گنجور

حاشیه‌ها

سید علی در ‫۱۴ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۷ آبان ۱۳۹۰، ساعت ۱۱:۲۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۰:

نسخه ی شاملو چنین تصحیح کرده:
از آمدنم نبود گردون را سود / وز رفتن من جاه و جلالش نفزود

نازیلا در ‫۱۴ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۷ آبان ۱۳۹۰، ساعت ۰۲:۵۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۱۶:

آن مائده چون ز روز و شب بیرونست

رنجبر در ‫۱۴ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۰، ساعت ۲۱:۰۰ دربارهٔ رضی‌الدین آرتیمانی » ساقی‌نامه:

به میخانه آی و صفا را ببین
ببین خویشتن را خدا را ببین
با توجه نسخه ی تصیح محمدعلی امامی چاپ خیام (1365) مصراع دوم به صورت " مبین خویشتن را و خدا را ببین" ثبت شده که درست تر می نماید از این رو که عرفا فان فی الله اند و خویشتنی نیست برای دیدن هرچه هست اوست و لاغیر

هاشم در ‫۱۴ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۰، ساعت ۱۴:۵۳ دربارهٔ رضی‌الدین آرتیمانی » قصاید » شمارهٔ ۲ - در مَدح مولای متقیان علی علیه السلام:

با سلام و عرض ادب
در بیت دوم "زبیوفائی" به "ز بی وفائی"
با تشکر

میم در ‫۱۴ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۰، ساعت ۲۳:۵۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۵:

توی آلبوم رویای وصل... حسام الدین سراج این غزل رو میخونه...20!!!!!

رضا در ‫۱۴ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۰، ساعت ۲۳:۱۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۶:

سمر (بیت اول این غزل) در اینجا به معنی افسانه و داستانی که بر سر زبان ها بیفتد آمده است
همچنین این بیت با بیت زیر از حافظ هم مضمون است:
دل می رود زدستم صاحبدلان خدا را/
دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا

sayed zameer hasimi در ‫۱۴ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۰، ساعت ۱۵:۱۵ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد اول » دِلِ زاری که من دارم:

شعر واقعا عالی است...
شاید که رهی از دست دل آزارش زیاد میرنجید.

"هاشمی"

حسین در ‫۱۴ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۰، ساعت ۱۴:۱۷ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۳۵۷:

زنده یاد بسطامی این شعر را در آواز دشتی بسیار زیبا خوانده اند
روحش شاد

فرهاد در ‫۱۴ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۰، ساعت ۱۳:۱۸ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۵:

با سلام این شعر و به خصوص بیت ششم به این حدیث قدسی تلمیح دارد:
قال الله تعالی :
مَن طَلَبَنی ، وَجَدَنی وَ مَن وَجَدَنی ، عَرَفَنی
وَ مَن عَرَفَنی ، اَحَبَّنی وَ مَن اَحَبَّنی ، عَشَقنَی
وَ مَن عَشَقتَنی ، عَشَقتَهُ وَ مَن عَشَقتَهُ ، قَتَلتَهُ
وَ مَن قَتَلتَهُ ، فَعَلّی دیَتَهَ وَ مَن عَلَیّ دیَتَهُ
فاَنَا دیَتَهُ
کسی که مرا طلب کند ، مرا پیدا می کند و کسی که مرا پیدا کند ، مرا می شناسد
و کسی که مرا بشناسد ، مرا دوست دارد و کسی که من را دوست دارد ، عاشقم می شود
و کسی که عاشق من شود ، من عاشق او می شوم و کسی که من عاشق او شوم ، می کشمش
و کسی که من او را کشتم ، دیه او بر من است .و کسی که دیه او بر من است
من دیه او هستم .

Morteza در ‫۱۴ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۰، ساعت ۱۳:۱۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۶:

خانه
حافظ
غزلیات
غزل شماره 316
زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم
ناز بنیاد مکن تا نکنی بنیادم
می مخور با همه کس تا نخورم خون جگر
سر مکش تا نکشد سر به فلک فریادم
زلف را حلقه مکن تا نکنی دربندم
طره را تاب مده تا ندهی بر بادم
یار بیگانه مشو تا نبری از خویشم
غم اغیار مخور تا نکنی ناشادم
رخ برافروز که فارغ کنی از برگ گلم
قد برافراز که از سرو کنی آزادم
شمع هر جمع مشو ور نه بسوزی ما را
یاد هر قوم مکن تا نروی از یادم
شهره شهر مشو تا ننهم سر در کوه
شور شیرین منما تا نکنی فرهادم
رحم کن بر من مسکین و به فریادم رس
تا به خاک در آصف نرسد فریادم
حافظ از جور تو حاشا که بگرداند روی
من از آن روز که دربند توام آزادم

نازیلا در ‫۱۴ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۰، ساعت ۰۰:۳۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۷۳:

گر بار دگر ز من خلافی بینی

نازیلا در ‫۱۴ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۰، ساعت ۲۲:۳۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۸۳:

کردیم قبول و من ز رد میترسم

مهدی در ‫۱۴ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۰، ساعت ۲۰:۵۰ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۱ - یاد شهیار:

این شعر را استاد در 12 سالگی سروده است.یادش گرامی

شریفی در ‫۱۴ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۰، ساعت ۱۵:۰۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۳:

این ربایی تکراری است.

واقف در ‫۱۴ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۰، ساعت ۱۲:۳۲ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳ - سوز و ساز:

خدایش بیامرزاد...عجب مردی بود...شاعرانه زیست و شاعرانه نیز به دیدار محبوب ابدی شتافت....

فرید در ‫۱۴ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۰، ساعت ۱۲:۰۷ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » شاطر اوغلان:

این شعر را استاد زمانی سروده اند که تازه از تهران به تبریز آمده بودند و صبح برای خرید نان از خانه خارج می شوند و زمانی که به نانوایی می رسند از شاطر می خواهند که در صورت امکان نان را به صورت سوخاری بپزند و شاطر هم از استاد می خواهد که در وصف او شعری بگوید و استاد قبول می کند و فردای این روز شعر به شاطر می دهند

شریفی در ‫۱۴ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۰، ساعت ۱۰:۲۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۱:

به نظر میرسد بیت اول "بیاراید چشم "صحیح باشد.

شریفی در ‫۱۴ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۰، ساعت ۰۹:۴۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۳:

به نظر میرسد در بیت آخر بجای " عرق مزن" "عطر مزن" صحیح باشد.

کرم قلاوند در ‫۱۴ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۰، ساعت ۰۹:۰۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۰۵:

با درود به پیشگاه تان
در بیت دوم ، پاره ی دوم ، واژه ی «مشعله» تندرست نیست . «مشعلِ تابان» یک آمیغ وصفی است و به جای «ه» غیر ملفوظ باید کسره ی وصل بگیرد . پس نویسار تندرست این است :
وز چشم من بیرون مشو ای مشعلِ تابان من
شوند نویسار کنونی شاید برای آن بوده است که یک هجای بلند دست دهد و وزن دچار بیماری نشود ؛ اما دانسته است که کسره ی وصل میان آمیغ های اضافی و وصفی به فراخور وزن هم می تواند هجای کوتاه خوانده شود و هم هجای بلند . پاینده باشید

ش.ا در ‫۱۴ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۰، ساعت ۰۳:۳۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۷:

از زیباترین های خیام است . در روایتی دیکر میگوید :"آن جا می ناب و انگبین خواهد بود "

۱
۵۴۸۴
۵۴۸۵
۵۴۸۶
۵۴۸۷
۵۴۸۸
۵۷۲۳