گنجور

حاشیه‌ها

منصور شمس در ‫۵ روز قبل، جمعه ۹ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۴:۲۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۷:

تا دنیا دنیاست مثل سعدی روی زمین خدا نمیاد دیگه

HRezaa در ‫۵ روز قبل، جمعه ۹ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۳:۰۴ در پاسخ به علی میراحمدی دربارهٔ مجذوب تبریزی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۳:

درود بر شما

سپاس فراوان

 

ممنون از توجه شما و راهنمایی عالی و وقتی که گذاشتید

مهرداد . در ‫۵ روز قبل، جمعه ۹ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۲:۱۳ در پاسخ به علی میراحمدی دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۵۲:

چقدر زیبا

خیلی ممنونم جناب آقای میراحمدی

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۵ روز قبل، جمعه ۹ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۰:۲۷ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰۰:

پی بر پی رندان خرابات نهادیم

علی میراحمدی در ‫۶ روز قبل، جمعه ۹ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۹:۵۰ در پاسخ به مهرداد . دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۵۲:

بسمل یعنی قربانی

معنا چنین است که اگر قصد قربانی کردن ما را داری ولی این کار را نکنی ما از غم اینکه به دست تو قربانی نشدیم خواهیم مرد! 

ما عاشق آن هستیم که جان خود را برای تو بدهیم

رحمان صحراگرد در ‫۶ روز قبل، جمعه ۹ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۹:۴۷ در پاسخ به علی احمدی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۲:

بسیار زیبا و درست تفسیر کردید استاد محترم

یاعلی در ‫۶ روز قبل، جمعه ۹ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۹:۳۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۶:

دوست عزیز جناب صالحی ارجمند 

مفتخرم و به جرأت می توانم عرض کنم

یکی از قشنگ ترین شرح هایی بود که خواندم 

قلم خیلی زیبا یی دارید هم استخوان‌دار و محکم 

هم لطیف و نافذ 

امیدوارم باز هم از شما بخوانیم 

موفق باشید

Fateme Zandi در ‫۶ روز قبل، جمعه ۹ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۷:۳۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۷۰ - باز الحاح کردن معاویه ابلیس را:

گفت : غیر راستی نَرهاندت داد ، سویِ راستی می خواندت

 

معاویه گفت : ای ابلیس به جز راستی و درستی ، چیزی نمی تواند تو را رستگار سازد . زیرا عدالت نیز تو را به راستی فرا می خواند .

 

 

راست گو ، تا وارهی از چنگِ من مکر نَنشاند غبارِ جنگِ من

 

راست بگو تا از دستِ من رها شوی . زیرا حیله و نیرنگ نمی تواند غبارِ پیکار مرا با تو فرو نشاند .

 

گفت : چُون دانی دروغ و راست را ؟ 

ای خیال اندیشِ پُر اندیشه ها

 

ابلیس به معاویه گفت : ای کسی که مالامال از اندیشه های گوناگون و خیالات هستی ، تو چگونه دروغ را از راست باز می شناسی ؟

 

 

گفت : پیغمبر نشانی داده است قلب و نیکو را مِحَک بنهاده است

 

معاویه گفت : پیامبر (ص) برای شناختن ناسَرَه از سَرَه معیاری قرار داده است .

 

 

گفته است : اَلکِذبُ رَیبُ فِی القُلوب 

 گفت : اَلصّدقُ طُمَأنینُ طَروب

 

پیامبر (ص) فرموده است : دروغ مایۀ تردید قلب هاست و راستی ، مایۀ آرامش خاطر . ( طَروب = بسیار طربناک ) [ اشاره است به حدیثی از پیامبر (ص) « رها کن آنچه را که تو را به شک می اندازد و بگیر آنچه را که تو را به شک نمی اندازد . زیرا در راستی ، آرامش خاطر است و در دروغ شک و تردید » ( شرح مثنوی ولی محمد اکبرآبادی ، دفتر دوم ، ص 208 و شرح اسرار ، ص 159 ) ]

 

 

دل نیآرامد به گفتارِ دروغ 

 آب و روغن هیچ نفروزد فروغ

 

دل با سخن دروغ آرامش نمی یابد ، چنانکه اگر مثلا آب با روغن درآمیزد چراغی را روشن نمی کند .

 

 

در حدیثِ راست ، آرامِ دل است راستی ها دانۀ دامِ دل است

 

ولی سخنِ راست مایۀ آرامش دل است ، زیرا راستی ها و حقایق همانند دانه ای است که در دام قرار می گیرد تا مرغِ دل را صید کند .

 

 

دل مگر رنجور باشد بَد دهان 

 که نداند چاشنیِ این و آن

 

وقتی که روانِ آدمی بیمار باشد و ذائقه ، نامتعادل ، آدمی نمی تواند طعمِ غذا را تشخیص دهد .

 

 

چون شود از رنج و علّت ، دل سَلیم 

 طعمِ کِذب و راست را باشد عَلیم

 

وقتی که روانِ آدمی از بیماری و ناهنجاری برَهَد . می تواند مزۀ راست و دروغ را تشخیص دهد . [ بیماری های روحی نظیر حرص و حسد و کینه و آز تعادل روانی را بر هم می زند و در نتیجه انسان نمی تواند شناختِ درستی از پدیده ها حاصل کند ]

 

 

حرصِ آدم چو سویِ گندم فُزود ار دلِ آدم سلیمی را رُبود

 

وقتی که آدم (ع) نسبت به گندم میل پیدا کرد ، همین میل ، تعادل روانی را از او سلب نمود .

 

 

پس دروغ و عشوه ات را گوش کرد  

غِرّه گشت و زهرِ قاتل نوش کرد

 

آنگاه دروغ و حیله گری تو (ابلیس) در او اثر بخشیده و او سخنِ دروغ و حیله گرانه ات را گوش کرد . در نتیجه فریفته شد و سمِ کُشندۀ تو را نوشید .

 

 

کژدُم از گندم ندانست آن نَفَس می پَرَد تمییز از مستِ هوس

 

او در آن لحظه نتوانست کژدُم را از گندم باز شناسد . زیرا قوۀ تشخیص و بازشناسی پدیده ها از کسی که مستِ در هوس ها و شهوات باشد دور می شود .

 

 

خلق ، مستِ آرزویند و هوا 

 ز آن پذیرایند دستانِ تو را

 

مردم از آنرو که مست و مدهوشِ آرزو و هوی و هوس هستند ، نیرنگ های تو را می پذیرند .

 

 

هر که خود را از هوا ، خو باز کرد 

 چشمِ خود را آشنایِ راز کرد

 

هر کس که خود را از خوی ِ هوای نَفس برهاند ، چشمِ دل خود را با اسرار و حقایق نهان آشنا می سازد

omid در ‫۶ روز قبل، جمعه ۹ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۰:۴۰ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد چهارم » حاصل عمر:

سیما بینا به آهنگسازی جواد معروفی هم خونده بسیار زیبا دهه چهل.ارکستر بزرگ جواد معروفی(البته برنامه گلها نیست ولی در همون حال و هواس)

وارد این کانال تلگرامی بشید

https://t.me/MousighiGolha/3

در قسمت سرچ بنویسید

کنسرتی از آهنگسازان

چندتا فایل میاد که باید ماله جواد معروفی رو دانلود کنید..چندتا آهنگ در اون برنامه هست که آخراش این آهنگی که گفتم وجود داره 

هیچ جای دیگه هم پیدا نمیشه 

گوینده به اشتباه شعر رو از سیمین بهبهانی و دستگاه رو سه گاه معرفی می‌کنه که صحیح نیست

 

 

مهرداد . در ‫۶ روز قبل، پنجشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۲۳:۴۶ در پاسخ به علی میراحمدی دربارهٔ اهلی شیرازی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۴۰:

پس درواقع اشتباه تایپی هست؟ 

خیلی ممنونم🙏🏻

parsa parsafar در ‫۶ روز قبل، پنجشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۲۰:۱۶ در پاسخ به امیررضا دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۲۴:

با آشنایی محدودی که شخص من از مولانا دارم، ی مقدار عمیق تر هست معنای این بیت. فکر میکنم مولانا به این اشاره داره که من بین جان داشتن دوباره و لقا معشوق، دومی رو انتخاب میکنم. دقیق ترش به این صورته که مولانا ی جاهایی اشاره به این میکنه که انسان ممکنه چندبار زاییده بشه. و اینجا میگه دیگه دلش نمیخواد زاییده بشه.

همونطور که توی یک غزل دیگه از دیوان شمس میگه: من از برای مصلحت در حبس دنیا مانده ام، حبس از کجا من از کجا، مال که را دزدیده ام.

علی میراحمدی در ‫۶ روز قبل، پنجشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۹:۲۳ در پاسخ به مهرداد . دربارهٔ اهلی شیرازی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۴۰:

سر محمود....

یحیی صفایی در ‫۶ روز قبل، پنجشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۸:۳۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۵:

یک مداح باید همت کنه اینو بخونه.

حسن سرخان بیگلو در ‫۶ روز قبل، پنجشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۷:۵۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۰۲:

دوستان من این غزل را در دیوان شمس تبریز پیدا نکردن دوستانی که اطلاع دارند بفرمایند

مهرداد . در ‫۶ روز قبل، پنجشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۷:۴۷ دربارهٔ اهلی شیرازی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۴۰:

درود، سصر در بیت پنجم به چه معناست؟ 

علی میراحمدی در ‫۶ روز قبل، پنجشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۷:۰۷ در پاسخ به HRezaa دربارهٔ مجذوب تبریزی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۳:

تا بیت ۱۲ داستان رند گوشه گیری را میگوید که در خانه ای از نی ساخته شده مسکن گزیده بود و با خدا راز و نیازی داشت و از خانه هم بیرون نمی‌زد

روزی آتشی در اطراف شعله گرفت و خانه هارا بسوخت تا به خانه این رند رسید ،ولی رند دلسوخته از ترس آتش خانه را ترک نکرد و همچنان به عبادت مشغول بود و چون فیض خداوندی وفاداری و همت والای رند را دید باران بر آتش فرستاد و آتش را خاموش کرد و رند هم طبق گفته شاعر و پس ازین آزمون به وصال رسید

باقی ابیات در عشق و جنون است 

به نظر شاعر عشق و جنون در راه حق موانع را از سر راه سالک برمیدارد

همچنان که عشق و جنون بود که سالک را در خانه نگاه داشت و مکانش را ترک نکرد

بیت آخر هم در اینست که خداوند بخشنده است و  سرانجام انسانها با چنین خداوند بخشنده ای خیر است،انشالله

HRezaa در ‫۶ روز قبل، پنجشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۱۴ دربارهٔ مجذوب تبریزی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۳:

سلام و درود بر همزبانان گرامی

 

لطفا اگر کسی فرصت داره، یه معنای کلی از لین شعر توضیح بده

سپاسگزارم

مهرداد . در ‫۶ روز قبل، پنجشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۴:۵۲ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۵۲:

سلام

معنی بیت نهم چه چیزی میتواند باشد؟

سیدمحمدنوید مهدوی در ‫۶ روز قبل، پنجشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۴:۴۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۱۵:

..

..

..

نادیده به از  ملک جهانی ارزد

 

عماد جان در ‫۶ روز قبل، پنجشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۴:۴۲ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۵۹۹:

این رباعی به مدارج سلوک اشاره میکند.

بیداری و توحید

توبه (مهار نفس)

انفاق همت (بخشش و خدمت خلق)

زهد (غیبت از تعلقات)

فقر

صبر و توکل (غیبت از خود)

رضا

محبت

فنا و بقا

 

با این توصیف اعداد را تفسیر کنید.

ضمنا منظور از اسب، نفس سرکش است

 

 

۱
۳
۴
۵
۶
۷
۵۷۸۷