همه پاکباز دیدم دلیل بر تایید این نوع تفکر پاک بازی و صداقت نیست بلکه شاعر میخواهد سادگی و بیش از حد را حماقت و از دست دادن همه داشته های انسانی بیان کند زیرا اگر تایید قمار خانه میکرد به همان جا اکتفا میکرد . همانطور که از صومعه روی برتافت.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

محمد در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، سه شنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۰۲ نوشته:

باسلام دربیت به قمارخانه رفتم... تفسیر قمارخانه چیه و منظور کجاس و مراد از قمار در این بیت چیه پیشاپیش از همگی ممنون

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

متین در ‫۲ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۲ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۱۷ نوشته:

ملت به معنی دین است. در قرآن کریم به ملت ابراهیم اشاره شده است و کتاب های ادیان در گذشته به نام ملل و نحل بوده است. متاسفانه زبان فارسی در دوران مدرن دچار تغییر شده است و کلمات قدیمی را در معانی بی سابقه غربی مانند nation استفاده میکنند.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

میلاد در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، سه شنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۱۰ نوشته:

خطاب به کنکور:
شده انتظارم از حد چه شود ز در درآیی
همه تست ها را زدم ز غمت شب جدایی
در خانه را چو بستم ز رفیق و آشنایی
به امید کسب رتبه نه برای خود نمایی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

سید نجم الدین موسوی در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، یک شنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۰۲ نوشته:

بیت ششم مصرع اول بند دوم به کدام مسلک است این

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

کسرا در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، چهار شنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۵۲ نوشته:

با سلام و احترام
با استناد به برنامه گلهای رنگارنگ شماره 114
بیت ذیل از این غزل در سایت وزین شما جا فتاده است .
ز فراق چون ننالم من دل شکسته چون نی
که بسوخت بند بندم ، ز حرارت جدایی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

یوسف در ‫۲ سال قبل، سه شنبه ۲ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۲۶ نوشته:

سلام
بیت اول مصرع دوم: گل باغ آشنایی درست است.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

ف.نوایی لقب در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، دو شنبه ۵ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۲۶ نوشته:

درود دوستان
راجع به بیت اول
من کمی در مقالات و مطالب مربوط گشتم و در رابطه با گلِ خیر به این نتیجه رسیدم:
گل در اصطلاحات صوفیه به صورت کنایی به معنی نتیجه علم هست که در دل پیدا میشه و در واقع گل خیر در کنایه به معنی نتیجه‌ی خوب.
در این بیت هم عراقی درد کشیدن و خون فشان بودن دو دیده که ناشی از جدایی از معشوق هست رو نتیجه آشنایی می‌دونه.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

ف.نوایی لقب در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، دو شنبه ۵ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۲۹ نوشته:

درود دوستان
در رابطه با بیت اول
من کمی در مقالات و مطالب مربوط گشتم و در رابطه با گلِ خیر به این نتیجه رسیدم:
گل در اصطلاحات صوفیه به صورت کنایی به معنی نتیجه علم هست که در دل پیدا میشه و در واقع گل خیر در کنایه به معنی نتیجه‌ی خوب.
در این بیت هم عراقی درد کشیدن و خون فشان بودن دو دیده که ناشی از جدایی از معشوق هست رو نتیجه آشنایی می‌دونه.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

رامین صادقی در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، دو شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۱۳ نوشته:

با سلام خیلی تشکر میکنم در دوره دبیرستان رشته فرهنگ و ادب این شعر خوندیم بیت اول گل باغ اشنایی در آخرین بیت هم که درآ درآ عراقی که توهم از آن مایی بود متشکرم‌

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

سیامک در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، پنج شنبه ۲۸ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۴۵ نوشته:

با عرض سلام و احترام خدمت اساتید محترم و بزرگوار،
موارد ذیل رو خدمتتون عرض می کنم.
بیت اول ، مصرع 2 :
چه کنم که هست این ها گل باغ آشنایی
بیت سوم ، مصرع اول :
مژه ها و چشم مستش به نظر چنان نماید
بیت هفت ، مصرع دوم :
تو برون در چه کردی؟.........
بیت آخر ، مصرع اول :
......، که یکی ندا درآمد
بیت آخر ، مصرع دوم :
که درآدرآ عراقی که تو آشنای مایی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

خشایار در ‫۱ سال قبل، شنبه ۱۵ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۱۸ نوشته:

منظور از (دیر)همان (دیرمغان)است
که حافظ بسیار به کار برده است ودیر مغان همان اتشکده ی زرتشت است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

نگین در ‫۱ سال قبل، پنج شنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۲۶ نوشته:

سلام لطف میکنید معنی این بیت که میفرماید ( به طواف کعبه رفتم به حرم رهم ندادند / که برون در چه کردی ؟ که درون خانه ایی ) را بفرمایید ؟ ممنون

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

حسین در ‫۱۱ ماه قبل، پنج شنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۵۲ نوشته:

زدو دیده خونفشانم، که نمانده اشک و آهی/ عجبا فتاده کارم به تبسم نگاهی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

علی در ‫۱۱ ماه قبل، یک شنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۰۰ نوشته:

با سلام
گل خیرآشنایی نمیتواند صحیح باشد ونسخه ی مرجع شما دارای اشکال چاپ یا سهل انگاری در نگارش بوده
گل باغ هم زیباتر وبلحاظ آوایی روان تر هست واز لحاظ رعایت مراعات نظیر گل و باغ تناسب دارند در صورت امکان بررسی بیشتری بفرمایید واصلاح کنید حیف است گنجور که مورد نظر علاقمندان به شعر هست دارای ایراد باشد
با تشکر

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

حدیث ۸۵ در ‫۸ ماه قبل، سه شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۵۱ نوشته:

بیت آخر
که درآ درآ عراقی ک تو هم از آن مایی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

تورج رامان در ‫۷ ماه قبل، یک شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۳۹ نوشته:

در پاسخ آقای یاشار رضازاده و دیگر دوستانی که معنی "ملت" را به معنی امروزی مردمان یک کشور گرفته اند، همانطور که در پاسخ کاربر بنام متین آمده، تا قبل از قرن نوزدهم میلادی و آشنایی با مفاهیم جدیدا وضع شده "دولت و ملت" در اروپا (که در آنجا هم این مفاهیم متاخر هستند و سابقه خیلی طولانی ندارند)، در فارسی به تبع عربی و پیروی از اصطلاحات مذهبی اسلام، ملت به معنی دین و مذهب بکار میرفته است. نمونه آنها همانطور که متین گفته است در مثلا عنوان کتاب ملل و نحل شهرستانی عیان است که به معنی دانشنامه مذاهب و فرقه ها ست یا روایت معروف هفتاد و دو ملت که باز شاخه های مذهبی مراد است. نزدیکترین مفهومی که میتوان برای مردم جامعه در نظر گرفت کلمه امت است که امروزه ما در فارسی بطور خاص برای کلیه پیروان اسلام و فراجامعه اسلامی بکار میبریم ولی در عربی هنوز به معنی مردمان و جامعه یک کشور (ناسیون فرانسوی یا نیشن انگلیسی) بکار میرود. آنها سازمان ملل (ملتهای) متحد را، امم المتحده میخوانند. همینطور به فراملت فرضی جهان عرب هم، امت عربی میگویند. دولت البته در قدیم به معنی مکنت و مال و خوشبختی و البته قدرت اجرایی و اداری (که لازمه آن مکنت مالی و حسن تدبیر است) بکار برده میشده است که امروزه ما همان وجه اداری و حکومتی آنرا بکار میبریم.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

آذین در ‫۷ ماه قبل، چهار شنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۵۰ نوشته:

استاد شجریان در آلبوم «بهار دلکش»، قطعه «گل باغ» این شعر را خوانده‌اند. در این قطعه بیت آخر این چنین خوانده شده.
در دیر می زدم من
که ندا ز در درآمد که درآ درآ عراقی
که تو هم از آن مایی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

آبتین صفریان در ‫۱ ماه قبل، چهار شنبه ۱۰ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۳۱ نوشته:

باسلام 

من نسخه قدیمی دیوان اشعار عراقی رو دیدم . با این یه مقدار تفاوت داره . مثلا :

چه کنم که هست اینها گل باغ آشنایی 

یا 

که درا درا عراقی که تو هم از آن مایی 

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.