گنجور

حاشیه‌ها

امید در ‫۳ روز قبل، جمعه ۸ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۰۹:۳۱ در پاسخ به Delkhaste دربارهٔ عطار » فتوت‌نامه:

سلام و تشکر . 

اصلا یکی از ویژگی های اصلی عرفان این هست که شما از این چارچوب های زن مرد کشور دین و تعصبات خارج بشی . سعدی من اطلاعاتی ندارم ولی وقتی عطار و مولانا از کلمه زن و مرد استفاده میکنن به ابعاد مرد گونه و زن گونه شخصیت آدم اشاره میکنن . بله صد در صد شخصیت اگر به روحیات زن تمایل داشته باشه یا اگر به روحیات مرد تمایل داشته باشه مشکلاتی بوجود میاد و معایا و مزایی داره . بهر حال اینا فقط کلمات هستن شما بجای مرد و زن اسمش رو بزار نیم کره چپ و نیم کره راستت مغز یکی مخصوص منطق هست یکی احساسات .  این که شعر ها کاملا ساده هستن هم من قبول ندارم حتی اگر ساده ترین حرف های دنیا که مربوط به ابعاد شخصیتی انسان هستن رو شما به 8 میلیارد ادم رو کره زمین بگی هر کدوم از این هشت میلیارد نسبت به نحوه زندگی و تفکرات و فرهنگ و زمانی که زندگی میکنن و... برداشت خودشون رو خواهند داشت شاید شعر سعدی در سال 2026 خیلی بد بنظر برسه ولی هشتصد سال پیش در سال 1200 میلادی همین شعر نه فقط در ایران بلکه احتمالا در اکثر کشور های دنیا قابل فهم و پذیرش بوده

البته تبعیض جنسیتی هم خیلیی پیچیده تر از این هست که اینطور ساده سازی کنیم و بگیم از عقاید دینی منشا میگیره نظام مرد سالاری و مالکیت خصوصی هزاران سال قبل از دین ها بوجود اومدن و فقط هم همین نیست اگر همین الان تبعیض جنسیتی رو از دنیا حذف کنیم باز هم هیچ مشکلی حل نمیشه  

استاد.میراحمدی در ‫۳ روز قبل، جمعه ۸ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۰۶:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۶:

جناب ساقی...

«حافظ برایمان فال میگیرد !»

یعنی چه؟!!

الان شیرفرهاد باید به دوربین نگاه کند و بگوید:

«ها اینکه وَگفتی یعنیییی چه !»

من با دو چشم خود دیده بودم  که مردمان با دیوان حافظ فال می‌گیرند و حتی دیده بودم که پرنده ای دست آموز با نوک خود یک برگه از شعر حافظ بیرون می‌کشد و دو نوکی تحویل صاحب فال میدهد ؛ اما نمی‌دانستم که خود جناب حافظ هم فال میگیرد !

جناب ساقی لطفاً این را هم  بگویید که حافظ کجا می‌نشیند و فال میگیرد!

بیش ازین ما را در انتظار نگذارید

جناب ساقی ...

لطفاً افیون کمتری در شرابتان بریزید و سپس دور بگردانید

(به نومیدی ازین در برون مرو ،بیا فالت بگیرم!)

 

 

سیدعلی (رضا) ساقی در ‫۳ روز قبل، پنجشنبه ۷ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۲۳:۴۷ در پاسخ به Hadi Golestani دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۴:

ازلطف ومحبت شما سپاسگزارم🌹🙏

استاد.میراحمدی در ‫۳ روز قبل، پنجشنبه ۷ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۲۱:۱۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۸:

کسی که میگوید پیر مغان «حضرت زرتشت »است هیچ از حافظ نمیفهمد

پیر مغان در جهان شعری حافظ وجود دارد و یک شخصیت در واقعیت یا یک شخصیت تاریخی نیست 

چطور کسی «جهان شعری»یک شاعر را درک نمی‌کند و حافظ شرح می‌دهد!؟🙃

 

استاد.میراحمدی در ‫۳ روز قبل، پنجشنبه ۷ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۲۰:۱۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۸:

«حقیقتی که حافظ بدان رسید آزاداندیشی بود »🙃یعنی چه؟!

اولا آزاداندیشی یعنی چه ؟

یا آن آزاداندیشی که حافظ بدان رسیده چه بوده ؟

اگر آزاداندیشی به معنای پذیرفتن همه تفکرات و مشربهاست...

پس این چه آزاداندیشی است که مدام به زاهدان طعنه میزند؟!

اگر منظور از آزاداندیشی لاقیدی یا لا مذهبی است که  از هر محلت هزار آزاداندیش بیرون توان کشید!
حافظ هم که به هیچ عنوان لامذهب نیست و مسلمان است و حافظ قرآن و دین شناس و اساسا بسیار هم دغدغه دین و معنویت دارد

اینکه اصلا آزاداندیش می‌تواند وجود داشته باشد یا نه... حرف دیگری است!

چون آدمی و نگاه آدمی از هزار و یک چیز تاثیر میپذیرد


دوم: حقیقت چیست؟ 
آیا کسی می‌تواند بگوید حقیقت اینست یا آنست؟
اصلا میتوان گفت که کسی به حقیقت دست یافته است ؟
آیا درک و دریافت حافظ حقیقت است یا دریافت اوست ؟!

آیا درک و دریافت و نتیجه گیری حافظ خالص و کاملا مماس با حقیقت است؟!

آیا درک حسی ،باطنی یا حتی درک شهودی به آن معنای عرفانی اش درک  حقیقیت است ؟

پس توهم ،خیال ،برداشت احساسی و هزاران هزار مسئله دیگر که یک انسان با آنها سر و کله میزند چه میشود؟

به نظرم دوره اینگونه سخنان مبالغه آمیز و این اسطوره سازیها و افسانه پردازیها پیرامون شخصیتها به سر آمده است 

ما حافظ را دوست داریم ولی این علاقه ما نباید باعث برداشتهای احساسی از شخصیت او بشود

حافظ هم انسان است و مثل هر انسان دیگری محدود 

مثل هر محدود دیگری ناقص

و مثل هر ناقص و محدود دیگری دارای درک و دریافت‌های ناقص و محدود!

رضا از کرمان در ‫۴ روز قبل، پنجشنبه ۷ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۱۸:۵۶ دربارهٔ میرزا آقاخان کرمانی » نامهٔ باستان » بخش ۱۰۲ - در ستایش پادشاهان و فواید طبیعی ایشان:

که هر ملت از خود ندارند شاه ...

 درود

چه بیتی !!

رضا از کرمان در ‫۴ روز قبل، پنجشنبه ۷ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۱۸:۵۱ دربارهٔ میرزا آقاخان کرمانی » نامهٔ باستان » بخش ۱۰۲ - در ستایش پادشاهان و فواید طبیعی ایشان:

درود بر شما 

در این بخش از اشعار میرزا آقا خان کرمانی  میتوان به اوج میهن‌پرستی وی پی برد  

میرزا آقا خان کرمانی جدا از اندیشه های مذهبی که داشته که  باز شاید نشان از روح نا آرام و کاوشگر او دارد در جنبش ترقی خواهی ایران نامی آشناست 

 

احمد کسروی دربارهٔ میرزا آقاخان کرمانی و احمد روحی می‌نویسد:

نخست در ایران همچون دیگران شیعی می‌بوده‌اند، سپس در آنجا(منظور قبرس است) ازلی گردیده‌اند و دختران صبح ازل(رهبر فرقه ازلی بابی) را به زنی گرفته‌اند، سپس به یکبار بی‌دین گردیده آشکاره طبیعی گری نموده‌اند، و در پایان کار به سید جمال الدین اسدآبادی پیوسته و باز به مسلمانی گراییده و به همدستی او به اتحاد اسلام کوشیده‌اند. (احمد کسروی، تاریخ مشروطه، جلد اول، چ ۱۶، ۱۳۶۳)

 در این شعر دغدغه او نسبت به وضعیت حاکم بر مملکت در آن دوره به خوبی حس میشود 

در آخر به جرم مباشرت در ترور  ناصرالدین شاه در تبریز سر بریده شد 

به گفته ایشان :

دریغ است که امروز ایرانیان

ندانند تاریخ پیشینیان

سیدعلی (رضا) ساقی در ‫۴ روز قبل، پنجشنبه ۷ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۱۸:۱۳ در پاسخ به سیاوش جلالی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۱:

ممنون دوست عزیز🙏🌹

سیدعلی (رضا) ساقی در ‫۴ روز قبل، پنجشنبه ۷ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۱۸:۱۳ در پاسخ به فاطمه زمانی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۱:

ممنون ازلطف ومحبت شما🌹🙏

رضا از کرمان در ‫۴ روز قبل، پنجشنبه ۷ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۱۷:۴۱ دربارهٔ اوحدی مراغه‌ای » جام جم » بخش ۴۹ - در تحریص بر کم راندن شهوت و احتیاط در توالد و تناسل:

جناب ملک محمد دوست گرامی درود بر شما 

به این آیه از قران توجه بفرمایید  با قبول این نکته که قرآن به شهادت خودش بلیغ‌ترین و فصیح‌ترین کلام عرب است  در معنایی که شما ارایه فرمودید دچار شک گردیدم  و در ریشه  و شان حدیثی هم که فرمودید تحقیق کردم  گروهی آن را به تهمت زنا به حضرت عایَشه مربوط میدانند که وارد این جریانات لا اقل باز به توصیه همان قرآن نمیشوم مضافا که به بحث ما مربوط نیست  در آیه ۳۰ سوره احزاب داریم : 

یَا نِسَاءَ النَّبِیِّ مَن یَأْتِ مِنکُنَّ بِفَاحِشَةٍ مُّبَیِّنَةٍ یُضَاعَفْ لَهَا الْعَذَابُ ضِعْفَیْنِ ۚ وَکَانَ ذَٰلِکَ عَلَی اللَّـهِ یَسِیرً‌ا

ترجمه :  ای همسران پیامبر! هر کس از شما مبادرت به کار زشت آشکاری کند، عذابش دو چندان خواهد بود و این بر خداوند آسان است

سوال اینجاست آیا خداوند به زنان رسول الله  توصیه میکند که فحش ندهید  به آیات قبل وبعد توجه بفرمایید 

 

شاد باشی  عزیز

رضا از کرمان در ‫۴ روز قبل، پنجشنبه ۷ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۳۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۱۰:

من دزد دیدم کو برد مال و متاع ...

درود بر شما

بنده از این بیت حضرت مولانا یاد این متن از  «لطائف الطوائف»،  ص۲۲۸  افتادم که عینا نقل میکنم :

 

روزی حکیم انوری در بازار بلخ می‌گذشت. هنگامه‌ای دید، پیش رفت و سری در میان کرد. مردی دید که ایستاده و قصاید انوری به نام خود می‌خواند و مردم او را تحسین می‌کردند. انوری پیش رفت و گفت: «ای مرد! این اشعار کیست که می‌خوانی؟» گفت: «اشعار انوری.» گفت: «تو انوری را می‌شناسی؟» گفت: «چه می‌گویی؟ انوری منم.» انوری بخندید و گفت: «شعر دزد شنیده بودم، اما شاعر دزد ندیده بودم.» 

 

شاد باشید

سیدعلی (رضا) ساقی در ‫۴ روز قبل، پنجشنبه ۷ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۱۶ در پاسخ به Masoud Saebi دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۹:

ممنون ازلطف ومحبت شما🌹🙏

سیدعلی (رضا) ساقی در ‫۴ روز قبل، پنجشنبه ۷ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۱۵ در پاسخ به سیدعلی (رضا) ساقی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۹:

جناب عباس آقا ومهدی عزیز

 ازلطف ومحبت شماسپاسگزارم🌹🙏

سیدعلی (رضا) ساقی در ‫۴ روز قبل، پنجشنبه ۷ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۱۳ در پاسخ به عباس دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۹:

ممنون ازلطف ومحبت شما🌹🙏

سیدعلی (رضا) ساقی در ‫۴ روز قبل، پنجشنبه ۷ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۱۵:۴۱ در پاسخ به حسین فرزند ماه جمال و منصور محمدنظامی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۸:

فرمایش شمادرست است وبنظرچنین میرسد که حقیقتی که حافظ بدان رسید آزاداندیشی بود. 

رضا از کرمان در ‫۴ روز قبل، پنجشنبه ۷ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۱۵:۳۲ دربارهٔ نصرالله منشی » کلیله و دمنه » باب برزویه الطبیب » بخش ۲:

 درود بر شما

پاراگراف آخر :

 

مردی یک خانه پرعود داشت به ، اندیشید که اگر برکشیده فروشم و درتعیین قیمت احتیاطی کنم دراز شود بر وجه گزاف به نیمه بها بفروخت

 

لطفا یک معنی ساده ارایه بفرمایید  ممنونم

امیر رحیمی در ‫۴ روز قبل، پنجشنبه ۷ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۱۵:۱۷ در پاسخ به مهرداد گراوند دربارهٔ نصرالله منشی » کلیله و دمنه » باب الاسد و الثور » بخش ۱ - باب شیر و گاو:

با سپاس فراوان،ویرایش شد 

شریف شیرزاد در ‫۴ روز قبل، پنجشنبه ۷ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۱۳:۴۰ دربارهٔ فلکی شروانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۳۰ - در مدح خواجه رئیس امین الدین محمد عبدالجلیل اهراسی:

قافیهٔ بیت چهاردهم شاید «نسناسی» باشد.

رضا از کرمان در ‫۴ روز قبل، پنجشنبه ۷ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۱۳:۰۳ در پاسخ به سیدعلی (رضا) ساقی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۶:

درود بر شما ،جناب ساقی از شما بعیده 

حافظ برایمان فال میگیرد !!! یعنی چی؟  لابد سر چهار راه اسپند هم دود میکنه  و کف دست میخونه و سر کتاب هم باز میکنه!!

اگر ایشان میدونست از اشعارش فقط به فالگیری بسنده میکنند و به نام یک رمال شهره میشه من بودم جای ایشان شعر نمیگفتم .

بقول شاعر :  نیا باران زمین جای قشنگی نیست ،در اینجا شعر حافظ را به فال کولیان  در به در اندازه میگیرند .

شاد باشید 

رضا از کرمان در ‫۴ روز قبل، پنجشنبه ۷ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۱۲:۵۰ در پاسخ به عباس منصوری دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۱:

جناب منصوری  درود بر شما 

 

  در توضیح  تخت جم در شعر و حاشیه حضرتعالی لازم دیدم نکاتی تاریخی را عنوان کنم  ، تخت جمشید  یا بقول یونانیان باستان پرسه پولیس به معنی شهر پارسیان  کاخ تشریفاتی امپراتوری هخامنشیان بوده  که در آن مراسم جشن‌های آن دوره خصوصا نوروز  برگزار میگردید  تا ضمن به رخ کشیدن شکوه امپراتوری ،خراج ملل تابعه نیز در این مراسم دریافت گردد . 

 

  دستور ساخت این شاهکار معماری باستان توسط داریوش بزرگ که پس از کوروش به قدرت رسیده بود در راستای  وحدت ملل تابعه و نمایش قدرت امپراتوریش  در سال ۸۱۰ قبل از میلاد  در جنوب رشته کوه زاگرس در مرودشت کنونی صادر گردید  و ساخت آن حدود یک قرن توسط معمارانی از کل امپراتوری از هند وبین النهرین تا یونان و مصر با هنرمندی هنرمندان فنیقی  و  بابلی   و با بکار گیری مصالح از کل امپراتوری  هخامنشی از سنگهای محلی گرفته تا چوب های  سرو لبنانی که ستونهای سالن مخاطبین  بودند   و پرده های کشمیری ساخته و به منصه ظهور رسید  که در کتیبه های کشف شده  به آن اشاره شده است  و جالب اینکه در کتیبه به این مطلب اشاره گردیده که در ساخت این بنا هیچکس به بیگاری گرفته نشده و همگان در قبال کار  ،مزد دریافت میکردند  ساخت آن در زمان داریوش آغاز و در زمان  پسرش خشایار شاه و بعد ایشان در زمان اردشیر اول تکمیل گردیده  و نمادی از قدرت هخامنشیان با حدود ۲۸ ملیت تابعه بود  اما پس از  لشکر کشی اسکندر و تاراج طلا  و جواهرات موجود و به آتش کشیدن  ساختمان آن ، به فراموشی سپرده شد ودر طول زمان آن بنای مجلل به دست قهر طبیعت ، در زیر خروارها شن و آبرفت مدفون و از دید مردمان پنهان گردید   وفقط خاطره ای از آن شکوه و جلال سینه به سینه نقل میگردید .

در اینجا لازم است معروض دارم که بعضا در ادبیات ،مراد از تخت جمشید اشاره به دولت و  پادشاهی جمشید  افسانه‌ای ،  در شاهنامه حکیم فردوسی دارد نه کاخ تشریفاتی که ذکر آن رفت . و حتما با عبارت جام جم که مختص جمشید است آشنایی دارید یا همان جام  کیخسرو  ،ضمن اینکه در زمان حیات حافظ  این بنای با عظمت  مدفون در خاک  و بی شک  از دید جناب حافظ مخفی بوده 

بقول محمود شبستری :

یکی جم نام  وقتی پادشا بود

که جامی داشت کان گیتی نما بود

البته ناگفته نماند که مثلا  مقصود  شهریار در شعر پارسه    همین تخت جمشید است  

تخت جم ای سرای سراینده داستان 

ای یادگار شوکت ایران باستان 

 

 باری در  قرن ۱۷ و ۱۹ میلادی کاوشهای اولیه توسط باستان شناسان ایتالیایی و انگلیسی  انجام ولیکن  در انتها با همت رضا شاه کبیر  و حمایت دانشگاه شیکاگو و پرداخت هزینه های آن توسط اشخاص حقیقی آمریکایی و آلمانی   توسط  ارنست هرسفلد آلمانی در سال ۱۹۳۰ این بنا کشف گردید تا پلی تاریخی بین ما و پیشینیان زده  و راوی تاریخ شکوهمند  ایران باستان  و حتی  جهان گردد   

 

گرچه  دفن این بنا ترکیبی از عوامل ویران سازی  انسانی و دست طبیعت بود  ولی  در مقابل بر خاستن  وپایداری دوباره این بنا  از خاک   همچون ققنوسی از خاکستر ،به همت و بزرگ اندشی مردانی صورت گرفت  که همچون خود تخت جمشید نامشان تا ابد در خاطر ما ایرانیان  خواهد درخشید و در یادها  به نیکی خواهد ماند . 

 

شاد باشید 

 

۱
…
۳
۴
۵
۶
۷
…
۵۸۴۵