گنجور

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

محسن دایی نبی » آخرین غزل رومی » همه تو

محمد معتمدی » مناجات » در میکده عشق

music_note معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

جواد زندی در ‫۷ سال و ۱ ماه قبل، سه شنبه ۴ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۱۷ نوشته:

باید به مولوی گفت:
آن کس که این شعر خواند جان را چه کند؟
آن کس که مشتاق تو شد هردو جهان را چه کند؟

 

سید محسن امین در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، سه شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۰۶:۴۹ نوشته:

آن کس که ترا شناخت مفتون تو شد
دیوانه و سرگشته و مجنون توشد

 

سارا محمدنژاد در ‫۶ سال قبل، سه شنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۱۱:۴۰ نوشته:

این شعر اینقد محشره که حاشیه نمی خواد خودش تمام متنه...

 

مهدی نیکدل در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، چهار شنبه ۲ دی ۱۳۹۴، ساعت ۱۳:۱۰ نوشته:

شهادت هنر مردان خداست . کسانی که جانشان را در راه خدا دادند و مصداق این شعرزیبایند.
هرگز جز برای خدا کاری مکن

 

همیشه بیدار در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، چهار شنبه ۲ دی ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۰۰ نوشته:

از موقعی که این ربایی را در شوق پرواز شنیدم، مفتون معنی اش شدم
دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی
دیوانهٔ تو هر دو جهان را چه کند

 

حسین کازرونی در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، دو شنبه ۲ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۷:۱۱ نوشته:

فرازی از وصیت نامه شهید امیر عرب زاده:
حدیث قدسی:
مَنْ طَلَبَنِی‌ وَجَدَنِی‌، وَمَنْ وَجَدَنِی‌ عَرَفَنِی‌، وَمَنْ عَرَفَنِی‌ أحَبَّنِی‌، وَمَنْ أَحَبَّنِی‌ عَشَقَنِی‌، وَمَنْ عَشِقَنِی‌ عَشِقْتُهُ، وَمَنْ عَشِقْتُهُ قَتَلْتُهُ، وَمَنْ قَتَلْتُهُ فَعَلَیَّ دِیَتُهُ، وَمَنْ عَلَیَّ دِیَتُهُ فَأَنَا دِیَتُهُ.
آنکس که مرا طلب می کند می‌ یابد و آن‌ کس که مرا یافت می شناسد و آن‌کس که مرا شناخت دوستم می دارد و آن‌کس که دوستم داشت به من عشق می ورزد ، آنکس که به من عشق ورزید من نیز به او عشق می ورزم ، آنکس که به او عشق ورزیدم می کشم و آن‌کس که که من بکشم خونبهایش برمن واجب است و آن‌کس که خونبهایش بر من واجب است پس من خونبهایش هستم.
آن کس که تو را شناخت ، جان را چه کند؟
فرزند و عیال و خانمان را چه کند؟

دیوانه کنی ، هر دو جهانش بخشی
دیوانه ی تو هر دو جهان را چه کند ؟
------
مشاهده ی ادامه ی وصیت نامه و همچنین عکس برگه های وصیت نامه به لینک زیر برویـــــد:
پیوند به وبگاه بیرونی

 

حسن رچبی در ‫۵ سال و ۱ ماه قبل، یک شنبه ۷ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۰۶:۳۳ نوشته:

وقتی این شعر را خوندم بیاد خاطره دوست عزیزم پاسدار جانباز حمدالله اظهری افتادم میگفت در یکی از مناطق چنگی کردستان پاس بخش بودم رفتم سر پست نگهبانی دیدم روبروش پاره های یک قطعه عکس وجود داره گفتم فلانی پس چرا عکسه پاره کردی؟گفت حقیقتش عکسه مال بچه ام بود پسر بچه پنج ماهه راستش وقتی نگاش می کردم دلم هوای دیدنش را می کرد ،پاره اش کردم تا از وسوسه های درونی خلاس شوم.آری واقعا/آن کس که تو را شناخت جان را چه کند /فرزند و عیال و خانمان را چه کند ،بعداز چند رور از این وقعه آن برادر به خیل شهدا پیوست نثار روح مطهرشون صلوات

 

مهدی نجف پور در ‫۴ سال و ۱۰ ماه قبل، پنج شنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۴۲ نوشته:

رسالت 124000 پیامبر رو تو چهار بیت شعر خلاصه کردن هنر هرکسی نیست

 

یونس در ‫۴ سال قبل، یک شنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۶، ساعت ۱۲:۱۴ نوشته:

سلام
باور کنید اولین بارم بود این شعر رو خوندم توی وصیت نامه شهید ولی خیلی گریه کردم واقعا حیرت آوره ایت شعر

 

خلیل در ‫۳ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۳ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۳:۴۲ نوشته:

این رباعی از خواجه عبدالله انصاری است .

