گنجور

حاشیه‌ها

عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۳ روز قبل، دوشنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۹:۳۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۶:

دوستان عزیزی که ویرایش می‌فرمایند به این نکته دقت داشته باشند که حرکات و سکون حتی در زبان عربی برای درست خواندن است؛ آن هم برای غیر اهل زبان و وقتی حرکات شلوغ می‌شود به ضد خودش تبدیل می‌شود.

این غزل حرف به حرف حرکت‌گذاری شده بود و خواندن را سخت می‌کرد.

با اجازه حرکات اضافه را حذف نمودم

 

چه نیازی است کلماتی مثل جهان، پناه، حواله، مرا، سپر، خرابات، خرمن، بسوز، برگ، هر، کشور، و ... دارای حرکات کامل باشند؟

شعیب حازم در ‫۳ روز قبل، دوشنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۵:۱۶ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۹۳:

با شناخت اندکی که از زندگی بیدل دارم، این غزل سوگ‌نامه‌ای ست شاید برای فرزند ازدست‌رفته‌اش- اینجا بیشتر با درد شخصی رو به رو هستیم . بیدل در سن ۶۲ سالگی صاحب فرزندی می شود که چهار سال  عمر کرد. حرمت

احمد رحمت‌بر در ‫۳ روز قبل، دوشنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۴:۳۷ در پاسخ به امید طبیب‌زاده دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۲۸:

عالی بود جناب طبیب‌زاده. استفاده بردیم.

علی میراحمدی در ‫۳ روز قبل، دوشنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۰:۵۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۱:

بنده از ماجرای نظر مولانا در مورد زن اطلاعی ندارم و برایم هم اصلا مهم نیست 

 اما بدانیم که نظر مولانا در مورد زن هر چه باشد دلیل بر آن نمیشود که ما مقام علمی و ادبی و عرفانی والای او را به هیچ بگیریم و او را عامی بدانیم و بنامیم!!

زهی بی انصافی و زهی بی معرفتی!!

شاید مولانا در زمانه ما و با گسترش فضای مجازی کمی دم دستی شده باشد که چنین نظر میدهیم!

اگر جنابشان میخواست این سخنان و حکمتها را به غیر از ظرف شعر و غزل و داستان وتمثیل  بیان کند یک هزار مردمان اصلا به فهم سخن بلندش هم نمی‌رسیدند ؛

 چنین است مرتبه او 

البته هر اثری و هر تفکری قابل نقد است اما نقد منصفانه و محققانه و نه از سر احساسات و تعصب

 

سیاوش در ‫۳ روز قبل، یکشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۲۳:۰۲ در پاسخ به رضا از کرمان دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۱:

با توجه به مردسالار بودن جوامع تا حتی الان متاسفانه چنین حرف و حدیثی از مولانا موثق است.

فیه ما فیه با تصحیحات و حواشی استاد بدیع الزمان فروزانفر، انتشارات امیرکبیر، چاپ  پنجم، سال ۱۳۶۲، چاپخانه ی سپهر، صفحات ۸۶ تا ۹۰

علی میراحمدی در ‫۳ روز قبل، یکشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۲۰:۳۴ در پاسخ به احد دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳:

نکته دیگر آنکه وقتی پای غزل تاریخ ندارد چگونه و از کجا حکم به چنین چیزی میدهیم که مربوط به کدام دوره است؟!
و چه کسی گفته که دوران پیش از آشنایی با شمس دوران جاهلیت مولانا بوده است؟!!
چگونه به کسی که حتی پیش از شمس هم جامع علوم زمان خود بوده میگوییم جاهل؟!!

خود شمس مگر نمی‌گفت :من شیخ میگیرم آن هم شیخ کامل!

احد در ‫۳ روز قبل، یکشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۲۰:۰۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳:

ملمعات از صنایع شعری است. زیبایی بسیار به غزل می‌بخشد.

بهتر است به کلیات سعدی بخش (ملمعات) مراجعه کنید و لذت ببرید

احد در ‫۳ روز قبل، یکشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۲۰:۰۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳:

خدمت جناب «همایون» عزیز عرض کنم که کاربرد عبارت «غزل بی ارزش و عربی آبکی مربوط به دوران جاهلیت جلال الدین است .....» حرفی نابجا و نابخردانه در شأن حضرت مولانا است.

کاربرد ابیات عربی در لابلای ابیات فارسی را «ملمعات» گویند اوج آن در غزلیات سعدی است. 

احد در ‫۳ روز قبل، یکشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۹:۵۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳:

سلام و عرض ادب خدمت عزیزان 

در مورد ترجمه ادبیات عربی برای افرادیکه به عربی تسلط کافی ندارند (مثل بنده) در پایان متن شعر بخشی تحت عنوان «برگردان به زبان ساده»  به کمک هوش مصنوعی دارد که از کارهای قشنگ گنجور است می‌شود کمی به ترجمه و مفاهیم ابیات عربی دست یافت.

