گنجور

حاشیه‌ها

همایون در ‫۳ روز قبل، جمعه ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۲۳:۲۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۱:

ما ایرانیان یک بدهی بزرگ به سرزمین خود داریم و آن خوانش هرمنوتیک شاهنامه است یا زندآگاهی نوین خرد ایرانی. 
این کار در سپهر ویژه‌ای همواره پیش برده شده‌است هرچند زیر ابرهای سنگین‌ و تیره دین و مذهب و سایه تاریک فرمانروایان دین‌مدار و گاه بیگانه و با زبانی بسیار رازآلود با رمزهای تو در تو که خود به دشواری کار می‌افزاید، زبان عارفان و شناسایانی که از پیران به نزدیکان و رمز پژوهان و شاعران، آموزش‌پذیر است و گسترنده.
این زبان همراه دریافت و بازخوانی خرد ایرانی با ستیز با کژاندیشی های دینی و دنباله روی های کورکورانه و یا سودجویانه نیز درهم بافته و تنیده شده است و توانسته است همواره چون جویباری پرگل و سبزه در سراسر ایران، روان ایرانی را روشن و شاداب نگاه‌دارد.
ایرانی امروز نیازمند زبان گشایی و نیرومندی دیگری‌است این فرمان زمانه است و گریزنا‌پذیر!

سید حازم سادات در ‫۴ روز قبل، جمعه ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۲۱:۳۰ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۳۱:

در هر بیت بایستی ده دقیقه ای مکس کنیم تا کم کم بفهمیمش.

بیدل بزرگ!

 

 

علی میراحمدی در ‫۴ روز قبل، جمعه ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۹:۴۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱:

ساروان رَخت به دروازه مَبَر‌، ...

  عارفی را از مرگ پرسیدند 

گفت :نزد خدای رفتن آسان نباشد!

ساروان رخت به دروازه مبر کان سر کوی

شاهراهیست که منزلگاه دیدار من است

.. منا.. در ‫۴ روز قبل، جمعه ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۸:۴۰ دربارهٔ حنظلهٔ بادغیسی » قطعات » شمارهٔ ۱:

نظر به اینکه رباعی در دوره ای پس از زندگی حنظله باذغیسی خلق شد احتمال اینکه شعر واقعا از او باشد اندک است. 

مجید قمری در ‫۴ روز قبل، جمعه ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۵:۵۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۴۱:

مرحوم بابک بیات بر این غزل ، آهنگ بسیار زیبایی ساخته .در سریال سایه همسایه . با اجرای آقای مهرداد کاظمی .سال ۱۳۶۵ .

HRezaa در ‫۴ روز قبل، جمعه ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۵:۲۷ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:

درود و سلام و احترام بر همزبانان گرامی و خسته‌نباشید خدمت سروران گرامی در سایت وزین گنجور

در بیت ششم در همین نسخه چاپی که ذکر کرده‌اید «با تو زیستن» آمده است

مردن و خاکی شدن بهتر که با تو زیستن

سوختن خوشتر بسی کز روی تو گردم جدا

علی میراحمدی در ‫۴ روز قبل، جمعه ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۴:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۷:

نگارِ من که به مکتب نرفت و خط ...

میتوان گفت برداشت همان بخش مسلمان جامعه ازین بیت که آن را به پیامبر اسلام نسبت داده ، باعث شهرت این بیت شده و اگر این برداشت نبود این بیت و غزل به این شهرت نمی‌رسید و در حد یک غزل مدحی کم ارزش باقی می‌ماند

بر فرض(با درصد کم) که این بیت درباره شاه شجاع باشد ؛اما شاید شاعر به صورت آگاهانه چنین سروده باشد تا هر کس به قدر همت خود از آن بهره بردارد!

دقیقا یکی از جاهایی که رندی حافظ نمایان می‌شود در همین دو پهلوگوییهای مدحی عرفانی است که نظایر دیگری نیز در دیوان دارد

ما اگر میگوییم رند ؛این هم نوعی رندی است!

 

 

علی میراحمدی در ‫۴ روز قبل، جمعه ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۴:۲۹ در پاسخ به فخرالدین افخمی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۷:

وقتی جامعه اسلامی ایرانیان  آن را بنام پیامبر اسلام زده است اگر تمام اسناد دنیا را هم جمع کنید فایده ای ندارد دوست من

جامعه اسلامی ایرانیان سند ششدانگ این غزل را بنام پیامبر اسلام زده است

حتی اگر خود شاعر هم زنده شود و بگوید من این را برای شاه شجاع سرودم (که نسروده)باز هم در برداشت ما تغییری ایجاد نمی‌شود چون درینجا یک جمعیت و یک برداشت جمعی تشخیص داده که آن را بنام پیامبر اسلام بزند

 

 

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۴ روز قبل، جمعه ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۱:۵۴ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » شوقیات » شمارهٔ ۱۸۹:

چو شمعِ مجلس ، اگر دم بر آرم از سرِ سوز

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۴ روز قبل، جمعه ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۱:۵۳ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » شوقیات » شمارهٔ ۱۸۹:

زنم اگرنه در این دم صفیرِ شوق ، زن ام

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۴ روز قبل، جمعه ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۱:۵۲ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » شوقیات » شمارهٔ ۱۸۹:

چو زان دو نرگس میگون بیان کنم رمزی

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۴ روز قبل، جمعه ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۱:۰۹ در پاسخ به رضا س دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۲:

سلام

احتمالا آن غزل متعلق به همام تبریزی است

فخرالدین افخمی در ‫۴ روز قبل، جمعه ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۰۹:۱۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۷:

این غزل در مدح شاه شجاع می باشد رجوع کنید به کتاب " از کوچه رندان عبدالحسین زرین کوب"

علی قضایی در ‫۴ روز قبل، جمعه ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۰۵:۰۷ در پاسخ به حسین یوسفی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۴:

نیازی نیست هم با عرفان و هم با خودتون بحنگید و هم حافظ رو تا سطح خیام پایین بیاریم. 

ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم

جامه کس سیه و دلق خود ازرق‌ نکنیم

به قول ظریف دقیق‌نگاری:

«اگر مجادله با حق نکنیم، می‌توان پذیرفت که حافظ، هم اهل علمعرفان بوده است و هم اهل احوال و عوالم عرفانی. ولی مسلم استکه تا بدان پایه عارف حرفه‌ای تمام‌عیار نبوده است که همهباده‌های دیوانش باده عرفانی باشد.

حافظ آشنا به مضامین و معارف عرفانی است، چنانکه آشنا بهمعانی و مواریث کلامی و فلسفی هم هست. لیکن حافظ از عرفایبزرگ ما نیست و در قیاس می‌شود این را فهمید؛ حافظ در عرفانهرگز به گرد پای سنایی و همتراز و شاید فراتر از او عطار و شایدفراتر از این هر دو مولانا، نمی رسد. ما عرفای بزرگی داشته ایم کهحافظ به حد آنها نمی رسد. او به شدت منتقد است؛ منتقد صوفیهو تصوف (منش خانقاهی)و از هر فرصتی برای اینکه خرقه راآتش بزند، استفاده می کند.

در حقیقت حافظ، عارف نیست، نه مؤسس مکتبی است، نه صاحبنظام و نظریه‌ای و نه پیر یا پیرو خانقاهی. آنچه در دیوان اوهست گاهی تلمیحات و اصطلاحات و تعبیرات عرفانی است که باعناصر و مضامین و احوال دیگر آغشته است. مهم این است که ایناصطلاحات و تلمیحات در خدمت هنر اوست.

حافظ قرآن‌شناس هم هست؛ اهل کلام و فلسفه هم هست؛ در معارفدیگر هم دست دارد، ولی در درجه اول و تحلیل آخر شاعر است،شاعری سترگ. منتها چون ضریب هنرش بالاست، و به قولخودش حکایت دل را خوش ادا می‌کند، پایگاه عرفانی‌اش از آنچههست فراتر می‌نماید. حافظ هم غزل عارفانه آسمانی دارد و همغزل عاشقانه انسانی و زمینی که شباهت صوری با یکدیگر دارند. اگر همه عاشقانه‌های او را عارفانه بشمریم یک افراط است، و اگربالعکس همه عارفانه‌های او را هم عاشقانه جسمانی بشماریمافراط دیگر.»

 

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۴ روز قبل، جمعه ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۰۰:۰۷ دربارهٔ امیرعلیشیر نوایی » دیوان اشعار فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۲۴۸ - تتبع خواجه:

خون چشمم عجبی نیست چو آن لؤلؤوَش

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۴ روز قبل، پنجشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۲۳:۵۳ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶۳۹:

گرچه نُه دایره ، شد شانِ عسل ، از نوشَم

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۴ روز قبل، پنجشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۲۳:۵۱ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶۳۹:

از خرابات مغان پای برون نگذارم

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۴ روز قبل، پنجشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۲۳:۴۴ دربارهٔ سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۹۱:

گِل من ، مایه ز خاک  سر کویش دارد

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۴ روز قبل، پنجشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۲۳:۴۴ دربارهٔ سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۹۱:

هرچه آن دشمن من بود چو افکندم پس

برمک در ‫۴ روز قبل، پنجشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۲۳:۰۴ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۴۰۸ - در ذم فتوحی شاعر:

انوری در قطعات نز شاهکار هست بنگرید

 ای بر در بامداد پندار
 فارغ چو همه خران نشسته

نامت بمیان مردمان در

چون اتشی از چنار جسته

ما را فلک گزاف پیشه

بر آخور شرکت تو بسته

نارسته ز جهل و برده هر روز

نوباوهٔ احمقی برسته

با شومی جهل هرکه در ساخت

فالش نکند فلک خجسته

طفلند ممیزان و زینند

احرار چو دایه سینه خسته

باری چو درخت سست بیخی

کم ده به تبر ز شاخ دسته

در مجلس روزگارت این بس

کز درزه رسیده‌ای به دسته

طوفان منازعت مینگیز

ای ساکن کشتی شکسته

اف از خور و خواب اگر نبودیم

در سلک تناسب از تو رسته

 

۱
۲
۳
۴
۵
۶
۵۸۲۰