گنجور

حاشیه‌ها

سناتور سنتور در ‫۷ روز قبل، پنجشنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۲:۰۹ دربارهٔ اوحدالدین کرمانی » دیوان رباعیات » الباب الرابع: فی الطهارة و تهذیب النفس و معارفها و ما یلیق بها عن ترک الشهوات » شمارهٔ ۱۲:

امام علی علیه السلام :

خود را ناقص نشمرد، مگر شخص کامل.

غررالحکم ۹۴۷۰

هیج انسانی آنقدر بد نیست که ذره ای نیکی 

در او نباشد و هیچ انسانی آنقدر نیک نیست

که از هر بدی پاک باشد. 

لئو تولستوی

در بدترین ما آنقدر خوبی هست و در بهترین ما آنقدر بدی هست که هیچ یک از ما شایسته نیست که از دیگران عیب جویی کنیم. 

#ویلیام شکسپیر

تنها تفاوت بین گناهکار و قدیس این است هر قدیسی گذشته‌ ای دارد و هر گناهکاری آینده‌ ای. 

#اسکار_وایلد

من فقط به جنبه های خوب انسانها توجه

می کنم ! از آنجا که خودم بی عیب و نقص

نیستم علاقه ای به کشف خطاهای دیگران 

ندارم

مهاتما گاندی

هیچ وقت وارد گذشتهٔ هیچ آدمی نشو و زیر و روش نکن،حتی عزیزترینت، زیباترین باغچه را هم که بیل بزنی حداقل یه کرم توش پیدا می کنی. 

حاج اسماعیل دولابی

دست به دنبک هر کی بزنی صدا میده

#ضرب_المثل 

باغچه هر کس رو بیل بزنی، دوتا کرم توش پیدا میشه

نکو‌بین باش گر عقلت بجای است

که گر بی‌عیب می‌جویی خدای است

شیخ عطار

چون می دانی که بودنیها بوده است

این پرده دریدن کسان بیهوده است

فی الجمله هر آن کسی که او پاک تر است

چون در نگری به چیزکی آلوده است

اوحدالدین کرمانی

هیچکس بی دامنی تر نیست لیکن پیش خلق

باز می‌پوشند و ما بر آفتاب افکنده‌ایم

سعدیا پرهیزکاران خودپرستی می‌کنند

ما دهل در گردن و خر در خلاب افکنده‌ایم

سعدی جان 

هر که حمال عیب خویشتنید

طعنه بر عیب دیگران چه مزنید

سعدی جان

ز خوبان هرکه را بیش آزمائی

ازو جز زشت کرداری نیاید

ز نیکان گر بدی جوئی توان یافت

ز بد گر نیکی انگاری نیاید

خاقانی

سناتور سنتور در ‫۷ روز قبل، پنجشنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۲:۰۳ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵:

امام علی علیه السلام :

خود را ناقص نشمرد، مگر شخص کامل.

غررالحکم ۹۴۷۰

هیج انسانی آنقدر بد نیست که ذره ای نیکی 

در او نباشد و هیچ انسانی آنقدر نیک نیست

که از هر بدی پاک باشد. 

لئو تولستوی

در بدترین ما آنقدر خوبی هست و در بهترین ما آنقدر بدی هست که هیچ یک از ما شایسته نیست که از دیگران عیب جویی کنیم. 

#ویلیام شکسپیر

تنها تفاوت بین گناهکار و قدیس این است هر قدیسی گذشته‌ ای دارد و هر گناهکاری آینده‌ ای. 

#اسکار_وایلد

من فقط به جنبه های خوب انسانها توجه

می کنم ! از آنجا که خودم بی عیب و نقص

نیستم علاقه ای به کشف خطاهای دیگران 

ندارم

مهاتما گاندی

هیچ وقت وارد گذشتهٔ هیچ آدمی نشو و زیر و روش نکن،حتی عزیزترینت، زیباترین باغچه را هم که بیل بزنی حداقل یه کرم توش پیدا می کنی. 

حاج اسماعیل دولابی

دست به دنبک هر کی بزنی صدا میده

#ضرب_المثل 

باغچه هر کس رو بیل بزنی، دوتا کرم توش پیدا میشه

نکو‌بین باش گر عقلت بجای است

که گر بی‌عیب می‌جویی خدای است

شیخ عطار

چون می دانی که بودنیها بوده است

این پرده دریدن کسان بیهوده است

فی الجمله هر آن کسی که او پاک تر است

چون در نگری به چیزکی آلوده است

اوحدالدین کرمانی

هیچکس بی دامنی تر نیست لیکن پیش خلق

باز می‌پوشند و ما بر آفتاب افکنده‌ایم

سعدیا پرهیزکاران خودپرستی می‌کنند

ما دهل در گردن و خر در خلاب افکنده‌ایم

سعدی جان 

هر که حمال عیب خویشتنید

طعنه بر عیب دیگران چه مزنید

سعدی جان

ز خوبان هرکه را بیش آزمائی

ازو جز زشت کرداری نیاید

ز نیکان گر بدی جوئی توان یافت

ز بد گر نیکی انگاری نیاید

خاقانی

سناتور سنتور در ‫۷ روز قبل، پنجشنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۱:۵۷ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵:

امام علی علیه السلام :

خود را ناقص نشمرد، مگر شخص کامل.

غررالحکم ۹۴۷۰

هیج انسانی آنقدر بد نیست که ذره ای نیکی 

در او نباشد و هیچ انسانی آنقدر نیک نیست

که از هر بدی پاک باشد. 

لئو تولستوی

در بدترین ما آنقدر خوبی هست و در بهترین ما آنقدر بدی هست که هیچ یک از ما شایسته نیست که از دیگران عیب جویی کنیم

#ویلیام شکسپیر

تنها تفاوت بین گناهکار و قدیس این است هر قدیسی گذشته‌ ای دارد و هر گناهکاری آینده‌ای

#اسکار_وایلد

من فقط به جنبه های خوب انسانها توجه

می کنم!از آنجا که خودم بی عیب و نقص

نیستم علاقه ای به کشف خطاهای دیگران 

ندارم

مهاتما گاندی

هیچ وقت وارد گذشتهٔ هیچ آدمی نشو و زیر و روش نکن،حتی عزیزترینت، زیباترین باغچه را هم که بیل بزنی حداقل یه کرم توش پیدا می کنی

حاج اسماعیل دولابی

دست به دنبک هر کی بزنی صدا میده

#ضرب_المثل 

باغچه هر کس رو بیل بزنی، دوتا کرم توش پیدا میشه

نکو‌بین باش گر عقلت بجای است

که گر بی‌عیب می‌جویی خدای است

شیخ عطار

چون می دانی که بودنیها بوده است

این پرده دریدن کسان بیهوده است

فی الجمله هر آن کسی که او پاک تر است

چون در نگری به چیزکی آلوده است

اوحدالدین کرمانی

هیچکس بی دامنی تر نیست لیکن پیش خلق

باز می‌پوشند و ما بر آفتاب افکنده‌ایم

سعدیا پرهیزکاران خودپرستی می‌کنند

ما دهل در گردن و خر در خلاب افکنده‌ایم

سعدی جان 

هر که حمال عیب خویشتنید

طعنه بر عیب دیگران چه مزنید

سعدی جان

سناتور سنتور در ‫۷ روز قبل، چهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۲۳:۵۷ دربارهٔ اسیری لاهیجی » اسرار الشهود » بخش ۴۱ - در بیان حقیقت عشق و آثار و احکام آن:

ملت عشق از همه دینها جداست

عاشقان را ملت و مذهب خداست

مولانا

سناتور سنتور در ‫۷ روز قبل، چهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۲۳:۵۶ دربارهٔ اسیری لاهیجی » اسرار الشهود » بخش ۴۱ - در بیان حقیقت عشق و آثار و احکام آن:

عشق دریاییست قعرش ناپدید

مولانا

عشق عاشق را بود حبل المتین

عاشقی بالاترست از کفر و دین

عشق دریایی است بی قعر و کران

عشق بیرونست از شرح و بیان

در دل عاشق چو عشق آتش فروخت

هر چه جز معشوق بود آنجا

دین عاشق ، عشق و تجرید و فناست

مذهبش تفرید و ترک ما سواست

عشق را هر دم دگرگون جلوه است

گاه زاهد سازدت گه رند ومست

گاه مؤمن گه مغ و ترسا کند

گاه شیخ شهر و گه رسوا کند

عشق دارد صد هزاران شعبده

گاه بتخانه کند گه معبده

گه اسیر خط و خالت می کند

گاه مست وجد و حالت می کند

گاه زاهد گاه فاسق سازدت

گه مخالف گه موافق سازدت

عشق مشرک را موحد می کند

گه محقق را مقلد می کند

اسیری لاهیجی

علی پوریان در ‫۷ روز قبل، چهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۲۲:۵۹ دربارهٔ سعدی » مجالس پنجگانه » شمارهٔ ۳ - مجلس سوم:

فوق العاده مجالس سعدی سعدی بدون روتوشه

علی پوریان در ‫۷ روز قبل، چهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۲۲:۵۸ دربارهٔ سعدی » مجالس پنجگانه » شمارهٔ ۳ - مجلس سوم:

ای کاش آقای حمیدرضا محمدی مجلس چهار پنج خوانش میکذونند.

متشکرم 

فاطمه زمانی در ‫۷ روز قبل، چهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۸:۰۷ در پاسخ به رضا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۱:

سپاسگزار آقا رضا

به قول ژاپنیا ありがとうございます

برمک در ‫۷ روز قبل، چهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۴۹ دربارهٔ سرایندهٔ فرامرزنامه » فرامرزنامه » بخش ۱ - گفتار در آفرینش جهان:

 

چاپگر  فرامرزنامه  زرتشتی از مردم تفت بوده  و بزمان مظفرالدین شاه زندگی میکرده


بخواهید اگر نام این خاکسار

بود رستمم نام در روزگار

پدر، نام، بهرام، ابن سروش

ملقب به تفتی ایا نیک هوش

فقط خواهش من بود یک سخن

بخواهید آمرزش از ذوالمنن

اگر سال تاریخ جویی ز من

به یزدگرد برخوان به دفتر سخن

هزار و دو صد بود هفتاد و پنج

که آمد به دست این گران مایه گنج

سخن گوی این نظم بحر کتاب

اگر خواستی نا او هم بیاب

خودم خسرو و باب، کاووس کی

کنید یادم از نیکویی، نیک پی

اگر سهوی از جزو این گفته است

ببخشید این دُر ناسفته است

برمک در ‫۷ روز قبل، چهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۴۸ دربارهٔ سرایندهٔ فرامرزنامه » فرامرزنامه » بخش ۱ - گفتار در آفرینش جهان:

سراینده  فرامرزنامه(۵۵۵)   مرزبان دبیر جوری فیروزابادی فارسی از اردشیرخوره  استان فارس است   عوفی  وبسیاری دگر از او یاد کرده اند  او نیز خود را  مردی از شهرجور فیروزآباد فارس میخواند  با این آگاهی او نخستین  سخنور استان فارس به فارسی دری است

در این جور واین کوره اردشیر

زجور زمانه دلم گشت سیر

چنان دان که در بوم پیروزاباد

که بردوستان جمله فیروز باد

چه کهتر چه مهتر هر آن کس که هست

همه شاد و خرم هم از باده مست

جهان را به شادی همی بسپرند

همه با می و رود و رامشگرند

منم بی می و بانگ رود و  سرود

نه یار و نه همدم نه آوای رود

یکی روستا بچه فرسیم

غلامی دل پاک فردوسیم

نبینم همی لطف نیک اختری

شده مونسم دایما دفتری

کجا آفتابی که تف بخشدم

مگر چهره خسته بدرخشدم

کجا کیقبادی که یادم کند

به چربی همی بخت شادم کند

گرم روغنی بودی اندر چراغ

وزین نیک و بد نیز چندی فراغ

دهانم همی گوهران ریختن

زبرجد به لؤلؤ درآمیختن

سپاس از یکی شاه پروردگار

که گرچه حسابی درین روزگار

چو نرگس همه جام و لیکن تهی

به خانه خداوند آنگه رهی

جهان را نماند به کس پایدار

کشد یک به یک نیک و بد روزگار

مرا گر نه باغست و کاخ بلند

نه میوه که خیزد به شاخ بلند

براین زشتی از وی نباید برید

چو باید چنان پرده دی درید

کنون بازگردم به گفتار سرو

چراغ مهان سرو ماهان مرو

.
 غلامی دل پاک فردوسی ام  غلامی پرسینیزه غلام است 
 عوفی از او قصیده آورده پساوندش بنفشه  که پایانش اینست

شاه جهان ارسلان که کرد ز خلقش
بوی خوش خویش مستعار بنفشه

برمک در ‫۷ روز قبل، چهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۴۴ دربارهٔ سرایندهٔ فرامرزنامه » فرامرزنامه » بخش ۴۶ - این سخن چند،مصنف در باب خود و نیرنگ روزگار گوید:

 

 

چاپگر  فرامرزنامه  زرتشتی از مردم تفت بوده  و بزمان مظفرالدین شاه زندگی میکرده


بخواهید اگر نام این خاکسار

بود رستمم نام در روزگار

پدر، نام، بهرام، ابن سروش

ملقب به تفتی ایا نیک هوش

فقط خواهش من بود یک سخن

بخواهید آمرزش از ذوالمنن

اگر سال تاریخ جویی ز من

به یزدگرد برخوان به دفتر سخن

هزار و دو صد بود هفتاد و پنج

که آمد به دست این گران مایه گنج

سخن گوی این نظم بحر کتاب

اگر خواستی نا او هم بیاب

خودم خسرو و باب، کاووس کی

کنید یادم از نیکویی، نیک پی

اگر سهوی از جزو این گفته است

ببخشید این دُر ناسفته است

برمک در ‫۷ روز قبل، چهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۴۳ دربارهٔ سرایندهٔ فرامرزنامه » فرامرزنامه » بخش ۱۹۱ - سبب نظم کتاب:

 

 

چاپگر  فرامرزنامه  زرتشتی از مردم تفت بوده  و بزمان مظفرالدین شاه زندگی میکرده


بخواهید اگر نام این خاکسار

بود رستمم نام در روزگار

پدر، نام، بهرام، ابن سروش

ملقب به تفتی ایا نیک هوش

فقط خواهش من بود یک سخن

بخواهید آمرزش از ذوالمنن

اگر سال تاریخ جویی ز من

به یزدگرد برخوان به دفتر سخن

هزار و دو صد بود هفتاد و پنج

که آمد به دست این گران مایه گنج

سخن گوی این نظم بحر کتاب

اگر خواستی نا او هم بیاب

خودم خسرو و باب، کاووس کی

کنید یادم از نیکویی، نیک پی

اگر سهوی از جزو این گفته است

ببخشید این دُر ناسفته است

برمک در ‫۷ روز قبل، چهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۴۱ در پاسخ به F.S.Gh دربارهٔ سرایندهٔ فرامرزنامه » فرامرزنامه » بخش ۱۹۱ - سبب نظم کتاب:

این نام چاپ کننده کتاب است مگر نخواندید که کوششش در چاپ ان کرده


سخنور کتاب مرزبان دبیر  پارسی از سخنوران سده شش است

برمک در ‫۷ روز قبل، چهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۵:۴۰ در پاسخ به همیرضا دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۷۲:

پرگس است و نه یرگس

برمک در ‫۷ روز قبل، چهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۵:۲۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۱۰ - نامه کسری به هرمزد:

سطر دوم را بدین گونه دیده ام که به گمانم  درست تر است  واژه  دهر 

 ز شاه سرافراز و خورشید چهر
مهست و به کامش گرایان سپهر


ز شاه جهاندار خورشید دهر

مهست و سرافراز و گیرنده شهر

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۷ روز قبل، چهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۵:۱۳ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۹:

چه گر خورشید عمرم بود تابان

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۷ روز قبل، چهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۵:۱۰ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۹:

که کُشتن خویش را ، قربان ندیدم

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۷ روز قبل، چهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۵:۰۷ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۹:

حریفِ درد ، در میدان ندیدم

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۷ روز قبل، چهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۵:۰۲ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۹:

به کار افتادگی خویش هرگز

ندیدم هیچ سرگردان ندیدم

سلام لطفا این بیت را معنا بفرمایید

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۷ روز قبل، چهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۴:۴۹ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۰:

فریاد من از آن است ، کاندر پسِ دَرَم من

۱
۳
۴
۵
۶
۷
۵۷۴۸