سید مصطفی سامع در ۲ روز قبل، چهارشنبه ۱۵ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۱:۱۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶۳:
سفر طولانی
دلا نزد کریمی رو که دریای گهر دارد
ز حال نا به سامانت هماره او خبر داردشهنشاه را گدا سازد گدا را او کند خسرو
غم دل را به نزدش گو که در دل او مقر داردگره های بزرگی را گشاید هر کجا هر دم
ترا هر جا به هر سختی یقین کن او نظر دارددو کف بر دار نیمه شب بگو یارب پناهم ده
دعا و توبه و نجوا به نیم شب اثر داردترا گر زندگی از کثرت عصیان شده دیجور
نما توبه که هر شام سیاه آخر سحر داردبه هر جا دم بزن دائم ز مدح شکرین او
ثنا و حمد آن دلبر دو صد تنگ شکر داردسفر طولانی و بار گناه از حد فزون باشد
نما آسان به سامع چون سوی عقبا سفر دارد1405-07-14
مهدی در ۲ روز قبل، چهارشنبه ۱۵ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۰:۴۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۶:
مفهوم بیت اول اینست، تا بخدا زنده نشویم و همچنان دود سیاه ذهنیات جلو چشم ما را گرفته و انرژی کودکانه خدایی به حاشیه رفته باشد نمیتوانیم از زوایای مختلف و زیبایی های خلقت لذت ببریم، چشم دل و دید خدایی میخواهد. نگاه به خلقت حتی ادمهای دچار ذهنیات از دور با چشم دل زیبا و لذت بخش هستند. هر ذره ای از جهان حتی یک شبنم دریایی از اتش عشقند که با زنده شدن بخدا جلو دید ادم گشوده میشوند. به خودمان بنگریم که دریایی از عشق بی پایان الهی هستیم اگر بخواهین با چشم دل نظاره کنیم، خود را بشناس تا خدا را بشناسی . ولی متاسفانه کسی را نمیبینم که بخدا زنده شده باشد تا از آن دلستان نشانی بدهد. برای زنده شدن و رسیدن به عشرت و شادمانی خدایی باید از چنگ بعنوان نماد و در واقع امر از پند پیر زمانه، پیری که اقدم و ازلی و ابدیست آموخت که هیچ زیان جز منفعت ندارد. وقتی با به پس راندن ذهنیات قارونی زر نهانی و انرژی خدایی از درون ما بالا آمد و به خدا زنده شدیم خودمان هم میشویم پخش کننده این انرژی.
حافظ به این دلیل بندگی شاه جهان را پذیرفت چون هیچ کس مانند حافظ بنده ای ندارد چون شاهی مانند خدا ندارد. شاه حافظ برامده از سیستمهای اقتصادی اجتماعی فاسد ضد خدایی و ضد مردمی جانی نیست . بندگی اینگونه شاهان دون شخصت حافظ بوده و از دید وی بت پرستی، شخصیت پرستی همه باطل و مردودند.
بزرگمهر در ۲ روز قبل، چهارشنبه ۱۵ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۰:۰۷ در پاسخ به علی احمدی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۶:
سلام، برداشت بسیار منسجم و زیبایی است که ابیات را بخوبی برای یک هدف واحد به هم مرتبط میسازد و موضوع حرکت از صوفیگری به دوران رندی را نشان میدهد.
نکتهای که هست در مورد بیت ۵ است که
بنظر میرسد چون از قول اهل موسیقی میگوید خارج شدن از راه کنایه از راه صوفیگری باشدقبل از خروج کامل و آن راه گاه گاهی سری به میخانه میزده است، و بیت ۴ بیان کشمکش بین این دو راه بود و آن خون و خونریزی دل ناشی از آن کشمکش است و شاید هنجار هم راهی باشد که جامعه آن را میپسندد و خروج از آن دردناک و پر کشمکش بوده است......
عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ۲ روز قبل، چهارشنبه ۱۵ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۰۷:۵۱ دربارهٔ فرخی یزدی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۳:
بیت آخر اعتقادات سخیف شاعر را علنی میکند
اعتقادات کمونیستی و سوسیالیستی
اعتقاداتی که هرکجا پا گذاشته سیاهی و تباهی آورده
تورج توجی در ۲ روز قبل، چهارشنبه ۱۵ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۰۴:۳۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲:
مقدمه و تفسیر غزل شمارهٔ ۲۲ حافظ
در این فایل صوتی، مقدمهای بر غزل شمارهٔ ۲۲ حافظ و نگاهی به فضای معنایی و مفهومی آن ارائه شده است.
گوینده و شارح: تورج توجی
🎧 شنیدن فایل صوتی مقدمه و تفسیر:
محمدکاظم نجفی در ۲ روز قبل، سهشنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۲۳:۵۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴:
ای محبوب زیبا و نیکنام ما، که همچون یوسفی! چه زیبا بر بام خانهمان (در بالاترین بخش وجودیمان( قدم میزنی؛ ای که جام (جام لذتهای لحظهای) ما را شکستهای و دام (دام وابستگیهای) ما را پاره کردهای!
مرجان یادگار در ۲ روز قبل، سهشنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۲۰:۱۲ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸:
بیت اول طبق نسخهی خطی باید اصلاح بشود.
عشق سیمرغیست
سیدمحمد جهانشاهی در ۲ روز قبل، سهشنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۵۹ در پاسخ به محمدرضا موسوی مقدم دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۲:
خیر ، علیرضا افتخاری آوازخوان مکتب آوازی اصفهان و شاگرد تاج اصفهانی بوده است
سیدمحمد جهانشاهی در ۲ روز قبل، سهشنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۲۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۲:
واقعا مسخره بازی شده است به جز دو سه نفر ، هیچکدام از بقیه ، آشنایی اولیه با غزل خواجه را نداشتند ولی مسابقه ی کودکانه ی خواننده شناسی راه انداخته اند
سیدمحمد جهانشاهی در ۲ روز قبل، سهشنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۲۷ در پاسخ به سروش دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۲:
استاد شفیعی کدکنی آخوند بود که بعدا استاددانشکده ادبیات شد صلاحیت اظهار نظر در باره ی موسیقی ندارد
سیدمحمد جهانشاهی در ۲ روز قبل، سهشنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۲۵ در پاسخ به میلاد فارسیش دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۲:
چیزی بلد نیستند جز قیاسات شیطانی بی ربط به غزل حافظ
سیدمحمد جهانشاهی در ۲ روز قبل، سهشنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۲۵ در پاسخ به مهدی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۲:
لطفا راجع به غزل خواحه حرفی دارید بفرمایید وقت مردم را با قیاسات نامربوط تلف نکنید
سیدمحمد جهانشاهی در ۲ روز قبل، سهشنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۲۳ در پاسخ به رضا س دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۲:
این جا مجله ی موسیقی نمی باشد اگر راجع به غزل حافظ حرفی ندارید وقت مردم را تلف نکنید
سیدمحمد جهانشاهی در ۲ روز قبل، سهشنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۲۲ در پاسخ به عباسی - فسا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۲:
در آواز هم صاحب سبک نبود مقلد بود
سیدمحمد جهانشاهی در ۲ روز قبل، سهشنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۲۱ در پاسخ به رضا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۲:
حقارت زایدالوصف شجریان زدگان ! ، تمام شدنی نیست شجریان خواننده خوشخوانی بود با تقلید از آثار دیگران ، خودش صاحب سبک نبود
سیدمحمد جهانشاهی در ۲ روز قبل، سهشنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۱۹ در پاسخ به پدرام دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۲:
ول کن بابا ، اگر راجع به غزل حرفی نداری ساکت باش چرا وقت مردم را هدر می دهی؟
سیدمحمد جهانشاهی در ۲ روز قبل، سهشنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۱۷ در پاسخ به فرخ مردان دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۲:
خودشان را مسخره کرده اند راجع به غزل خواجه حرفی ندارند قیاسات ،،، در مورد خوانندگان می کنند
سیدمحمد جهانشاهی در ۲ روز قبل، سهشنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۱۶ در پاسخ به پدرام دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۲:
راجع به غزل بفرمایید قیاسات ... نکنید خواننده به خواجه چه ربطی دارد ؟
سیدمحمد جهانشاهی در ۲ روز قبل، سهشنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۱۵ در پاسخ به دکتررضایی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۲:
محمدرضا شجریان نبود خواجه اصلا غزل نمی گفت شجریان زدگی! بیماری وخیم است
نیما در ۲ روز قبل، چهارشنبه ۱۵ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۳:۱۰ در پاسخ به سید دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۰۳ - مثل آوردن اشتر در بیان آنک در مخبر دولتی فر و اثر آن چون نبینی جای متهم داشتن باشد کی او مقلدست در آن: