گنجور

حاشیه‌ها

فرهود در ‫دیروز سه‌شنبه، ساعت ۱۵:۰۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۲:

سیب را بو کرد موسی جان بداد ...

خوانش صحیح موسی در اینجا با صوت «یی» است؛

با سیب، سیبستان، و کیست هماهنگ است.

سپهر نواب زاده در ‫دیروز سه‌شنبه، ساعت ۱۳:۴۲ در پاسخ به حمیدرضا دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۳۰:

دهخدا این بیت را از میرزا محمدخان مجدالملک (لواسانی) متوفی به سال ۱۲۹۸ قمری می‌داند، که در ابتدای رساله مجدیه آن را آورده است.

سیدمحمد جهانشاهی در ‫دیروز سه‌شنبه، ساعت ۱۳:۲۶ در پاسخ به شرح سرخی بر حافظ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۶:

سلام

از قطب الدین کاکی است که دو سه قرن بعد از حافظ می زیسته است و خواسته است به استقبال خیلی از غزلیات حافظ برود ولی چندان موفق نبوده است نقل از دکتر نذیر احمد

سیدمحمدنوید مهدوی در ‫دیروز سه‌شنبه، ساعت ۰۹:۲۴ در پاسخ به سیدمحمد جهانشاهی دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۸:

جناب جهان شاهی دم شما گرم و برقرار، برای من خیلی مفید کارتون

سپاسگزارم

امیر غلامی در ‫دیروز سه‌شنبه، ساعت ۰۹:۱۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۲:

سلام، امکانش هست ترانه آقای نیما چهرازی به عنوان بوی خوش آشنایی رو اضافه کنید؟ من هرکاری کردم متاسفانه نشد.

محسن حیدری در ‫دیروز سه‌شنبه، ساعت ۰۹:۱۴ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۵:

 در بیت آخر بجای کشمکش، کشمش تایپ شده است. لطفا اصلاح بفرمایید

علی میراحمدی در ‫۲ روز قبل، دوشنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۲۲:۰۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۴:

گویا شاعر در  بیت اول به تسلط خود بر زبان عربی و فصاحت و بلاغت و علوم قرآنی اشاره میکند
میگوید عرض هنر پیش یار نمیکنم ولی با چنین دانشی زبان خموش هستم 
بیت دوم هم در تکمیل این بیت است که آنکه باید سخن بگوید و یا در جلوه باشد نهفته رو یا ساکت است و بی هنران بر سر کار هستند

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۲ روز قبل، دوشنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۹:۵۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۴:

موضوع گفتگو و شرح غزل حافظ ، را محل تبلیغات برای محمدرضا شجریان کرده اند مانند تبلیغات پفک نمکی در صدا و سیما، این کاری درست نیست به احساسات خود علبه نمایید و خودتان و طرف را ، کوچک نکنید 

علی میراحمدی در ‫۲ روز قبل، دوشنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۳:۰۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۱۸ - مراعات کردن زن شوهر را و استغفار کردن از گفتهٔ خویش:

این بخش یکی از زیباترین بخشهای مثنوی است که هم نگاه دینی وقرآنی به زن و زوجین دارد وهم نگاه روانشناسی و هم نگاه عاطفی!

چند بیت که اشارات قرآنی و روانشناسی دارد شرح کوتاهی در حد سواد خویش میدهم و چند بیت دیگر که جنبه عاطفی دارد را در مطلبی دیگر بیان خواهم کرد و تحقیق مفصل را به خوانندگان واگذار میکنم.

