گنجور

حاشیه‌ها

غلامحسین مرادی قرقانی در ‫۴ روز قبل، چهارشنبه ۱۵ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۲۲:۰۷ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۸۳:

جالب است هوش مصنوعی گویش لری را متوجه نمی شود قبل از ترجمه حقیر، هوش مصنوعی ضمیر لری مو یعنی من را به موی سر ترجمه کرده بود 🤣

shakaib Salik در ‫۴ روز قبل، چهارشنبه ۱۵ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۷:۳۵ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۱۸:

سلام

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۴ روز قبل، چهارشنبه ۱۵ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۵:۴۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۴:

معانی لغات غزل 

گلبن: نهال گل، بوته گل.
عیش: شادی، خوشدلی.
گلبن عیش: (اضافه تشبیهی) عیش به گلبن تشبیه شده است.
گل عذار: گل چهره.
خوشگوار: خوش طعم، خوش هضم.
اعتبار: عبرت، پند گرفتن، به عبرت در چیزی نظر کردن و قیاس نمودن.
غالیه: بوی خوش مرکب از مشک و عنبر.
غالیه مراد: بوی خوش آرزو.
دم صبح: نفس صبح.
خوش نفس: عطرآگین، بویا.
نافه زلف: (اضافه تشبیهی) زلف به نافه یعنی کیسه مشک آهوی نر ختن تشبیه شده.
حُسن فروشی: به زیبایی تفاخر کردن و بالیدن.
دست زدم به خون دل: کاردم به استخوان رسید، جانم به لب رسید، دستم به خون دل رنگین و آغشته شد.
شمع سحر: شمع سحرگاهی، شمعی که در حال خاموشی و کم نوری است.
خیرگی: خودسری، خودرایی، خیره سری، لجاج، ستیزگی.
لاف زدن: گزافه گفتن.
لاف ز عارض تو زد: لاف برابری با چهره تو زد، ادعای برابری با چهره تو کرد.
زبان دراز: گستاخ.
خازن: خزینه دار.
گنج حکمت: (اضافه تشبیهی) حکمت به گنج تشبیه شده.
حکمت: سخنان پندآمیز، دانش و معرفت.
دون: فرومایه.
طبع سخن گزار: ذوق سخن گویی، قریحه پرورش سخن.

معانی ابیات غزل (۳۹۸)

(۱) گل خوشدلی می روید ساقی گلچهره کجاست؟ باد بهاری می وزد شراب خوشگوار کجاست؟
(۲) هر گل تازه روییده‌یی یادآور گلچهره‌یی است که در خاک خفته است اما گوش شنوا و دیده عبرت گیرنده کو؟
(۳) در مجلس عیش و شادی بوی خوش آرزو و مقصود به مشام نمی‌رسد ای نفسِ خوشبوی سحری بوی معطر زلف یار کجاست؟
(۴) ای باد صبا تاب و تحمل حسن فروشی گل را ندارم و دست به خون دل یازیده و دراز کرده ام برای خاطر خدا! معشوق کجاست؟
(۵) شمع سحری از روی خیره سری لاف برابری با چهره تو زد. دشمن زبان دراز شد. خنجر آبدار کجاست؟
(۶) گفت مگر آرزوی بوسه از لبهای سرخ من نداری؟ گفتم از شوق این آرزو جانم از دست رفت اما کو آن توان و رخصت و اختیار؟
(۷) هر چند حافظ در سخن سرایی خزینه دار گنج دانش و معرفت است اما از غم روزگار فرومایه ذوق سخن‌پردازی ندارد.

شرح ابیات غزل (۳۹۸)

وزن غزل: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن
بحر غزل: رجز مثمّن مطوی مخبون
٭
نزاری قهستانی:

باد بهار می‌وزد باده خوشگوار کو

بوی بنفشه می‌دهد ساقی گلعذار کو
٭
حافظ در بسیاری از موارد تحت تأثیر مضامین لطیف و سخنان سلیس و بلیغ نزاری به آفرینش غزلهای ناب دست زده است و این غزل یکی از آنهاست که مصراع اول بیت مطلع غزل نزاری را تضمین و در مطلع غزل خود گنجانیده و غزل خود را در سالهای آخر عمر خود و تقریباً هم زمان با غزل ۳۹۷، در زمانی که شاه یحیی با موافقت امیر تیمور حاکم شیراز بود سروده و روی سخنش با شاه زین العابدین است.
شاعر در یک فصل بهاری که باد بهار وزیدن گرفته و نهال عیش و شادی در حال شکفتن است از نبودن ساقی و باده گله مند و از دست رفتن همدلان خاطری آزرده دارد و به یاد مجلس بزم و عیش و نوش گذشته در حالت نومیدی زبان به شکایت گشوده و از اینکه به جای نگار محبوب او دیگری مشغول حسن فروشی و جلوه‌گری و بالیدن است رنج می‌برد. این همه گفتگو برای این است که شاه یحیی بخیل و حیله گر، مهار امور را در دست گرفته و پادشاهی که مطابق میل حافظ باشد بر اوضاع مسلط نیست. از این رو حافظ در بیت پنجم خطاب به شاه زین العابدین می‌گوید: یک شمع نیم سوخته لاف برابری با نور جمال تو را می‌زند. کجاست خنجر آبدار و مقراض غیرت که زبان این زبان دراز را ببرد؟
بیت ششم واجد مطلب قابل توجهی است که حافظ با سؤال و جواب آن را بازگو می‌کند. چنین به نظر می‌رسد که حافظ برای تسلط کامل زین العابدین با او تماس داشته و در امر تشجیع او اقداماتی را صورت داده و شاه متقابلاً از او تقاضای مساعدتها و گره گشایی های بیش از حدّ توان او را داشته و به ناچار حافظِ دل افسرده دست به سرودن این غزل زده و از این پیشامد به کنایه در بیت ششم یادآوری می‌کند.
بیت مقطع غزل بوی خستگی از اوضاع و سخن پردازی را به مشام خواننده می رساند. چنین مستفاد می‌شود که در اواخر عمر، حافظ شاعر و مسلط به سخن و سخن پردازی، دیگر چندان دل و دماغی که غزلهای ناب بسراید در خود نمی بیند
شرح جلالی بر حافظ
دکتر عبدالحسین جلالیان

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۴ روز قبل، چهارشنبه ۱۵ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۵:۴۳ در پاسخ به حامد دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۴:

کاملا صحیح می فرمایید

یار در ‫۴ روز قبل، چهارشنبه ۱۵ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۳:۵۹ در پاسخ به رضا ساقی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۸:

ممنون خیلی عالی بود. سپاس از شما

نیما در ‫۴ روز قبل، چهارشنبه ۱۵ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۳:۱۰ در پاسخ به سید دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۰۳ - مثل آوردن اشتر در بیان آنک در مخبر دولتی فر و اثر آن چون نبینی جای متهم داشتن باشد کی او مقلدست در آن:

ظاهراً که یک سری ابیات رو اصلاً متوجه معنیشون هم نشدید. الان سال ۱۴۰۵ ما هرچه میکشیم از دست روشنفکر‌هایی شبیه شماست که نصایح زندگیِ یک پیر خردمند رو مصادره به مطلوب می‌کنید، در حالیکه چیزی نیست جز گوهر ناب؛ خروجی تفکرات شما در دوره امروزی، گواه و شاهد خوبی برای ادعای شما درباره نصیحت‌های زیرکانه حضرت سعدی هست. التماس دعا.

سید مصطفی سامع در ‫۵ روز قبل، چهارشنبه ۱۵ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۱:۱۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶۳:

سفر طولانی 

دلا نزد کریمی رو که دریای گهر دارد 
ز حال نا به سامانت هماره او خبر دارد

شهنشاه را گدا سازد گدا را او کند خسرو
غم دل را به نزدش گو که در دل او مقر دارد

گره های بزرگی را گشاید هر کجا هر دم
ترا هر جا به هر سختی  یقین کن او نظر دارد

دو کف بر دار نیمه شب بگو یارب پناهم ده
دعا  و توبه و نجوا به نیم شب اثر دارد

ترا گر زندگی  از کثرت عصیان شده دیجور
نما توبه که هر شام سیاه آخر سحر دارد 

به  هر جا دم بزن دائم ز مدح شکرین او 
ثنا و حمد  آن دلبر دو صد تنگ شکر دارد

سفر طولانی و بار گناه از حد فزون باشد
نما آسان به سامع چون سوی عقبا  سفر دارد

1405-07-14

مهدی در ‫۵ روز قبل، چهارشنبه ۱۵ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۰:۴۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۶:

مفهوم بیت اول اینست، تا بخدا زنده نشویم و همچنان دود سیاه ذهنیات جلو چشم ما را گرفته و انرژی کودکانه خدایی به حاشیه رفته باشد نمیتوانیم از زوایای مختلف و زیبایی های خلقت لذت ببریم، چشم دل و دید خدایی میخواهد. نگاه به خلقت حتی ادمهای دچار ذهنیات از دور با چشم دل زیبا و لذت بخش هستند. هر ذره ای از جهان حتی یک شبنم دریایی از اتش عشقند که با زنده شدن بخدا جلو دید ادم گشوده میشوند‌. به خودمان بنگریم که دریایی از عشق بی پایان الهی هستیم اگر بخواهین با چشم دل نظاره کنیم، خود را بشناس تا خدا را بشناسی . ولی متاسفانه کسی را نمیبینم که بخدا زنده شده باشد تا از آن دلستان نشانی بدهد. برای زنده شدن و رسیدن به عشرت و شادمانی خدایی باید از چنگ بعنوان نماد و در واقع امر از پند پیر زمانه، پیری که اقدم و ازلی و ابدیست آموخت که هیچ زیان جز منفعت ندارد. وقتی با به پس راندن ذهنیات قارونی زر نهانی و انرژی خدایی از درون ما بالا آمد و به خدا زنده شدیم خودمان هم میشویم پخش کننده این انرژی.
حافظ به این دلیل بندگی شاه جهان را پذیرفت چون هیچ کس مانند حافظ بنده ای ندارد چون شاهی مانند خدا ندارد. شاه حافظ برامده از سیستمهای اقتصادی اجتماعی فاسد ضد خدایی و ضد مردمی جانی نیست‌ . بندگی اینگونه شاهان دون شخصت حافظ بوده و از دید وی بت پرستی، شخصیت پرستی همه باطل و مردودند.

بزرگمهر در ‫۵ روز قبل، چهارشنبه ۱۵ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۰:۰۷ در پاسخ به علی احمدی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۶:

سلام، برداشت بسیار منسجم و زیبایی است که ابیات را بخوبی برای یک هدف واحد به هم مرتبط میسازد و موضوع حرکت از صوفیگری به دوران رندی را نشان میدهد.

نکته‌ای که هست در مورد بیت ۵ است که 

بنظر میرسد چون از قول اهل موسیقی میگوید خارج شدن از راه  کنایه از راه صوفیگری باشدقبل از خروج کامل و آن راه گاه گاهی سری به میخانه میزده است، و بیت ۴ بیان کشمکش بین این دو راه بود و آن خون و خونریزی دل ناشی از آن کشمکش است و شاید هنجار هم راهی باشد که جامعه آن را میپسندد و خروج از آن دردناک و پر کشمکش بوده است......

عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۵ روز قبل، چهارشنبه ۱۵ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۰۷:۵۱ دربارهٔ فرخی یزدی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۳:

بیت آخر اعتقادات سخیف شاعر را علنی می‌کند

اعتقادات کمونیستی و سوسیالیستی

اعتقاداتی که هرکجا پا گذاشته سیاهی و تباهی آورده

تورج توجی در ‫۵ روز قبل، چهارشنبه ۱۵ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۰۴:۳۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲:

مقدمه و تفسیر غزل شمارهٔ ۲۲ حافظ

 

در این فایل صوتی، مقدمه‌ای بر غزل شمارهٔ ۲۲ حافظ و نگاهی به فضای معنایی و مفهومی آن ارائه شده است.

 

گوینده و شارح: تورج توجی

 

🎧 شنیدن فایل صوتی مقدمه و تفسیر:

پیوند به وبگاه بیرونی

 

 

محمدکاظم نجفی در ‫۵ روز قبل، سه‌شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۲۳:۵۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴:

اِی یوسفِ خوش‌نام ما، خوش ...

ای محبوب زیبا و نیک‌نام ما، که همچون یوسفی! چه زیبا بر بام خانه‌مان (در بالاترین بخش وجودی‌مان( قدم می‌زنی؛ ای که جام (جام لذت‌های لحظه‌ای) ما را شکسته‌ای و دام (دام وابستگی‌های) ما را پاره کرده‌ای!

مرجان یادگار در ‫۵ روز قبل، سه‌شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۲۰:۱۲ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸:

بیت اول طبق نسخه‌ی خطی باید اصلاح بشود.

عشق سیمرغیست

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۵ روز قبل، سه‌شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۵۹ در پاسخ به محمدرضا موسوی مقدم دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۲:

خیر ، علیرضا افتخاری آوازخوان مکتب آوازی اصفهان و شاگرد تاج اصفهانی بوده است 

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۵ روز قبل، سه‌شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۲۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۲:

واقعا مسخره بازی شده است به جز دو سه نفر ، هیچکدام از بقیه ، آشنایی اولیه با غزل خواجه را نداشتند ولی مسابقه ی  کودکانه ی خواننده شناسی راه انداخته اند 

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۵ روز قبل، سه‌شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۲۷ در پاسخ به سروش ‌ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۲:

استاد شفیعی کدکنی آخوند بود که بعدا  استاددانشکده ادبیات شد صلاحیت اظهار نظر در باره ی موسیقی ندارد

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۵ روز قبل، سه‌شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۲۵ در پاسخ به میلاد فارسیش دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۲:

چیزی بلد نیستند جز قیاسات شیطانی بی ربط به غزل حافظ

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۵ روز قبل، سه‌شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۲۵ در پاسخ به مهدی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۲:

لطفا راجع به غزل خواحه حرفی دارید بفرمایید وقت مردم را با قیاسات نامربوط  تلف نکنید

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۵ روز قبل، سه‌شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۲۳ در پاسخ به رضا س دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۲:

این جا مجله ی موسیقی نمی باشد اگر راجع به غزل حافظ حرفی ندارید وقت مردم را تلف نکنید

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۵ روز قبل، سه‌شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۲۲ در پاسخ به عباسی - فسا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۲:

در آواز هم صاحب سبک نبود مقلد بود

۱
…
۲
۳
۴
۵
۶
…
۵۸۱۶