گنجور

حاشیه‌ها

علی میراحمدی در ‫۳ روز قبل، پنجشنبه ۲۶ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۲:۲۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۰:

دوش می‌گفت «به مژگانِ درازت ...

 

رقص ضمیر (Chat gpt)
گاهی ضمیر شخصیِ متصل مثل:
ـم، ـت، ـش، ـمان، ـتان، ـشان
به جای اینکه به کلمه‌ای که از نظر دستوری باید به آن وابسته باشد بچسبد، جای خود را عوض می‌کند و به کلمهٔ دیگری می‌چسبد؛ اما از نظر معنا همچنان به همان کلمهٔ اصلی مربوط است. معمولاً این جابه‌جایی برای وزن، آهنگ یا زیبایی شعر اتفاق می‌افتد.

(پایان پاسخ)

اینکه حافظ درین بیت از رقص ضمیر درست استفاده کرده را نمیدانم

بزرگمهر در ‫۳ روز قبل، پنجشنبه ۲۶ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۱:۱۹ در پاسخ به ایرانی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۲:

به نظر میرسد از تازه کردن آیین زرتشتی، گرامیداشت مراسم نوروز باشد که لاله ....

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۳ روز قبل، پنجشنبه ۲۶ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۰۹:۵۳ در پاسخ به سید محسن دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۹۴:

خون راندن ، به معنی کشت کشتار است

علی میراحمدی در ‫۳ روز قبل، پنجشنبه ۲۶ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۰۷:۲۹ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۳ - حکایت ابراهیم علیه‌السلام:

به خواری براندش چو بیگانه دید ...

این هم از آن حکایاتی این که سعدی دوباره راه خطا پیموده  است

باید از سعدی پرسید که چگونه ممکن است پیامبری چون حضرت ابراهیم چنین برخوردی با مهمان داشته باشد؟

آن هم مهمانی که خود حضرت او را یافته و پای سفره نشانده است!

اصلا یکی از بارزترین خصوصیات پیامبران صبر و مهربانی ایشان بوده است!

ما میدانیم که سعدی میخواهد چه بگوید و قصدش چیست اما معنا یا حکمت باید در قالب داستان یا حکایتی بیان شود که شخصیت یا منش پیامبر یا امام را خدشه دار نکند زیرا رفتار پیامبر و امام الگو و معیار و میزان است 

 

نیکزاد افرسی نیا در ‫۳ روز قبل، پنجشنبه ۲۶ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۰۱:۵۷ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۱۱۰:

شوان استارگان یک‌یک شمارم

 

به راهت تا سحر چُو انتظارم

 

پس از نیمه شوان که ته نیایی

 

ز دیده اشک چون باران ببارم

نیکزاد افرسی نیا در ‫۳ روز قبل، پنجشنبه ۲۶ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۰۱:۴۶ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۹۶:

گنجم چو گهر در دل گنجینه شکست

 

رازم همه در سینهٔ بی‌  کینه شکست

 

هر شعلهٔ آرزو که از جان برخاست

 

چون پارهٔ آبگینه در سینه شکست

نیکزاد افرسی نیا در ‫۳ روز قبل، پنجشنبه ۲۶ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۰۱:۴۰ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۱:

ساقی غم فردای حریفان چه خوریم؟ 

پیش آر پیاله را که شب میگذرد...

علی میراحمدی در ‫۴ روز قبل، چهارشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۲۱:۳۹ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب چهارم در تواضع » بخش ۲۵ - حکایت امیرالمؤمنین علی (ع) و سیرت پاک او:

در همین باب میتوان تفاوت شخصیت فردوسی و سعدی را نیز دریافت

فردوسی با قاطعیت چنین گفته:

«که من شهر علمم علی ام در است

درست این سخن قول پیغمبر است »

نه با کسی تعارف کرده و نه مراعات فرقه و گروهی را کرده و همان اول شاهنامه تکلیف خود را روشن کرده است!

اما سعدی قصد دارد همه جا مداراگونه برخورد کند و شاید جهان او در بوستان چنین جهانی است و متاسفانه این مدارا به این حکایت نیز کشیده و چنین اشتباهی از او سر زده و از مقام علمی مولا کاسته است !

گویا سعدی قصد داشته تواضع و مدارای علی علیه السلام را نشان بدهد ولی متاسفانه بستر مناسبی را انتخاب نکرده است!

 

 

هادی مردی در ‫۴ روز قبل، چهارشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۹:۳۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:

سید خلیل عالی نژاد هم این غزل زیبا رو به همراه غزلی دیگر ترکیبی خوندن که بسیار شنیدنی ست حیف است نام ایشان در بین ترانه ها نباشه

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۴ روز قبل، چهارشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۴۴ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۹۳:

ره  به کار تو ، کِی توانم برد؟

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۴ روز قبل، چهارشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۳۵ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۵۹:

قیمت برِ تو ، حسود بود ای جان

علی میراحمدی در ‫۴ روز قبل، چهارشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۳۱ در پاسخ به حمید اکبر دربارهٔ سعدی » بوستان » باب چهارم در تواضع » بخش ۲۵ - حکایت امیرالمؤمنین علی (ع) و سیرت پاک او:

از آن حکایتهاست که به هیچ وجه نمیتوان توجیهش کرد

نیت سعدی هر چه بوده بر خطا رفته است!

 

حمید اکبر در ‫۴ روز قبل، چهارشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۱:۴۱ دربارهٔ نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۸ - نعت سوم:

ای مدنی بُرقِع و مَکی نقاب ...

مفتعلن مفتعلن فاعلن 

حمید اکبر در ‫۴ روز قبل، چهارشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۰:۳۵ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب چهارم در تواضع » بخش ۲۵ - حکایت امیرالمؤمنین علی (ع) و سیرت پاک او:

رسول خدا صل الله علیه و آله فرمود : من شهر علم هستم و علی باب آن ... امیرالمومنین سلام الله علیه : بارها فرمودند : سَلُونِی قَبْلَ أَنْ لَا تَسْأَلُونِی و لَنْ تَسألوا بَعدی مِثلی ... به خدا سوگند از هر آنچه سؤال کنید، پاسخ می‌دهم. از کتاب خدا بپرسید که به خدا قسم من به تمام آیات قرآن آگاهم که در شب نازل شدند یا روز؛ در زمین هموار نازل شده یا در کوه./ ابن عساکر، تاریخ دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۲۷، ص۱۰۰ / -- به راستی علم اولین و آخرین نزد من است. من برای اهل تورات، بر طبق تورات، برای اهل انجیل بر طبق انجیل و برای اهل قرآن بر طبق قرآن فتوا می‌دهم./صدوق، الامالی، ۱۳۷۶ش، ص۳۴۱. .... با این تفاسیر که آیه تطهیر بر ایشان نازل شده و دارای عصمت تام هست ... این شعر سعدی چه چیزی را میرساند !!؟؟ اشعری بودن او ... غرض ورزی او ...

مهدی از بوشهر در ‫۴ روز قبل، چهارشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۰:۱۱ در پاسخ به امین مروتی دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۲۵:

درود / بهره بردم و مطالب بسیار مفید بود با اینحال در دو مورد نظری غیر شما دارم .

۱. بیت ۱۳ یکی از معانی راح شراب است که با کلمه ساقی همخوانی دارد پس: 

ساقی آدم کُش اگر مرابکشد من نیز خوشحالم 

هدیه او به من شراب است و بخشش من به او روح و جان است 

۲. بیت آخر ایهام دارد و علاوه بر برداشت شما بگمان من با توجه به کلمه ضیا می تواند اشاره به حسام‌الدین باشد نه خود مولانا 

یوسف شیردلپور در ‫۴ روز قبل، چهارشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۰۵:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۲:

با عرض ادب خدمت همه عزیزان گنجوری ودست اندارکاران برنامه وسایت پربار گنجور وتشکر از همه
در مورد این بیت
طرازِ پیرهنِ زَرکشم مبین چون شمع

که سوزهاست نهانی درونِ پیرهنم، طراز یا تراز، در این بیت منظور کراوات است و البته آنگونه که من شنیدم و درجایی هم خواندم که ابداع و شروع کراوات در ایران باستان بوده بعدها مانند خیلی از رسومات دیگر رواج پیدا کرده است، طراز یا کراوات فقط هم بخاطر زیبایی نبوده ونیست در واقع تراز بدن است، بدین سان که وقتی کسی کراوات می‌بندد باید طوری بماند یا بنشیند که کراوات انحنا یا چروک نداشته باشد چون در غیر این صورت یعنی درست ننشسته  وچون معمولاً کسانی که متمول یا مرفه بودند از کراوات اسفاده میکرده اند لباس های زربفت هم با نوارهای رنگین مزین میکردند ، بنابراین شاعر میفرمایند حتی اون شخصی که چنین لباس رنگارنگ و کراواتی هم هست درون خود و در ضمیر خود غمی دارد که پنهان است
طرازِ پیرهنِ زَرکشم مبین چون شمع

که سوزهاست نهانی درونِ پیرهنم🌹🌹💐💛💛💚 

علی میراحمدی در ‫۴ روز قبل، چهارشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۰۳:۳۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶:

به خدا، که جرعه‌ای دِه تو به ...

کسی که میگوید این غزل یا این بیت عرفانی نیست چطور متوجه عبارت «سحرخیز» نشده است؟!

آیا حافظ سحرخیز شده و معطل است که پادشاه شراب بنوشد و اگر تهش چیزی ماند با پیک دو اسبه حواله خانه حافظ کند؟!

زهی حافظ شناسی!

و اما شرح عرفانی مختصر این بیت :

جرعه ایی به حافظ سحرخیز بده تا در حالت مستی و از خودرهاشدگی و خلوص دعایی بکند، مگر دعایش اثری داشته باشد.

شارح باید بتواند احتمالات بیت را بفهمد و آنها را بیان کند

شارحی که دست رد به احتمال‌های دیگر بیت بزند و توان فهم و کشف احتمالات دیگر بیت را نداشته باشد اساسا شارح حافظ نیست .

در کلاسهای پزشکی جسد را می‌شکافند و درون آن را که پنهان است به دانشجو نشان می‌دهند و به اینکار میگویند: «تشریح»

شرح شعر با معناکردن بیت فرق دارد دوستان من

شارح باید نکات پنهان را کشف کند و بیرون بکشد و برای مخاطب روی میز بگذارد!

اگر نمی‌تواند و دانش اینکار را ندارد حداقل ابتدای شرحش بنویسد :این شرح ظاهری بیت است یا شرح عرفانی یا شرح اجتماعی

 

علی میراحمدی در ‫۴ روز قبل، چهارشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۰۳:۲۶ در پاسخ به رضا ساقی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶:

این سخن شماست که خنده آور و نابجاست که امکان برداشت عرفانی ازین غزل را رد میکنید

تمام ابیات غزل برداشت عرفانی دارد ،خوب هم دارد

حتی بیت آخر

 

 

 

امیر رحیمی در ‫۴ روز قبل، چهارشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۰۰:۰۶ دربارهٔ نصرالله منشی » کلیله و دمنه » باب الاسد و الثور » بخش ۴۴ - سرانجام دمنه:

فایل صوتی در نرم افزار بله

https://ble.ir/kelile

علی کامرانیان در ‫۵ روز قبل، سه‌شنبه ۲۴ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۲۲:۲۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۸ - دریافتن آن ولی رنج را و عرض کردن رنج او را پیش پادشاه:

درود خداوندگارِ زیبا و بینا بر آن باد که خبر از درمانِ دردِ دردمندان می دهد... 

۱
۲
۳
۴
۵
۶
۵۸۲۹