برمک در ۶ روز قبل، شنبه ۴ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۰۰:۰۴ در پاسخ به احمد خرمآبادیزاد دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۲:
نقش و نقل بسیار هم آوایی دازند بهتر از من میدانید در پارسی بسا واژگان که در انها ش/ل و ل میگردد مانند هشت و هل . گِشت و گَله (گشت و گله هردو یعنی مجموعه )
برمک در ۶ روز قبل، جمعه ۳ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۵۸ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۲:
خون سیاوش بده گاو فریدون بیار
سید مفید حسینی در ۶ روز قبل، جمعه ۳ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۵:۱۸ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۰:
سلام دوستان من در دیوان عطار بیتی را در این غزل دیدم که اینجا نیست:
بعد از بیت سوم:
گر نشد حاصل که در بر گیریام، یک بوسه ده
تا لب لعلت ●●●● این هم کی شود؟
در دیوان به همین شکل نوشته شده
اگر دوستان گرداننده سایت و یا سایر عزیزان اطلاع کاملی در این مورد دارید مرحمت فرموده و توضیح دهید.
محمد متین در ۶ روز قبل، جمعه ۳ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۰:۲۷ دربارهٔ ایرج میرزا » مثنویها » شمارهٔ ۲۱ - انتقاد از مستشاران:
حکایتش وضعیت کنونی ماست
محمد متین در ۶ روز قبل، جمعه ۳ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۰:۲۳ دربارهٔ ایرج میرزا » مثنویها » شمارهٔ ۲۵ - خر و عَزب:
حکایت های جالبی در مجموعه اشعار ایرج میرزا هست
مهدی قاسمی در ۷ روز قبل، جمعه ۳ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۰۳:۱۲ دربارهٔ عطار » منطقالطیر » آغازکتاب » مجمع مرغان:
به نقل قول از دکتر شفیعی کدکنی:《ظاهرا به معنی این است که در مدت یک ماه، چگونه میتوانی خود را به ماه آسمان برسانی؟》
مهدی قاسمی در ۷ روز قبل، جمعه ۳ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۰۳:۰۰ دربارهٔ عطار » منطقالطیر » آغازکتاب » مجمع مرغان:
اشاره دارد به این نکته که هدهد از روی زمین توانایی تشخیص آبهای زیرزمینی را دارد.
امیررضا ابراهیمی در ۷ روز قبل، جمعه ۳ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۰۱:۵۷ در پاسخ به رضا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۴:
دمتون گرم
امیررضا ابراهیمی در ۷ روز قبل، جمعه ۳ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۰۱:۳۴ در پاسخ به رضا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۴:
سلام آقا رضا دمتون گرم
حسن در ۷ روز قبل، پنجشنبه ۲ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۹:۲۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۲۸:
با سلام و ادب
جنابان حافظ و سعدی هم به نوعی همین معنا را بیان کرده اند:
هر گل نو زگلرخی یاد همی کند ولی
گوش سخن شنو کجا دیده اعتبار کو . حافظ
تنگ چشمان نظر به میوه کنند
ما تماشا کنان بستانیم
تو به سیمای شخص می نگری
ما در آثار صنع حیرانیم . سعدی
اسیر تهرانی در ۸ روز قبل، چهارشنبه ۱ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۱۴ در پاسخ به شی فو دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۳:
احسنت.
برمک در ۱۱ روز قبل، یکشنبه ۲۸ دی ۱۴۰۴، ساعت ۱۸:۰۱ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۱۲۶ - داستان دهقان توانگر:
میدانیم که واژه کردگار در پهلوی به چم توانا است در این دو بیت اسدی نیز به خوبی این چم پیدا و اشکار است
یکی ناتوان چون بود کردگار
نه گویا نه بینا نه دانا به کار
خدای جهان کردگارست و بس
که بر ما توانا جز او نیست کس
برمک در ۱۱ روز قبل، یکشنبه ۲۸ دی ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۰۹ در پاسخ به علیرضا دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۱۲۶ - داستان دهقان توانگر:
گذر به معنی گذشتن(گذر کردن) است و گذار به معنی گذاشتن( گذردادن ) است و چنیود یا چینود از دو بخش است ود که همان بد است و چن یا چین هم از چیدن/چِدن میاید یعنی پلی که چینه ور بدان است بدان را برمیچیند و چینه ور بدان است
برمک در ۱۱ روز قبل، یکشنبه ۲۸ دی ۱۴۰۴، ساعت ۱۵:۵۶ در پاسخ به بهیار سپیدان دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۱۲۶ - داستان دهقان توانگر:
آفرین بسیار خوب و دقیق دریافتید / چنیود یا چینود هردو درست است چیدن را پیشینگان چدن میگفتند و سعدی نیز چدن اورده باری به باورم دقیق و درست ان چدیود باشد خود چیدن را پیشتر چدن بوده با د چد / زد هردو از یک ریشه است چدیود به معنی ودان چد / بدان برچین است
برمک در ۱۱ روز قبل، یکشنبه ۲۸ دی ۱۴۰۴، ساعت ۱۵:۵۴ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۱۲۶ - داستان دهقان توانگر:
همانگونه که دوستمان گفت اسدی انرا چنیود اورده و چنیود نیز درست است بیگمان ایرانیان انرا هریک با گویش خود Činvat Peretum و Činevat Peretum میگفتند و هر دو درست است چنیود پرد به معنی پلی که بدان را برچیند است
بدانی که انگیزشست و شمار
همیدون به پول چنیود گذار
اسدی پس از فردوسی از برترین سخندانان پارسی است در این سروده گذار نیز دقیقا به معنی گذر دادن است که معنی اصلی گذار است
برمک در ۱۱ روز قبل، یکشنبه ۲۸ دی ۱۴۰۴، ساعت ۱۵:۴۱ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۱۲۶ - داستان دهقان توانگر:
چرخ را هنوز در بسیاری جاهای ایران چَهر میگویند گمانم اینجا نیز گردنده چَهر بوده نادانان عربی پرست انرا دهر کرده اند
بسان درختیست گردنده چَهرگهی زهر بارش گهی پای زهر
برمک در ۱۱ روز قبل، یکشنبه ۲۸ دی ۱۴۰۴، ساعت ۱۵:۱۵ در پاسخ به احمد خرمآبادیزاد دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۱۲۶ - داستان دهقان توانگر:
ریت همان روت و لوت و لخت است زمستانها مادران میگفتند ریتک نرو در سرمان یعنی لخت و لوت نرو بیرون سرد است . بی پر و مو کردن مرغ و کله را اوریت میگوییم ( اوریت ریتن یا همان بی پر و مو کردن با آب است آب جوش. تش پلوز هم بی مو کردن با اتش است) . روت لخت و بی مو است. ریدک همان ریتک است بمعنی ساده و بیموی است پسری که رخش روت/لوت است و موی بر رخش نیست در نوشته ها امده ریت و بیشه به سم اسبان کوفت نه بیشه برجای نهاد و نه لیت یعنی پرگیاه و بی گیاه به سم اسبان کوفت . بیابان بیگیاه را لوت و پرگیاه را بیشه گویند
ریت/روت/لوت/لُهت/لخت
برمک در ۱۱ روز قبل، یکشنبه ۲۸ دی ۱۴۰۴، ساعت ۱۴:۰۲ دربارهٔ فرخی سیستانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۵۱ - نیز در مدح امیر یوسف بن ناصر الدین گوید:
رزبان ز بچگان رزان باز کرد پوست
بی آنکه بچگان رزانرا رسد زیان
باد خزان از آب کند تخته بلور
دیبای زرّبفت در آرد ز پرنیان
در زیر شاخه های درختان میان باغ
دینار توده توده کند پیش باغبان
تا نرگس شکفته نماید ترا بچشم
چون شش ستاره گردمه و مه در آن میان
این مهرگان به شادی بگذار و همچنین
صد مهرگان بکام دل خویش بگذران
تینا باستانی در ۱۲ روز قبل، شنبه ۲۷ دی ۱۴۰۴، ساعت ۰۸:۰۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۱:
لطفا لینک کانال یوتیوب جز نواز که این شعر رو به کمک هوش مصنوعی در سبک جز گذاشته بگذارید . فوق العاده زیباست. پیوند به وبگاه بیرونی
علی علائی در ۵ روز قبل، شنبه ۴ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۲۱:۵۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۵: