گنجور

حاشیه‌ها

آرش جوادی در ‫۲ روز قبل، سه‌شنبه ۲۴ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۵:۳۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۵:

اگر دانی که دنیا غم نیارزد

به روی دوستان خوش باش و خرم

غنیمت دان اگر دانی که هر روز

ز عمر مانده روزی میشود کم

علی میراحمدی در ‫۲ روز قبل، سه‌شنبه ۲۴ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۰۸:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۶:

گفت آسان گیر بر خود کارها کز ...

یکی از ابیاتی که تا شخص خود تجربه نکند یا در تجربه دیگران مشاهده نکند معنایش را در نمیابد

دنیا هم به سخت کوشان و هم به سخت گیران سخت میگیرد

وای از روزی که سخت کوشی و سخت گیری ملکه ذهن آدمی شود 

و یکی از اهداف آشکار و پنهان عرفان آنست که اجازه ندهد چیزی ملکه ذهن آدمی باشد 

 

سید حازم سادات در ‫۳ روز قبل، دوشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۲۱:۰۱ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۸۱۷:

زییاا 💙 

سید حازم سادات در ‫۳ روز قبل، دوشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۲۱:۰۰ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۹۴۷:

زییاا 💙 

سید حازم سادات در ‫۳ روز قبل، دوشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۲۱:۰۰ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۹۴۱:

زییاا 💙 

سید حازم سادات در ‫۳ روز قبل، دوشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۲۰:۵۹ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۹۳۹:

زیباا 🩵 

agareza sad در ‫۳ روز قبل، دوشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۸:۲۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۴:

یعنی تا زمانی که استاد شجریان این غزل سعدی در خصوص برگ تنهایی با محمد موسوی اجرا نکرده بود کسی نمی‌دانست ارزش این شاهکار سعدی را

مهرداد . در ‫۳ روز قبل، دوشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۴:۵۰ در پاسخ به علی میراحمدی دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۹:

بسیار جالب

متشکرم آقای میراحمدی

حسین مویدی در ‫۳ روز قبل، دوشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۲:۴۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۶۹:

همان تخت به دوازده لخت بود جهانی سراسر همه تخت بود

به نظر می رسد در هم ریختگی باعث شکست در وزن شده است . شاید :

همان تخت بیش از دو ده لخت بود 

جهانی سراسر همه تخت بود 

بختیار دانشانی در ‫۳ روز قبل، دوشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۱:۱۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۱:

سلام. اجرای این شعر به آواز سیداحمدخان ساوه‌ای و تار درویش خان موجود است. پوزش بابت نوشتن این مورد در حاشیه‌ها، معرفی ترانه در نظرم پیچیده بود.

Zahed Parsa در ‫۳ روز قبل، دوشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۰:۵۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۴۰:

آقای شفیق سیه پوش این شعر رو بسیار زیبا اجرا کرده... سبک راک

عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۳ روز قبل، دوشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۰۷:۵۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸:

در متن نُشاب ثبت شده بود اما نَشاب صحیح است به معنی تیرانداز بر وزن فَعّال اسم مبالغه است مثل خَبّاز و نَجّار

اصلاح شد

نُشاب به معنی تیرها است 

کاظم رمضانیان در ‫۳ روز قبل، یکشنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۲۳:۱۸ دربارهٔ شیخ بهایی » کشکول » دفتر چهارم - قسمت دوم » بخش سوم - قسمت دوم:

این قسمت از این قطعه از شیخ بهایی نیست:

رفتم بر اسب تا  به جرمش بکشم

گفتا که نخست بشنو این عذر خوشم

 

من گاو زمینم که جهان بردارم؟

یا چرخ چهارمم که خورشید کشم 

 

مربوط به امیر معزی نیشابوری شاعر درباری قرن ششم هجری است که فی‌البداهه شعری را در زمان زمین خوردن سلطان سنجر سلجوقی حین بازی چوگان سرود و هم جان اسب را نجات داد و هم اسب به او هبه شد:

شاها ادبی کن فلک بد خو را

کاسیب رسانید رخ نیکو را

 

گر گوی خطا کرد، به چوگانش زن

ور اسب خطا کرد، به من بخش او را

 

 

با شنیدن این ابیات خشم شاه فروکش کرد و خندان شد و اسب را به او بخشید.

 

معزی بلافاصله این رباعی دیگر را گفت:

 

 

رفتم بر اسب تا که زارش بکشم

 

گفتا: بشنو نخست این عذر خوشم

 

من گاو زمینم که جهان بر گیرم؟

 

یا چرخ چهارمم که خورشید کشم

 

 

 

دکتر حافظ رهنورد در ‫۳ روز قبل، یکشنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۲۳:۱۴ در پاسخ به سعید حبیب زاده دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۱:

بیتی که اشاره کردید در تمام نسخه‌ها و شرح دیوان‌ها همان عقل است.

اما نکته‌ی جالب‌تر در این بیت این است که معمولن برای صفت هیچ‌کاره باید از فعل ربطی" است" استفاده کند؛ یعنی بگوید هیچ‌کاره است. اما برای ایجاد ایهام معنایی که یکی از شگرد‌های خواجه است از فعل ربطی منفی استفاده می‌کند. انگار که در یک معنا بخواهد بگوید که هیچ‌کاره‌ی هیچ‌کاره هم نیست.

کاظم رمضانیان در ‫۴ روز قبل، یکشنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۲۲:۳۱ دربارهٔ امیر معزی » رباعیات » شمارهٔ ۴:

حاضر جوابی امیرمعزی در برابر سلطان سنجر

 

سلطان سنجر در میدان به چوگان بازی مشغول بود. ناگهان اتفاقی افتاد و سلطان از اسب به زمین افتاد و مجروح شد، معزی که در آن جا حضور داشت، بالبداهه این رباعی را ساخت:

شاها ادبی کن فلک بد خو را

کآسیب رسانید رخ نیکو را

 

گر گوی خطا کرد، به چوگانش زن

ور اسب خطا کرد، به من بخش او را

 

با شنیدن این ابیات خشم شاه فروکش کرد و خندان شد و اسب را به او بخشید.

 

معزی بلافاصله این رباعی دیگر را گفت:

 

رفتم بر اسب تا که زارش بکشم

گفتا: بشنو نخست این عذر خوشم

 

من گاو زمینم که جهان بر گیرم؟

یا چرخ چهارمم که خورشید کشم

بزرگمهر در ‫۴ روز قبل، یکشنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۲۰:۵۸ در پاسخ به رضا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۷:

ظرایف زیادی در این شرح دیده میشود که جالب است.

نکته‌ای که به نظر میرسد «ز» در بیت اول اگر فراغ را با فتحه و به معنی استواری بخوانیم، باید با در یا حرف مشابه‌ای جایگزین شود؟

شیخ جام در ‫۴ روز قبل، یکشنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۹:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۳:

‏مثل ‌ #حافظ⁩ باشید که در وصف نچرال بودن طرف میگه: 

‏دل فریبانِ نباتی همه زیور بستند 

دلبر ماست که با حُسنِ خداداد آمد!!

علی میراحمدی در ‫۴ روز قبل، یکشنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۸:۳۲ در پاسخ به مهرداد . دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۹:

دلبر مرا یک بوسه داد ،چه میشد اگر شش یا هفت بوسه میداد

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۴ روز قبل، یکشنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۸:۲۷ در پاسخ به دکتر جمادی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۶:

بنان استاد تمام آواز ایرانی بود و انسانی نجیب و اصیل

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۴ روز قبل، یکشنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۸:۲۳ در پاسخ به حمیدرضا علیزاده دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۶:

عالی است

۱
۲
۳
۴
۵۸۲۶