گنجور

 
جیحون یزدی
 

شمارهٔ ۱ - در توصیف بهار و منقبت حیدر کرار علیه سلام الله الملک الجبار: باز جهان از بهار مژده رحمت شنفت - بلبل رطب اللسان تهنیت از باغ گفت

شمارهٔ ۲ - وله: اینکه با چهر تو چون سحر مبین است آفتاب - در پناه خال هندویت مکین است آفتاب

شمارهٔ ۳ - درتهنیت عید غدیر و منقبت حضرت امیر (ع): ترکا بجوش خم غدیر از نیاز بین - وز این نیاز مست شوو جان بناز بین

شمارهٔ ۴ - وله: ای لب جان پرورت بهین ولیعهد نوش - حالت چشمان تو راهزن میفروش

شمارهٔ ۵ - ورودیه است: خیر مقدم بخرام ای بت سیمین صدرا - زادک الله تعالی شرفا والقدرا

شمارهٔ ۶ - در تهنیت مولود مسعود مرکز دایره اصطفا خاتم الانبیاء محمدمصطفی صلی الله علیه وآله: فرق دو جهان یافت زمیلاد نبی تاج - وز بانگ بلال طرب اندوه شد اخراج

شمارهٔ ۷ - در تهنیت عید رمضان: شوال رسید و مه روزه بسفر شد - جای من ازو تا بسفر شد به سقر شد

شمارهٔ ۸ - در تهنیت عید رمضان: کیخسرو عید آمد با فر جهان آرا - بر افسر کاوسیش شکل مه نو طغرا

شمارهٔ ۹ - درتهنیت عید غدیر و منقبت مولای متقیان امیر مومنان علی بن ابیطالب (ع): ای بعذایرت بسی عاشق را دل است گم - عذر بنه بزیر پا وزسر انبساط قم

شمارهٔ ۱۰ - در تهنیت عید صیام و تبریک مقرب الخاقان حسینقلی خان سعدالملک: ای رخ سعد اخترت فتنه دلهای قوم - چشم تو بیدار را راهزن آمد بنوم

شمارهٔ ۱۱ - در عید غدیر و منقبت پادشاه عرش سریرحضرت امیر علیه سلام الله الملک القدیر گوید: زد ای وشاق غدار عید غدیر خرگاه - باوی سپاه وحدت از ماهی است تا ماه

شمارهٔ ۱۲ - در تهنیت عید قربان: عید قربان بود ای لعبت شوخ سپهی - راست خیز از پی احرام و بنه کج کلهی

شمارهٔ ۱۳ - وله: حبذا اردوی شه کآرد سپهرش التجا - شمس را باشد قباب خیمهایش پیشوا

شمارهٔ ۱۴ - وله: روزه بگریخت چو گشتش مه شوال ندیم - روح را صحبت ناجنس عذابی است الیم

شمارهٔ ۱۵ - در ولادت باسعادت در درج اصطفا حضرت خاتم انبیا علیه آلاف التحیه و الثنا: هاشمی خال من ای خواجه ترکان تتار - عید مولود نبی آمد و هنگام بهار

شمارهٔ ۱۶ - وله: ای به خم زلف تو حجله چینی صنم - خال تو در زیر چشم نا فه و آهو بهم

شمارهٔ ۱۷ - وله: دختری مشغله سوز و پسری شعبده ساز - دیرگاهی است که درکاخ منند از سرناز

شمارهٔ ۱۸ - وله: ای مه که قد تست فتن زا قیامتی - نی نی زقامت تو قیامت علامتی

شمارهٔ ۱۹ - درتهنیت عید غدیر و منقبت حضرت امیر علیه السلام: الا ای چهر چون عیدت به از وصل بت خلخ - مفرح خلعت خوبی تر ابر طلعت فرخ

شمارهٔ ۲۰ - وله: تبارک الله ای ماه ناصری مآت - بمهرکوش که افکنده ظل الهی ذات

شمارهٔ ۲۱ - وله: ای پسری کز جمال خلعت نازت بتن - جان مرا تازه کن از آن شراب کهن

شمارهٔ ۲۲ - درتوصیف بهار و منقبت حیدر کرار علیه سلام الله: ای پری سیر لعبت با فروغ برجیسی - وی فرشته خو دلبر خو با فریب ابلیسی

شمارهٔ ۲۳ - در تهنیت عیدنوروز و منقبت اسدالله الغالب علی بن ابیطالب علیه السلام گوید: چو نوروز کاوه سان علم برکتف نهاد - سربیور است دی ز تاج و تن او فتاد

شمارهٔ ۲۴ - در تهنیت عید صیام: ای خم ابروی تو بزلف مجعد - همچو مهی نو بشام عید مقید

شمارهٔ ۲۵ - وله: از بیم آصف ای تتری ترک نوشخند - چندی دراصفهان نفکندی بکس کمند

شمارهٔ ۲۶ - وله: ای برخت خط چو شب بدوره خورشید - خال بتابان مهت چو بیم برامید