از نظر مولانا مردان از زنان گریز و گزیری ندارند زیرا خداوند چنین خواسته است و طبق آیات قرآن زن را در چشم مردان زینت داده است
مولانا با اشاره به آیه قرآن الفت به زن یا زوجین به یکدیگر را مایه آرام گرفتن و تسکین دلهای مردمان دانسته است 
آیه ۱۴سوره آل عمران
آیه ۲۱سوره روم


سپس میگوید هر مردی حتی اگر  قدرت و شجاعت رستم و حمزه را هم داشته باشد باز هم اسیر و یا طالب زن است 

(رجوع شود به داستان رستم و تهمینه یا سهراب وگردآفرید یا بیژن و منیژه در شاهنامه)

در دو بیت آخر دوباره به غالب بودن زنان بر مردان اشاره دارد و اشاره میکند که مهر مرد به زن خاصیتی است که خدا در انسان نهاده است و حیوان چنین خاصیتی ندارد زیرا حیوان مقام انسان را ندارد

 

زین للناس حق آراسته‌ست

زانچ حق آراست چون دانند جست

چون پی یسکن الیهاش آفرید

کی تواند آدم از حوا برید

رستم زال ار بود وز حمزه بیش

هست در فرمان اسیر زال خویش

 

 

 

توکل در ‫۲ روز قبل، دوشنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۲:۴۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۹:

بیت اول گوشه و کنایه ای به ایه 18 فصل 7 کتاب ارمیا از کتب یهودیان هم هست معلومه کتاب های مقدس مسیحی و یهود را حافظ آشنایی داشته در این آیه میگوید برای خدایان دیگر و بیگانه شراب می افشانند و میریزند تا مرا به خشم آورند اما حافظ میگه اشکالی ندارد اگرگناه هم باشد به دیگری سود میرساند .دقیقا در آن ایه واژه دیگر و افشاندن و ریختن به عبری آمده است اخریم معنی دیگر ،غیر،بیگانه میدهد حافظ دقیقا واژه غیر را به کار برده و دقیقا واژه نساخیم و هسخ به معنای افشاندن و ریختن مایع و شراب امده است و حافظ هم جرعه فشان را آورده 

فاطمه تسلیم در ‫۲ روز قبل، دوشنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۱:۴۵ دربارهٔ رضاقلی خان هدایت » تذکرهٔ ریاض العارفین » روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین » بخش ۷۲ - سعد الدّین حموی جوینی قُدِّسَ سِرُّه:

با سلام و آرزوی تندرستی، 
اصل رباعی:
حق، جان جهان است و جهان همچو بدن

اصناف ملائک چو قوای این تن
افلاک و عناصر و موالید، اعضا

توحید همین است و دگرها همه فن

از شاعری در قرن نهم به نام سعدالدین حموی جوینی است که علامه شعرانی درباره وحدت وجود و رابطه خالق و مخلوق درحاشیه شرح اصول کافی نیز آن را به جامی نست داده و اشتباه است. علامه مطهری نیز در کتاب عدل الهی(ص 179-180) این رباعی را به میرفندرسکی شاعر عصر صفوی منسوب کرده که آن نیز اشتباه است. این رباعی به همین صورت در شرح قصیدۀ طلسمیۀ عطار از حافظ علی جامی، صوفی قرن نهم و دهم آمده است ولی در حاشیۀ یکی از نسخ خطی این شرح آمده که ار افضل‌الدین کاشانی است و آن نیز اشتباه است.

عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۲ روز قبل، دوشنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۹:۴۴ در پاسخ به محمد عارف شهیدانی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۶:

اجراهایی در اینجا آمده‌اند که یا در سایت خصوصی قرار دارد یا در سایت بیپ تونز

اجرای مورد نظر شما در این دوجا نیست

عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۲ روز قبل، دوشنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۹:۳۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۶:

دوستان عزیزی که ویرایش می‌فرمایند به این نکته دقت داشته باشند که حرکات و سکون حتی در زبان عربی برای درست خواندن است؛ آن هم برای غیر اهل زبان و وقتی حرکات شلوغ می‌شود به ضد خودش تبدیل می‌شود.

این غزل حرف به حرف حرکت‌گذاری شده بود و خواندن را سخت می‌کرد.

با اجازه حرکات اضافه را حذف نمودم

 

چه نیازی است کلماتی مثل جهان، پناه، حواله، مرا، سپر، خرابات، خرمن، بسوز، برگ، هر، کشور، و ... دارای حرکات کامل باشند؟

شعیب حازم در ‫۳ روز قبل، دوشنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۵:۱۶ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۹۳:

با شناخت اندکی که از زندگی بیدل دارم، این غزل سوگ‌نامه‌ای ست شاید برای فرزند ازدست‌رفته‌اش- اینجا بیشتر با درد شخصی رو به رو هستیم . بیدل در سن ۶۲ سالگی صاحب فرزندی می شود که چهار سال  عمر کرد. حرمت

احمد رحمت‌بر در ‫۳ روز قبل، دوشنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۴:۳۷ در پاسخ به امید طبیب‌زاده دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۲۸:

عالی بود جناب طبیب‌زاده. استفاده بردیم.

علی میراحمدی در ‫۳ روز قبل، دوشنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۰:۵۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۱:

بنده از ماجرای نظر مولانا در مورد زن اطلاعی ندارم و برایم هم اصلا مهم نیست 

 اما بدانیم که نظر مولانا در مورد زن هر چه باشد دلیل بر آن نمیشود که ما مقام علمی و ادبی و عرفانی والای او را به هیچ بگیریم و او را عامی بدانیم و بنامیم!!

زهی بی انصافی و زهی بی معرفتی!!

شاید مولانا در زمانه ما و با گسترش فضای مجازی کمی دم دستی شده باشد که چنین نظر میدهیم!

اگر جنابشان میخواست این سخنان و حکمتها را به غیر از ظرف شعر و غزل و داستان وتمثیل  بیان کند یک هزار مردمان اصلا به فهم سخن بلندش هم نمی‌رسیدند ؛

 چنین است مرتبه او 

البته هر اثری و هر تفکری قابل نقد است اما نقد منصفانه و محققانه و نه از سر احساسات و تعصب

 

سیاوش در ‫۳ روز قبل، یکشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۲۳:۰۲ در پاسخ به رضا از کرمان دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۱:

با توجه به مردسالار بودن جوامع تا حتی الان متاسفانه چنین حرف و حدیثی از مولانا موثق است.

فیه ما فیه با تصحیحات و حواشی استاد بدیع الزمان فروزانفر، انتشارات امیرکبیر، چاپ  پنجم، سال ۱۳۶۲، چاپخانه ی سپهر، صفحات ۸۶ تا ۹۰

علی میراحمدی در ‫۳ روز قبل، یکشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۲۰:۳۴ در پاسخ به احد دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳:

نکته دیگر آنکه وقتی پای غزل تاریخ ندارد چگونه و از کجا حکم به چنین چیزی میدهیم که مربوط به کدام دوره است؟!
و چه کسی گفته که دوران پیش از آشنایی با شمس دوران جاهلیت مولانا بوده است؟!!
چگونه به کسی که حتی پیش از شمس هم جامع علوم زمان خود بوده میگوییم جاهل؟!!

خود شمس مگر نمی‌گفت :من شیخ میگیرم آن هم شیخ کامل!

احد در ‫۳ روز قبل، یکشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۲۰:۰۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳:

ملمعات از صنایع شعری است. زیبایی بسیار به غزل می‌بخشد.

بهتر است به کلیات سعدی بخش (ملمعات) مراجعه کنید و لذت ببرید

احد در ‫۳ روز قبل، یکشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۲۰:۰۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳:

خدمت جناب «همایون» عزیز عرض کنم که کاربرد عبارت «غزل بی ارزش و عربی آبکی مربوط به دوران جاهلیت جلال الدین است .....» حرفی نابجا و نابخردانه در شأن حضرت مولانا است.

کاربرد ابیات عربی در لابلای ابیات فارسی را «ملمعات» گویند اوج آن در غزلیات سعدی است. 

۱
۲
۳
۴
۵۷۸۷