بزرگمهر در ۱ روز قبل، جمعه ۶ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۴:۴۲ در پاسخ به فرهاد دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:
شما که به دلیل داستانی که درستی آن را ( قصه گورستان) اغلب ادبا تایید نمیکنند چندین متن با همین یک دلیل چندین نوشته توهین آمیز نثار دیگران کردید چه انتظار بیهوده ای از دیگران دارید؟ تکهای از متن خود را دوباره ببینید و قضاوت کنید:
بسیار متاثر از اینهمه کوته نظری ، بی ادبی و بی فکری هموطنان که ادعای فهم و درک معانی دارند و میخواهند مخالفان نظرشان را به موافق تبدیل کنند . اینهم بدینگونه و با این سبک . مگر ایشان همان شاعری نیست که همه گفته اند و شنیدیم که انچنان به بی دینی و کفر متهم بود که در گورستان مسلمانان رهش نمیدادند . ؟؟!!!!!!!
علی میراحمدی در ۲ روز قبل، جمعه ۶ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۳:۴۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۳:
«شیخم به طعنه گفت حرامست می مخور
گفتم به چشم، گوش به هر خر نمی کنم»
گویا این بیت در برخی نسخه های این غزل حافظ دیده میشود
این بیت در مقایسه با شعر حافظ بسیار سطح پایین و غیرهنرمندانه و سبک است و نمیتواند از حافظ باشد و دلیل دیگری نیز برین موضوع دارم
ببینید درست است که حافظ در شعرش با ارباب ریا و واعظان و صوفیان دین فروش و دنیا طلب مقابله ای دارد اما این مقابله در بافت هنری و شعری اوست و هرگز به صراحت گویی نمیکشد آن هم در برابر مشایخ شهر که میتوانستند برای شاعر درد سر درست کنند
او یک بار صوفی را «حیوان خوش علف»میگوید ؛اما توجه داشته باشیم صوفی با شیخ متفاوت است
شیخ غول مرحله آخر این بازی است!
شیخ مریدانی دارد و با دستگاههایی در ارتباط است و اگر شاعر شیخ را «خر»خطاب کند برای شاعر میتواند دردسر بسیار پیدا بشود!
این بیت صراحت بسیار دارد و اشکال بزرگش همان صراحت داشتن آن است
همان بی پرده و بی پروا بودنش است که ما میگوییم نمیتواند از حافظ باشد!
این بیشتر به کارهایی در سبک کارهای عبید زاکانی میزند و در آن بافت ادبی میگنجد
حافظ در همین غزل و در بیت ششم همان شیخ و واعظ را غیر صریح و غیر مستقیم اما بسیار هنری و کاری تر مورد عنایت قرار داده است
حال شما خود مقایسه کنید که بیت ششم غزل هنرمندانه تر است و تاثیرگذارتر یا این بیت الحاقی
عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ۲ روز قبل، جمعه ۶ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۲:۱۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۵:
ایجاز یعنی سخن را از کلمات و توضیحات زائد، خالی کردن و به کوتاهترین شکل ممکن، مقصود و منظور را بیان کردن.
در ادبیات ما استاد سخن سعدی است. از هر نظر استاد است. تا چند قرن قبل از سعدی، سخن ادیبان طولانی و دارای زواید قابل حذف است اما سعدی شیوۀ خود را بر ایجاز گذاشت و الحق که سعدی استاد ایجاز نیز میباشد؛ مخصوصا در گلستان. هرکجا حذف کلمه یا جمله، لطمهای به منظور نمیرساند؛ آن کلمه یا جمله حذف شده است.سخنی که با تو دارم به نسیم صبح گفتم
دگری نمیشناسم تو ببر که آشنایی
در اینجا سعدی به گونهای لطیف، بخشی از جمله را حذف کرده است که ذهن مخاطب به راحتی متوجهش نمیشود.
بعد از «سخنی که با تو دارم» چیزی حذف شده است اما چنان استادانه حذف شده است که ابدا ذهن را در معنا دچار خطا و سرگشتگی نمیکند.
چه چیزی به نسیم صبح گفته شده؟ مصرع دوم است که مقولِ قول است نه آن سخن
در واقع چنین است: سخنی که با تو دارم (به دست نسیم صبح سپردم و) به نسیم صبح گفتم: دگری نمیشناسم تو ببر که آشنایی. در واقع آن سخن و پیغام حذف شده است.
عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ۲ روز قبل، جمعه ۶ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۲:۰۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۵:
تو جفای خود بکردی و نه من نمیتوانم
که جفا کنم؛ ولیکن نه تو لایق جفاییاین بیت ممکن است دو گونه خوانده شود:
تو جفای خود بکردی و نه؛ من نمیتوانم
که جفا کنم؛ ولیکن نه تو لایق جفایی
در اینجا بعد از «نه» مکث میشود و جملۀ جدیدی شروع میشود. در خوانش اول معنا چنین است: تو جفای خودت را کردی اما من نمیتوانم جفا کنم ولی تو شایستۀ جفا نیستی.
در اینجا سعدی میگوید من نمیتوانم جفا کنم؛ و مفهومش این است که اگر میتوانستم جفا کنم؛ حتما انجامش میدادم!
اصلا در این معنا، کلمۀ «نه» زیادی است و نیازی به آوردنش نیست.
شکل دوم:
تو جفای خود بکردی و نه من نمیتوانم
که جفا کنم؛ ولیکن نه تو لایق جفایی
در شکل دوم، بعد از «نه» مکث نیست و تمام قسمت «نه من نمیتوانم که جفا کنم» با هم خوانده میشود و معنا چنین است: تو جفای خودت را کردی و نه این که من نمیتوانم جفا کنم؛ (یعنی میتوانم جفا کنم) اما تو شایستۀ جفا نیستی؛ پس با وجودی که میتوانم؛ این کار را نمیکنم.شکل اول اصلا با روحیات سعدی جور در نمیآید. سعدی و جفا؟ ابدا
وحید سبزیانپور wsabzianpoor@yahoo.com در ۲ روز قبل، جمعه ۶ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۱:۲۰ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۱۲۶:
یاد آور این بیت حافظ است :
پدرم روضهٔ رضوان به دو گندم بفروخت / من چرا مُلکِ جهان را به جوی نفروشم؟!
سیدمحمد جهانشاهی در ۲ روز قبل، جمعه ۶ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۰:۲۰ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۵۵:
خویش را ، در پیش این غوغا فکن
عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ۲ روز قبل، جمعه ۶ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۰۹:۴۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۵:
اجرای خصوصی حریم یار دو ایراد داره
اولا این غزل خوانده نشده و نیز همراهان آواز کسان دیگری هستند
اجرای خصوصی در شوشتری ۲۷ شهریور ۱۳۶۹، آمریکا: شجریان، کمانچه: محمدرضا لطفی، نی: جمشید عندلیبی، تنبک: مرتضی اعیان
وحید سبزیانپور wsabzianpoor@yahoo.com در ۲ روز قبل، جمعه ۶ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۰۹:۲۶ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۳۴۳:
این مضمون که نداشتن عشق برابر مرگ است در شعر حافظ به شکلی بدیع ودلنواز آمده
هرآنکس که در این حلقه نیست زنده به عشق / برو نمرده به فتوای من نماز کنید
سناتور سنتور در ۲ روز قبل، جمعه ۶ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۰۴:۳۸ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۰۱ - غرور نیکبختان:
بگفت، ای پست طالع، ما همائیم
کجا با تیرهروزان آشنائیم
متاب، ای دوست، بر بیچارگان روی
مبادا بر تو گردون تابد ابروی
اگر بر دامن کیوان نشستیم
چو خیر کس نمیخواهیم، پستیم
پروین اعتصامی
سناتور سنتور در ۲ روز قبل، جمعه ۶ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۰۳:۱۶ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۱۶۵:
تا نیست نگردی، ره هستت ندهند
این مرتبه با همت پستت ندهند
چون شمع قرار سوختن گر ندهی
سر رشتهٔ روشنی به دستت ندهند
شیخ بهایی
تا از ره و رسم عقل ، بیرون نشوی
یک ذره از آنچه هستی ، افزون نشوی
من عاقلم ، ار تو لیلی جان بینی
دیوانه تر از هزار مجنون نشوی
شیخ بهایی
با عقل برون ز خویش چون آید کس
باید که به وادی جنون آید کس
صد موزه آهنیش بباید فرسود
تا یک قدم از خویش برون آید کس
طالب آملی
دل گرچه درین بادیه بسیار شتافت
یک موی ندانست و بسی موی شکافت
گرچه ز دلم هزار خورشید بتافت
آخر به کمال ذرهای راه نیافت
عطار خیام ابوسعید ابوالخیر
کس چه داند تا درین بحر عمیق
سنگ ریزه قدر دارد یا عقیق
عقل و جان و دین و دل درباختم
تا کمال ذره ای بشناختم
شیخ عطار
سناتور سنتور در ۲ روز قبل، جمعه ۶ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۰۲:۳۵ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۶۶ - این قطعه را برای سنگ مزار خودم سرودهام:
خرم آن کس که در این محنتگاه
خاطری را سبب تسکین است
پروین اعتصامی
دل ویرانه عمارت کردن
خوشتر از کاخ برافراختن است
پروین اعتصامی
بینوایان را به برگ سبز گاهی یاد کن
چون ز نیرنگ جهان خرج خزان خواهی شدن؟
صائب تبریزی
سبزهٔ بالای کوه از آب دریا فارغ است
بینوایان را خدا رزق هوایی می دهد
لاادری
سناتور سنتور در ۲ روز قبل، جمعه ۶ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۰۱:۵۰ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هشتم در شکر بر عافیت » بخش ۱۲ - حکایت:
مدعی گو این قدر بر حال ناکامان مخند
زان که دوران فلک دایم به یک احوال نیست
فروغی بسطامی
سوزد و گرید و افروزد و خاموش شود
هر که چون شمع ، بخندد به شب تار کسی
منعم اصفهانی
به تیره روز مزن طعنه ، کاندرین تقویم
نوشته شد که چنین روزها فراوانند
پروین اعتصامی
ما را فکنده اند ، نه خویش اوفتاده ایم
گر عاقلی ، مخند بافتاده ، زینهار
پروین اعتصامی
هرگز به محنت دیگر کسان مخند
دل بر ادامه ی ایّام خوش مبند
روزی رسد به جهان ، چرخ این فلک
اندازدت به یکی لحظه در کمند
اِ لیار (جبار محمدی)
ای توانگر که تو سیری هین مخند
بر کژی آن فقیر دردمند
مولانا
چو استاده ای بر مقامی بلند
بر افتاده گر هوشمندی مخند
سعدی جان
یکی را که در بند بینی مخند
مبادا که ناگه درافتی به بند
سعدی جان
ای مفتخر به طالع مسعود خویشتن
تأثیر اختران شما نیز بگذرد
فروغی بسطامی
سناتور سنتور در ۲ روز قبل، جمعه ۶ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۰۱:۴۸ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۵۶ - نکوهش بیخبران:
مدعی گو این قدر بر حال ناکامان مخند
زان که دوران فلک دایم به یک احوال نیست
فروغی بسطامی
سوزد و گرید و افروزد و خاموش شود
هر که چون شمع ، بخندد به شب تار کسی
منعم اصفهانی
به تیره روز مزن طعنه ، کاندرین تقویم
نوشته شد که چنین روزها فراوانند
پروین اعتصامی
ما را فکنده اند ، نه خویش اوفتاده ایم
گر عاقلی ، مخند بافتاده ، زینهار
پروین اعتصامی
هرگز به محنت دیگر کسان مخند
دل بر ادامه ی ایّام خوش مبند
روزی رسد به جهان ، چرخ این فلک
اندازدت به یکی لحظه در کمند
اِ لیار (جبار محمدی)
ای توانگر که تو سیری هین مخند
بر کژی آن فقیر دردمند
مولانا
چو استاده ای بر مقامی بلند
بر افتاده گر هوشمندی مخند
سعدی جان
یکی را که در بند بینی مخند
مبادا که ناگه درافتی به بند
سعدی جان
ای مفتخر به طالع مسعود خویشتن
تأثیر اختران شما نیز بگذرد
فروغی بسطامی
