گنجور

 
حافظ

سَمَن‌بویان، غُبارِ غَم چو بِنْشینَنْد؛ بِنْشانَنْد

پَری‌رویان، قَرار از دِل چو بِسْتیزَنْد؛ بِسْتانَنْد

بِه فِتْراکِ جَفا، دِل‌ها چو بَربَنْدَنْد؛ بَربَنْدَنْد

زِ زُلْفِ عَنْبَرین، جان‌ها چو بُگشایَنْد؛ بِفْشانَنْد

بِه عُمْری، یِک نَفَس با ما چو بِنْشینَنْد؛ بَرخیزَنْد

نَهالِ شوق در خاطِر چو بَرخیزَنْد، بِنْشانَنْد

سِرِشْکِ گوشِه‌گیران را چو دَریابَنْد، دُر یابَنٔد

رُخِ مِهْر از سَحَرخیزان نَگَردانَنْد، اَگَر دانند

زِ چَشْمَم، لَعْلِ رُمّانی چو می‌خَنْدَنْد، می‌بارَنْد

زِ رویَم، رازِ پِنْهانی چو می‌بینَنْد؛ می‌خوانَنْد

دَوایِ دَرْدِ عاشِق را کسی کاو سَهْل پِنْدارَد

زِ فِکْر، آنان کِه دَر تَدْبیر درمانند، در مانند

چو مَنْصور از مُراد آنان که بردارند، بر دارند

بدین درگاه، «حافِظ» را چو می‌خوانَنْد؛ می‌رانَنْد

دَر این حَضْرَت چو مُشْتاقان نیاز آرَنْد، ناز آرَنْد

کِه با این دَرْد اگر دربند درمانند، در مانند

 
 
نسکبان اندروید
غزل شمارهٔ ۱۹۴ به خوانش فریدون فرح‌اندوز
می‌خواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
غزل شمارهٔ ۱۹۴ به خوانش فاطمه زندی
غزل شمارهٔ ۱۹۴ به خوانش سارنگ صیرفیان
همهٔ خوانش‌هاautorenew
غزل شمارهٔ ۱۹۴ به خوانش لیلا توکل
فعال یا غیرفعال‌سازی قفل متن روی خوانش من بخوانم
غزل شمارهٔ ۱۹۴ به خوانش محمدرضاکاکائی
می‌خواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
فعال یا غیرفعال‌سازی قفل متن روی خوانش
نظامی

هر که این کان گشاد زر باید

بلکه در یابد آن که دریابد

حافظ

همین شعر » بیت ۴

سرشکِ گوشه‌گیران را چو دریابند، دُر یابند

رخِ مِهر از سحرخیزان نگردانند، اگر دانند

مولانا

ورای پرده جانت دلا خلقان پنهانند

ز زخم تیغ فردیت همه جانند و بی‌جانند

تو از نقصان و از بیشی نگویی چند اندیشی

درآ در دین بی‌خویشی که بس بی‌خویش خویشانند

چه دریاها که می‌نوشند چو دریاها همی‌جوشند

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه