گنجور

حاشیه‌های سیدمحمدجواد موسوی اعظم

 

سیدمحمدجواد موسوی اعظم


سیدمحمدجواد موسوی اعظم در ‫۸ ماه قبل، یک شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۰۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۱۵:

زمین نَسپَرد شیر با داد تو… سپردن یعنی زیر پا لگدکوب کردن، نابود کردن. (کتاب واژگان شاهنامه اثر خالقی) پس شعر بدین صورت معنی دارد: شیر از عدالت تو توانایی نابودی زمین را ندارد. این بیت مقدمه ای است بر ابیات بعدی در ادامه شعر آمده اما عدالت را در حق من روا نداشتی.

 

سیدمحمدجواد موسوی اعظم در ‫۸ ماه قبل، یک شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۰۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۱۵:

سپَردن درست است.

 

سیدمحمدجواد موسوی اعظم در ‫۸ ماه قبل، یک شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۰۵ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۱۵:

زمین نسپارد شیر با داد تو... سپردن یعنی زیر پا لگدکوب کردن، نابود کردن. (کتاب واژگان شاهنامه اثر خالقی) پس شعر بدین صورت معنی دارد: شیر از عدالت تو توانایی نابودی زمین را ندارد. این بیت مقدمه ای است بر ابیات بعدی در ادامه شعر آمده اما عدالت را در حق من روا نداشتی.

 

سیدمحمدجواد موسوی اعظم در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، چهار شنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۲۲ دربارهٔ نصرالله منشی » کلیله و دمنه » باب البوم و الغراب » بخش ۶ - کبک انجیری، خرگوش و گربهٔ روزه‌دار:

در سطر سی و هشتم "دنیا را از متاع و مال و دوستان این جهان هیچیز ملک نگردد مگر کردار نیک که برای آخرت مدخر گردانند" کلمه هیچیز به هیچ چیز تغییر یابد.

 

سیدمحمدجواد موسوی اعظم در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، سه شنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۵۴ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۶:

متن "من آنم که در پای خوکان نریزم..." راباید با ابیات قبلی "پسند است با زهد عمار و بوذر کند مدح محمود مر عنصری را" معنی کرد.
آیا با وجود افرادی مانند ابوذر و عمار پسندیده است که عنصری مدح سلطان محمود را کند، من این زیور زبان دری را فدای خوک صفتاتی (مانند سلطان محمود) نمی کنم.