رضا جعفری در دیروز چهارشنبه، ساعت ۰۹:۴۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۳۰:
استقبال از حضرت مولانا
نه من از چراغ سوزم ، که چو عاشقی خموشم
نه بترسم از سیاهی ، که درون همه سیاهم
همه شب دویده و دویدم ، که به انتها رسیدم
نه من از زمین خاکی ، که از آن سمای پاکم
استاد میراحمدی در دیروز چهارشنبه، ساعت ۰۸:۱۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۲۳:
یکی از بهترین نمونه های درک ریتم در خوانش این غزل توسط استاد ناظری است
اصل جنس است
استاد میراحمدی در دیروز چهارشنبه، ساعت ۰۸:۱۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶:
همایون شجریان این غزل را خوانده و تا آنجا که مربوط به ریتم است ریتم کار را خوب درآورده
یعنی آهنگساز یا خواننده درک کرده اند که این غزل را چگونه باید دربیاورند
هر چند خود همایون خواننده ای نیست
فاطمه یاوری در دیروز چهارشنبه، ساعت ۰۲:۰۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۴۲:
از برون خستهی یاریم و درون رستهی یار
لاجرم مست و طربناک و قویبنیادیم
خاک پای حافظ در ۱ روز قبل، سهشنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۲۳:۴۲ در پاسخ به برگ بی برگی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۲:
ممنووووووووون برگ بی برگی
دکتر حافظ رهنورد در ۱ روز قبل، سهشنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۲۳:۴۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۰:
گر چه بـا دلـق مـُلـَمـّع مـی گلـگون عیب است
مـکـنـم عـیـب ؛ کــز او رنــگ ریـــا مـیشـویـمخواجه در این بیت، ملمع (چند رنگ) بودن دلق(لباس صوفیان) را با ریا که مخالف یکرنگیست برابر گرفته؛ برای همین آنرا با می گلگون قرین میکند که به یکرنگی و صدق به هنگام مستی اشاره کند.
در مصرع دوم ترکیب "مکنم عیب" ایهامدارد؛ هم معنی کار بدی نمیکنم میدهد و هممعننی از من خرده مگیر.
امیر گیاهچی در ۱ روز قبل، سهشنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۲۱:۴۹ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۸ - در مدح امیر انکیانو:
اگر چه سعدی از شاعران سبک عراقی است اما در قصائد از ویژگی های سبک خراسانی بهره می گیرد
یکی از ویژگی های سبک خراسانی آوردن دو حرف اضافه برای یک متمم است که غالبا حرف اضافه دوم مورد نظر بوده و معنا را کامل می کند
مانند
شبی قیرگون ماه پنهان شده
بخواب اندرون پیل و مرغ و دده
که دو حرف اضافه ب و اندرون برای یک متمم یعنی خواب آمده و حرف اضافه دوم یعنی اندرون مورد نظر بوده و معنی عبارت را کامل می سازد
در اولین بیت این قصیده از استاد سخن سعدی شیرازی نیز این ویژگی به چشم می خورد و دو حرف اضافه" به" و" در" برای یک متمم که" دنیا "باشد به کار رفته است. اما متاسفانه اغلب خوانندگان این قصیده بیت را چنان خوانده اند که گویی" در "پیشوندی است برای فعل نبندد ... و متاسفانه معنای عبارت به کلی عوض می شود یعنی به جای این مفهوم که هوشیار دل در دنیا نمی بندد مفهوم هوشیار درِ دلش را به روی دنیا نمی بندد " استنباط می شود که کاملا اشتباه است چون در نبستن به ( روی) دنیا به معنای استقبال کردن از دنیاست ! در حالی که نظر شاعر خلاف این مدعاست!
"به دنیا در" را باید با هم و به گونه ای خواند که "به" و" در" دو حرف اضافه برای یک متمم یعنی " دنیا" باشد به معنای در دنیا ...
استاد میراحمدی در ۱ روز قبل، سهشنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۲۱:۳۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۵:
یکی از شجریان ها خیلی بد میخواند این غزل را
از خانه همسایه شنیدم
کلا موسیقی ایرانی را نمیپسندم به جز چند کار خاص از چند خواننده
اما آنقدر میدانم که هر شعری ریتمی دارد که اگر آن ریتم رعایت نشود کار به هم میریزد
و کاری که زیر و زبرش جور نباشد و ریتمش درست نباشد داد میزند حتی از خانه همسایه
این هم نوعی همسایه آزاری است!
به نظرم خیلی مهم است که آهنگساز و خواننده ریتم شعر را بشناسند و بدانند که چطور شعر را دربیاورند
ریتم دیگر است و وزن دیگر
عادل مؤمن نژاد در ۱ روز قبل، سهشنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۲۱:۱۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۵:
کنسرت "پیام نسیم" (اجرای لوزان سوئیس)
استاد شجریان
این آواز در کنسرت آلبوم "پیام نسیم" به جای غزل "ای صبا نکهتی از خاک در یار بیار" اجرا شده است.نسخه منتشر شده در آلبوم اصلی اجرای شهر بستن آمریکا و این اجرا مربوط به شهر لوزان سوئیس است.