حمید رضا پاسوار در ‫۳ روز قبل، یکشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۷:۰۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳۰:

صاف جان‌ها سوی گردون می‌رود ...

به نظر میرسد چون در ابتدا صاف جان آمده باید دومی دُرد جان باشد به معنی جانهایی که ناصافی دارند.

رضا در ‫۴ روز قبل، یکشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۱:۴۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶:

ز رقیبِ دیوسیرت، به خدای خود ...

ثاقب : جمع درخشان . درخشنده

 

حسین مویدی در ‫۴ روز قبل، یکشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۰:۳۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی همای چهرزاد سی و دو سال بود » بخش ۱:

پیشنهاد : بیت هایی که در سایر نسخه ها درست است و در گنجور نادرست است با نام بردن نسخه ای که از آن گرفته می شود ویرایش شود تا به تدریج نسخه ای بی نقص از شاهنامه فراهم شود .

برمک در ‫۴ روز قبل، یکشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۸:۲۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان بیژن و منیژه » بخش ۱۰:

چه زیبا نوشته نوشته

یکی مرغ ببریان بفرمود گرم
نوشته بدو اندرون نان نرم 

برمک در ‫۴ روز قبل، یکشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۸:۰۰ دربارهٔ ابوالفضل بیهقی » تاریخ بیهقی » مجلد ششم » بخش ۲۵ - حکایت افشین و بودلف:

شگفتا از بیهقی حتی این مرد بزرگ هم چنین عرب پرست است که  افشین را چنین  ناسزا میدهد و سخن این مردک  احمد ابی داود  را باور میداد و  میگوید
اینک‌ این سگ ناخویشتن شناس نیم کافر بو الحسن افشین.

 فراایستادم‌ و از طرزی دیگر سخن پیوستم ستودن عجم‌ را که این مردک‌ از ایشان بود- و از زمین اسروشنه‌ بود- و عجم را شرف بر عرب نهادم، هرچند که دانستم که اندر آن بزه‌یی بزرگ‌ است 


علی میراحمدی در ‫۴ روز قبل، یکشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۷:۲۰ در پاسخ به محمدحسین مسعودی گاوگانی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۰:

پس آنجا که میگوید:

تا دل هرزه گرد من رفت به چین زلف او

معشوقش چینی بوده!!

یا آنجا که میگوید:

ز شادی روم رخت مگر گشاید باز

معشوقش رومی بوده

یا آنجا که میگوید :

یا ب آن کوکب رخشان به یمن باز رسان

معشوقش یمنی بوده

یا آنجا که میگوید 

به تنگ چشمی آن ترک لشکری نازم

معشوقش ترک بوده 

 

 

محمدحسین مسعودی گاوگانی در ‫۴ روز قبل، یکشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۶:۱۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۰:

منِ سرگشته هم از اهلِ سلامت بودم

دامِ راهم شِکَنِ طُرِّهٔ هندویِ تو بود

ظاهرا حافظ می گوید:

من هم در گوشه ای سلامت و به دور از بلای عاشقی بودم  ولی پیچ و خم گیسوی سیاه تو بود که بر سر راهم سبز شد و دام راهم شد . 

به نظر ایهامی در بیت است. منظور از اهل سلامت ، شاید به مسلمانی اشارت است که با هندوی مصرع دیگر دو مذهب متفاوت را معنی دهد.

قبل از اینکه عاشق و سرگشته شوم ، مسلمان و اهل سلام بودم اما پیچ و شکن موی تو، راهم را به هندوستان و هندو گری کشاند.

یعنی این برداشت هم می شود که:

اگر معشوق شیخ صنعان ، مسیحی بود ، معشوق حافظ هم هندو بود اما ظرافت و زیرکی حافظ، مفهوم را لاپوشانی کرده است.

الله اعلم

 

 

Fateme Zandi در ‫۴ روز قبل، یکشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۴:۴۷ دربارهٔ جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۵:

به به ..

چقدر زیبا ..

شالیز صدیقی در ‫۴ روز قبل، یکشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۱:۰۰ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۱ - آغاز کتاب:

من شالیز هستم ۷ سالمه ، درحال یادگیری شعرهای شاهنامه با پدرم هستم،و شاهنامه خوانی رو خیلی دوست دارم،و افتخار میکنم یک ایرانی هستم با این گذشته پر افتخار کشورم😍

علی میراحمدی در ‫۴ روز قبل، شنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۲۳:۵۴ در پاسخ به مهرداد . دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۷۲:

گاز قیچی یا انبری که سر فتیله شمع را با آن می‌چیدند واین کار باعث می‌شد که شعله شمع نور بیشتری بدهد و جان بگیرد

میگوید من میسوختم و معشوق من با دیگری خوش بود

یا من از غیرت میسوختم که معشوق من با دیگری خوش بود

مهرداد . در ‫۴ روز قبل، شنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۲۲:۵۴ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۷۲:

درود

در بیت پنجم "گاز" به چه معنا هست؟

۱
۲
۳
۴
۵
۵۷۸۷