گنجور

 

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 حذف شماره‌ها | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

نسخهٔ چاپی و مصور رباعیات خیام - تصحیح فروغی، تصاویر محمد تجویدی، خط جواد شریفی - امیرکبیر - ۱۳۵۴ » تصویر 76

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

آیدین در ‫۱۱ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۸ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۱۵:۴۵ نوشته:

برای مصراع آخر فکر می کنم کلمه ی "چو" در شعر سکته ایجاد کرده برای وزن شعر باید بشود "چون".
من چون تو بدم تو نیز چون من باشی.
---
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

 

ناشناس در ‫۱۰ سال و ۱۲ ماه قبل، جمعه ۱۶ مهر ۱۳۸۹، ساعت ۰۹:۱۲ نوشته:

بر سنگ زدم چو کردم این کلاّشی
---
پاسخ:؟

 

بهرام مشهور در ‫۹ سال و ۴ ماه قبل، دو شنبه ۱ خرداد ۱۳۹۱، ساعت ۰۸:۴۷ نوشته:

در نسخه ای که ادوارد فیتزجرالد از روی آن اشعار خیّام را به انگلیسی ترجمه کرده و مورد اقبال اروپائی ها قرارگرفته ، مصرع دوّم اینگونه است :سرمست بدم چو کردم این اوباشی . از نظر منطق شعر نیز سنگ بر سبو زدن عیاشی نیست بلکه اوباشی است

 

علی در ‫۹ سال و ۱ ماه قبل، دو شنبه ۲۰ شهریور ۱۳۹۱، ساعت ۰۰:۱۸ نوشته:

سرمست بدم که کردم این اوباشی
در ضمن معتبرترین تصحیح مربوط به صادق هدایت است. مرحوم دکتر غنی در رابطه با دیوان حافظ نیز مشکلات زیادی داشته اند. هرچند از ارزش کار ایشان و قزوینی کم نمیکند.

 

غلامحسین مراقبی در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۱، ساعت ۱۴:۴۱ نوشته:

با درود به گنجوری های پر تلاش و حاشیه نویسان گرامی
نخست این که نسخه ای که فیتزجرالد سروده هایش را از آن برگرفته، معتبر نیست، که این نا معتبری آن مجموعه، از ارزش والای سروده های فیتزجرالد نمی کاهد.
نسخه بودلیان( 158 رباعی، کاتب شیخ محمود یربوداغی،865 هجری قمری،کتابخانه اکسفورد، شماه 595 مجموعه اوزلی) که کهن ترین مجموعه رباعیات خیام است، و سرشار از رباعیات جعلی است، پاره دوم را چنین آورده:
سرخوش بودم که کردم این اوباشی
سخن آقای علی در باره غنی درست است که پژوهش های غنی کم خطا نیستند، گرچه کار هدایت نیز ناسرگی های بسیار دارد و نسخه هدایت معتبرترین نیست.

 

ناشناس در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، یک شنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۱۳:۵۹ نوشته:

در مصرع اول صحبت از مستی وجوانی دارد ودر مصرع دوم با تجربه که حاصل کرده است که بعد از ر مستی و شادابی خزان وشکستی آمدنیست.

 

ولگرد در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۶ بهمن ۱۳۹۴، ساعت ۰۴:۲۹ نوشته:

طبق تصحیح محمد علی فروغی مصراع دوم "سرمست بدم چو کردم این اوباشی" است.

 

علی محمد در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، پنج شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۰۷:۲۰ نوشته:

در بیت نخست مصرع دوم لغت «عیاشی» از خانواده ی عیش به معنی «زندگی» درست است.
از آنجایی که سبو در این شعر نماد درگذشتگانی است که کاری از ایشان ساخته نیست و گوینده ی مست نشان گر مردمانی که در حال عیش یا زندگی هستند. بنا بر این گوینده در این جا کارهایی را که می تواند انجام دهد به رخ در گذشتگانی که دستشان از دنیا کوتاه است می کشد. انجام فعل نماد زنده بودن است در مقابل خاک شدگان که نماد درگذشتگان هستند.

 

روفیا در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، پنج شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۰۸:۲۳ نوشته:

از ویژگی های بارز اشعار خیام حضور مرگ است،
این مرگ اندیشی براستی کیفیت زندگی آدمی را دگرگون می کند،
مثل این است که شما نویسنده داستانی هستید که میدانید چطور باید تمام شود،
و عدم حضور مرگ در زندگی مثل این است که شما نویسنده داستانی باشید که نمی توانید پایان آن را بپذیرید!
البته نویسنده اولی بهتر میداند چگونه ماجراهای داستانش را بسامان کند در حالیکه نویسنده دوم دایما صفحاتش را پاره میکند...

 

پریشان روزگار در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۴۹ نوشته:

گفتاورد:
" انکار مرگ ، همان بخش تاریک جان آدمی است،
که بی آنکه بدانیم می فرسایدمان "

 

روفیا در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، یک شنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۰۹ نوشته:

خوب است که می دانیم مرگ سرنوشت محتوم همگان است،
و جذاب و هیجان انگیز است که نمی دانیم دقیقا چه کیفیتی دارد،
هیجان انگیز است!

 

نادر.. در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، یک شنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۱۹:۳۸ نوشته:

درود بر دوستان
.. شاید بهتر باشد بگوئیم "زندگی" سرنوشت محتوم همگان است..
آیا به راستی میدانیم که "زندگی" چه کیفیتی دارد؟
به نظرم این یکی که به نظر نقد هم می رسد هیجانش بی نهایت بیشتر است دوست من!!

 

مهرداد پارسا در ‫۲ سال و ۸ ماه قبل، سه شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۴۴ نوشته:

سخن دوستان درباره مرگ اندیشی کاملا درست است. اینکه آدمی در برابر خودش یک چشم انداز روشن داشته باشد، ولو آنکه در آن چشم انداز مرگ وجود داشته باشد، بسی بهتر از آن است که در برابر خود پرده ای از یک مه غلیط بی خبری کشیده باشد. اگر دقت کنیم آن بی خبری و غفلت و مستی ای که خیام در رباعیات خود از آن سخن می گوید با آگاهی از سرنوشت بشر حاصل می شود نه ناآگاهی از سرنوشت و سرشت آدمی. تنها آنها که کاملا به سرشت و سرنوشت بشری خود آگاهند می توانند با خیال راحت دم را غنیمت بدارند و از آینده غمی به دل راه ندهند.

 

ömer hayyam sözleri در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۷ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۵۲ نوشته:

واقعا بسیار خوشم آمد

 

الهه در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۳ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۵۰ نوشته:

خواهشا این شعر رو یکی بیشتر توضیح بده ، مخصوصا بیت اول!
منظور حکیم از سنگ و کاشی و سبو چیست ؟

 

جلال در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، یک شنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۳۴ نوشته:

سلام. از حاشیه ها برابر خود شعر حظ و استفاده بردم.
سپاس و قدردانی.
ضمنا ابتدا از شکستن سبو و ادامه آن تصورم رفت که با حاشیه ها به خاکی زدم .

 

محمد پورابرهیم در ‫۶ ماه قبل، دو شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۱۹ نوشته:

رباعی به دو مفهوم کلیدی خیامی پرداخته است یعنی ناپایداری جهان و اهمیت توجه به پدیده‌ها. شاعر شبانگاه در اوج مستی و از سر بی‌توجهی، سبویِ میِ کاشغری (کاشی) که از آن نوشیده را بر زمین می‌کوبد، اما اکنون به خود آمده و از زبان آن کوزه به خود یادآوری می‌کند که همان کوزه در دوری پیش از این فردی بوده همچون من با انبوهی از امیدها و آرزوها!
خیلی زودتر از آنکه می‌اندیشیم زندگی پایان می‌گیرد، مباد که به بیهوده بگذرد حال این بیهودگی سرمستی باشد یا روزمرگی فرقی ندارد.
فولادوند به کلمۀ کاشی مشکوک شده و حدس زده که اگر این کلمه به معنای کاشانی باشد، شعر ممکن است پس از زمان خیام سروده شده باشد اما احتمال اینکه کاشی به معنای کاشغری باشد بیشتر است چون ارتباط نیشابور با کاشغر در آن زمان بسیار تنگاتنگ بوده و هنوز هم در چین کاشغر را «کاشی» می‌نامند.

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.