 

وحید جویا در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۳۴ نوشته:

این رباعی از خواجه عبدالله انصاری است:
(( آنکس که ترا شناخت جان را چه کند
فرزند و عیال و خانمان را چه کند
دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی
دیوانهء تو هردو جهان را چه کند ))

 

امید در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، چهار شنبه ۳ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۰۹ نوشته:

این دوبیت در وصف پروانه است
که عاشق نور شمع است و بدور ان میگردد ولی حرارت شمع نمیگذارد که زیاد نزدیک شود اما عشق به شمع او را جذب میکند تا اینکه میسوزد
این از بین رفتن فقط به خاطر عشق است!

 

افشین قهرمانی در ‫۲ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۲۳ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۲۱ نوشته:

بنظر من این احوال کسی است که بهرطریقی به خدا شناخت پیدا کرده .(مثلا از طریق عرفان و شعر های مولوی ) وقتی به شناخت خدا نایل میشوی دیگر همه چیز در مقابل او رنگ میبازد و دل آدمی تمنای وصال دارد و هیچ چیز دنیا برایش مفهومی نخواهد داشت . هیچ لذتی با شکوه تر از آن برای آدمز وجود ندارد .نهایت کمال آدمی همین است

 

nabavar در ‫۲ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۳۵ نوشته:

تبلیغ درست است ، نه تبلیق

 

انصاری در ‫۲ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۸ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۴۷ نوشته:

این شعر از ابوسعید ابوالخیر است و با دی ان ای ادبیات مولوی و باباطاهر و... سازگار نیست.

 

sh در ‫۲ سال و ۶ ماه قبل، پنج شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۶:۳۸ نوشته:

اللهم عرفنی نفسک

 

امیر اقایی تبریز در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۰ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۰۷ نوشته:

حضرت علی فرموده اوجب واجبات گناه نکردن است. مثال علمی و قابل فهمش اینه:برای اینکه شما یه معادله ریاضی را ثابت کنی باید ابتدا معادله را بسط دهی و حلش کنی اگر در اخر سر به ان معادله رسیدی بدان که معادلت درسته و تو راه حل اثبات ان را درست رفته ای والا یا معادله اشتباه است و یا راه حل اثبات کردن تو.
و انسان اگر واقعا فطرت و ذات خدایی خود را در طول عمر خود نبازد دیگر همه چیز را خدا میبیند و از خدا میبیند، همه جیز را خدا میداند و از خدا می دان. و دیگر هیچ چیزی نهایت منحرف کسی در عالم نمیتواند این انسان را از ان ذات اصلی اش و بی نهایت منحرف سازد و نگهش دارد.
من چه گویم که یک رگم هوشیار نیست
شرح ان یاری که او را یار نیست.
دوستان گمشده اصلی ما عشق است والسلام

 

مسلم در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، دو شنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۰۰ نوشته:

سلام
این شعر منو یاده عشقم فرناز میندازه امشب فرناز رو دیدم این شعرم شنیدم چه آتشی زد به جان من این شعر و دیدن فرناز

 

عباس در ‫۱ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۲۸ نوشته:

این شعر به جان خودم فکر کنم از سهیل محمودی است....

 

حامد مح در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۰۹ نوشته:

یادمون باشه که عشق هدف نیست
عشق چیزی نیست که باید تلاش کرد تا بهش رسید
امثال مولانا و ... گوشه ای از شهر عشق را مشاهده کردند
عشق فقط یک مرکب هست برای رسیدن به هدف بالاتر... عشق وسیله است نه هدف. و البته هدف وسیله را توجیه نمیکنذ. موید باشید

 

آیدین در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۴۴ نوشته:

این دوبیت مربوط به غزلیات دیوان شمس حضرت مولانا قسمت پنجم است. دوبیت بالایی و پائینی:
آن کس که ترا بیند و خندان نشود وز حیرت تو گشاده دندان نشود
چندانکه بود هزار چندان نشود جز کاهگل و کلوخ زندان نشود
آن کس که ترا شناخت جان را چه کند فرزند و عیال و خانمان را چه کند
دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی دیوانه‌ی تو هر دو جهان را چه کند
آن کس که از آب و گل نگاری دارد روزی به وصال او قراری دارد
ای نادره آنکه زاب و گل بیرون شد کو چون تو غریب شهریاری دارد
.........................

 

میثم قرایی در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۳۰ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۰۹ نوشته:

با سلام. به گمانم این رباعی از خواجه‌عبدالله انصاری باشه. لااقل در دیوان شمس مولانا که ندیدم. و اون شمارهء رباعی که قید فرمودین هم مربوط به رباعیه دیگه‌ایه.

 

متکلم در ‫۷ ماه قبل، سه شنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۴۴ نوشته:

ماحصل این شعر اضطرار است و تا شخص مضطر نشود، گشایشی نخواهد یافت... اگر مضطر شدی و آنگاه حرکت کردی، مطمئن باش که خواهی رسید.

 

محمدرضا در ‫۵ ماه قبل، شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۰۸:۳۰ نوشته:

الحق بهترین جایگاه برای این ربایی روی قبر شهید مصطفی صدر زاده هست و تمام.

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.