شوال رسید و مه روزه بسفر شد
جای من ازو تا بسفر شد به سقر شد
در یزد ز بی بادگیم عمر هدر شد
زین موطنم اوقات بنفرین پدر شد
تنها نه همینم رمضان بی می سرشد
کز بیم امیرم همه ماهی رمضان بود
آنم که بجز سوی می ناب نرفتم
آنچیز شدم مست از او آب نرفتم (؟)
تا شب نزدم یک دوسه بط خواب نرفتم
هم خواب بجز بابت نایاب نرفتم
بی می عطش ار کشت پی آب نرفتم
می قوت جان و کز کم قوت روان بود
سختا که بیزد آمدم و شاهد و می نیست
زان سخت تر این غم که مرا پای بری نیست
این ملک دروغست خود از دوره کی نیست
شهری که در او میکده نی داخل شی نیست
امروز اگر نقل و می و بربط و نی نیست
این کیفر آن کاینهمه بی حد وکران بود
ای ترک بگو چاره ام اندر پی می چیست
خواهم که مریض افتم و تدبیر جز این نیست
آنگاه ببینیم که دارنده می کیست
بگرفته که بیمارم و نوشم که مداویست
من راستی آنست که بی می نکنم زیست
تا هست چنین باشد و تا بود چنان بود
آوخ که زمیر اجل آن اصل شهامت
نظمی نه که می بتوان خورد سلامت
یا اسم دوا باید یا ترک اقامت
وی هم بشناسد همه قسمش بعلامت
این هوش و فراست نبود غیرکرامت
زیرا که بهره ره که شدم آگه از آن بود
یزدیست که از نان کس اگر وصف بیان کرد
خوردند زبانش که بدان وصف زنان کرد
میر آمد و زد یکتنه سلب هیجان کرد
کشور همی آباد به لشکر نتوان کرد
احیای دل خلق بتدبیر و لسان کرد
وین کارنه در قوه شمشیر و سنان بود
ای قطب زمین ای فلک الاطلس احسان
ای صورت دانائی و ای معنی انسان
هر مشکلی از فکرت نقاد تو آسان
دانی ز جلادت قلل و ودای یکسان
گر چرخ کشد کینه نگردی تو هراسان
آری هنرش پیش نرفت آنکه جبان بود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از آمدن ماه شوال و پایان رمضان صحبت میکند و حسرت روزهای این ماه را میخورد. او در یزد از نبودن می و مستی عمرش را هدر میبیند و به یاد میکردن و خوشیهای آن زمان میافتد. شاعر از درد و غم خود به خاطر عدم دسترسی به شراب و خوشیها صحبت میکند و تشنگی روحش را به تصویر میکشد. او بیان میکند که زندگی بدون می برایش غیرممکن است. شاعر همچنین به قدرت کلام و تدبیر اشاره دارد و میخواهد که در غم و تنهاییاش، دست کم برساند که وجود می یک نعمت است و زندگی خالی از آن، بیمعناست. در نهایت، او از ضعف انسانها و ناتوانی در حفظ اصالت و شجاعت سخن میگوید و بر این باور است که هنر و شجاعت باید برتر از ترس باشد.
هوش مصنوعی: ماه شوال فرا رسید و روزهدار سفر کرد. از آن زمان تا سفر او به سقر رسید.
هوش مصنوعی: در یزد، به خاطر بیحرکتی و عدم پیشرفت، عمر من هدر رفت و زمانم در این محل لعنتبار به سر آمد.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که در ماه رمضان، به دلیل ترسی که از امیر دارم، نمیتوانم به راحتی از می و نوشیدنی لذت ببرم. احساس میکنم که تمامی روزهای رمضان تحت تأثیر این ترس قرار دارند و امکان خوشی و شادی را از من گرفتهاند.
هوش مصنوعی: من تنها به سمت می ناب رفتهام و هیچ چیز دیگری نمیشناسم، و از نوشیدن آن چنان مست شدم که دیگر به هیچجا نمیروم.
هوش مصنوعی: من تا دیروقت بیدار ماندم و خوابم نبرد، فقط برای این که به چیزی که به راحتی پیدا نمیشود فکر کنم، به خواب نرفتم.
هوش مصنوعی: اگر بدون شراب به عطش خود رسیدگی نکردم، این را بدان که شراب قوت جان است و جان من به خاطر کمبود این قوت، دچار ضعف و ناتوانی است.
هوش مصنوعی: سخت است که من به میخانه آمدم، اما نه شاهدی هست و نه شرابی. حتی از این هم سختتر این است که من امکان رفتن از این وضعیت ناراحتکننده را ندارم.
هوش مصنوعی: این سرزمین واقعیت ندارد و از گذشتهای دور هیچ شهری نیست که در آن میکدهای وجود نداشته باشد.
هوش مصنوعی: امروز اگر نمیخوری و نمینوازی، بدان که این نتیجهی دلیلی است که تو را به اینجا کشانده.
هوش مصنوعی: ای ترک، بگو راه درمان من در جستجوی می چیست. میخواهم که بیمار شوم و تدبیری جز این ندارم.
هوش مصنوعی: به زودی خواهیم دید که صاحب و دارندهی این می چه کسی است، در حالی که من در حال حاضر بیمار هستم و نوشیدنیام هم موجب درمان من است.
هوش مصنوعی: من حقیقتاً نمیتوانم بدون نوشیدنی زندگی کنم، تا زمانی که این وضعیت ادامه دارد و اوضاع به همین شکل باقی بماند.
هوش مصنوعی: افسوس که سرنوشت ناگزیر، بر آن بنیاد شجاعت اثر میگذارد و آدمی را به سلامت نمیگذارد.
هوش مصنوعی: یا باید نام دارو را بشناسی، یا کسی که باید در محل بماند، باید تمامی انواع آن را بشناسد و نشانههایش را بداند.
هوش مصنوعی: این هوش و درک من به دلیل لطف و کرامت الهی است، زیرا هنگامی که در مسیر حق قرار گرفتم، متوجه حقیقت شدم.
هوش مصنوعی: یعنی این شخص یزدی است که اگر کسی از نان دیگری وصفی بگوید، زبان او را قطع میکنند؛ زیرا او به آن وصفها افترا زده است.
هوش مصنوعی: میر تنها وارد شد و با حضورش هیجان را از دلها گرفت. با وجود او دیگر کسی نمیتوانست به سرزمینهای آباد لشکرکشی کند.
هوش مصنوعی: او دل مردم را با تدبیر و سخن زنده کرد، و این کار تنها با قدرت شمشیر و تیر ممکن است.
هوش مصنوعی: ای محور جهان، ای کوه بلند، ای نیکوکار، ای نماد دانش و ای معنا و مفهوم انسان.
هوش مصنوعی: هر مشکلی را با نیروی تفکر و قضاوت خود به راحتی حل میکنی، مانند اینکه در میان قلهها و درهها به راحتی حرکت میکنی.
هوش مصنوعی: اگر روزگار به تو کینه ورزد، ترسان نخواهی شد؛ زیرا کسی که ترسو باشد هیچگاه در هنر و موفقیت پیشرفت نمیکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.