محمدکاظم نجفی در ۱۲ ساعت قبل، ساعت ۰۷:۴۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » کیومرث » بخش ۱ - پادشاهی کیومرث سی سال بود:
پسر شاه از شنیدن این خبر به خشم آمد، سپاه را گرد آورد و هوشیار شد.
ممنون از امیرحسین عزیز. گوش گشادن چیزی شبیه به چشم باز کردن است. به معنی مراقب بودن.
محمدکاظم نجفی در ۱۲ ساعت قبل، ساعت ۰۷:۳۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » کیومرث » بخش ۱ - پادشاهی کیومرث سی سال بود:
سروش، ماجرا را جزءبهجزء برای او بازگفت که دشمن در برابر پدرش چه نقشهای میکشد.
محمدکاظم نجفی در ۱۲ ساعت قبل، ساعت ۰۷:۳۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » کیومرث » بخش ۱ - پادشاهی کیومرث سی سال بود:
ناگهان سروشِ خجسته و مبارک پدیدار شد، درحالیکه مانند پریان لباسی از پوست پلنگ بر تن داشت.
محمدکاظم نجفی در ۱۲ ساعت قبل، ساعت ۰۷:۲۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » کیومرث » بخش ۱ - پادشاهی کیومرث سی سال بود:
با هرکس از اندیشه و خواستهٔ خود سخن میگفت و سراسر جهان را از سخنان و تبلیغات خود پر کرد.
محمدکاظم نجفی در ۱۲ ساعت قبل، ساعت ۰۷:۲۵ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » کیومرث » بخش ۱ - پادشاهی کیومرث سی سال بود:
اهریمنِ بداندیش از روی حسادت پیوسته نقشه میکشید، تا آنکه قدرت گرفت و پر و بال پیدا کرد.
محمدکاظم نجفی در ۱۲ ساعت قبل، ساعت ۰۷:۱۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » کیومرث » بخش ۱ - پادشاهی کیومرث سی سال بود:
فرّ و شکوه پادشاهی از او میتابید، همانگونه که ماهِ کامل از فرازِ سروی بلند و راست میتابد.
هادی مردی در دیروز دوشنبه، ساعت ۲۳:۱۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۱۶:
کل فلسفه زندگی و اگاهی انسان همون دو بیت اغاز هست و بس
علی میراحمدی در دیروز دوشنبه، ساعت ۲۲:۳۱ در پاسخ به محمدحسین مسعودی گاوگانی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۰:
حافظ «هندو» آورده زیرا علاوه بر سیاهی، راهزنی را هم در نظر داشته
با هواداران رهرو حیله هندو ببین(حافظ)
در حکایتی شگفت از سعدی:
«ما در این حالت که دو هندو از پس سنگی سر بر آوردند و قصد قتال ما کردند»
هم در شعر حافظ و هم در حکایت سعدی راهزنی به هندوان نسبت داده شده و شاید در شعر دیگران هم یافت شود ؛چرایش را نمیدانم و باید تحقیق کنم
منظور شاعر آنست که آن طره هندو برای همگان دام پهن کرده و من سرگشته را هم گرفتار کرده مثل دیگری و دیگری
درین نوع بیان کمال دلبری معشوق نشان داده میشود و معنای مشخصی دارد
جاهای دیگر جور دیگر گفته است:
«غرقه گشتند درین بادیه بسیار دگر....»
«بازگویم نه درین واقعه حافظ تنهاست»
ملاحظه میکنید که درین ابیات دیگر سخن از اهل اسلام و هندو نیست و همگان را در بر میگیرد
گل کاغذی در دیروز دوشنبه، ساعت ۲۲:۱۲ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۸:
نظر من برای مصرع دومِ بیت اول:
جان فدایش که به گردن زدن من برخاست
محمدکاظم نجفی در دیروز دوشنبه، ساعت ۲۱:۴۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۴ - گفتار اَندر آفرینشِ مَردُم:
(هم) فزونیِ (نعمت) و (هم) شمارش (حساب و کتاب) را او انجام میدهد
و نیک و بد نزد او آشکار است
محمدکاظم نجفی در دیروز دوشنبه، ساعت ۲۱:۴۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۴ - گفتار اَندر آفرینشِ مَردُم:
در جستجوی سرانجامت باش (و آن را تصور کن)
(در زمان این تصور) اگر کاری بهتر (از کار و شغل فعلی) میتوانستی انجام دهی آن را برگزین و انجام ده
محمدکاظم نجفی در دیروز دوشنبه، ساعت ۲۱:۳۵ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۴ - گفتار اَندر آفرینشِ مَردُم:
نخستین موجودی هستی که دارای فطرت است و آخرین موجودی که به شمار آمدی (حساب شدی/خلق شدی)
پس خود را درگیر بازی (بازی دنیا) مکن
محمدکاظم نجفی در دیروز دوشنبه، ساعت ۲۱:۳۲ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۴ - گفتار اَندر آفرینشِ مَردُم:
نخستین ویژگی تو داشتن فطرت و آخرینش شمارش است
پس خودت (و زندگی) را درگیر بازی (و کارهایی که دور از خرد هست) نکن
محمدکاظم نجفی در دیروز دوشنبه، ساعت ۲۱:۲۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۴ - گفتار اَندر آفرینشِ مَردُم:
اگر انسان باشی به دیده تحیر به آن (آفرینش و انسانیت) نگاه میکنی
(و اینقدر این نشانه بزرگ است) که جز این را به عنوان نشانه (نمیتوانی) بپذیری
محمدحسین مسعودی گاوگانی در دیروز دوشنبه، ساعت ۲۰:۵۴ در پاسخ به علی میراحمدی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۰:
ممنونم از حسن توجه و بذله گویی نغزتان. بسیار مفید بود اما اگر منظور حافظ فقط رنگ سیاهی است می توانست بدون به هم خوردن وزن و هجا از کلمه "مشکین" استفاده کند. دام راهم شکن طره مشکین تو بود، اما حافظ نغز گو ، جمع اهل سلامت یعنی مسلمین را در مقابل تک فرد هندو قرار داده است. چرا؟
حافظ که یک شعر را چندین بار ویرایش میکرده میگوید: من هم از جمع سلام گویان بودم ، طره سیاه تو از راه درم کرد . چرا در مصرع اول از هم استفاده شده نه از خود؟ در صورتیکه کلمه خود می توانست تاکیدی بر میزان سلامت جویی باشد برخلاف هم که دلالت بر معمولی بودن دارد؟
"من سرگشته، خود از اهل سلامت بودم" تاکید بیشتری بر سلامت جویی و آسوده خواهی ندارد؟
زهیر در دیروز دوشنبه، ساعت ۱۸:۱۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۰:
در سریال «فکر پلید» هم بعد اینکه پروانه و یوسف به همدیگه میرسن (تقریبا وسطای داستان فیلم و قبل از برگشتن سهراب) یه شعر شبیه همین رباعی خوندن.
شایدم دقیقا همین رباعی بود.
عماد جان در دیروز دوشنبه، ساعت ۱۷:۰۴ در پاسخ به دکتر امین لو دربارهٔ شیخ محمود شبستری » گلشن راز » بخش ۳۰ - جواب:
ابهامی برای بنده پیش آمده از هر بزرگواری که روشنگری کند ممنون میشم. مصرع آخر:
"در آن حضرت من و ما و تویی نیست"
آیا با
"لی مع الله ..."
در تناقض است؟
سناتور سنتور در دیروز دوشنبه، ساعت ۱۷:۰۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۷:
بیچاره کسی که صبح و شامش عشق است
بیکام بود هر آنکه کامش عشق است
از جام جهان بیوفا، قسمت ما
زهری است که میچشیم ، نامش عشق است
پوربهای جامی، ابن بها
بیچاره کسی که بر تو مفتون باشد
دور از تو گرش دلیست پر خون باشد
آن کش نفسی قرار بیروی تو نیست
اندیش که بیتو مدتی چون باشد
سعدی جان
بابک چندم در دیروز دوشنبه، ساعت ۱۵:۰۲ در پاسخ به بزرگمهر دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷:
عزیز
فرمودی: " (سنگین دل)....به هیچ وجه معادل سنگدل نیست"...
اگر این لینک را دنبال کنی میبینی که برخلاف گفته شما دقیقاً معادل سنگدل است:
سید عباس جلادتی در ۱۲ ساعت قبل، ساعت ۰۷:۴۵ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۴۰ - مثل: