گنجور

حاشیه‌ها

حبیب شاکر در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۵ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۷:۰۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴:

گر مرد حقی طعنه مزن شیطان را

ایجاد مکن تو تهمت و بهتان را

مغرور مشو که مقصدت یزدانست

باید سپری حوادث و طوفان را

تشکر.ممنون از دادن نظرات در این رباعی

مجتبی شاپور در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۵ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۴۸ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۴۰ - گفتار اندر حذر از دشمنی که در طاعت آید:

باسلام. بیت شماره ۱۱ رو کسی از دوستان توضیح میده. متشکرم.

تماشاگه راز در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۵ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۴۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۰:

شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالی

معانی لغات غزل (430)

آخِرُ الدَواء: آخرین دارو، معالجه نهایی.

اَلْکَی: داغ کردن، سوزانیدن موضع زخم به وسیله داغ کردن ابزار آهنی به نام مَکْواه به منظور برطرف کردن عفونت زخم مزمن.

ذخیره: اندوخته، پس انداز.

رهزنان بهمن و دی: (اضافه تشبیهی) ماه بهمن و دی به راهزنان تشبیه شده اند چرا که گلهای باغ را تاراج می کنند.

گل نقاب برافکند: کنایه از باز شدن گل و پیدا شدن چهره آن.

هوهو: (اسم اصوات) کنایه از آواز مرغ.

هَی هَی: (اسم اصوات) به منظور تنبیه به کار می رود، آگاه شو.

شکوه: جاه و جلال.

کِیْ: کی قباد.

جم: جمشید، پادشاه بزرگ سلسله پیشدادی.

خزینه داری: مال اندوزی، نگهداری خزینه اموال و ذخیره ثروت.

میراث خوارگان: وارثان.

فتوی: فتوا، نظریه شرعی و دستور مُفتی دین.

سفله: فرومایه، پست.

مروّت: جوانمردی.

شَیْئهُ: چیز او.

لاشیی: لاشیئی، چیزی نیست.

جنّتُ المَأْوی: یکی از هشت بهشت که نزدیک درخت سدرهُ المُنتهی واقع است.

عشوه خریدن: فریب جاذبه های عشوه گر خوردن.

سخا: کرم و بخشش.

طیّ کنم: درنوردم، و در اینجا به معنای کوتاه و مختصرکردن است.

حاتم طیّ: حاتم بن عبدالله بن سعدبن الحشرج از سخاوتمندان دوره جاهلیت عرب که در سخاوت ضرب المثل است و در اینجا کنایه از شاه شجاع است.

بخیل: ممسک، خسیس.

بوی خدا نشنود: بوئی از معرفت و بخشش خدا به مشامش نمی رسد.

کَرَم ورزیدن: بخشش کردن.

الضَّمانُ عَلَیَّ: ضمانت آن بر عهده من.

معانی ابیات غزل (430)

(1) اگر با آواز بلبل و فاخته (در بهار) باده ننوشی دیگر چگونه تو را درمان توانم کرد (که گفته اند) آخرین دوا داغ کردن است.

(2) از رنگ و بو و اعتدال فصل بهار برای خود اندوخته یی فراهم ساز که ماههای غارتگر بوستان، بهمن و دی به زودی فرا می رسند.

(3) آنگاه که گل، پرده از چهره برداشت و پرنده آواز هوهو سر داد، زنهار که جام شراب از کف ننهی! این چه کاری است حواست جمع باشد.

(4) جاه و جلال و فرمان پادشاهی چه موقع پا برجا باقی ماند؟ از تخت جمشید و تاج کیانی تنها نامی به جای مانده است.

(5) بنا به گفته رامشگر و ساقی و فرمان مفتی دف و نی، مال اندوزی و نگهداری آن برای وارثان عملی کفرآمیز است.

(6) روزگار هیچ چیز را نمی بخشد که دوباره پس نگیرد. از فرومایه، جوانمردی توقع مدار که چیزی که می‌دهد چیز قابلی نیست.

(7) وقتی آب زندگی (باده) در دسترس توست خود را از تشنگی هلاک مکن. نمیر و (بدانکه) هر چیزی از آب زنده است.

(8) بر پیشانی ایوان جنت المأوی (یکی از هشت بهشت) نوشته اند که وای بر حال کسی که فریب عشوه گریهای دنیا را بخورد!

(9) کرم و بخششی باقی نمانده است. سخن کوتاه و مختصر کنم، شراب کجاست؟ بده تا به شادی روح و روان حاتم طائی (شاه شجاع فقید) بنوشیم.

(10) بوئی از معرفت و بخشش خدا به مشام خسیس نمی رسد. حافظ، بیا و شراب بنوش و بخشش کن و ضمانت آن بر عهده من.

شرح ابیات غزل (430)

وزن غزل: مفاعلن فاعلاتن مفاعلن فع لن

بحر غزل: مجتّث مثمّن مخبون اصلم

٭

ظهیر فاریابی:

داغ حسرت نهاده ام بر دل گفته اند آخرالدواء الکی

٭

انوری:

گر کنم خیره ار نه خود سوزم گفته اند آخرالدواء الکی

٭

کمال الدین اسماعیل:

چو دید مهر تو زین پس معالجت نکند چنین زدند مثل آخرالدواء الکی

٭

این غزل به فاصله کمی پس از سرودن غزل 413 و در زمانی که شاه زین العابدین از شیراز متواری و شاه یحیی به کمک امیر تیمور بر شیراز مسلط می‌شود سروده شده است.

شاعر بسیاری از مضامین ابیات غزل 413 را در این غزل نیز بازگو می‌کند. گوئی هنوز از سرودن غزل اولی فراغت نیافته که ورق بر می‌گردد و شاه یحیای بخیل بر اوضاع مسلط می‌شود:

(در غزل 413) بگذر ز کبر و ناز که دیدست روزگار چین قبای قیصر و طرف کلاه کی

(در غزل 414) شکوه سلطنت و حُسنْ کی ثباتی داد ز تخت جم سخنی مانده است و افسر کی

٭

(در غزل 413) در ده به یاد حاتم طی جام یک منی تا نامه سیاه بخیلان کنیم طیّ

(در غزل 414) سخا نماند، سخن طی کنم شراب کجاست بده به شادی روح و روان حاتم طی

٭

(در غزل 413) هشیار شو که مرغ چمن مست گشت هان بیدار شو که خواب عدم در پی است، هی

(در غزل 414) چو گل نقاب برافکند و مرغ زد هوهو منه ز دست پیاله چه می‌کنی؟ هی هی!

٭

شاعر در مطلع غزل، ضرب المثل مشهور عرب (آخِرُ الدَّواء الْکِی) را که زبانزد خاص و عام بوده و ظهیر فاریانی و انوری و کمال الدین اسماعیل نیز در اشعار خود به کار برده اند، بازگو می‌کند و در بیت چهارم کنایتاً به شاه یحیی می‌گوید که اکنون که به شیراز و خزانه سلطنتی مسلط شده‌یی دست از بخیلی بردار. وگرنه مَثَل تو به آن خزانه دار اموالی می‌ماند که عمری مالها را حفاظت و حراست می‌کند و آخرالامر به دست ورّاثت می سپارد. و بالصّراحه در بیت هفتم به او گوشزد می کند که چون آب در دست داری، از تشنگی خود را هلاک مکن. و در واقع سخن از این صریح تر نمی توان گفت. او عیناً مفاد آیه 31 سوره انبیا را برای این حاکم ممسک بازگو می کند:

… و جَعَلْنا مِنَ الماءِ کُلُّ شَیْءٍ حَیَّ .

و بالاخره در مقطع غزل ظاهراً خطاب به خود و باطناً به شاه یحیایِ بخیل چنین داد سخن می دهد:

بخیل بوئی از معرفت به مشامش نرسیده است. حافظ شراب بنوش و بخشش کن و من ضامن که بُرد با تو باشد و این اشارتی به مفاد آیه 37 سوره نساء است:

اَلَّذینَ یَبْخَلُونَ وَ یَأْمُروُنَ الناسَ بِالْبُخْلِ وَ یَکْتُمُونَ ما اَتیهُمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اَعْتَدْنا لِلْکافِرینَ عَذاباً مُهیْنا

به طور خلاصه می توان گفت این غزل در زمان تسلط شاه یحیی بر شیراز پس از فرار شاه زین‌العابدین در تنقید شاه یحیی و بخل و لئامت وی سروده شده است. و حرف آخر اینکه حافظ مضمون بیت ششم غزل خود را از نظامی گرفته آنجا که در خسرو شیرین خود می گوید:

چه بخشد مرد را این سفله ایام که یک یک باز نستاند سرانجام

امیرحسین ربیعی در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۵ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۰۸ در پاسخ به رضا از کرمان دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۳:

آقا خیلی عالی بود 

کمال تشکر را از لطف جنابعالی دارم

انشالله همیشه موفق و پیروز باشید.

🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻

سیدمحمدجواد موسوی اعظم در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۵ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۳۵ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۸۸:

بیت دوم:

بیکاری و علافی و عاشقی مال ماست.

خوش صحبتی و زهد متعلق به دیگری است.

قلاش: بیکاره، باده پرست

قوال: خوش صحبت، آوازه خوان

 

سیدمحمدجواد موسوی اعظم در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۵ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۲۵ در پاسخ به sassan دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۶۵:

شاملو مطابق سلیقه تصحیح و ترجمه میکرد.نمونه‌اش ترجمه گیلگمش است که با متن باستانی تفاوت دارد.

مجتبی رجایی در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۵ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۴۴ دربارهٔ اوحدی مراغه‌ای » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۹۳:

بیت ششم مصرع دوم:

ظاهرا

"در شکنج"

صحیح می‌باشد.

ملیکا رضایی در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۵ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۴۳ در پاسخ به شهاب عمرانی دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۴ - مناظرهٔ مرغ با صیاد در ترهب و در معنی ترهبی کی مصطفی علیه‌السلام نهی کرد از آن امت خود را کی لا رهبانیة فی الاسلام:

نکات دقیق و ظریفی را متذکر میشوید که بنده انقدر چون شما توجهی به آنان ندارم ...

باز هم امیدوارم گاه گاه اگر دستتان یاری کند و شما هم توانی داشته باشید ، چند جمله ای بنگارید ، سخنان تان نشان میدهد فردی ادیب هستید و صد البته متواضع و با احترام 

 

درود بر شما گرامی 

ابوالفضل در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۵ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۰۲:۰۴ در پاسخ به خنامث دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴۷:

غزل ۹۴۴ هم همینطوره

رامین ق در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۳۸ در پاسخ به رضا از کرمان دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۴:

سپاس دوست گرامی، برام روشن شد. خیلی ممنون از شما.

ثنا سپهری در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۲۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۷:

روحت شاد مولوی عزیز .. آدم متحیر میمونه از زیبایی این شعر و شوقی که در اون هست. همین یک شعرش دنیا دنیا حرف داره دست مریزاد. انسان رو به رقص میاره

همزبانان عزیزم بیایین قدر زبان فارسی رو بدونیم و شکرگزار اون باشیم که میتونیم چنین اشعار شگفت‌انگیزی رو به این زبان بخونیم و تا حدودی... درک کنیم. 

هاله نوحی در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۲۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۸۳:

هو

خوانش دیگر مصرع دوم بیت اول:

... مستیم بدان سان که ره خانه ندانیم

 

 

نردشیر در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۲۲ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۷۲:

ما هیچ کسان پادشاهیم

آقاجری در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۰۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۷:

دوستان عزیز

تغییر برنجد به نرنجد بسیار اشتباه است. سعدی به هیچ وجه اینی که دوستان می گویند را نمی خواهد بگوید برنجد درست است.

رضا از کرمان در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۱۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۳۱:

سلام  آقای عمرانی

بنده خودم تا الان که شما فرمودید متوجه این موضوع نشده بودم و این مشکل از نوع نگارش عاشقا بوجود میاد  که اگر بصورت عاشق آ نوشته میشد دقیقا منظور وبرداشت حضرتعالی رو  تداعی میکرد  وغزل از نظر محتوا وپختگی کلام،  همانطور که فرمودید پر بار تر میگردید  در هر صورت سپاس فراوان

حسن کاتبی در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۷:۵۴ در پاسخ به ملیکا رضایی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶:

به به عالی بود

شهاب عمرانی در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۷:۱۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۳۱:

مطلبی هست راجع به این غزل زیبا و معروف از جناب مولانا که احساس میکنم به غلط در میان اکثر افراد بیان میشود و همین اشتباه متاسفانه از زبان فارسی به دیگر زبانها هم ترجمه شده و گسترش پیدا کرده و آن هم مربوط است به مصرع اول از بیت اول.

چون صحبت از رها کردن حیله است این بیان با مقام و مرتبه عاشق بویژه از منظر جناب مولانا در تضاد است. و عاشق حیله ای ندارد که رها کند. شیوه صحیح نگارش این مصرع به نظر بنده این گونه است: حیلت رها کن عاشق آ (عاشق شو).... روی صحبت با عاشق نیست. روی سخن با خواننده است، میگوید حیله را رها کن و عاشق شو. همچنان که در مصرع بعدی نیز در دل آتش درآ را میگوید. که این نوع نگارش و خوانش با تمام مصرع ها و ابیات دیگر هماهنگی دارد. البته این نظر بنده است.

سپاس

شهاب عمرانی در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۵۷ در پاسخ به ملیکا رضایی دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۴ - مناظرهٔ مرغ با صیاد در ترهب و در معنی ترهبی کی مصطفی علیه‌السلام نهی کرد از آن امت خود را کی لا رهبانیة فی الاسلام:

خیلی خوشحالم که این حاشیه برای شما مفید بود، اشاره شما به این بیت بسیار زیبا و کامل کننده بود ممنونم از شما. نوشتن این حاشیه فقط گونه ای از انجام وظیفه بود چون عادت به این کار ندارم ولی احساس کردم که این حاشیه باید نوشته شود. چون این داستان برای اکثر افراد با پایانی به ظاهر گنک همراه است. صد البته که حاشیه بنده نیز میتواند به کلی غلط باشد.

سپاس از شما

حبیب شاکر در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۲۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳:

آن کعبه که هم حرام و هم معمور است

گاهی بخدا قریب و اغلب دور است!

اما دل بشکسته اگر گشت حریم

آنجاست که دائما خدا منظور است

تشکرمیشود اگر نظر بدهید

vafa در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۲۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۹۱:

این رباعی از کیه؟

ممنون میشم اگه کسی اطلاعی در این مورد داره، منو راهنمایی کنه. 

۱
۱۵۱۲
۱۵۱۳
۱۵۱۴
۱۵۱۵
۱۵۱۶
۵۷۲۹