گنجور

غزل شمارهٔ ۱۶۴

 
حافظ شیرازی
حافظ » غزلیات
 

نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد

عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد

ارغوان جام عقیقی به سمن خواهد داد

چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد

این تطاول که کشید از غم هجران بلبل

تا سراپرده گل نعره زنان خواهد شد

گر ز مسجد به خرابات شدم خرده مگیر

مجلس وعظ دراز است و زمان خواهد شد

ای دل ار عشرت امروز به فردا فکنی

مایه نقد بقا را که ضمان خواهد شد

ماه شعبان منه از دست قدح کاین خورشید

از نظر تا شب عید رمضان خواهد شد

گل عزیز است غنیمت شمریدش صحبت

که به باغ آمد از این راه و از آن خواهد شد

مطربا مجلس انس است غزل خوان و سرود

چند گویی که چنین رفت و چنان خواهد شد

حافظ از بهر تو آمد سوی اقلیم وجود

قدمی نه به وداعش که روان خواهد شد

 

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

ایرج بسطامی » افشاری مرکب » نفس باد صبا

احمدرضا احمدی » عاشقانه های حافظ » عاشقانه های حافظ ۷

تهی » خدایا مرسی » خدایا مرسی اسپاتیفای

🎜 معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

دیوان حافظ به خط سلطانعلی مشهدی با تصاویر حاشیهٔ افزوده در دورهٔ گورکانی هند » تصویر 106 دیوان حافظ دانشگاه پرینستون نوشته شده به تاریخ جمادی الثانی ۹۲۶ هجری قمری » تصویر 97 دیوان حافظ نسخه‌برداری شده در رمضان ۸۵۵ ه.ق توسط سلیمان الفوشنجی » تصویر 118 کتاب خواجه حافظ شیرازی به خط محمد ساوجی مورخ ۱۲۸۰ هجری قمری » تصویر 167 دیوان لسان الغیب سنهٔ ۹۲۰ هجری قمری دارای مقدمهٔ منثور » تصویر 169 دیوان حافظ به اهتمام محمد قزوینی و دکتر قاسم غنی، به خط حسن زرین خط، مرداد ۱۳۲۰ شمسی ، زوار، چاپ سینا، تهران » تصویر 241

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۳۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

امین در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۵ دی ۱۳۹۱، ساعت ۱۷:۱۸ نوشته:

من می خواستم این شعر رو جایی بنویسم.هر چه سعی کردم شعر رو خلاصه کنم طوری که به بیان حس و کلیت شعر ضربه نخوره نشد.واقعا شاهکاریه که به مرور زمان صیقل خورده و خودشو اثبات کرده.به علاوه به نظر من این شعر هیچ المانی که به امام زمان اشاره کنه نداره.من هیچ جایی منبعی از این که حافظ شیعه ی اثنی عشری بوده باشه ندیدم.اگرم بوده باشه هیچ ربطی به شعرش و این شعر وجود نداره.مگر اینکه بخواییم توجیه و تفسیر به رای کنیم.

 

سعید قبله مرکید در ‫۸ سال و ۵ ماه قبل، سه شنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۱، ساعت ۱۸:۵۱ نوشته:

در این غزل آمدن ایام بهار و اتمام زمستان به زیباترین شکل بیان شده است. گل نرگس که ویژگی آن رویش در انتهای فصل زمستان است، با دیدن شقایق که رویش آن نشانگر آغاز فصل بهار است به موعد انتهای عمر خود پی می برد.

 

شرح سرخی بر حافظ در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، دو شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۴۶ نوشته:

درود بر دوستان عزیز :
این که دوستی این غزل را به حضرت مهدی ( عج ) نسبت دادند برداشت ایشان است . ولی این که حافظ شیعه نبوده و سندی نداریم صحیح نیست اسنادی هست هر چند ضعیف مثلا در حمله ی شاه منصور به شیراز که در تصرف تیمور بود آخرین روز های عمر حافظ 790 تقریبا حافظ نسروده است :
کجاست آن دجال چشم ملحد کیش
بگو که مهدی صاحب زمان آمد ...
پس داریم و چند تا هم داریم اما هیچ کدام دلیل شیعه گری حافظ جبری نیست .
اما این غزل داستان دیگری دارد و آن حمله ی شاه شجاع به شیراز جهت تصرف شیراز از برادرش شاه محمود است به سال 767
این تطاول که کشید از غم هجران بلبل
تا سراپرده گل نعره زنان خواهد شد
بلبل خود حافظ است که از دست محمود به فغان آمده است و در بیت مقطع حافظ به شاه شجاع می فرماید
حافظ از بهر تو آمد سوی اقلیم وجود
قدمی نه به وداعش که روان خواهد شد
یعنی اگر زودتر نیایی و شیراز را تصرف نکنی حفظ از غصه خواهد مرد و ...
غزل اصلا عرفانی نیست بیان جنگ شیراز به سال 767 است که به پیروزی شاه شجاع و شکست شاه محمود انحامید

 

در ‫۷ سال قبل، پنج شنبه ۲ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۴:۳۳ نوشته:

اگه عرفانی نیست این بیت چیه
ماه شعبان منه از دست قدح کاین خورشید
از نظر تا شب عید رمضان خواهد شد

 

در ‫۷ سال قبل، پنج شنبه ۲ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۴:۵۰ نوشته:

با ظهور حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ درد و رنج از جهان رخت برمی­بندد و شادی و نشاط جایگزین اندوه و تشویش می­شود. در آن هنگام حیات و زندگی راستین به زمین و اهل زمین باز می­گردد و عالم پیر و فرسوده نیز جوان و تازه خواهد شد.
نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد
عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد
ارغوان جام حقیقی به سخن خواهد داد
چشم «نرگس» به «شقایق» نگران خواهد شد

و در اواخر این غزل مطرح می­کند که روزی غم هجران عاشقان حضرت و درد هجر پایان می­پذیرد و عاشقان پس از تحمل اندوه و فراق از شدت رنجی که از بابت دوری محبوب کشیده­اند، بی­اختیار تا بارگاه دوست فغان کنان پیش می­روند.
این تطاول که کشید از غم هجران بلبل
تا سراپرده گل نعره زنان خواهد شد
ماه شعبان منه از دست قدح کاین خورشید
از نظر تا شب عید رمضان خواهد شد
و مراد از خورشید، حضرت ولی عصر ـ علیه السلام ـ است که روزی ظهور خواهد کرد.

 

جاوید مدرس (رافض) در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۴۲ نوشته:

حافظ و ماه رضان، (صیام)
حافظ به عنوان یک انسان آزاده و راد مرد و انسان کامل (با معیارنسبی) اهل مَستی و راستی در مقابل زاهد ریاکار و مکار جبهه گرفته است و از کلیه موارد وامکاناتی که اسباب ریاکاری برای این ظاهر پرستان و عیب جویانی که خود منشا فساد عظما هستند ،به دید انتقاد و طنز برخورد کرده است تا پرده از ریا و تز ویر این قوم مغرور و سالوس آنها بر دارد و همیشه سر سیتزبا این خود پرستان داشته است.
ماه صیام که دوره و فرصتی برای این گران جانان بی خبر از مشی راستی است
ودر این ماه بر هر مجلس وعظ دامی برای ساده دلان نهاده اند و مست از تزویر و ریای خود بدروغ میلافند وامر بمعروف و نهی از منکر میکنند.
حافظ میگوید :
*زان می ناب کزو پخته شود هر خامی.......گر چه ماه رمضان است بیاور جامی
.
* مرغ زیرک به در خانقه اکنون نپرد.........که نهاده‌ست به هر مجلس وعظی دامی
.
* گر زمسجد بخرابات شدم خرده مگیر ......مجلس وعظ درازست و زمان خواهد شد.
.
* عنان به میکده خواهیم تافت زین مجلس ......که وعظ بی عملان واجب است نشنیدن
.
و زمانی که ماه رمضان تمام میشود و هلال ماه شوال عید فطر را خبر میدهد
حافظ با خوشحالی چنین میسراید.
*روزه یک سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست .....می ز خمخانه به جوش آمد و می باید خواست
* نوبه زهدفروشان گران جان بگذشت..........وقت رندی و طرب کردن رندان پیداست
همچنین باز در غزلی دیگر همین مضمون را تکرار میکند و ظنز آمیز بر ریاکاران که در این دوره خودنمایی شایانی دارند میتازد.
* ساقی بیار باده که ماه صیام رفت............درده قدح که موسم ناموس و نام رفت
* وقت عزیز رفت بیا تا قضا کنیم..............عمری که بی حضور صراحی و جام رفت
* مستم کن آن چنان که ندانم ز بیخودی..........در عرصه خیال که آمد کدام رفت
* دل را که مرده بود حیاتی به جان رسید............تا بویی از نسیم می‌اش در مشام رفت
زاهد خود پرست و مغرور خود را ایمن از هر چیز و گناهان و آتش دوزخ میداند بی خبر از اینکه رند گناهکار با مستی راستی خود اهل بهشت است.
* زاهد غرور داشت سلامت نبرد راه......................رند از ره نیاز به دارالسلام رفت
شرح بیت: **- زاهد به علت تکبر و غروری که داشت به سلامت و رستگاری راه نیافت ; رند از راه نیاز و فروتنی به بهشت خدا رفت ،دارالسلام : نام یکی از هشت خلد یا هشت بهشت است و به عنوان یکی از القاب بهشت در آیه 127 از سوره الانعام (6) لَهُم دارُالسَلام ِ عِندَ رَبَهِم وَ هُوَ وَلیُهُم بِما کانُوا یَعمَلُون َ نیز آمده است ، معنی لغوی دارالسلام سرای سلامت است ، که با سلامت نبرد راه در مصراع اول مناسبت و ارتباط معنی پیدا می کند،می گوید زاهد بر اثر غروری که به علت زهد و عبادت به او دست داده بود نتوانست از راه سلامت و بی خطر به بهشت راه پیدا کند، ولی رند بی پروا که به عبادت خود مغرور نبود از راه فروتنی و نیاز به بهشت راه یافت ،**
.............
در عزلی دیگر باز مژده میدهد که گردش روزگار مثل ترکان یغما گر سفره گسترده ماه رمضان را غارت کرده ودر این سفره اعم ازاعمال صحیح و اعمال ریاکارانه همه را جمع و با خود برده است . حلول هلال ماه شوال عید فطررا به ارمغان آورده و هلال ماه تازه به دور قدح اشاره میکند باید می خورد و تزویر و ریای یک ماهه ریاکاران گران جان که به هر مجلس وعظ دامی نهاده بودند را فراموش کرد.و باید دانست که اعمال صحیح واجبات زمانی درست و مقبول است که بی ریا و برای رضای حق و خلق باشد و آن زمانی امکاندارد که انسان عاشق و ضمیرش عاری از ریا و تزویر باشد.
* بیا که ترک فلک خوان روزه غارت کرد............هلال عید به دور قدح اشارت کرد
* ثواب روزه و حج قبول آن کس برد ................که خاک میکده عشق را زیارت کرد
و ازین سبب است که میگوید آمدن ماه صیام هرجند موهبتی است برای تذهیب نفس و دوری از منکرات از طرفی دیگر رفتنش نعتمی است بدان سبب که بازار خود فروشان و خودپسندان دروغین از گرمی میافتد و خودنمایی آنان تمام میشود.
* روزه هر چند که مهمان عزیز است ای دل ............صحبتش موهبتی دان و شدن انعامی
تهیه و تدوین جاوید مدرس رافض

 

رضا در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۷ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۳۲ نوشته:

با سلام بابت تفسیر ها باید بگم خیلی زیاد و متنوع هست ولی در مورد بیت چشم نرگس باید عرض کنم
نرگس گل زمستان است و شقایق گل بهار به همین دلیل نگران چون با اومدن شقایق و سمبل بهار سمبل زمستان. و نرگس باید رخت سفر ببندد

 

در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، پنج شنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۱۷ نوشته:

در مورد بیت دوم :
ارغوان جا م عقیقی به سمن خواهد دار چشم نرگس به شقایق نگران خواهدشد
ارغوان نماد معشوق است و سمن چون سفید ورنگ پریده است نماد عاشق و جام دادن به معنای احترام گذاشتن و تکریم کردن.
در مصرع دوم هم چشم نرگس نماد معشوق است و شقایق چون دل سوخته است نماد عاشق .اما شاهکار و شگرد حافظ در واژه نگران است که ایهام دارد نگران به معنای نظاره گر و نگران به معنای تشویش و دل شوره.
در باره این شاه بیت از روزنه های دیگری هم می توان نگاه کرد و صحبت نمود اما مجلس وعظ دراز است و زمان خواهد شد

 

بهمن در ‫۵ سال قبل، چهار شنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۴۸ نوشته:

البته گل نرگس از لحاظ طبیعی ارتفاع بلند تر از شقایق را دارد و همینطور سر گل نرگس خمیده است و ترکیب گل ان هم معمولا از دو رنگ است که رنگ میانی مانند مردمک چشم و اطراف آن هم سفید است مانند سفیدی چشم. گل نرگس و شقایق در یک فاصله زمانی در دشت ها با هم میرویند چنین به نظر میرسد که چشم نرگس به شقایق می نگرد.
و در تایید فرمایشات دوست گرانقدر شعر ربطی به امام زمان ندارد.

 

رضا در ‫۳ سال و ۱۰ ماه قبل، دو شنبه ۶ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۱۹ نوشته:

نفس بادِ صبا مُشک‏فشان خواهد شد
عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد
غزلی نغز وناب، امیدبخش وفرح فزا،که نویدبخش ِ بهاری دل انگیزاست. امید دراین غزل موج می زند وآدمی را وادارمی کند که درمقابل ِ شکوهِ زندگانی،سرتسلیم فرودآورده وبه ندای زندگی پاسخ ِ آری دهد. این غزل هرگزکهنه نمی شود وازخواندن ِآن هیچکس خسته نمی گردد. به لطفِ حضور گلهای رنگارنگی چون ارغوان ،یاسمن ،شقایق ولاله، آنقدرسرسبزومعطّراست که خود به تنهایی بهاری باطراوت و خیال انگیزمی باشد بااین تفاوت که به دنباله خزانی ندارد وهیچگاه صفا وسبزیِ آن به زردی نمی گراید.
«مُشک» مادّه‏ ای خوش‏بوست که طَیِّ فرآیندی از نافِ آهو گرفته می‏شود. نفس ِبادِصبا به میمنتِ رویش ِ گل‏های خوش‏رنگ و بو به زودی مُشک‏فشان خواهدشد. عطری شامّه نواز که حتّا شمیم ِ آن ازواژه های غزل نیزبه مشام می رسد.
«عالم پیر»: اشاره به دوران دارد که درحال ِ پشت سرگذاشتن زمستان است،حافظ به زیبایی این وضعیّت را به دوران پیری وبهار راجوانی تشبیه کرده است.
معنی بیت: بزودی بافرارسیدن بهار ورویشِ گلهای رنگارنگ وخوش بو ومعطّرنفس باد صبا مُشک افشان خواهدشد وهمه جارا عطردل انگیزبهاروشادابی فرا خواهدگرفت. روزگارنیزکه ازسپیدی برفی که برسرش نشسته وبه پیری شبیه شده است به زودی جوانی آغازکرده وسرشارازنشاط و شادمانی خواهدشد.
اَرغوان جام عقیقی به سَمن خواهد داد
چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد
حافظ درتصویرسازی نظیرندارد، اوباواژه ها وترکیباتِ بدیع نقّاشی می کند ونقّاشی را به رشته ی نظم درمی آورد. دراین غزل هردوحالت رُخ داده است. تصویری زیبا ازبهاری دل انگیز، گلِ اَرغوان جامی از شرابِ ارغوانی رنگ آماده کرده و به گل یاسَمن پیش‏کش می‏کند. درگوشه ای دیگرگلِ "نرگس" چشم‏انتظار آمدن شقایق نگرانست. "نگران" به معنی "نگاه‏کنان"نیزهست و هردومعنی مدِّ نظرشاعربوده است. حافظ دراین بیت غزل به گلها وبلبل وپدیده های طبیعت، شخصیّتِ انسانی داده وزندگی ووجودآنهارا برجسته ترنشان داده است.
معنی بیت: وقتی بهارفرارسد گل ارغوان جام شرابی آماده کرده وبه گل یاسَمن تقدیم خواهدکرد وگل ِ نرگس که پیش ازرویش ِشقایق ها ازبین می رود، چشمانش منتظر روییدن شقایق ها خیره خواهدماند.
بربرگِ گل به خون شقایق نوشته اند
کانکس که پخته شدمِی چون ارغوان گرفت
این تطاول که کشید از غم هجران بلبل
تا سراپرده‏ی گل نعره‏زنان خواهد شد
"تَطاول"گردنکشی،گستاخی، دراینجا منظور همان ظلم وتَعدّیِ زمستان به بلبل، در تاخیر انداختن ِ شکوفایی گل است.
معنی بیت:
زمستان با سوز و سرمای خود، باعثِ به تاخیرافتادن ِ شکوفایی گل (معشوقه ی بلبل) شده وبه بلبلِ شیداوشیفته ی گل ، ظلم کرده واو رابادورنگاهداشتن ازگل آزردا خاطرکرده است.
"سراپرده" خلوتگاه وپشتِ پرده، اندرونِ غنچه، بلبلِ طاقت ازکف داده که انتظار زیادی کشیده وبی تاب وبیقرار شکفتن ِ گل است، فریاد زنان از ظلم وتعدّیِ زمستان، سعی خواهدکرد بی صبرانه به درونِ غنچه واردشده وگل راازخلوتسرای خویش بیرون بکشاند.
دلم رفت وندیدم روی دلدار
فغان ازاین تطاول آه ازاین زَجر
گر زمسجد به خرابات شدم خرده مگیر
مجلس وَعظ دراز است و زمان خواهد شد!
حافظ دراینجابه واقعیّتِ روشنی اشاره دارد! مجلس ِوَعظ درازاست وزمان خواهدشد!
حافظ از دستِ صحبت های زیاد ومجلس ِ کسالت بارِ واعظ والبته ازبی عملیِ او فرار کرده و می‏ فرماید:
معنی بیت: برمن خُرده مگیرید اگر از مسجد به خرابات می‏روم ازمن دلگیر مشو زیرا که مجلس ِ وعظ طولانی وملال آورشده است. من اگروقت ِ خودرا درمجلس ِ متشرّعین ِ متعصّب ویکسویه نگر سنّی ها که تفکّری همانندِ داعش ِ امروزی دارند تَلَف کنم،مان برای شادخواری و لذّت بردن اززیبائیهای بهار وعشقورزی به پیرامون خویش از دست خواهد رفت!
عنان به میکده خواهیم تافت زین مجلس
که وعظِ بی عَملان واجب است نشنیدن
ای دل اَرعشرتِ امروز به فردا فکنی
مایه‏ی نقدِ بقا را که ضمان خواهد شد؟!
ضمان: تضمین کننده ،ضامن
معنی بیت:
درادامه ی بیتِ قبلی می‏فرماید: ای دل اگرفرصتِ شادیخواری وشادمانی(بهار) راازدست داده وعیش وعشرت وشادبودن را ازامروز به فردا بیندازی، چه کسی تضمین خواهد کرد که تا فردا زنده‏ خواهی ماند؟!
سخن درپرده می گویم چوگل ازپرده بیرون آی
که بیش ازپنج روزی نیست حکم میرنوروزی
ماهِ شعبان مَنه ازدست قَدح، کاین خورشید
ازنظرتاشب عیدِ رمضان خواهد شد
قدح: جام وکاسه ی شرابی که دوکس راسیرگرداند.
معنی بیت: وقت رادریاب ماه شعبان است وعیش ونوش هنوزآزاداست قدح شادمانی وپیاله ی شادخواری راازدست مده و این فرصت راغنیمت دان که پس از ماهِ شعبان ماهِ رمضان فراخواهدرسید و به باده نوشان سخت خواهندگرفت و آفتابِ قدح ِ شراب، یک ماه از برابر چشمانمان دور خواهد شد. گرچه حافظ درماه رمضان نیزبه بهانه های مختلف قدح ازدست نداده وعیش ونوش خودراترک نکرده است.
زان باده که درمیکده ی عشق فروشند
مارادوسه ساغربده و گورمضان باش
گل عزیز است غنیمت شمریدش صحبت
که به باغ آمد از این راه وُ، از آن، خواهد شد
غنیمت شمردن: قدردانستن، مواظبت کردن
معنی بیت:
فلسفه ی وجودی "گل" برای لذّت بردن اززیبائیها،شادبودن وپرداختن به عیش ونوش است. بنابراین گل باارزش وعزیزاست هم نشینی و هم‏ صحبتی با گل را غنیمتی بدانیم چرا که گل درنگ نخواهدکردومنتظرکسی نخواهدماند. گل ناگشوده نقاب ازرُخ،آهنگِ رحلت سازخواهد کردو باهمان سرعتی که از یک در می آید باهمان سرعت ازدردیگرخارج شده وازنظرها ناپدیدمی گردد. دوران شادمانی رادریابید که خیلی زود دیرمی شود!
می بیاورکه ننازدبه گلِ باغ جهان
هرکه غارتگری بادخزانی دانست
مطربا مجلس اُنس است غزل خوان و سرود
چند گویی که چنین رفت و چنان خواهد شد؟!
مجلس اُنس: محفل خصوصی دوستان همدل وصمیمی
معنی بیت:
ای مطرب،مجلس مجلسِ اُنس واُلفت ودوستیست. صحبت های متفرّقه راکوتاه کن،غزل هاوسرودهای عاشقانه وآبدار بخوان و صحبت‏های دیگر را رها کن.تاکی می خواهی ازگذشته وآینده تعریف کنی به حال واکنون توجّه کن که دوستانِ همدل وهمراه گِردِ هم آمده اند تابه عیش وعشرت بپردازند.
مجلس اُنس وبهاروبحثِ شعراَندرمیان
نستدن جام می ازجانان گرانجانی بُوَد
حافظ از بهر تو آمد سوی اقلیم وجود
قدمی نِه به وداعش که روان خواهد شد
اقلیم: سرزمین
معنی بیت:
حافظ تنهادلیل آمدنش به این دنیا را ،دیدن معشوق و عاشق شدن می‏داند.ورندانه از معشوق می‏خواهد حال که درزمان زندگی، لطف ومرحمتش را ازاومضایقه ودریغ کرده، حداقل اکنون که در حال رحلت ورخت بربستن از این دنیاست، بر سر بالین او بیاید و مرحمتی کند!
می خواستم که میرم اَش اَندرقدم چوشمع
اوخود گذربه ماچونسیم سحرنکرد

 

بهمن در ‫۳ سال و ۶ ماه قبل، چهار شنبه ۲۹ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۸:۰۰ نوشته:

جناب شمس الحق عزیز بسیار نیکو اصلاح فرمودین. ممنون از دقت نظر و ابراز لطف شما

 

روفیا در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۳۹ نوشته:

ای دل ار عشرت امروز به فردا فکنی
مایه نقد بقا را که ضمان خواهد شد
?who has guaranteed your survival

 

علی در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، دو شنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۱۱ نوشته:

سلام
به نظرم بهتر بود خوانشگر غزل‌ها (آقای قاسمی) هنگام تلفظ «ق» دقت بیشتری می‌کردند و «ق» رو عیناً «غ» تلفظ نمی‌کردند. در چندین غزل این خلط تلفظ رو دیدم. احتمالاً لهجه‌ی ایشون اینطوره که تفاوتی بین تلفظ این دو حرف نمی‌گذاره. اما، فی الواقع، بین این دو تفاوت هست.
سپاس

 

علی در ‫۳ سال و ۱ ماه قبل، یک شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۵۴ نوشته:

شعر از بهار سخن نمی گوید؛ بلکه از یک دگرگونی جدی تر حرف می زند.
در بیت دوم: "ارغوان، جام عقیقی به سمن خواهد داد"، فکر می کنم اگر ی در عقیقی را ی نکره در نظر بگیریم و عقیق را به تنهایی صفت به شمار آوریم، شعر زیباتر خواهد شد. همان طور که مثلاً می گوییم "انگشتر عقیق" که در آن عقیق صفت است.
در بیت "ماه شعبان منه از دست قدح کاین خورشید ..." خورشید در واقع همان قدح است که حافظ به زیبایی از طلوع مجدد آن در "شبِ" عید رمضان سخن گفته. من فکر می کنم این که زاده ی نیمه ی شعبان را به خورشید پس ابر تشبیه کرده اند، ایده اش از همین بیت گرفته شده. و اساساً به نظرم می رسد بسیاری مفاهیم و کلمات دینی و ملی از اشعار حافظ گرفته شده باشند.
در تصحیح جناب هوشنگ ابتهاج از دیوان حافظ، بیت آخر به صورت "حافظ از بهر تو آمد"ی" سوی اقلیم وجود" آمده که به نظر زیباتر است و اگر درست خوانده شود، ایراد وزنی هم ندارد.

 

مسعود در ‫۳ سال قبل، سه شنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۵۹ نوشته:

@علی
با سلام
بنده هم با شما هم عقیده هستم.واقعاً نمیدونم بعضیا چه اصراری دارن که ق رو غ بخونن؟
باور کن جناب قاسمی(خوانشگر) ق رو غ خوندن کلاسی نداره،کاملاً هم پیداست که از عمد اینجوری میخونه

 

شهروز در ‫۲ سال و ۸ ماه قبل، یک شنبه ۶ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۵۵ نوشته:

با عرض سلام. من نمیدونم یعنی بین این همه ادیب یک نفر پیدا نمیشه که اصلاح کنه معانیه اشتباهی که از تفسیر اشعار حافظ شده! بله درسته، اگر قرار به ربط دادن به موضوعی باشه به هر چیزی قابل تشبیه هست اما اگر دنبال معنی دقیق کلمه باشیم این شعر اینگونه خواهد بود.
نفس باد صبا مشک فشان خواهد.
رایحه ی حضور و امدن خداوند برای کمک تمام مشامت را پر خواهد کرد.
عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد.
افکار نگران کننده و غمگین کننده و هر عامل دیگری که سبب ایجاد غم و اندوه در تو شده از بین خواهند رفت.
ارغوان جام عقیقی به سمن خواهد داد.
خداوند به تو ای عاشق دلشکسته از جفای معشوق، جامی ارزشمند از ثروت و مادیات دنیوی نظیر پول و مقام خواهد داد و مقام تو را گرامی میدارد و به اوج میرساند.
چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد.
معشوقه ی بی وفای تو نگران میشود که مباد حال که تو به جایی رسیده ای او را به سبب بی وفاییهایی که کرده طرد کنی و خواهان معشوقه ای تازه و جدید باشی.
این تعریف کامل و دقیق این شعر. هیچ ربطی هم به امدن بهار و رفتن زمستان هم ندارد. قران که نیست در جنبه های گوناگون معنا پیدا کند. هرچند که بنده اشعار حافظ رو بیان و لحن دیگری از قران میدانم. قران فارسی!

 

طوطی در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، پنج شنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۵۶ نوشته:

مناجات بسیار زیبایی برای حضرت قایم هست.که روایتگر روز تولد ایشان و برکت ماه شعبان. با اشاره به آن بیت حضرت حافظ که میفرمایند چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد.
و در ادامه امید حضرت به دیدار و ظهور منجی در همان رمضان. خیلی توصیف و مناجات زیبایی بود. ممنونم از حضرت حافظ برای این وصف کم نظیر

 

نیکی در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، چهار شنبه ۲۹ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۵۶ نوشته:

«چشم نرگس بشقایق نگران خواهد شد.» یعنی چی؟

 

م در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، پنج شنبه ۱ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۵۵ نوشته:

نیکی!جوابتو اون بالا دادن.خلاصش اینه که درباره رویش گلها و عمر کوتاهشون و پژمرده شدنشونه.

 

محسن ، ۲ در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، پنج شنبه ۱ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۵۱ نوشته:

نیکی گرامی
چشم نرگس بشقایق نگران خواهد شد
چشم زیبا را به گل نرگس تشبیه می کنند
این مصراع را به دو جور می توان تعبیر کرد
اول ، گل نرگس به شقایق صحرایی می نگرد و یا نگرانِ اوست.
دوم ، چشمهای زیبا {نرگس چشمان } به شقایق ها می نگرند یا نگران شقایق ها هستند که نفس باد صبا چه بر سر گلهای شقایق می آورند

 

صابر در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، یک شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۲۸ نوشته:

محمدصادق فطرت ناشناس خواننده چیره دست افغانستان این شعر را بسیار به زیبایی هایش در قالب یک آهنگ درآورده
https://youtu.be/uNoNWCJ8C1c?list=LLP24I87LPTK2Vc-pFLC4w5g

 

محمد ادیب نیا در ‫۲ سال قبل، جمعه ۷ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۵۴ نوشته:

آری، با ظهور حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ درد و رنج از جهان رخت برمی بندد و شادی و نشاط جایگزین اندوه و تشویش می شود. در آن هنگام حیات و زندگی راستین به زمین و اهل زمین باز می گردد و عالم پیر و فرسوده نیز جوان و تازه خواهد شد.
نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد / عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد
ارغوان جام حقیقی به سخن خواهد داد / چشم «نرگس» به «شقایق» نگران خواهد شد
و در اواخر این غزل مطرح می کند که روزی غم هجران عاشقان حضرت و درد هجر پایان می پذیرد و عاشقان پس از تحمل اندوه و فراق از شدت رنجی که از بابت دوری محبوب کشیده اند، بی اختیار تا بارگاه دوست فغان کنان پیش می روند.
این تطاول که کشید از غم هجران بلبل / تا سراپرده گل نعره زنان خواهد شد
ماه شعبان منه از دست قدح کاین خورشید/ از نظر تا شب عید رمضان خواهد شد
و مراد از خورشید، حضرت ولی عصر ـ علیه السلام ـ است که روزی ظهور خواهد کرد.
والحمد لله رب العالمین علی کل حال

 

رضا س در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، چهار شنبه ۱ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۰۴:۲۰ نوشته:

این تفسیرها چیه که از شعبان میکنین. ماه شعبان قبل از رمضانه. در زمان شاه‌شجاع و احتمالا شاه‌ابواسحاق در ماه رمضان میکده‌ها رو در شیراز میبستن و با حلول عید فطر باز میکردن. از یک کلمه که نمیشه به چیزی که در ذهنمون داریم برسیم:
عید است و آخر گل و یاران در انتظار/ ساقی به روی شاه ببین ماه و می بیار
دل برگرفته بودم از ایام گل ولی/ کاری بکرد همت پاکان روزه‌دار
یا
بیا که ترک فلک خوان روزه غارت کرد/ هلال عید به دور قدح اشارت کرد
درسته که حافظ در پرده سخن میگه ولی اینطور هم نیست که یک کلمه بیاره و اون یک کلمه رو مفسرین تفسیر کنن و معانی عجیب و غریب ازش پیدا کنن. کسانی که اینجوری معنی میکنن نه تنها با حافظ آشنا نیستن بلکه به قدرت شعر حافظ هم ایمان ندارن

 

امین سیفی در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۱۶ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۰۶:۵۶ نوشته:

درود بر عزیزان،معنی و منظور گل عزیز است غنیمت شمریدش صحبت و خصوصا مصرع دوم یعنی که به باغ آمد از این راه و از آن خواهد شی چیه؟

 

برگ بی برگی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، دو شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۴۰ نوشته:

نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد
عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد
حافظ به این دلیل جهان را پیر میبیند که سالهاست بشریت در خواب ذهن و توهم فرو رفته چرا که عشق از میان انسان رخت بربسته است پس خواجه امیدوار میشود که باد صبا همچون نفخه ای از سوی حضرت دوست وزیده و با خود طراوت ، جوانی و مشک و عنبر و شادی را در جهان منتشر کند و انسان را از این رخوت رهانیده ، برای او سرزندگی و نشاط به ارمغان بیاورد
ارغوان جام عقیقی به سمن خواهد داد
چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد
ارغوان که نماد زندگی میباشد جامی از می ایزدی به سمن یا انسان رنگ پریده می نوشاند تا او را از این کسالت بدر آورد و چشم نرگس حضرت دوست از اینکه سمن تیز همچون شقایق برنگ عشق در آمده و تحمل درد عشق و عاشقی را داشته
باشد نگران است .
این تطاول که کشید از غم هجران بلبل
تا سراپرده گل نعره زنان خواهد شد
تطاول در اینجا به انتظار سخت و طولانی گرفته شده است و
بلبل شکر گفتار حافظ میباشد که پس این انتظار سخت وغم هجران به سراپرده یا خیمه گل که همان گنبد کبود یا این جهان است روان شده تا فریاد زنان ، گل یا انسان را از این خواب گران بیدار نموده به او یادآور شود که موسم بیداری و جوان شدن شده و وقت آنست تا بخود آمده برای کار اصلی خود در این دنیا بپا
خیزد . بلبل پرنده نغمه سر میدهد و نعره نمی زند اما بلبلانی مانند حافظ نعره و فریاد میزنند تا انسان را از این خواب ذهن بیدار کنند ولی افسوس که برخی با هیچ نعره و فریادی بیدار نخواهند شد چرا که این خوابی خود خواسته است .
هر چند صد سالی بلبلی نغمه خوان چون حافظ بنا به طرح خدا یا زندگی پای به پرده سرای این جهان میگذارند تا با نغمه های فریاد گونه انسان را از خواب ذهن بیدار کنند .
گر ز مسجد به خرابت شدم خرده مگیر
مجلس وعظ دراز است و زمان خواهد شد
اما حافظ به این انسان توصیه اکید میکند که برای کار اصلی خود در جهان که وفای به عهد برای زنده شدن به حضرت دوست است راه مسجد و وعظ و خطابه را انتخاب نکند و او نیز چنین کرده است و جای سرزنش نیست چرا که این راهی بس طولانی و کسالت آور است و زمان از دست خواهد رفت . راه وعظ ترس از خدا و طمع به نعمات بهشت است و راه عرفان راه عاشقی و دلدادگی میباشد که انسان با شوق و به سر میرود و نه با شک و ترس از عقوبت و مکافات عمل .
ای دل ار عشرت امروز به فردا فکنی
مایه نقد بقا را که ضمان خواهد شد
و به دلیل همین وقت اندک انسان در این جهان حافظ از انسان میخواهد که امروز و فردا نکند چرا که فردا را کسی تضمین نمی کند پس هم اکنون کار بر روی خود را شروع کن تا به عشرت و شادی و سرزندگی که حاصل آن کار است دست یابی .
ماه شعبان منه از دست قدح کاین خورشید
از نظر تا شب عید رمضان خواهد شد
جناب حافظ باز هم به تنگ بودن وقت انسان در این جهان اشاره میکند و میفرماید ببین که ماه رمضان که برای روزه داران طولانی مینماید سرانجام عید فطر خواهد رسید و انسان درمی یابد که رمضان چندان هم به درازا نکشید پس عمر را غنیمت دان و از این قدح شراب یا نور ایزدی در همه عمر خود کمال بهره را ببر .
گل عزیز است غنیمت شمریدش صحبت
که به باغ آمد از این راه و از آن خواهد شد
گل وجود انسان عزیز و گرانقدر است پس هم صحبتی با نیکان و بزرگان مانند حافظ را مغتنم بشمارید چرا که مانند گل بوستان
با چشم بر هم زدنی از دست خواهند رفت .مراد از گل در اینجا هم خود حضرت حافظ و هم سایر انسان ها میباشد .
مطربا مجلس انس است غزل خوان و سرود
چند گویی که چنین رفت و چنان خواهد شد
پس ای انسان که ذاتاً سراپا طرب و نشاط هستی این مجلس (زندگی ) مجلس الفت و مهربانیست ، تو به این جهان آمده ای که غزل و ترانه شادی و عشق بخوانی ، چرا اینقدر از گذشته و آینده سخن می رانی و به حال نمی پردازی ؟ انسان غالباً زندگی و شادی و خوشبختی را از آینده طلب میکند که گمان میبرد با رسیدن به آنها به شادی و آرامش میرسد . در برخی موارد نیز حسرت فرصت های از دست رفته گذشته را میبرد اما حافظ میفرماید که خوشبختی در همین لحظه میباشد .
حافظ از بهر تو آمد سوی اقلیم وجود
قدمی نه به وداعش که روان خواهد شد
در انتها حافظ که خود به رسالتش در راهنمایی انسان های متوهم خواب زده واقف میباشد میفرماید که او بخاطر بیدار کردن انسان پای به جهان هستی گذاشته است پس تو نیز ای انسان قدری او را همراهی کن چرا که حافظ خود لطیف و روان و از جنس خدا خواهد شد . یعنی که با خضوع خود را در ردیف ما انسان های خواب زده قرار داده و میگوید بیایید با هم بر روی خود کار کنیم تا به حضرت دوست زنده و بسوی او روان شویم که همان آلی الله راجعون میباشد اما با همین جان خاکی و نه پس از مرگ
در پناه حق باشید

 

برگ بی برگی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، دو شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۱۸ نوشته:

پی نوشت :
ماه شعبان منه از دست قدح کاین خورشید
از نظر تا شب عید رمضان خواهد شد
بنظر میرسد مراد از ماه شعبان همان ایام شباب و جوانی باشد که تاکید حافظ بر شروع کار از این ایام میباشد چرا که به چشم برهم زدنی این ایام سپری و به میان سالی و پیری خواهیم رسید و تا آن زمان دیگر از آن قدح می و نور ایزدی خبری نخواهد بود . تمامی این برداشتها از آثار بزرگان بر مبنای حدس و گمان و بر اثر بینش شخص معنی شده و حجت نیستند چه بسا دیگران در آینده دور و نزدیک بسیار بهتر و پربارتر از ما این ابیات نورانی و تاثیر گذار را معنی کنند و این نشات گرفته از عدم سکون انسان حکایت دارد همانطور که همه ذرات این عالم مدام در حرکت و تحول هستند و انسان نیز از این قاعده هستی مستثنی نیست.

 

.. در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، دو شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۴۹ نوشته:

غزلی خوش‌خبر و
حاشیه‌ها بی‌خبری..

 

علی در ‫۱۰ ماه قبل، جمعه ۲۱ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۳۷ نوشته:

دوستان من بسیاری از شعرهای حافظ را صرفا دنیوی ‌و‌برای لذت بردن از زیبایی‌های این دنیا میدانم ولی این شعر حکایت دیگر دارد.
کل شعر مربوط به زیبا دیدن مرگ و‌وصال به او‌در آن دنیاست که زیباست و‌بهار دل‌ها خواهد شد ولی بیت آخر به حدیث لولاک اما خلقت الافلاک اشاره دارد که همه ما طفیلی وجود حضرت ختمی مرتبت هستیم و‌بنابراین بیت :
ماه شعبان منه از دست قدح...
هم می‌تواند مربوط به ارادت حافظ به اهل بیت باشد که غیبت حضرت مهدی را بیان می‌کند تا روز ظهور .
بنابراین حافظ که انسان ایده آلیستی هست معتقد به سرنوشت حتمی خوب برای دنیا و بعد از آن در مرگ است ولی تذکر می‌دهد نکند به هوای آن بهار اینجا و این عشرت را دست کم بگیری و‌لحظات را بیهوده سپری کنی بلکه لذت ببر ‌ولی وقت تلف نکن

 

Shm در ‫۱۰ ماه قبل، پنج شنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۳۶ نوشته:

لطفا آرایه استعاره را در مصراع چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد رو یکی بگه ؟

 

محمود در ‫۸ ماه قبل، سه شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۴۷ نوشته:

این غزل را استاد شجریان با همنوازی استاد احمد عبادی در برنامه موسیقی ایرانی اجرا کرده اند.

 

وفا در ‫۶ ماه قبل، چهار شنبه ۱۷ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۵۶ نوشته:

با تشکر از دوستی که《اقلیم وجود》رو 《شیراز》تعبیر کرده یود.
چرا حافظ شیراز رو اقلیم وجود نامیده؟

 

وفا در ‫۶ ماه قبل، چهار شنبه ۱۷ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۵۷ نوشته:

دوستان چرا اقلیم وجود رو به شیراز تفسیر کردن؟

 

هاشم قاسمی در ‫۴ ماه قبل، یک شنبه ۱ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۱:۱۰ نوشته:

به نظر می آید که در بیت " ماه شعبان منه از دست قدح کین خورشید -... " کلمه خورشید درست نباشد حتی اگر سعی کنیم برای آن معنایی فلسفی قایل باشیم . چرا که خورشید از هلال رمضان تا هلال شوال تقریبا 29 بار در نظر عیان می شود نه پنهان !! و صحیح آن به نظر این حقیر چنین است ; " ماه شعبان منه از دست قدح کین مه نو - از نظر تا شب عید رمضان خواهد شد . و معنایش این خواهد بود که در ظول رمضان یعنی از حلول رمضان تا هلال شوال ( که عید فطر خواهد شد ) باده در مرام عارقان ممنوع خواهد بود . پس تا ماه شعبان در حریان است باده را زمین مگذار چرا که هلالی که در اول رمضان دیده می شود از نظر تا عید فطر یعنی هلال شوال پنهان خواهد شد و باده ای در کار نخواهد بود . موفق باشید

 

کامیار هو در ‫۳ ماه قبل، دو شنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۲۳ نوشته:

گزیده‌هایی از معانی باد صبا:
- در اصطلاح سالکان باد صبا، اشارتست از نفحات رحمانیه که ازطرف مشرق روحانیات می‌آید
- بعضی باد شرقی را گفته‌اند و بعضی بر آنند که بدان گل بشکفد
- در تذکرةالاولیاء مذکور است، صبا بادی است که از زیر عرش برمی‌خیزد
- باد فروردین
---
برای کسی که تجربه عرفانی داشته باشد، بُعد روحانی و بُعد طبیعی این شعر در تقابل با هم قرار ندارد و نمی‌تواند بهانه دعوا‌های کوچه بازاری باشد. وجه بیرونی این باد آن است در فروردین و یا دم‌صبح می‌وزد و مایه گشایش طبیعی‌ است و وجه درونی آن بادی است که ممکن است هر آن از عرش رحمانی بر دل هر کسی بنشیند و این عارف است که توجه‌اش به دریچه دل باعث ‌می‌شود غافل نباشد و گشایشی ‌بهار‌گونه را درون خود تجربه کند. گونه‌ای از تجربه که اگر چه در این عالم فقط لحظه‌ای باشد، درون خود عالمی و ابدیتی را همراه دارد و باقی شعر بسط آن است.
اگرچه مانند هر شعر عرفانی دیگری می‌توان هزار و یک تفسیر از آن داشت، که هر کدام آیینه‌ایست از جهان‌بینی مفسر... آنچه در بازار مکاره ستیزه‌گری این تفاسیر با یکدگر گم می‌شود، درکِ تجربیِ حقیقتی تجربی است که از دل آن این واژه‌ها زاده شده‌اند.

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.