گنجور

حاشیه‌ها

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۵ روز قبل، چهارشنبه ۸ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۵:۱۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱ - سرآغاز:

بشنو از نی را چو مولانا سرود  
هر کس اش داد از درون جان درود 

بخردی گفت این نوای خلقت است 
کز سپهر آید به سوی ما فرود

عارفی گفتا نه، روح قدسی است
کاین چنین بر عالم ما پر گشود

دیگری گفتا که آن دانای راز 
زین سخن لوح و قلم را می ستود

هم بر این سان نسل ها و نسل ها
عقل ها در راز و رمزش آزمود 

با گذشت قرن ها و قرن ها 
هر کس اش رمز و اشاراتی فزود 

من برآنم کان ضمیر تابناک 
هم به وحی القلب از دل می شنود

کز پس آن روزگار آید پدید
بانگ نایی از کران زنده رود

این اشارات زان بشارت می دهد 
آذرخشی از میان ابر و دود 

گوش بر نای کسائی نه دلا
تا بدانی آن اشارت ها چه بود

@reza_et43 

محمدرضا شفیعی کدکنی بهمن ۱۳۸۲ – تهران

علی خ در ‫۵ روز قبل، چهارشنبه ۸ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۴:۳۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰۲:

من این بیت را خیلی دوست داشتم😇😇😇

 

این عشق را زوال نباشد به حکم آنْک

ما پاکْ‌دیده‌ایم و تو پاکیزه‌ دامنی

ahmad aramnejad در ‫۵ روز قبل، چهارشنبه ۸ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۴:۲۰ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۰:

بادرود و عرض ادب معنی مصراع زیر چیست؟
گر به میدان لاشه تازد ، رخشِ رستم کِی شود

احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۵ روز قبل، چهارشنبه ۸ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۴:۰۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۴:

در بارۀ واژه سلیمان

به استناد شعرهای زیر، واژۀ «سلیمان» در ادبیات ایران به معنی «بسیار زیبا» و «سرآمد» به کار رفته است.

1- «سلیمانِ گل»

در بن بید اَر فگند مسند جمشید میْ/بر سر باد آورند تخت سلیمانِ گل (اوحدی مراغه‌ای)

جام جم از دست منه زانکه زود/باد بَرَد تخت سلیمانِ گل (جلال عضد)

گر از بالِ پری بود سلیمان را چتر/شهپر بلبل ما چتر سلیمانِ گل است (صائب تبریزی)

زند تا به کهسار، دی را شبیخون/سلیمانِ گل، عرض لشکر نماید (حزین لاهیجی)

 

2-«سلیمانِ سخن» (سرآمد سخنوران)

خاتم حجت در انگشت سلیمان سخن/افترا کردن بدو درگیرد از دیو و پری (انوری)

سلیمان سخن در منطق الطّیر/که آنکس بوسعید است و ابوالخیر (عطار نیشابوری)

من همان مور ضعیفم سخنم پای ملخ/که برم تحفه به نزدیک سلیمانِ سخن (خواجوی کرمانی)

دیو سانم کرد در شیشه سپهر شیشه رنگ/نطقِ من دست سلیمان سخن را خاتمی (فصیحی هروی)

مورم اما ز شکر ریزی گفتار بلند/مسند از دست سلیمانِ سخن یافته‌ام (صائب تبریزی)

بود اگر تخت سلیمان را روان بر باد حکم/بر نفس فرمانروا باشد سلیمان سخن (صائب تبریزی)

ز معنی، لفظ می سازد مُسَخَر مُلک دلها را/سلیمانِ سخن را خاتم فرمان بود معنی (حزین لاهیجی)

 

یادآوری:–این معنی‌ها برای نخستین بار به ثبت می‌رسند.

محمدحسین مسعودی گاوگانی در ‫۶ روز قبل، چهارشنبه ۸ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۰۱:۰۳ در پاسخ به خه‌تساز دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۳۹:

ایرانیان قدیم روز دهم هر ماه را آبان می نامند. از اول ماه آبان تا روز آبان در بهمن ماه، سد روز یا صد روز است و تنها حالتی که فاصله از اول ماه همنام تا روز همنام ۱۰۰ روز باشد همین حالت است. لذا بعنوان سده جشن گرفته می شد.

 

در این لینک، توضیح بیشتری است

https://www.instagram.com/p/CZXcgkfqkHP/?stkn=MTl6cHJjM2lvdjBxcA==

سناتور سنتور در ‫۶ روز قبل، چهارشنبه ۸ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۰۰:۲۲ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۷۶۳:

چو نرگس از خجالت سر به زیر افگندگی دارم

چو قمری طوق بر گردن نشان بندگی دارم

بلبل کابلی

اگر از خدمتت دورم به دل شرمندگی دارم

چو قمری طوق بر گردن نشان بندگی دارم

اگر از طاق ابرویت بیفتم بر نمی خیزم

اگر از آسمون افتم امید زندگی دارم

لاادری

ما و قمری خانه زاد سرو دلجوی توایم 

مدّتی شد در گلو داریم طوق بندگی حاجی گیلانی

با همه سنجیدگی بی قدر و مقداریم ما

چون ترازوی دیار قحط، بیکاریم ما

نه به کار خویش آیم ، نه به کار دیگران

چون چراغ روز می‌ سوزد مرا این زندگی 

ما و قمری خانه زاد سرو دلجوی توایم

مدّتی شد در گلو داریم طوق بندگی

حاجی گیلانی

قمریان را گرچه طوق بندگی بر گردن است

سرو با آزادگی چون بندگان افتاده است

صائب تبریزی

به امید رهایی با تو حال خویش می‌گفتم

تو هم یک حلقه افزودی به زنجیر من ای قمری

صائب تبریزی

حسن زندانی بود در حلقه فرمان عشق

طوق قمری سرو را انگشتر پا می شود

حلقهٔ ماتم شود بر سرو طوق قمریان

قد موزون تو در گلشن چو پیدا می شود

صائب تبریزی

به طوق بندگی ، مخصوصی ، از خیل گرفتاران

چه منّتهاست از جانان ، تو را برگردن ای قمری

چه می فهمی گریبان چاکی حسرت نصیبان را ؟

که با معشوق داری جا ، به یک پیراهن ای قمری

حزین لاهیجی

ز زنجیری که عشق انداخت بر پای من ای قمری

فتاد آخر ترا هم حلقه‌ای بر گردن ای قمری

جویای تبریزی

نه چون سرو است آزادی مرا زین گلشن ای قمری

که دارم چون تو طوق بندگی بر گردن ای قمری

مشتاق اصفهانی

تو را سر حلقهٔ عشاق اگر خوانند جا دارد

که دایم بر فراز سرو داری مسکن ای قمری

تعجب دارم از طوق گلوی نغمه پردازت

که از یک حلقه زنجیر خیزد شیون ای قمری

نسیم بی ادب را می نهادم بند بر گردن

سر این طوق اگر می بود در دست من ای قمری

صائب تبریزی

بست طوق بندگی راه نفس بر قمریان

دست تا کی در بغل ز امساک باشد سرو را ؟

دار و گیر حسن از عشق است در هر جا که هست

طوق قمری حلقه فتراک باشد سرو را

صائب تبریزی

دل نظرگاه خدا از ترک عصیان می شود

چون هوا مغلوب شد تخت سلیمان می شود

سرو را از طوق در زنجیر قمری می کشد

در خیابان که قد او خرامان می شود

صائب تبریزی

طوق قمری سرو را گردید طوق بندگی

تا به سیر گلشن آمد قامت دلجوی تو

صائب تبریزی

نشستن بر سر سرو این نه شرط دوستی باشد

به دشمن چون توگستاخی کندکی دشمن ای قمری

بلند اقبال را دائم بود این آرزو در دل

که باشد چون تو با سرو خود اندر گلشن ای قمری

بلند اقبال شیرازی

چنان در بند غم باید بخود بالیدن ای قمری

که چون نی هر دمت طوقی فتد در گردن ای قمری

مرا طوقیست در گردن ، ز سرو نازک اندامی

که در بند غمش از خویش نتوان رفتن ای قمری

واعظ قزوینی

دکتر حافظ رهنورد در ‫۶ روز قبل، سه‌شنبه ۷ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۲۲:۵۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۷:

"چه کنم؟" در مصراع اول بیت دوم به معنای "می‌خواهمش چه کنم" است.

این خرقه‌ی ریایی را پاره می‌کنم. می‌خواهمش چه کنم وقتی برای روح من گران جانی و سنگینی می‌آورد.

طوری این بیت را پس از بیت اول سروده که انگار این دلق ریایی مانع همنشینی با یار است و هم مانع مستی و راستی‌ست.

فاتح در ‫۶ روز قبل، سه‌شنبه ۷ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۲۲:۳۴ دربارهٔ عطار » منطق‌الطیر » فی التوحید باری تعالی جل و علا » فی التوحید باری تعالی جل و علا:

با سلام

این شعر طبق تصحیح آقای شفیعی کدکنی 244 بیت هست که یعنی 179 بیت آن حذف شده است. لطفا اصلاح گردد.

Mahmood Shams در ‫۶ روز قبل، سه‌شنبه ۷ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۱۲ دربارهٔ ایرج میرزا » مثنوی‌ها » شمارهٔ ۱۴ - جواب به خرده‌گیر:

مصداق بارز غربزدگی کوتاه فکری و سطحی نگری ایرج میرزا 

بلایی که بر سر زنان غرب آمده با واژه ای جذاب و فریبنده ای بنام آزادی ( کالایی شدن ) زنان 

امیر رحیمی در ‫۶ روز قبل، سه‌شنبه ۷ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۴:۰۰ دربارهٔ نصرالله منشی » کلیله و دمنه » باب الفحص عن امر دمنة » بخش ۴:

نسخه صوتی با توضیح و تحلیل نرم افزار بله 

کانال «کلیله»

کسی دوست داشت کلمه کلیله رو سرچ کنه میاد

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۶ روز قبل، سه‌شنبه ۷ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۳:۳۸ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۴:

ز نفیِ ما و من ، اثباتِ حق در گوش می‌آید

عادل مؤمن نژاد در ‫۶ روز قبل، سه‌شنبه ۷ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۲:۴۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۳:

استاد شجریان یه اجرای دیگه هم دارند برای این غزل .یک اجرا در سه گاه ، شب یلدا ۱۳۵۶ که به شیرین دهنان شناخته میشه 

شهیاد شرقی در ‫۶ روز قبل، سه‌شنبه ۷ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۱:۰۳ دربارهٔ منوچهری » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۳:

به نظرم در بیت دوم منظور این است که کوه سنجاب پوشید و ابرها به پوست سنجاب تشبیه شده اند

«ز رنگ میغ و ز برگ شکوفه پنداری»

«زمین حواصل پوشید و آسمان سنجاب»

 

بزرگمهر در ‫۶ روز قبل، سه‌شنبه ۷ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۰:۴۱ در پاسخ به قطره … دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۶:

به نظر میرسد در بیت پنجم ، منظور از جامه جان، جسم باشد که جان را در بر گرفته است. کی گفته است جامه جان از نور است؟!

بابک در ‫۶ روز قبل، سه‌شنبه ۷ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۰۹:۵۰ در پاسخ به Siavash F دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان کاموس کشانی » بخش ۱۵:

درود سیاوش جان. شخصاً به نکته ای پی‌ بردم که شاید گفتنش اینجا خالی از لطف نباشه. البتّه از حافظه ضعیف نقل میکنم که بخاطر سنّ بالاست، اگر کم و کسری هست ببخش. امّا بعد، در قدیم الایّام رسمی رایج بوده در بین شعراء و ادیبان، که وقتی میخواستن یه جورائی چیزی رو سخیف و کم ارزش نشون بدن ( در برابر موضوع اصلی ) در بیتی که از اون نام میبردن، نقص آگاهانه و واضحی رو مرتکب میشدن، و مثلاً کمی تا قسمتی عدول از وزن میکردن. حالا شما دقّت کن، یه شخصی میاد و این کار شگرف رو صورت میده و اصل نیّتش هم بر کشیدن فرهنگ و زبان پارسی هست، بعد در یک بیت، اونهم درست در میان یکی از برترین نمونه های ادبیّات تاریخ بشری، که خوب بیشترین توجّه رو هم‌ جلب میکنه و بالطّبع بیشترین اثرگذاری رو هم خواهد داشت، به ناگاه در بیتی که عدول از وزن داره، چهار واژه تازی رو بکار میبره ! ... هممم ... پیامش به نظرت چی میتونه باشه ! ... کسی که در کلّ شاهنامه، کمتر از ۳ درصد از واژگان تازی استفاده کرده،‌ که تازه توی همونم امّا و اگر هست ؟! ... پیروز باشی ! 🌷

امیر آرمان در ‫۷ روز قبل، سه‌شنبه ۷ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۰۳:۴۳ در پاسخ به یاسین مشایخی دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۳۹:

با درود فراوان، نظرات این فرد را در بسیاری از اشعار مولانا مورد بررسی قرار دادم، جمله ای که در اینجا می بینید به صورت تکراری در زیر بسیاری از اشعار کپی (تکرار) کرده اند تا اعتبار اشعار زیر سوال رود(حدس بدبینانه) اما دقت بفرمایید که سه نسخه مورد اشاره در پانویس اشعار توسط استاد فروزانفر نوشته شده نه برای اینکه بگویند اشعار از مولانا نیست بلکه بگویند یک شعر در چه منابعی هست و در چه منابعی نیست، اگر این فرد از روی جهل می گویند شعر برای مولانا نیست که امید است اصلاح گردد، اما اگر از روی قصد ایجاد شُبه است، گنجور باید نظراتی که ناخواسته شُبه در اشعار اصیل می اندازند را بررسی کند، البته کار سختی است و خداوند شمس در این روز خورشید بر قلبشان بتابد.

مطالب گفته شده بر اساس تصحیح استاد فروزانفر چاپ سال ۱۳۳۶ که از پدرم به دست بنده رسیده است.

امیر آرمان در ‫۷ روز قبل، سه‌شنبه ۷ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۰۳:۴۲ در پاسخ به یاسین مشایخی دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۳۰:

با درود فراوان، نظرات این فرد را در بسیاری از اشعار مولانا مورد بررسی قرار دادم، جمله ای که در اینجا می بینید به صورت تکراری در زیر بسیاری از اشعار کپی (تکرار) کرده اند تا اعتبار اشعار زیر سوال رود(حدس بدبینانه) اما دقت بفرمایید که سه نسخه مورد اشاره در پانویس اشعار توسط استاد فروزانفر نوشته شده نه برای اینکه بگویند اشعار از مولانا نیست بلکه بگویند یک شعر در چه منابعی هست و در چه منابعی نیست، اگر این فرد از روی جهل می گویند شعر برای مولانا نیست که امید است اصلاح گردد، اما اگر از روی قصد ایجاد شُبه است، گنجور باید نظراتی که ناخواسته شُبه در اشعار اصیل می اندازند را بررسی کند، البته کار سختی است و خداوند شمس در این روز خورشید بر قلبشان بتابد.

مطالب گفته شده بر اساس تصحیح استاد فروزانفر چاپ سال ۱۳۳۶ که از پدرم به دست بنده رسیده است.

امیر آرمان در ‫۷ روز قبل، سه‌شنبه ۷ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۰۳:۴۱ در پاسخ به یاسین مشایخی دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۷۷:

با درود فراوان، نظرات این فرد را در بسیاری از اشعار مولانا مورد بررسی قرار دادم، جمله ای که در اینجا می بینید به صورت تکراری در زیر بسیاری از اشعار کپی (تکرار) کرده اند تا اعتبار اشعار زیر سوال رود(حدس بدبینانه) اما دقت بفرمایید که سه نسخه مورد اشاره در پانویس اشعار توسط استاد فروزانفر نوشته شده نه برای اینکه بگویند اشعار از مولانا نیست بلکه بگویند یک شعر در چه منابعی هست و در چه منابعی نیست، اگر این فرد از روی جهل می گویند شعر برای مولانا نیست که امید است اصلاح گردد، اما اگر از روی قصد ایجاد شُبه است، گنجور باید نظراتی که ناخواسته شُبه در اشعار اصیل می اندازند را بررسی کند، البته کار سختی است و خداوند شمس در این روز خورشید بر قلبشان بتابد.

مطالب گفته شده بر اساس تصحیح استاد فروزانفر چاپ سال ۱۳۳۶ که از پدرم به دست بنده رسیده است.

امیر آرمان در ‫۷ روز قبل، سه‌شنبه ۷ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۰۲:۵۷ در پاسخ به یاسین مشایخی دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۰۷:

با درود فراوان، نظرات این فرد را در بسیاری از اشعار مولانا مورد بررسی قرار دادم، جمله ای که در اینجا می بینید به صورت تکراری در زیر بسیاری از اشعار کپی (تکرار) کرده اند تا اعتبار اشعار زیر سوال رود(حدس بدبینانه) اما دقت بفرمایید که سه نسخه مورد اشاره در پانویس اشعار توسط استاد فروزانفر نوشته شده نه برای اینکه بگویند اشعار از مولانا نیست بلکه بگویند یک شعر در چه منابعی هست و در چه منابعی نیست، اگر این فرد از روی جهل می گویند شعر برای مولانا نیست که امید است اصلاح گردد، اما اگر از روی قصد ایجاد شُبه است، گنجور باید نظراتی که ناخواسته شُبه در اشعار اصیل می اندازند را بررسی کند، البته کار سختی است و خداوند شمس در این روز خورشید بر قلبشان بتابد.

مطالب گفته شده بر اساس تصحیح استاد فروزانفر چاپ سال ۱۳۳۶ که از پدرم به دست بنده رسیده است.

امیر آرمان در ‫۷ روز قبل، سه‌شنبه ۷ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۰۲:۵۷ در پاسخ به یاسین مشایخی دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۹۵:

با درود فراوان، نظرات این فرد را در بسیاری از اشعار مولانا مورد بررسی قرار دادم، جمله ای که در اینجا می بینید به صورت تکراری در زیر بسیاری از اشعار کپی (تکرار) کرده اند تا اعتبار اشعار زیر سوال رود(حدس بدبینانه) اما دقت بفرمایید که سه نسخه مورد اشاره در پانویس اشعار توسط استاد فروزانفر نوشته شده نه برای اینکه بگویند اشعار از مولانا نیست بلکه بگویند یک شعر در چه منابعی هست و در چه منابعی نیست، اگر این فرد از روی جهل می گویند شعر برای مولانا نیست که امید است اصلاح گردد، اما اگر از روی قصد ایجاد شُبه است، گنجور باید نظراتی که ناخواسته شُبه در اشعار اصیل می اندازند را بررسی کند، البته کار سختی است و خداوند شمس در این روز خورشید بر قلبشان بتابد.

مطالب گفته شده بر اساس تصحیح استاد فروزانفر چاپ سال ۱۳۳۶ که از پدرم به دست بنده رسیده است.

۱
…
۳
۴
۵
۶
۷
…
۵۸۱۲