گنجور

حاشیه‌ها

Fateme Zandi در ‫۳ روز قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۶:۳۳ در پاسخ به هانيه سليمي دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۹۴:

درود و عرض ادب

ما کو ؟ ما کجا هستیم 

خداوند به هر طرفی که بخواهد ما را می اندازد 

خدا می گوید : تو در کفِ صنع ما هستی مثل ماکو (وسیله ای در چرخ خیاطی )هستی به هر طرف که بخواهیم می چرخانمیمت

یعنی در نزد حضرت حق باید تسلیم مطلق باشیم و چون و چرا نکنیم

سناتور سنتور در ‫۳ روز قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۲:۰۳ دربارهٔ جامی » هفت اورنگ » یوسف و زلیخا » بخش ۷۳ - در پند دادن و بند نهادن فرزند ارجمند که دست ادراک در فتراک اکتساب کمالات استوار دارد و پای میل در ذیل اجتناب از جهالات برقرار وفقه الله لما یحبه و یرضاه:

آئین مجردی نظر باختن است

 

دولت همه با مجردی ساختن است

 

زن خواستن ای جان برادر خود را

 

سر زیر به چاه دوزخ انداختن است

 

پوریای ولی

 

چو عیسی تا توانی خفت بی جفت

 

مده نقد تجرد را ز کف مفت

 

ز دیده خواب راحت دور کردن

 

به از همخوابگی با حور کردن

 

عبدالرحمان جامی 

 

زن گرفتم شدم ای دوست به دام زن اسیر

 

من گرفتم تو نگیر

 

چه اسیری که ز دنیا شده ام یکسره سیر

 

من گرفتم تو نگیر

 

ایرج میرزا

 

ادیب نیشابوری عادت داشته که در حجره اش که محل درس او بوده یک هندوانه بخرد و حین تدریس‌ ‌، آن را می خورده است و البته مجرد هم بوده است. گویند به توصیه شاگردانش ، ضعیفه ای اختیار کرده و در همان روز اول دو هندوانه خریده. یکی برای خودش و یکی برای زنش.چون می خواسته دو هندوانه را بردارد موفق نشده و نهایتا با زحمت زیادی هندوانه ها را بر می دارد و به عوض اینکه به خانه بروند به مدرسه رفته و در مدرسه، کاغذ بخشیدن مدت آن زن را فرستاده و گفته که زنی که اینطور مایه زحمت است، طلاقش ، به. و در تمام عمر مجرد می ماند.

 

و یا مرحوم عصار که گفته است:

 

کسی که زن دارد مثل سگ زندگی می کند و مثل شاه می میرد و کسی که زن ندارد، مثل شاه زندگی می کند و مثل سگ می میرد.

 

همانطور که در نگاه به سیاست، انواع گوناگونی از گرایشات سیاسی را شاهد هستیم ، در سایر رویکردهای رفتاری انسان ها هم می توان انواع گوناگونی از رفتار را انتظار داشت.

 

بخشی از این تفاوت ها ، ممکن است ناشی از گرایشات ژنی بوده باشد و یا نوع تربیت افراد و حتی باورهای دینی آنان.

 

مثلا مولانا محمد خوافی اصلا زن نگرفته و گفته است:

 

سلسله ولادت از آدم علیه السلام به این ضعیف رسیده، می خواهم که یک سر سلسله در دست حضرت آدم باشد و سر دیگر آن در دست این ضعیف.

سناتور سنتور در ‫۳ روز قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۱:۵۹ دربارهٔ ایرج میرزا » اشعار دیگر » شمارهٔ ۱ - من گرفتم تو نگیر:

آئین مجردی نظر باختن است

دولت همه با مجردی ساختن است

زن خواستن ای جان برادر خود را

سر زیر به چاه دوزخ انداختن است

پوریای ولی

چو عیسی تا توانی خفت بی جفت

مده نقد تجرد را ز کف مفت

ز دیده خواب راحت دور کردن

به از همخوابگی با حور کردن

عبدالرحمان جامی 

زن گرفتم شدم ای دوست به دام زن اسیر

من گرفتم تو نگیر

چه اسیری که ز دنیا شده ام یکسره سیر

من گرفتم تو نگیر

ایرج میرزا

ادیب نیشابوری عادت داشته که در حجره اش که محل درس او بوده یک هندوانه بخرد و حین تدریس‌ ‌، آن را می خورده است و البته مجرد هم بوده است. گویند به توصیه شاگردانش ، ضعیفه ای اختیار کرده و در همان روز اول دو هندوانه خریده. یکی برای خودش و یکی برای زنش.چون می خواسته دو هندوانه را بردارد موفق نشده و نهایتا با زحمت زیادی هندوانه ها را بر می دارد و به عوض اینکه به خانه بروند به مدرسه رفته و در مدرسه، کاغذ بخشیدن مدت آن زن را فرستاده و گفته که زنی که اینطور مایه زحمت است، طلاقش ، به. و در تمام عمر مجرد می ماند.

و یا مرحوم عصار که گفته است:

کسی که زن دارد مثل سگ زندگی می کند و مثل شاه می میرد و کسی که زن ندارد، مثل شاه زندگی می کند و مثل سگ می میرد.

همانطور که در نگاه به سیاست، انواع گوناگونی از گرایشات سیاسی را شاهد هستیم ، در سایر رویکردهای رفتاری انسان ها هم می توان انواع گوناگونی از رفتار را انتظار داشت.

بخشی از این تفاوت ها ، ممکن است ناشی از گرایشات ژنی بوده باشد و یا نوع تربیت افراد و حتی باورهای دینی آنان.

مثلا مولانا محمد خوافی اصلا زن نگرفته و گفته است:

سلسله ولادت از آدم علیه السلام به این ضعیف رسیده، می خواهم که یک سر سلسله در دست حضرت آدم باشد و سر دیگر آن در دست این ضعیف.

Amir arta Habibi در ‫۳ روز قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۰:۱۳ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۸ - زمانه:

چرا حرف منفی ساز م بر سر فعل می آمده و ن نیامده در ادب کهن؟

شمس (ساقی) در ‫۳ روز قبل، جمعه ۱۶ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۲۳:۵۸ دربارهٔ مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲۸۷ - از زندان بالاهور که مولد اوست سخن گوید:

سلام.

مصراع اول بیت مطلع :

 

ای لاوهور ویحک بی من چگونه ای؟‌

بیت چهارم، مصراع اول :

ناگه عزیز فرزند از تو جدا شده ست‌

بیت پنجم مصراع اول :

بر پای تو دو بند گران است چون تنی؟

Amir arta Habibi در ‫۳ روز قبل، جمعه ۱۶ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۲۳:۵۶ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۷:

اگر این چند بیت رودکی را بُعد شخصیت سنجی از ایشان کنیم پی می بریم بسیار وعده ها به او داده اند و همه طبل توخالی

Amir arta Habibi در ‫۳ روز قبل، جمعه ۱۶ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۲۳:۴۰ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۶:

ببخشید معشوق در حالت کل در اشعار رودکی زمینی است؟ و اگر هست پسر یا امرد است یا زن؟

محمدامین شفیعی در ‫۳ روز قبل، جمعه ۱۶ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۲۳:۰۲ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲:

سلام علیک و رحمت الله ، بعضی‌ها واقعا چطور به این نتیجه رسیدند که می‌توانند شعر عطار و یا دیگر شاعران بزرگ را تغییر دهند ؟! هرکس از اون ور اومده میگه فلان کلمه رو به جای فلان کلمه  بنویسید زیبا تره و بهتره و از این حرفا ! بنده خطاب به این جور آدمها میگم ؛ بهتر اون هست که شما دهنون رو ببندید .

علی میراحمدی در ‫۳ روز قبل، جمعه ۱۶ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۲۰:۳۹ در پاسخ به Amir arta Habibi دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۳:

شراب را با عقیق مقایسه کرده 

شراب ،گوهر گداخته را ماند و عقیق گوهر سرد شده

Amir arta Habibi در ‫۴ روز قبل، جمعه ۱۶ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۵۸ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۵:

واژگان تازی در سروده هایش نادر و کمیاب هستن

سید عباس جلادتی در ‫۴ روز قبل، جمعه ۱۶ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۴:۱۱ در پاسخ به کژدم دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۹۷:

همان غایت درست است. از غایت برگردیدن یعنی از شدت سرگیجه یا سرگشتگی

برمک در ‫۴ روز قبل، جمعه ۱۶ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۴:۰۳ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب چهارم در تواضع » بخش ۷ - حکایت توبه کردن ملک زادهٔ گنجه:

پدر بارها گفته بودش به غو
که پاکیزه گو باش و شایسته رو

سید عباس جلادتی در ‫۴ روز قبل، جمعه ۱۶ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۴:۰۲ در پاسخ به یکی (ودیگر هیچ) دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۹۷:

به نظرم معنی بیت اول را کاملا اشتباه متوجه شدید. 

هر که را گشت سر از غایت برگردیدن / ساکنان را همه سرگشته تواند دیدن

معنی این بیت آنستکه هر کس دچار سرگیجه و ضعف ادراک شود، از شدت سرگیجه ای که دارد ممکن است دیگران را که ساکن و آرام هستند در حال چرخش و گردش و حرکت ببیند. این معنی تا حدودی با معنی بیت دوم و دقیقا با معنی بیت سوم نیز همخوانی دارد و در آن ابیات نیز شاعر همین مفهوم را با مثال دیگری بیان کرده است.

در بیت سوم میفرماید:

هر که صفرا شودش غالب از شیرینی / تلخ گردد دهنش گاه شکر خاییدن

بدین معنی است که هر کس صفرا بر مزاج او غلبه کند شکر را نیز تلخ مزه می یابد 

مفهوم این ابیات از این غزل مولوی تا حد زیادی با مفهوم حکایت مذکور در مثنوی (فیل اندر خانه تاریک بود / عرضه را آورده بودندش هنود) قرابت دارد و حاکی از آنستکه اگر قوه شناخت کسی دچار نقص یا ضعف باشد نمی توان از وی انتظار شناخت درست و دقیق داشت. 

 

سناتور سنتور در ‫۴ روز قبل، جمعه ۱۶ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۳:۲۷ دربارهٔ عراقی » عشاق‌نامه » فصل سوم و چهارم » بخش ۷ - مثنوی:

هر که عاشق نیست او را خر شمر

خر بسی باشد ز خر کمتر شمر

عاشقی در چستی و چالاکیست

هر که عاشق نیست کرمی خاکیست

#شیه_عطار

هر که از عشق بی‌خبر باشد

اندرین ره بسان خر باشد

هر که عاشق نگشت در معنی

آدمی صورت است و خر معنی

#فخرالدین_عراقی

هر که را در سر ندارد عشق یار

بهر او پالان و افساری بیار !

#مولانا

سینه خالی ز مهر گلرخان

کهنه انبانی بود پر استخوان

#حضرت_حافظ

یعنی هر کس را نباشد عشق یار

بهر او پالان و افساری بیار

#شیخ_بهایی

آرند که واعظی سخنور

بر مجلس وعظ سایه گستر

از دفتر عشق نکته می راند

افسان ی عاشقی همی خواند

خر گمشده ای بر اوگذر کرد

وز گمشده ی خودش خبر کرد

زد بانگ که کیست حاضر امروز

کز عشق نبوده خاطر افروز

نی محنت عشق دیده هرگز

نی جور بتان کشیده هرگز

بر خاست ز جای ساده مردی

هرگز ز دلش نزاده دردی

کان کس منم ای ستودهٔ دهر

کز عشق نبوده هرگزم بهر

خر گم شده را بخواند که ای یار !

اینک خر تو ! بیار افسار !

#عبدالرحمان_جامی

دشمن تو در هنر شد به مثل دم خر

چند بپیماییش نیست فزون کم شمر

هر که به جز عاشقست در ترشی لایقست

لایق حلوا شکر لایق سرکا کبر

#مولانا

آدم بودن به عاشق بودن است

عشق آن باشد که حیرانت کند

بی نیاز از کفر و ایمانت کند

#مولانا

شرح عشق ار من بگویم بر دوام

صد قیامت بگذرد وان ناتمام

#مولانا

حق نگنجد در زمین و آسمان

در دل مومن بگنجد این بدان!

#مولانا

سناتور سنتور در ‫۴ روز قبل، جمعه ۱۶ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۳:۲۷ دربارهٔ عطار » مصیبت نامه » بخش نهم » بخش ۵ - الحكایة و التمثیل:

هر که عاشق نیست او را خر شمر

خر بسی باشد ز خر کمتر شمر

عاشقی در چستی و چالاکیست

هر که عاشق نیست کرمی خاکیست

#شیه_عطار

هر که از عشق بی‌خبر باشد

اندرین ره بسان خر باشد

هر که عاشق نگشت در معنی

آدمی صورت است و خر معنی

#فخرالدین_عراقی

هر که را در سر ندارد عشق یار

بهر او پالان و افساری بیار !

#مولانا

سینه خالی ز مهر گلرخان

کهنه انبانی بود پر استخوان

#حضرت_حافظ

یعنی هر کس را نباشد عشق یار

بهر او پالان و افساری بیار

#شیخ_بهایی

آرند که واعظی سخنور

بر مجلس وعظ سایه گستر

از دفتر عشق نکته می راند

افسان ی عاشقی همی خواند

خر گمشده ای بر اوگذر کرد

وز گمشده ی خودش خبر کرد

زد بانگ که کیست حاضر امروز

کز عشق نبوده خاطر افروز

نی محنت عشق دیده هرگز

نی جور بتان کشیده هرگز

بر خاست ز جای ساده مردی

هرگز ز دلش نزاده دردی

کان کس منم ای ستودهٔ دهر

کز عشق نبوده هرگزم بهر

خر گم شده را بخواند که ای یار !

اینک خر تو ! بیار افسار !

#عبدالرحمان_جامی

دشمن تو در هنر شد به مثل دم خر

چند بپیماییش نیست فزون کم شمر

هر که به جز عاشقست در ترشی لایقست

لایق حلوا شکر لایق سرکا کبر

#مولانا

آدم بودن به عاشق بودن است

عشق آن باشد که حیرانت کند

بی نیاز از کفر و ایمانت کند

#مولانا

شرح عشق ار من بگویم بر دوام

صد قیامت بگذرد وان ناتمام

#مولانا

حق نگنجد در زمین و آسمان

در دل مومن بگنجد این بدان!

#مولانا

سید عباس جلادتی در ‫۴ روز قبل، جمعه ۱۶ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۳:۱۰ در پاسخ به فرانسوا کاظمی‌نیا دربارهٔ آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۳۰۴:

بله اشتباه درج شده و درست آن باید چنین باشد:

از صدر ازل هرچه بگفتند و بگویند / از دفتر حسن تو به جز شِرذِمه‌ای نیست

توضیح اینکه "شِرذِمَه" به معنای مقدار اندک از چیزی یا تعداد کم از مردمان است و در قرآن کریم نیز در سوره مبارکه شعراء، آیه 54 چنین آمده است: إِنَّ هَٰؤُلَاءِ لَشِرْذِمَةٌ قَلِیلُونَ

سناتور سنتور در ‫۴ روز قبل، جمعه ۱۶ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۲:۵۱ دربارهٔ عراقی » عشاق‌نامه » فصل سوم و چهارم » بخش ۷ - مثنوی:

هر که از عشق بی‌خبر باشد

اندرین ره بسان خر باشد

هر که عاشق نگشت در معنی

آدمی صورت است و خر معنی

فخرالدین عراقی

هر که عاشق نیست او را خر شمر

خر بسی باشد ز خر کمتر شمر

عاشقی در چستی و چالاکیست

هرکه عاشق نیست کرمی خاکیست

شیخ عطار

Amir arta Habibi در ‫۴ روز قبل، جمعه ۱۶ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۲:۳۳ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۳:

ببخشید اون نوشیدنی که از دو سنگ عقیق تهیه می شده اشاره به چی دارد؟ لطفا با جزئیات؟

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۴ روز قبل، جمعه ۱۶ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۲:۱۲ در پاسخ به سرگشته دربارهٔ ناصر بخارایی » غزلیات » شمارهٔ ۳۲۴:

کاملا صحیح است 

بزرگمهر در ‫۴ روز قبل، جمعه ۱۶ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۱:۳۷ در پاسخ به سهیل قاسمی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰:

تا خواب خوش....

شاید معنی خواب دیدن منظور باشد ، که در خواب خود را کنار دوست ببیند( بخصوص اگر بیت را عرفانی ببینیم)

۱
۳
۴
۵
۶
۷
۵۷۹۳