گنجور

حاشیه‌ها

سناتور سنتور در ‫۳ روز قبل، یکشنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۱۷:۲۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۹:

من بنیوش و دل در شاهدی بند

که حسنش بستهٔ زیور نباشد

#حضرت_حافظ 

به خط و خالِ گدایان مده خزینه دل

به دستِ شاهوشی ده که محترم دارد

#حضرت_حافظ 

خَزینِهٔ دِلِ «حافظ» به زُلْف و خال مَدِه!

که کارهایِ چُنین، حَدِّ هَر سیاهی نیست

#حضرت_حافظ 

حُسنِ مَه رویانِ مجلس گرچه دل می‌بُرد و دین

بحثِ ما در لطفِ طبع و خوبیِ اخلاق بود

#حضرت_حافظ

سناتور سنتور در ‫۳ روز قبل، یکشنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۱۷:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۶:

من بنیوش و دل در شاهدی بند

که حسنش بستهٔ زیور نباشد

#حضرت_حافظ 

به خط و خالِ گدایان مده خزینه دل

به دستِ شاهوشی ده که محترم دارد

#حضرت_حافظ 

خَزینِهٔ دِلِ «حافظ» به زُلْف و خال مَدِه!

که کارهایِ چُنین، حَدِّ هَر سیاهی نیست

#حضرت_حافظ 

حُسنِ مَه رویانِ مجلس گرچه دل می‌بُرد و دین

بحثِ ما در لطفِ طبع و خوبیِ اخلاق بود

#حضرت_حافظ

سناتور سنتور در ‫۳ روز قبل، یکشنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۱۷:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۶:

من بنیوش و دل در شاهدی بند

که حسنش بستهٔ زیور نباشد

#حضرت_حافظ 

به خط و خالِ گدایان مده خزینه دل

به دستِ شاهوشی ده که محترم دارد

#حضرت_حافظ 

خَزینِهٔ دِلِ «حافظ» به زُلْف و خال مَدِه!

که کارهایِ چُنین، حَدِّ هَر سیاهی نیست

#حضرت_حافظ 

حُسنِ مَه رویانِ مجلس گرچه دل می‌بُرد و دین

بحثِ ما در لطفِ طبع و خوبیِ اخلاق بود

#حضرت_حافظ

سناتور سنتور در ‫۳ روز قبل، یکشنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۱۷:۱۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۲:

بشوی اوراق اگر هم‌درسِ مایی

که عِلمِ عشق در دفتر نباشد

حضرت حافظ 

سر عشق از کتاب نتوان یافت

لیس تلک الرموز فی الأوراق

عبدالرحمان جامی 

حدیث عشق در دفتر نگنجد

حساب عشق در محشر نگنجد

شیخ عطار

آرش پُردل در ‫۳ روز قبل، یکشنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۱۵:۲۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۴:

درود به همه‌

 

درباره‌ی بیت نخست این غزل مطلبی برای گفتن داشتم: 

 

ای یار جفاکرده‌ی پیوندبُریده / این بود وفاداری و عهدِ تو ندیده؟ 

 

"ندیده" در اینجا به لحاظ دستوری وجه وصفی مفعولی هست برای عهد؛ و معنی‌اش می‌شود: عهدِ ندیده‌ی تو، یا عهدِ تو که ما آن را ندیدیم. 

 

وجه وصفی برخلاف صفت می‌تواند در جایگاه‌های مختلفی در جمله قرار بگیرد، مانند همین مصرع که "ندیده" پس از مضاف‌الیه (تو) قرار گرفته، در حالی‌که اگر صفت بود باید قبل از آن می‌آمد. این جابجایی‌پذیری، خصلت وجه وصفی است، و در زبان‌های اروپایی معمولا در قالب یک جمله‌ی معترضه بعد از ویرگول پیدا می‌شه: در اصل این مصرع از سعدی رو باید به این شکل نگارش کرد، همراه با ویرگول (زبان فارسی کلاسیک برخلاف فارسی امروز شباهت‌هایی بسیار بیشتری به خویشاوندهای هندواروپایی خودش دارد):

 

ای یارِ جفاکرده‌ی پیوندبُریده / این بود وفاداری و عهدِ تو، ندیده؟

 

و همینطور این بیت از حافظ و بسیاری دیگه:

 

شرابِ خانگی، ترسِ محتسِب‌ خورده
به‌روی یار بنوشیم و بانگِ نوشانوش

 

ایضا یک نمونه‌ی دیگه از جابجایی وجه وصفی (مفعولی) در جمله از شاهنامه‌ی فردوسی:

 

نبشته، من این نامهٔ پهلوی
به پیش تو آرم مگر نغنوی

 

یعنی من این نامه‌ی پهلوی را که به صورت مکتوب و نوشته هست در اختیار تو قرار می‌دهم.

Fateme Zandi در ‫۳ روز قبل، یکشنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۱۳:۰۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۳۶:

می فرماید: عاشق را غافل می دانی، حال آنکه او هر دم در کار سوزاندن پرده های ناآگاهی است. عاشق حجاب “من” ها را از آن رو می سوزاند که به وقت وصل، برهنه و عاری از همه کس و همه چیز باشد. رندان و طراران به گمان زیرکی و زرنگی، همه چیز را ، به غیر دوست، از او می ستانند. و او به معنی طرار تر و عیارتر از همه است؛ او با دست کشیدن از داشته ها، و با ترک “من” ها، خانه تجرید و خلوت را می جوید.

احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۳ روز قبل، یکشنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۱۲:۲۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۷:

سرّ سویدا (sovaydâ)

کلارک(Clarke) در ترجمه خود، «سویدا» را به گونه‌ای ترجمه کرده که «لکۀ سیاه» معنی می‌دهد. اما «لکۀ سیاه» چیست؟ بنا بر حدیث گناه، «لکۀ سیاه» عبارت است از لکه‌ای که خداوند در دل شخص گناهکار به وجود می‌آورد.

سناتور سنتور در ‫۴ روز قبل، یکشنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۱۰:۰۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۳۶:

اندر دل بی‌وفا غم و ماتم باد

آن را که وفا نیست ز عالم کم باد

دیدی که مرا هیچ کسی یاد نکرد

جز غم که هزار آفرین بر غم باد

مولانا

تن بی‌ وفا مرد چون دوک باد

همه سور او شیون و سوک باد

امثال و حکم دهخدا

وفای هر چیز بیش از آدمیزاد

ضرب المثل

 

سناتور سنتور در ‫۴ روز قبل، یکشنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۰۸:۱۳ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳ - زکات زندگی:

خود برسان به شهریار ای که در این محیط غم

بی تو نفس کشیدنم عمر تباه کردن است

استاد شهریار

نفسم می‌گیرد در هوایی که نفس‌های تو نیست

سهراب سپهری

مکان ها هیچ ارزش ندارند وقتی از

وجود کسانی که دوستشان داریم خالی اند

محمود درویش

هـــوای خانـه چـه دلگیــر مـی‌شــود گاهــ

از ایــن زمانــه دلــم سیــر می‌شـود گاهـی

عـقـــاب تیـــز پـــر دشــت هــــای استـغـنـــا

اسیر پنجـه‌ی تقــدیـــر مــی‌شــود گـاهــی

سیاوش راد

نسیم سرخوش در ‫۴ روز قبل، یکشنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۰۷:۴۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۵۷ - قصهٔ مری کردن رومیان و چینیان در علم نقاشی و صورت‌گری:

گرچه نحو و فقه را بگذاشتند / لیک محو و فقر را برداشتند
اگرچه از دانش‌های ظاهری مانند نحو و فقه گذشته‌اند، اما به مقام محوِ خودبینی و فقرِ الی‌الله دست یافته‌اند.
تا نقوش هشت جنت تافته است / لوح دلشان را پذیرا یافته است
این است که دل اولیای الهی آن‌قدر از آلودگی‌ها پاک شده که شایستگی پذیرش فیض‌ها و تجلیات الهی را پیدا کرده است.
«نقوش هشت بهشت» یعنی آثار، زیبایی‌ها، انوار و کمالات بهشت؛ یعنی همه نعمت‌ها و تجلیات معنوی که از عالم الهی سرچشمه می‌گیرند. چون دل آنان مانند لوحی صاف و پاک است، این انوار بر آن می‌تابد و در آن نقش می‌بندد.

برترند از عرش و کرسی و خلا

ساکنان مقعد صدق خدا

مولانا می‌گوید: اولیای الهی که به معرفت حقیقی رسیده‌اند، از عرش، کرسی و همه عالم آفرینش برترند؛ زیرا جایگاه معنوی آنان، مقام قرب الهی و حضور در پیشگاه خداوند است.

«مَقْعَدِ صِدق» برگرفته از آیه ۵۵ سوره قمر است:
﴿فِی مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِیکٍ مُقْتَدِرٍ﴾
«در جایگاهی راستین، نزد فرمانروایی توانا.»
 «مقعد صدق» به معنای مقام قرب، حضور و همنشینی با خداوند است؛ جایگاهی که در آن هیچ‌گونه دروغ، نفاق، زوال و دگرگونی راه ندارد.

سناتور سنتور در ‫۴ روز قبل، یکشنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۰۷:۲۰ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۷۲:

گر گلوگیر نمی‌شد غم نان مردم را

همه روی زمین یک لب خندان می‌بود

صائب تبریزی صائب صاحب سخن

خیلی سخت است که نجیبانه بیندیشی

وقتی تمام فکرت مشغول لقمه ای نانی است

ژان ژاک روسو

 

سناتور سنتور در ‫۴ روز قبل، یکشنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۰۶:۰۸ دربارهٔ سعدی » گلستان » دیباچه:

خلافِ راه صواب است و نقص رای اولوالالباب

ذوالفقار علی در نیام و زبان سعدی در کام

سعدی جان

ذکر جمیل سعدی که در افواه عوام افتاده است و صِیت سخنش که در بسیط زمین رفته و قَصْبُ الْجَیبِ حدیثش که همچون شکر می‌خورند و رُقعهٔ مُنشئاتش که چون کاغذ زر می‌برند بر کمال فضل و بلاغت او حمل نتوان کرد سعدی جان

سناتور سنتور در ‫۴ روز قبل، یکشنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۰۵:۵۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۶:

حُسنِ مَه رویانِ مجلس گرچه دل می‌بُرد و دین

بحثِ ما در لطفِ طبع و خوبیِ اخلاق بود

حضرت حافظ

به خَطُّ و خالِ گدایان مده خزینهٔ دل

به دستِ شاهوَشی دِه که محترم دارد

حضرت حافظ

گوهرِ معرفت آموز که با خود بِبَری

که نصیبِ دگران است نِصابِ زر و سیم

حضرت حافظ

علی میراحمدی در ‫۴ روز قبل، شنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۲۳:۲۴ در پاسخ به سناتور سنتور دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۷:

دوست گرامی اینگونه حاشیه بلند و مداوم نوشتن کار خوانش را سخت می‌کند و از فرط به تکرار افتادن ارزش خود را از دست می‌دهد و دیگر آنکه حاشیه های دیگران را نیز زیر سایه میبرد

کم گوی و گزیده گوی چون در....

سناتور سنتور در ‫۴ روز قبل، شنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۲۲:۰۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۷:

هدایت کردن ویژه خداوند است

فَإِنَّ اللَّهَ یُضِلُّ مَن یشل ویهدی من یشه

فاطر ۸

بی تردید ، الله هر کس را که بخواهد گمراه

می سازد و هر کس را که بخواهد هدایت

می کند.

و لَو شاءَ اللَّهُ لَجَعَلَکُم أُمَّةً واحِدَةً وَ لکِن یُضِلُّ 

مَن یَشاءُ وَ یَهدی مَن یَشاءُ وَ لَتُسئَلُنَّ عَمَّا 

کُنتُم تَعمَلُونَ (النحل - 93)

و اگر خدا می‏ خواست ، شما را امت واحدی 

می‏ ساخت ، و لیکن هر که را بخواهد گمراه 

می‏ سازد و هر که را بخواهد هدایت می‏کند

و البته از آنچه انجام می‏ دادید ، پرسیده 

شوید . 

إِنَّکَ لَا تَهْدِی مَنْ أَحْبَبْتَ وَلکِنَّ اللّهَ

یَهْدِی مَنْ یَشَاءُ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِینَ

[ القصص : 56 ]

در حقیقت ،تو هر که را دوست داری

نمی توانی راهنمایی کنی ، بلکه خداست

که هر که را بخـواهد راهنـمایی می کند

و او به هـدایت پذیران دانـاتر است. 

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :

خداوند جلّ جلاله فرمود : ای بندگان من ! 

همه شما گمراهید ، مگر کسی که من 

هدایتش کنم و همه شما نیازمندید ، مگر 

کسی که من توانگرش سازم و همه شما

گنهکارید ، مگر کسی که من او را از گناه 

نگهدارم .

وَ ما أُبَرِّئُ نَفْسی و لا أُزَکِّیها

که هر چه نقل کنند از بشر در امکان است

سعدی جان 

من نفس خود را از گناه بری نمی دانم و

دامن خود را پاک از آلودگی نمی شمارم

قسمت اول « وما ابرء نفسی » از آیهٔ 53 

سوره یوسف اقتباس شده است

وَمَا أُبَرِّیءُ نَفْسِی إِنَّ النَّفْسَ لأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ

إِلاَّ مَا رَحِمَ رَبِّیَ إِنَّ رَبِّی غَفُورٌ رَّحِیمٌ

و من نفس خودرا از گناه بری نمی دانم چرا که 

نفس قطعا به بدی امر می‏کند مگر کسی را که 

خدا رحم کند زیرا پروردگار من آمرزنده مهربان 

است.

دام سخت است مگر یار شود لطف خدا

ورنه آدم نبرد صرفه ز شیطان رجیم

#حضرت_حافظ

ما نمی پوشیم عیب خویش، اما دیگران

عیبها دارند و از ما جمله را پوشیده‌ اند

ننگها دیدیم اندر دفتر و طومارشان

دفتر و طومار ما را ، زان سبب پیچیده‌ اند

ما سبکساریم و، از لغزیدن ما چاره نیست

عاقلان با این گرانسنگی ، چرا لغزیده‌ اند

#پروین_اعتصامی

ز خوبان هرکه را بیش آزمائی

ازو جز زشت کرداری نیاید

ز نیکان گر بدی جوئی توان یافت

ز بد گر نیکی انگاری نیاید

#خاقانی 

چون می دانی که بودنیها بوده است

این پرده دریدن کسان بیهوده است

فی الجمله هر آن کسی که او پاک تر است

چون در نگری به چیزکی آلوده است

#اوحدالدین_کرمانی 

هیچکس بی دامنی ترنیست لیکن پیش خلق

باز می‌پوشند و ما بر آفتاب افکنده‌ایم

سعدیا پرهیزکاران خودپرستی می‌کنند

ما دهل در گردن و خر در خلاب افکنده‌ایم

#سعدی_جان

جماعتی که ندانند حظِ روحانی

تفاوتی که میان دَواب و انسان است

گمان برند که در باغ عشق، سعدی را

نظر به سیب زنخدان و نار پستان است

سعدی جان

سناتور سنتور در ‫۴ روز قبل، شنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۲۲:۰۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۷:

امام علی علیه السلام :

خود را ناقص نشمرد، مگر شخص کامل.

غررالحکم ۹۴۷۰

هیج انسانی آنقدر بد نیست که ذره ای نیکی 

در او نباشد و هیچ انسانی آنقدر نیک نیست

که از هر بدی پاک باشد. 

لئو تولستوی

در بدترین ما آنقدر خوبی هست و در بهترین

ما آنقدر بدی هست که هیچ یک از ما شایسته

نیست که از دیگران عیب جویی کنیم. 

#ویلیام شکسپیر

تنها تفاوت بین گناهکار و قدیس این است هر

قدیسی گذشته‌ ای دارد و هر گناهکاری آینده‌ ای. 

#اسکار_وایلد

من فقط به جنبه های خوب انسانها توجه

می کنم ! از آنجا که خودم بی عیب و نقص

نیستم علاقه ای به کشف خطاهای دیگران 

ندارم. 

مهاتما گاندی

هیچ وقت وارد گذشتهٔ هیچ آدمی نشو و

زیر و روش نکن،حتی عزیزترینت، زیباترین

باغچه را هم که بیل بزنی حداقل یه کرم

توش پیدا می کنی. 

حاج اسماعیل دولابی

دست به دنبک هر کی بزنی صدا میده

#ضرب_المثل 

باغچه هر کس رو بیل بزنی،

دوتا کرم توش پیدا میشه

نکو‌بین باش گر عقلت بجای است

که گر بی‌عیب می‌جویی خدای است

شیخ عطار

چون می دانی که بودنیها بوده است

این پرده دریدن کسان بیهوده است

فی الجمله هر آن کسی که او پاک تر است

چون در نگری به چیزکی آلوده است

اوحدالدین کرمانی

هیچکس بی دامنی تر نیست لیکن پیش خلق

باز می‌پوشند و ما بر آفتاب افکنده‌ایم

سعدیا پرهیزکاران خودپرستی می‌کنند

ما دهل در گردن و خر در خلاب افکنده‌ایم

سعدی جان 

هر که حمال عیب خویشتنید

طعنه بر عیب دیگران چه مزنید

سعدی جان

ز خوبان هرکه را بیش آزمائی

ازو جز زشت کرداری نیاید

ز نیکان گر بدی جوئی توان یافت

ز بد گر نیکی انگاری نیاید

خاقانی

سناتور سنتور در ‫۴ روز قبل، شنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۲۱:۵۵ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۶۵ - دیوانه و زنجیر:

امام علی علیه السلام :

خود را ناقص نشمرد، مگر شخص کامل.

غررالحکم ۹۴۷۰

هیج انسانی آنقدر بد نیست که ذره ای نیکی 

در او نباشد و هیچ انسانی آنقدر نیک نیست

که از هر بدی پاک باشد. 

لئو تولستوی

در بدترین ما آنقدر خوبی هست و در بهترین

ما آنقدر بدی هست که هیچ یک از ما شایسته

نیست که از دیگران عیب جویی کنیم. 

#ویلیام شکسپیر

تنها تفاوت بین گناهکار و قدیس این است هر

قدیسی گذشته‌ ای دارد و هر گناهکاری آینده‌ ای. 

#اسکار_وایلد

من فقط به جنبه های خوب انسانها توجه

می کنم ! از آنجا که خودم بی عیب و نقص

نیستم علاقه ای به کشف خطاهای دیگران 

ندارم. 

مهاتما گاندی

هیچ وقت وارد گذشتهٔ هیچ آدمی نشو و

زیر و روش نکن،حتی عزیزترینت، زیباترین

باغچه را هم که بیل بزنی حداقل یه کرم

توش پیدا می کنی. 

حاج اسماعیل دولابی

دست به دنبک هر کی بزنی صدا میده

#ضرب_المثل 

باغچه هر کس رو بیل بزنی،

دوتا کرم توش پیدا میشه

نکو‌بین باش گر عقلت بجای است

که گر بی‌عیب می‌جویی خدای است

شیخ عطار

چون می دانی که بودنیها بوده است

این پرده دریدن کسان بیهوده است

فی الجمله هر آن کسی که او پاک تر است

چون در نگری به چیزکی آلوده است

اوحدالدین کرمانی

هیچکس بی دامنی تر نیست لیکن پیش خلق

باز می‌پوشند و ما بر آفتاب افکنده‌ایم

سعدیا پرهیزکاران خودپرستی می‌کنند

ما دهل در گردن و خر در خلاب افکنده‌ایم

سعدی جان 

هر که حمال عیب خویشتنید

طعنه بر عیب دیگران چه مزنید

سعدی جان

ز خوبان هرکه را بیش آزمائی

ازو جز زشت کرداری نیاید

ز نیکان گر بدی جوئی توان یافت

ز بد گر نیکی انگاری نیاید

خاقانی

دام سخت است مگر یار شود لطف خدا

ورنه آدم نبرد صرفه ز شیطان رجیم

حضرت حافظ

سناتور سنتور در ‫۴ روز قبل، شنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۲۱:۵۲ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۶۵ - دیوانه و زنجیر:

هدایت کردن ویژه خداوند است

فَإِنَّ اللَّهَ یُضِلُّ مَن یشل ویهدی من یشه

فاطر ۸

بی تردید ، الله هر کس را که بخواهد گمراه

می سازد و هر کس را که بخواهد هدایت

می کند.

و لَو شاءَ اللَّهُ لَجَعَلَکُم أُمَّةً واحِدَةً وَ لکِن یُضِلُّ 

مَن یَشاءُ وَ یَهدی مَن یَشاءُ وَ لَتُسئَلُنَّ عَمَّا 

کُنتُم تَعمَلُونَ (النحل - 93)

و اگر خدا می‏ خواست ، شما را امت واحدی 

می‏ ساخت ، و لیکن هر که را بخواهد گمراه 

می‏ سازد و هر که را بخواهد هدایت می‏کند

و البته از آنچه انجام می‏ دادید ، پرسیده 

شوید . 

إِنَّکَ لَا تَهْدِی مَنْ أَحْبَبْتَ وَلکِنَّ اللّهَ

یَهْدِی مَنْ یَشَاءُ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِینَ

[ القصص : 56 ]

در حقیقت ،تو هر که را دوست داری

نمی توانی راهنمایی کنی ، بلکه خداست

که هر که را بخـواهد راهنـمایی می کند

و او به هـدایت پذیران دانـاتر است. 

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :

خداوند جلّ جلاله فرمود : ای بندگان من ! 

همه شما گمراهید ، مگر کسی که من 

هدایتش کنم و همه شما نیازمندید ، مگر 

کسی که من توانگرش سازم و همه شما

گنهکارید ، مگر کسی که من او را از گناه 

نگهدارم .

وَ ما أُبَرِّئُ نَفْسی و لا أُزَکِّیها

که هر چه نقل کنند از بشر در امکان است

#سعدی_جان 

من نفس خود را از گناه بری نمی دانم و

دامن خود را پاک از آلودگی نمی شمارم

قسمت اول « وما ابرء نفسی » از آیهٔ 53 

سوره یوسف اقتباس شده است

وَمَا أُبَرِّیءُ نَفْسِی إِنَّ النَّفْسَ لأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ

إِلاَّ مَا رَحِمَ رَبِّیَ إِنَّ رَبِّی غَفُورٌ رَّحِیمٌ

و من نفس خودرا از گناه بری نمی دانم چرا که 

نفس قطعا به بدی امر می‏کند مگر کسی را که 

خدا رحم کند زیرا پروردگار من آمرزنده مهربان 

است.

دام سخت است مگر یار شود لطف خدا

ورنه آدم نبرد صرفه ز شیطان رجیم

#حضرت_حافظ

ما نمی پوشیم عیب خویش، اما دیگران

عیبها دارند و از ما جمله را پوشیده‌ اند

ننگها دیدیم اندر دفتر و طومارشان

دفتر و طومار ما را ، زان سبب پیچیده‌ اند

ما سبکساریم و، از لغزیدن ما چاره نیست

عاقلان با این گرانسنگی ، چرا لغزیده‌ اند

#پروین_اعتصامی

ز خوبان هرکه را بیش آزمائی

ازو جز زشت کرداری نیاید

ز نیکان گر بدی جوئی توان یافت

ز بد گر نیکی انگاری نیاید

#خاقانی 

چون می دانی که بودنیها بوده است

این پرده دریدن کسان بیهوده است

فی الجمله هر آن کسی که او پاک تر است

چون در نگری به چیزکی آلوده است

#اوحدالدین_کرمانی 

هیچکس بی دامنی ترنیست لیکن پیش خلق

باز می‌پوشند و ما بر آفتاب افکنده‌ایم

سعدیا پرهیزکاران خودپرستی می‌کنند

ما دهل در گردن و خر در خلاب افکنده‌ایم

#سعدی_جان

سناتور سنتور در ‫۴ روز قبل، شنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۲۱:۴۹ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵:

هدایت کردن ویژه خداوند است

فَإِنَّ اللَّهَ یُضِلُّ مَن یشل ویهدی من یشه

فاطر ۸

بی تردید ، الله هر کس را که بخواهد گمراه

می سازد و هر کس را که بخواهد هدایت

می کند.

و لَو شاءَ اللَّهُ لَجَعَلَکُم أُمَّةً واحِدَةً وَ لکِن یُضِلُّ 

مَن یَشاءُ وَ یَهدی مَن یَشاءُ وَ لَتُسئَلُنَّ عَمَّا 

کُنتُم تَعمَلُونَ (النحل - 93)

و اگر خدا می‏ خواست ، شما را امت واحدی 

می‏ ساخت ، و لیکن هر که را بخواهد گمراه 

می‏ سازد و هر که را بخواهد هدایت می‏کند

و البته از آنچه انجام می‏ دادید ، پرسیده 

شوید . 

إِنَّکَ لَا تَهْدِی مَنْ أَحْبَبْتَ وَلکِنَّ اللّهَ

یَهْدِی مَنْ یَشَاءُ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِینَ

[ القصص : 56 ]

در حقیقت ،تو هر که را دوست داری

نمی توانی راهنمایی کنی ، بلکه خداست

که هر که را بخـواهد راهنـمایی می کند

و او به هـدایت پذیران دانـاتر است. 

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :

خداوند جلّ جلاله فرمود : ای بندگان من ! 

همه شما گمراهید ، مگر کسی که من 

هدایتش کنم و همه شما نیازمندید ، مگر 

کسی که من توانگرش سازم و همه شما

گنهکارید ، مگر کسی که من او را از گناه 

نگهدارم .

 

وَ ما أُبَرِّئُ نَفْسی و لا أُزَکِّیها

که هر چه نقل کنند از بشر در امکان است

#سعدی_جان 

من نفس خود را از گناه بری نمی دانم و

دامن خود را پاک از آلودگی نمی شمارم

قسمت اول « وما ابرء نفسی » از آیهٔ 53 

سوره یوسف اقتباس شده است

وَمَا أُبَرِّیءُ نَفْسِی إِنَّ النَّفْسَ لأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ

إِلاَّ مَا رَحِمَ رَبِّیَ إِنَّ رَبِّی غَفُورٌ رَّحِیمٌ

و من نفس خودرا از گناه بری نمی دانم چرا که 

نفس قطعا به بدی امر می‏کند مگر کسی را که 

خدا رحم کند زیرا پروردگار من آمرزنده مهربان 

است.

دام سخت است مگر یار شود لطف خدا

ورنه آدم نبرد صرفه ز شیطان رجیم

#حضرت_حافظ

ما نمی پوشیم عیب خویش، اما دیگران

عیبها دارند و از ما جمله را پوشیده‌ اند

ننگها دیدیم اندر دفتر و طومارشان

دفتر و طومار ما را ، زان سبب پیچیده‌ اند

ما سبکساریم و، از لغزیدن ما چاره نیست

عاقلان با این گرانسنگی ، چرا لغزیده‌ اند

#پروین_اعتصامی

ز خوبان هرکه را بیش آزمائی

ازو جز زشت کرداری نیاید

ز نیکان گر بدی جوئی توان یافت

ز بد گر نیکی انگاری نیاید

#خاقانی 

چون می دانی که بودنیها بوده است

این پرده دریدن کسان بیهوده است

فی الجمله هر آن کسی که او پاک تر است

چون در نگری به چیزکی آلوده است

#اوحدالدین_کرمانی 

هیچکس بی دامنی ترنیست لیکن پیش خلق

باز می‌پوشند و ما بر آفتاب افکنده‌ایم

سعدیا پرهیزکاران خودپرستی می‌کنند

ما دهل در گردن و خر در خلاب افکنده‌ایم

#سعدی_جان

جماعتی که ندانند حظِ روحانی

تفاوتی که میان دَواب و انسان است

گمان برند که در باغ عشق، سعدی را

نظر به سیب زنخدان و نار پستان است

حضرت سعدی

علی میراحمدی در ‫۴ روز قبل، شنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۲۱:۱۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۷:

دو یار زیرک و از بادهٔ کهن دو ...

این شعر زیبا از استاد نیما یوشیج  برابر است با معنای دو بیت اول غزل حافظ.

 

مرا ز هر چه که نیکوست در جهان پی آن

به طیب خاطر روشن مدام کوشیدن

خوش است مثل بهائم گریز از ره شهر

چو رود از پی کهسارها خروشیدن

شب دراز نشستن به صحبت یاران

به یاد رفته و ذکر گذشته جوشیدن

ز نان بیخته با گندم سیه خوردن

از آب چشمه ی کوه " کلار" نوشیدن

شکار کردن و کار و کتاب و گوشه ی " یوش

چنان که زیبد بر مرد، ساده پوشیدن 

به کوه بانگ دلاویز زنگهای رمه

ز مبدایی که نباشد عیان نیوشیدن

به نغمه ای طبری خواندن و برابر آن

در گشاده ی فرسوده گاو دوشیدن

البته «شکارکردن»اگر از سر تفریح باشد یا ماجراجویی کار بسیار ناپسندی است و شگفتا که مردمان این کار را انجام میدهند و از سر افتخار کله بز یا قوچ و گوزن را هم به دیوار خانه و سرای خویش می آویزند!

۱
۳
۴
۵
۶
۷
۵۷۶۸