همایون در ۱ روز قبل، سهشنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۸:۵۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۴:
ترک خویش و ترک خویشان میکنیم
شمس تبریزی نه خویش و یار ماست
خودپرستی نا مبارک حالتیست
شمس خویشتن پرستی کار ماست
هر غزل کان بی من آید خوش بود
ما بجای شمس و من اقرار ماست
سیدمحمد جهانشاهی در ۲ روز قبل، سهشنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۱:۴۴ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۸۳:
یارت آن بت صدر دارد زان عزیزست و تو زان
تقی در ۲ روز قبل، سهشنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۱:۱۵ دربارهٔ مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۱۶۳:
این رباعی در کتاب عروض فارسی دکتر عباس ماهیار بدین صورت آورده شده است:
سلطان ملک است و در دل سلطان نور
هر روز به روی او کند سلطان سور
هرگز نرود برو و بر سلطان زور
چشم بد خلق از او و از سلطان دور
استاد میراحمدی در ۲ روز قبل، سهشنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۰:۴۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷:
مستند حیات وحشی میدیدم که گله ای کفتار در قصری مخروبه لانه کرده بودند
گویا این رباعی بود که مصور شده
مستندی دیگر خرابه های تاسیسات نازیها در صحرای نامیب را نشان میداد که گذرگاه حیوانات شده بود
در فیلمی دیگر میمونها در خرابه های تمدنی محلی زندگی میکردند ،گویا در تایلند
یا تاسیسات چرنوبیل که زیستگاه حیوانات شده بود
گویا زمان هرآنچه آدمی میسازد و به آن مینازد را به تمسخر میگیرد
چه مقدار بی اعتبار است جهان
«رو کم ترکوا برخوان»
داریوش حکیم زاده در ۲ روز قبل، سهشنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۰۸:۴۸ در پاسخ به ماهان دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۳۰:
شعر اول از رضی الدین خشاب نیشابوری است. در کتاب رضاقلی خان هدایت » تذکرهٔ ریاض العارفین ازش یاد شده
داریوش حکیم زاده در ۲ روز قبل، سهشنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۰۸:۴۶ در پاسخ به محسن شمس آریان دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۳۰:
شعر فوق از سعدی نیست
استاد میراحمدی در ۲ روز قبل، سهشنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۰۷:۴۰ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۶۸ - هنگام عبور از مداین و دیدن طاق کسری:
و عاقبت تمام تمدنها چنین است و چنان خواهد بود و ازین خرابه ها در سراسر گیتی توان یافت
کار دنیا چنین است که خراب میکند تا بنایی نو بسازد
تمدنی را ویران میکند تا تمدنی دیگر بیاید و هر تمدنی استعدادی را از آدمیان شکوفا میکند و میپروراند
امروز هم عربده هایی از آن سوی گیتی و از پشت ایوان کاخی دیگر به گوش میرسد که بیگمان آن عربده ها نیز روزی به خاموشی میگراید
آیا آن روز کسی چون خاقانی بر خرابه های آن کاخ گذر خواهد کرد و چنین سخنانی خواهد سرود؟!
استاد میراحمدی در ۲ روز قبل، سهشنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۰۷:۱۶ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۶۸ - هنگام عبور از مداین و دیدن طاق کسری:
از دیده نظر کن هم زیباتر است و هم منطقی تر تا «از دیده عبر کن»
از دیده نظر میکنند نه عبر
خود نظر کردن یعنی نگاه دقیق
نگاه موشکافانه
نظر کردن هم تماشاست و هم عبرت و هم چیز دیگر
وقتی کسی به چیزی نظر میکند هم آن را میبیند،هم زیبایی هایش را درمیابد و هم اگر قابل عبرت باشد عبرتش را میگیرد
اصلا خود شاعر در مصراع دوم میگوید ایوان را آیینه عبرت بدان
مصراع دوم مکمل این مصراع است
در آیینه نظر میکنند یا عبر؟؟
ایوان آیینه عبرت است در آن نظر کن
«از دیده عبر کن» به معنای به دیده عبرت نگاه کن هم نمیشود
اول بایست نگاه کرد تا اگر فهمی باشد عبرتی هم گرفت یا نه؟
«عبر کن»همان اول بسم الله و سرچراغی مشتری را میپراند از بس ناخوب است این عبارت
اصلا دهان آدم کج و کوله میشود تا این عبارت را میخواند
این مهمان زشت ناخوانده را چه کسی به این مهمانی راه داده و اول مجلس نشانده را نمیدانم
و اینکه خاقانی است و همین یک قصیده و دیگر هیچ
شعری که نتواند به میان جامعه نفوذ پیدا کند و همان در دایره اساتید و نخبگان ادبی بماند ارزشی ندارد و شعر خاقانی چنین است
برمک در ۲ روز قبل، سهشنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۰۶:۱۷ دربارهٔ فرخی سیستانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۷۰ - در مدح ابو منصور دواتی قراتکین حاکم غرجستان:
ترا چه گویم گویم مرا زچشم بدزد
ترا چه گویم گویم مرا ز دل بستان
کسی که شادی دل دید و روشنایی چشم
یکی ازین دو بندهد به صد هزار جهان
پس آنکسی که مرادوست تر ز جان و دلست
مرا تو گویی زو دور شو چگونه توان ؟
کسی زکام دل خویشتن بتابد روی ؟
کسی به بازی با دوست بشکند پیمان ؟
مرا چه گر تو نیایی زدست دوست بیاب
مرا چه گر تو بمانی به دست دوست بمان
کسی که ژاژ دراید به درگهی نشود
که چرب گویان آنجا شوند کند زبان
چو تیغ گیرد بهرام دیس شور انگیز
چو جام گیرد خورشیدوار زر افشان
هنر نماید چندان که چشم خیره شود
به تیر و نیزه وزوبین و پهنه و چوگان
آفرین به فرخی که چه سره سراییده
همایون در ۲ روز قبل، سهشنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۰۱:۲۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۴۹:
هنگامی که آسوده از گذشته و آینده ای، و گرفتاراکنون هم نیستی، زمان و زمین چون لذتی و سروری در تو میشود از ماهی که نه در آسمان است و نه در زمین
استاد میراحمدی در دیروز چهارشنبه، ساعت ۱۱:۰۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۷ - گفتار اندر ستایش پیغمبر: