گنجور

حاشیه‌ها

سناتور سنتور در ‫۴ روز قبل، چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۳:۰۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:

آن‌چه می‌گویم به قدر فهم توست

مُـردم انـدر حـسـرتِ فهم درست

#مولانا

سر به سر دعویست مردا مرد معنی دار کو

تیزبینی پاکدستی رهبری غمخوار کو

#حکیم_سنایی#سنایی#غزنوی

عالمی پر ذوالخمارست از خمار خواجگی

ای دریغا در جهان یک حیدر کرار کو

#حکیم_سنایی 

زین همرهان سست‌ عناصِر دلم گرفت

شیر خدا و رستم دستانم آرزوست

دی شیخ با چراغ همی گشت گِرد شهر

کز دیو و دَد ملولم و انسانم آرزوست

#مولانا 

رموز سر اناالحق چه داند آن غافل

که منجذب نشد از جذبه‌های سبحانی

#حضرت_حافظ 

در ره هل من مزید عاشقی مرجانت را

آن اناالحق گفتن و آن دجله و آن دار کو

#حکیم_سنایی 

یک حکیمی بود دانا در جهان

بر ضمیر او شده حکمت عیان

سیر کرده جملهٔ آفاق را

او شمرده نقش این نه طاق را

چون بسوی کعبهٔ جان شد روان

تا ببیند سالک دل را عیان

#شیخ_عطار 

هر کس به قدر فهمش فهمید مدعا را

#حضرت_حافظ 

تو را چنان که تویی هر نظر کجا بیند؟

به قدرِ دانشِ خود هر کسی کند ادراک

#حضرت_حافظ 

در ره عشق نشد کس به یقین محرم راز

هر کسی بر حسب فهم گمانی دارد

#حضرت_حافظ

آنچه در فهم تو آن بُود مفهوم تو

#شیخ_عطار 

ذره ذره در دو گیتی وهم تست

هرچ دانی نه خداست آن فهم تست

#شیخ_عطار

جنگِ هفتاد و دو ملت همه را عذر بِنه

چون ندیدند حقیقت ، رهِ افسانه زدند

#حضرت_حافظ

مهره نرد بساط بیت موزون مرا

هرکسی با قدر دانش دانه‌ رانی می‌کند

#طغرل_احراری

آفت ادراک آن حال است و قال

خون به خون شستن محال است و محال

#مولانا

سعدی از آن جا که فهمِ اوست سخن گفت

وَر نه کمالِ تو، وَهْم کی رسد آن جا؟

#سعدی_جان

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۴ روز قبل، چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۹:۴۹ در پاسخ به سید محسن دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹۵:

سلام

از مشغولیتهای اساسی مظفرالدین شاه قاجار همین عمل شنیع بود و در طول پنجاه سال ولیعهدی خود در آذربایجان ، قبح این عمل شنیع را از بین برد 

زهیر در ‫۴ روز قبل، چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۸:۵۲ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۸۰:

شعری بسیار پرمغز و زیبا 👏🏻👏🏻👏🏻

علی میراحمدی در ‫۵ روز قبل، چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۶:۴۸ در پاسخ به آرش ثروتیان دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۶:

جای پری بودن همچنان برای من جای سوال دارد،ولی....

وقتی شاعر میگوید: او را در مملکت حسن سر تاجوری بود 
یعنی آخر و اِند زیبایی بود!

همانطور که بارها گفته یعنی او پادشاه خوبان بود،پادشاهان زیبارویان بود و منظور هم  سلطان و پادشاه و ابواسحاق و آن یکی پادشاه نیست 
کجای غزل میگوید آن شخص سر را برای تاج و تخت و طغیان به باد داده؟!!

باد صبا را در بیت نهم چه کنیم که امضای عرفانی حافظ است 
گنج سعادت و دعای شب و ورد سحری را در بیت اخر چکار کنیم ؟

علی محمدی در ‫۵ روز قبل، چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۵:۵۱ دربارهٔ ایرج میرزا » مثنوی‌ها » عارف نامه » بخش ۱۰:

واقعا این قسمتی که با عنوان معنی توسط هوش مصنوعی ساخته شده، گاهی ناخواسته منبع تولید طنز می‌شود و یک دل سیر مخاطب را می‌خنداند، وگرنه کاربرد دیگری ندارد.

سناتور سنتور در ‫۵ روز قبل، چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۴:۴۲ دربارهٔ اهلی شیرازی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۱۹:

صلاحِ کار کجا و منِ خراب کجا؟

ببین تفاوتِ رَه کز کجاست تا به کجا

حضرت حافظ

نیست امّید صَلاحی ز فسادِ حافظ

چون که تقدیر چُنین است، چه تدبیر کنم؟

حضرت حافظ

در اصلاحم عبث اوقات ضایع می کند گردون

من آن طفلم که از شوخی معلم کرد آزادم

صائب تبریزی 

عاقلی به زمن ایخواجه طلب در غم دل

من بزنجیر دلم دل بچه زنجیر کنم

اهلی شیرازی

سناتور سنتور در ‫۵ روز قبل، چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۴:۴۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۷:

صلاحِ کار کجا و منِ خراب کجا؟

ببین تفاوتِ رَه کز کجاست تا به کجا

حضرت حافظ

نیست امّید صَلاحی ز فسادِ حافظ

چون که تقدیر چُنین است، چه تدبیر کنم؟

حضرت حافظ

در اصلاحم عبث اوقات ضایع می کند گردون

من آن طفلم که از شوخی معلم کرد آزادم

صائب تبریزی 

عاقلی به زمن ایخواجه طلب در غم دل

من بزنجیر دلم دل بچه زنجیر کنم

اهلی شیرازی

سناتور سنتور در ‫۵ روز قبل، چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۴:۴۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲:

صلاحِ کار کجا و منِ خراب کجا؟

ببین تفاوتِ رَه کز کجاست تا به کجا

حضرت حافظ

نیست امّید صَلاحی ز فسادِ حافظ

چون که تقدیر چُنین است، چه تدبیر کنم؟

حضرت حافظ

در اصلاحم عبث اوقات ضایع می کند گردون

من آن طفلم که از شوخی معلم کرد آزادم

صائب تبریزی 

عاقلی به زمن ایخواجه طلب در غم دل

من بزنجیر دلم دل بچه زنجیر کنم

اهلی شیرازی

سناتور سنتور در ‫۵ روز قبل، چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۴:۲۹ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴۹۱:

نیست یک نقطه بیکار درین صفحه خاک

ما درین غمکده یارب به چه کار آمده ایم

صائب تبریزی 

ز بیکاری نمی آیم به کار هیچ کس صائب

نمی دانم چه حکمت بود ایزد را در ایجادم

صائب تبریزی 

گر چه در دنیا مرا بی اختیار آورده اند

منفعل از خویش ، چون ناخوانده مهمان مانده ام

صائب تبریزی

صائب فضای چرخ مقام نشاط نیست

بیهوده پا به حلقهٔ ماتم گذاشتیم

صائب تبریزی 

خوش وقت رهروی که درین باغ چون نسیم

بی اختیار آمد و بی اختیار رفت

صائب تبریزی 

عقده ها داریم در دِل صائب از بی حاصلی

گرچه از آزادگی سروِ ریاضِ عالمیم

صائب تبریزی 

سناتور سنتور در ‫۵ روز قبل، چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۴:۲۹ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶۶۵:

نیست یک نقطه بیکار درین صفحه خاک

ما درین غمکده یارب به چه کار آمده ایم

صائب تبریزی 

ز بیکاری نمی آیم به کار هیچ کس صائب

نمی دانم چه حکمت بود ایزد را در ایجادم

صائب تبریزی 

گر چه در دنیا مرا بی اختیار آورده اند

منفعل از خویش ، چون ناخوانده مهمان مانده ام

صائب تبریزی

صائب فضای چرخ مقام نشاط نیست

بیهوده پا به حلقهٔ ماتم گذاشتیم

صائب تبریزی 

خوش وقت رهروی که درین باغ چون نسیم

بی اختیار آمد و بی اختیار رفت

صائب تبریزی 

عقده ها داریم در دِل صائب از بی حاصلی

گرچه از آزادگی سروِ ریاضِ عالمیم

صائب تبریزی 

سناتور سنتور در ‫۵ روز قبل، چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۴:۱۰ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۹۳:

مرا از غفلت خود بر سر این بیداد می‌آید

نباشد صید اگر غافل چه از صیاد می‌آید؟

به کوشش نیست دولت، پا به دامان توکل کش

که سرو از خاک بیرون با دل آزاد می‌آید

چنان شد عام در ایام ما ذوق گرفتاری

که صید وحشی از دنباله صیاد می‌آید

صائب تبریزی 

بخت و دولت به کاردانی نیست

جز به تأیید آسمانی نیست

سعدی جان

گویند بکوش تا بیابی

می کوشم و بخت یاورم نیست

سعدی جان

سعادت به بخشایش داورست

نه در چنگ و بازوی زور آورست

چو دولت نبخشد سپهر بلند

نیاید به مردانگی در کمند

سعدی جان 

بیچاره آدمی چه تواند به سعی و رنج

چون هرچه بودنیست قضا کردگار کرد

سعدی جان 

کار به تدبیر نیست، بخت به زور آوری

دولت و جاه آن سریست، تا که کند اختیار

سعدی جان 

چه زور آورد پنجهٔ جهد مرد

چو بازوی توفیق یاری نکرد؟

سعدی جان 

محمد علی آدم پیرا در ‫۵ روز قبل، چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۲:۲۳ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۳:

بیت سیزدهم: خطاب به دشمنان، مار نکن خودتو که نیش می زنه و رنج و عذاب میده.

زهر مار <بخاطر دشمنی با ناصبی ها آورده، از لحاظ معنایی خوبه ولی از جهت واژگانی بدلیل تنگنای قافیه جالب نیست.

معنی = ای ناصبی!!! همچون مار با من دشمنی نکن چرا که تو طاقت درد و رنج " علاقه و شیفتگی و محبت‌" من به علی ع (استعاره از زهر مار) و مدح ( مار) گفتن من را نداری و ‌{شنیدن مدح دربارهٔ امام ع را نداری}. 

محمد علی آدم پیرا در ‫۵ روز قبل، چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۲:۱۷ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۳:

بیت دوازدهم : مَحلْ<جایگاه معنوی حضرت ع

معنی =شما ها ( خطاب به دشمنان) هم اگر همچون من جایگاه والای معنوی امام آقا امیر المؤمنین ع را بدانید، نسبت به اعمال حضرت ع توجه می کنید تا از او تقلید نمایید( کنید). 

محمد علی آدم پیرا در ‫۵ روز قبل، چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۲:۱۴ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۳:

بیت یازدهم : خامش<کاربرد کهن واژهٔ خاموش.

ایرا<کاربرد کهن  <زیرا.

آگاه شدن از تار و پود<کنایه از تمام وجود و ویژگی ها.

معنی = شاعر خطاب به دشمنان اهل بیت ع می گوید: ای دشمنان!!! دهان ببندید!!! چرا که شما ها هیچ شناختی نسبت به وجود الهی آقا امیر المؤمنین ع ندارید. <بیت بعد<.... 

محمد علی آدم پیرا در ‫۵ روز قبل، چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۲:۰۸ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۳:

بیت دهم : شِعار {شَعْر<ریشه‌<مو} <به جامهٔ زیرین [می چسبه به بدن که دارای مو است] <مخفی، به چشم نمی آید.

دِثار <به جامه و لباسی که از رو می پوشند<به چشم می آید.

باطن و بیرون 

معنی =من به تبعیت از رفتار بیرونی و درونی آقا امیر المؤمنین ع دین و علم را برگزیدم{یعنی فریب کاری و ریا ندارم. ظاهر و باطنم اینه}. 

محمد علی آدم پیرا در ‫۵ روز قبل، چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۲:۰۱ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۳:

بیت نهم : پشت <کمر.

گران بودن <سنگین بودن.

معنی =منِ شاعر از این روی، مدح آقا امیر المؤمنین ع را می گویم که بسیار به او بدهکار هستم و از فضائل و علم نیک حضرت ع بسیار آموخته ام. 

محمد علی آدم پیرا در ‫۵ روز قبل، چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۱:۵۹ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۳:

بیت هشتم : معنی=من به چهار ویژگی نیک آقا امیر المؤمنین ع یعنی مردانگی و دلاوری، علم و دانش، تقوا و ایمان و بخشندگی حضرت افتخار می کنم. <چرا؟ <دلیل <بیت بعد. 

محمد علی آدم پیرا در ‫۵ روز قبل، چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۱:۵۷ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۳:

بیت هفتم : نگفتن یکی از هزار تا ‌<غیر قابل وصف(بیان کردن ویژگی های خوب) و مدح بودن<متضاد قدح

معنی =اگر فردی بخواهد مدح آقا امیر المؤمنین ع را در صد سال (زمان های طولانی) بیان کند، نمی تواند کوچک ترین اوصاف و ویژگی های والای حضرت ع را برشمارد.

محمد علی آدم پیرا در ‫۵ روز قبل، چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۱:۵۳ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۳:

بیت ششم : تبار<خویشتن و نزدیکان

معنی =علی ع جزو خویشان و نزدیکان پیامبر ص به شمار می آید و شیعیان و پیروان حق هم از نزدیکان و خویشان آقا امیر المؤمنین ع محسوب می شوند. 

محمد علی آدم پیرا در ‫۵ روز قبل، چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۱:۵۱ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۳:

بیت پنجم : حصار<استعاره از علاقه و محبت به علی ع

معنی=به این دلیل که دل پیروان آقا امیر المؤمنین علی ع یا اهل‌بیت بواسطهٔ وارد شدن به قلعهٔ محبت و علاقهٔ حضرت از شیطان دور شده است. 

۱
۳
۴
۵
۶
۷
۵۷۸۶