علی جوادی در ۲ روز قبل، جمعه ۶ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۰۱:۴۶ دربارهٔ عطار » مصیبت نامه » بخش بیست و سوم » بخش ۳ - الحكایة و التمثیل:
وای فقط وای چه اشعار زیبایی
چقددددرررر زیبا
این شعر را هر روز باید خواند
علی جوادی در ۲ روز قبل، جمعه ۶ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۰۱:۲۶ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۶:
با سلام
بیت اول میتواند معبودی به جای معشوقی قرار گیرد
بیت دوم استاد فریدالدین عطار میفرمایند
در هر ذره یا اتمی انرژی بسیار بالایی به اندازه خورشید وجود دارد که روایت گر فرمول E=mc**2 می باشد
و در بیت بعدی میفرمایند باید دلبر دل این ذره را بشکافد
تا ببینیم که در اون چه انرژی بزرگ هسته ای وجود دارد
در بیت بعدی اثبات میکند که چرا این انرژی وجود دارد
میفرماید اتم ها نباید کنار هم به آرامی نشسته باشند ( دقیقا چیزی که انیشتین بهش رسید و گفت یک نیروی قوی دیگری باید وجود داشته باشد که اینها رو بهم نگه داشته )
توحید در مقابل تشبیه کردن وجود دارد
اگر کسی را مشابه سازی کنی دیگر آن چیز تک نیست
جمله = همه
در بیت ششم دانستم که هیچ نمیدانم
بیت هفتم دلی که به خدا متصل نباشه به درد نمیخوره
گیو در ۲ روز قبل، پنجشنبه ۵ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۲۲:۳۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۷:
در مرادات حافظ از همدانی زلف به این معنا آمده است: صفت جمال و کمال الهام غیبی را گویند.
در کشف الالفاظ تبریزی به این معنا آمده است: غیب هویت حق را گویند که هیچ کس را بدان راه نیست.
در اصطلاحات عرفانی عراقی: گسترهٔ رمز و رازها و اسرار الهی ست؛ و تاب زلف: پیچ و خم اسرار الهی
علی میراحمدی در ۲ روز قبل، پنجشنبه ۵ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۲۰:۳۹ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۲:
وقتی رستم فرخزاد بی لیاقتی و فساد شاهان ساسانی و ضعف حکومت رو به زوال ایران را به گردن ماه و ستاره می اندازد
وقتی خوبیم خود کردیم و زمانی که اوضاع خراب است ماه و ستاره کرده است!
جایی خواندم که در جنگ بین اعراب و ایرانیان که بنام جنگ زنجیر معروف است سپاهیان ایران را با زنجیر به هم بسته بودند تا از میدان نگریزند!
محسن پورسلان در ۲ روز قبل، پنجشنبه ۵ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۹:۵۹ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » دم را دریابیم [۱۴۳-۱۰۸] » رباعی ۱۴۲:
گردون نگری زقد فرسوده ی ماست.
وقتی انسان پیر و فرتوت شود و قامتش فرسوده شودقامت خمیده پیدا میکند(قد فرسوده)،قادر به دیدن بالای سر خود نیست،چون نمیتواند کمرش را راست کند، و بناچار جهت دیدش همیشه روبه پایین(دون) است.بنابر این"
اگر(گر) دید شما به پایین است(دون نگری) بخاطر قد و قامت خمیده و فرسوده است(زقد فرسوده ی ماست)...
احمد رحمتبر در ۲ روز قبل، پنجشنبه ۵ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۹:۵۸ دربارهٔ صامت بروجردی » کتاب المراثی و المصائب » شمارهٔ ۴۰ - همچنین مرثیه:
در بین همه اشعاری که ردیف «اما این کجا و آن کجا» دارند، این تنها شعری است که سراینده آن مشخص است. همچنین این تنها شعری با آن ردیف است که شوخیهای جنسی در آن نیست، شاید دلیل مشخص بودن سراینده هم همین باشد.
علی میراحمدی در ۱ روز قبل، جمعه ۶ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۲۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴: