گنجور

حاشیه‌ها

دکتر صحافیان در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۳۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۴:

دستاورد این جهانی در خور اعتنای تو نیست.شراب بیاور که وسعت توانایی هستی ناچیز است.
از دل و جان، شرف صحبت جانان غرض است
غرض این است وگرنه دل و جان این همه نیست( خانلری: همه آن)
جان و دلت در حضور او ارزش می گیرند. این هم نشینی همه وجود توست وگرنه دل و جان به تنهایی تهی اند.
3- تو والاتر از آنی که سایه درخت سدره و طوبی را بجویی(تو با جلوه حال خوش، چون درخت سدره سایه ات گواراست) .ای سرو معتدل وقتی با حال خوش، نیک توجه می کنی بهشت نیز چیزی نیست.
4- سلطنت حقیقی آن است که بی دغدغه به دست آید( هدیه و دریافت آن سویی باشد)وگرنه با خون دل بهشت نیز جایگاهی ندارد( خانلری: سعی عمل: کار دولتی)
5-این 5 روز مهلت عمر را با حال خوش بیاسای که مجال چندانی نیست( زمان بی اهمیت، در لایه های درون ما نیست)
6- (و اکنون)بر لب دریای نیستی ایستاده ایم، ساقی فرصت را غنیمت شمار که گذران بودن زمان چون فاصله کوتاه میان لب و دهان است.
7-ای زاهد از غیرت حق( پنهان کردن دوستانش حتی در حجاب گناهان) در امان نیستی که بین پرستشگاه و میخانه فاصله زیادی نیست( تلمیح: عشق شیخ صنعان به دختر ترسا)
7- و من چنان سوخته درد عشقم که بیانش بی اهمیت است( الفاظ و افکار در برابر عشق ناچیزند)
8- گرچه شهره خوبان شده ام، اما رندان به جایگاهی دیگر چشم دوخته اند که خوشنامی یا بدنامی برایشان بی اهمیت است.
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح

 پیوند به وبگاه بیرونی

فرزاد در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۰۵:۵۷ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۷۸:

گفتمش دم به دم آزار دل زار مکن
گفت اگر یار منی شکوه ز آزار مکن
گفتمش چند توان طعنه ز اغیار شنید
گفت از من بشنو گوش به اغیار مکن
گفتم از درد دل خویش به جانم ، چه کنم
گفت تا جان شودت درد دل ، اظهار مکن
گفتم اقرار به عشق تو نمی کردم کاش
گفت اقرار چو کردی دگر انکار مکن
گفتم آن به که سر خویش فدای تو کنم
از میان ، تیغ بر آورد که زنهار مکن
گفتمش محتشم دلشده را خوار مدار
گفت خود را ز پی عزت او خوار مکن

مجید در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۰۵:۳۵ دربارهٔ قدسی مشهدی » غزلیات » شمارهٔ ۸۰:

موسیقی ایرانی
گلهای_رنگارنگ
برنامه شماره 420
خواننده : مهستی، ایرج
اجراء در دستگاه چهارگاه
آهنگساز : پرویز_یاحقی
تنظیم از جواد_معروفی
گوینده : آذر_پژوهش

همایون در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۰۵:۱۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰۱:

جالب است که جلال دین عین این غزل را برای شمس سروده است (غزل بعدی) و اکنون آنرا دوباره برای خود و صلاح دین نیز سروده است
تجربه عرفانی جلال دین آنست که او بی نهایت را در با نهایت دیده است و مشکل فهم انسان را برای خود حل کرده است و برای همه گشوده است
اینکه چگونه بی نهایت از حضور یک در دل بسیار میتواند پیدا شود و دل در حقیقت همین حضور است

همایون در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۰۴:۵۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰۲:

زندگی و جان با بی نهایت هم أرز یک یگرند
راز هستی در این است که آن یک و یگانه در دل اجزا خود حضور دارد و این برای فهم ما راز گونه است در حالیکه همین حضور یک در دل بسیار، سازنده نامتناهیت است و پدید آورنده جان و زندگی است این از نظر اندیشه، حکمی فلسفی است به قول هگل نامتناهیت نسبت دیلکتیکی یک و بسیار است و فکر زندگی را در همین دیلکتیک منطقی میتوان بازیافت و زندگی خود این دیلکتیک است که جان را به تفکر دیالکتیکی (تحول معنوی و کیفی) وا میدارد
این موضوع اما برای جلال دین با ملاقات شمس و ارتباط زنده ای که بین آنها بود دیگر تفکری فلسفی نبود بلکه تجربه ای آفاقی و انفسی بوده است

مهر در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۵۲ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱:

متاسفانه خواننده در بیت یازدهم
کلمه‌ی «مَرکب» را اشتباه خوانده‌اند!
و مفهوم بیت را غلط کرده‌اند.

حسین میرصادقی در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۴۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۶:

با سلام
من هیچ تخصصی در ادبیات ندارم. ولی بعنوان یک مهندس از لحاظ منطقی و فنی ، فکر کنم ساعد منظور حافظ بوده باشد . چرا که علت پاره شدن تسبیح را بیشتر توجیه میکند !
معمولا رشته تسبیح وقتی گسسته میشود که یک شیی (در اینجا دست و یا ساعد ساقی) درون تسبیح درگیر شود و بر اثر حرکت اتفاقی آن درون تسبیح از یک طرف و نگهداشته شدن آن توسط تسبیح گو (حافظ) از طرف دیگر، این اتفاق بیفتد.
یعنی این تصور را میتوان داشت که مثالا حافظ با تسبیح مشغول ذکر با دستش بود که در عین حال مشغول موانست با ساقی سیمین ساق هم بود است، لذا تسبیح با "ساعد" ساقی درگیر شده و رشته تسبیح گسسته شد. دقیقا حافظ همین اتفاق را در بیت دوم بعنوان دلیل گسسته شدن رشته تسبیح ذکر کرده است.
اما چنانچه دست تسبیح گر (حافظ) در "دامن" ساقی باشد ، دلیلی ندارد که با تسبیح طوری درگیر شود که گسسته شود.
بنابر این "ساعد" منطقی تر از "دامن" در این بیت خواهد بود و اساسا با منظور کردن "دامن" نوعی تناقص در دلیل گسسته شدن تسبیح بوجود میآید که مطمئنا از تیزبینی و ظرافت حافظ بدور خواهد بود.
البته به غیر از میاله فوق ، هنر حافظ این است که در عین توضیح فوق العاده ادبی بی پروایی فوق ، آهنگ درونی شعر را با تکرار بیشتر سین در کلمه "ساعد" ، بیشتر کرده است. که میتوان از تکرر سین در بیت دوم ، هم صدای نجوای ورد سبحان الله را انتزاع نمود و هم دیکته کردن صدای " هیس "سکوت برای خواننده شعر که به نوعی این عمل بی پروا گونه حافظ را سرپوش بگذارد.

رضا حاجیان در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۴۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۵:

وزن به اشتباه درج شده است، وزن این غزل رمل مخبون است، فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلان

nabavar در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۲۹ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۴۲ - مست و هشیار:

گرامی امیر رضا
گفت: باید حد زند هشیار مردم، مست را
همان هشیار مردم درست است،
”هشیار مردم “اضافه ی مقلوب ” مردمٰ هشیار “ است
مانند ”بزرگ رود “ که اضافه ی مقلوب” رودِ بزرگ“ است
در اضافه ی مقلوب کسره حذف می شود

دکتور غوث "ندا" در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۱۲ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۳۲:

با آقای شهرام میرزایی موافقم، بهتر است بازنگری شود.

آرش هوشمند در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۴۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۷:

سلام
این غزل توسط محسن نامجو هم خوانده شده بنام چشمی و صد نم
لطفا ذکر کنید
ممنون

مازیار باطنی در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۵۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۷:

با درود و ادب
در “ تو سیاه کم بها بین “ می توان نشانه ای از نژاد پرستی حضرت حافظ دید ؟!

امیررضا ریاحی در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۴۹ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵۵۷:

ز تیر راست رو چشم هدف چندان نمیترسم
احتمالا غلط است. باید باشد:
ز تیر راست رو چشم هدف چندان نمیترسد

رهرو گمراه در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۵۵ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » ترجیعات » شمارهٔ ۱ (که به غیر از تو در جهان کس نیست - جز تو موجود جاودان کس نیست):

با توجه به محتوا و مصراع بعد *رغیب* صحیح است، برای رسیدن از به کل ( رسیدن به خدا ) راههای زیادی هست، رغیب به تعدد اشارت میکند

علی قربانی در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۴۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۴:

با درود خدمت دوستانی که درباره مصرع دوم بیت اول پرسش داشتند
بنده از استادی شنیدم که رقم مهر همان گردونه مهر(چلیپای ایرانی یا سواستیکای آلمان نازی) است که در آن زمان زنان یا دختران بر پیشانی خود به عنوان یک جواهر از آنها استفاده میکردند.
در اینجا حافظ میگوید رقم مهر تو بر چهره ما پیدا بود میتواند در معنای لغوی چنان معنا شود که صورت در صورت یکدیگر بودیم طوری که رقم مهر تو که بر پیشانی ات آویخته بودی بر صورت من بازتاب پیدا میکرد.

پژو رمضانی در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۳۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۴:

عارفی کو که کند فهم زبان سوسن
که چرارفت ازین دیر و چرا بازامد

علیرضا در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۵۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۷:

هر دو را ویرانه کردی عاقبت درسته عجیبه واقعا

امیررضا آبرون در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۴۵ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۴۲ - مست و هشیار:

سلام
در بیت آخر به نظرم بعد از هشیار کسره است. یعنی باید هشیارِ مردم، مست را حد زند.

علیرضا در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۴۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۷:

عقل چاره گر صحیحه
چرا در حق شعر خیانت میشه نمیدونم
اصلا متوجه میشید چطور مفهوم شعرو خراب میکنید
چندین بار دیدم روی سایتتون
بخدا قسم مدیون همه هستید
واقعا که

جمشید در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۰۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۰۳ - مثل آوردن اشتر در بیان آنک در مخبر دولتی فر و اثر آن چون نبینی جای متهم داشتن باشد کی او مقلدست در آن:

بنده حقیر باید بگویم که در عرفان و در راه معنویات همه کلمات معنای دیگری دارند حضرت مولانا از معنی به لفظ میروند کسی که این راز نامه ها را میخواند باید اینگونه بیندیشد و در اعماق این دریا غوص کند مرد در عرفان به کسی اطلاق میشود که در راه حق قدم برمیدارد و زن در راه باطل و مخنث هم حیران است در این وادی لطفا کلام بزرگان را ترجمه نفرمایید چون هر که از لفظ به معنی رود تا ابدالاباد گمراه است کلام بزرگان تفسیری دارد که فقط عالمان به این علم از عهده این امر خطیر برمی آیند باید دسترسی به دایره لغات و معانی آنها در عرفان و معنویت داشته باشیم سپس با آن علم این اسرار نامه را معاینه و کشف کنیم

۱
۲۰۵۹
۲۰۶۰
۲۰۶۱
۲۰۶۲
۲۰۶۳
۵۷۳۱