وحید تیمورپور در ۴ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ اسفند ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۵۴ دربارهٔ حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۸۵۷:
معنای واژه یللی در لغت نامه دهخدا : بانگ و فریادی که هنگام مستی یا رسیدن خبری خوش بنمایند .
وحید تیمورپور در ۴ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ اسفند ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۴۹ دربارهٔ حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۸۵۷:
بسمه تعالی
غزلی زیبا از شاعر شهیر آذربایجان حکیم ابوالقاسم نباتی در همین قالب تقدیم هموطنان عزیز میگردد ؛
جام در کف ، گل به دستم یللی
از دو چشم یار مستم یللی
آنچه دل در جستجویش می تپید
باز جستم باز جستم یللی
شد فلاطون در میان خم نهان
من به پای خم نشستم یللی
کافرم من کافرم من کافرم
بت پرستم بت پرستم یللی
تا نباتی کف زنان آمد به رقص
پسته را من هم شکستم یللی
با تشکر ، وحید تیمورپور
امین در ۴ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ اسفند ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۳۳ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۳۵ - رسیدن نامهٔ لیلی به مجنون:
درود بر همه دوستداران ادبیات
و درود بیکران بر حکیم نظامی بزرگ
به نظرم مصرع اول بیت آخر باید اصلاح بشه
با توجه به وزن مستفعل فاعلات مستف (مفعول مفاعلن فعولن)
لیلی "چو" به نامه در نظر کرد. درست تر باشه
در پناه حق
امید صادقی در ۴ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ اسفند ۱۴۰۰، ساعت ۱۷:۲۳ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۴۴:
در خط 2 که سعدی میگوید "مردک سنگدل لب دخترک را چنان بگزید که خون از او بچکید" آیا منظور بوسهی عاشقانهی مردک بر لب دخترک است؟ و چون عادت به کفشدوزی داشته خیلی با شدت زیاد این کار را انجام داده؟
نبی گیلانی در ۴ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ اسفند ۱۴۰۰، ساعت ۱۷:۲۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۴۷ - ترجیح نهادن شیر جهد را بر توکّل:
"شکرِ نعمت، نعمتت افزون کند
کفرِ نعمت، از کفت بیرون کند"
"کفرِ نعمت ..." درست است،
"کفر، نعمت ..." درست نیست.
اشاره می کند به آیه ی ۷ سوره ی ابراهیم که"یاد آور! هنگامی که پروردگارتان فرمود: همانا اگر شکر کنید، قطعاً(نعمت های) شما را می افزایم و اگر کفران کنید، البته عذاب من سخت خواهد بود".
در این جا خداوند، "کفران نعمت" را در برابر "شکر نعمت" آورده، نه "کفر" را که در برابرش "ایمان" است.
در مثنوی هم، در مصرع دوم، "کفرِ نعمت" را در برابر "شکرِ نعمت" آورده است که دو پیامد متضاد دارند.
اگر در مصرع یکم، سخن از "ایمان" و پیامد آن گفته بود، جا داشت در مصرع دوم از "کفر" و پیامد متضاد آن بگوید.
در واقعیت هم، "کفر"ی که در برابر "ایمان" است، نعمت ها و قدرت را از کف کافران تاریخ و معاصر بیرون نبرده است. بسا کافران که در فراوانی نعمت و بزرگی قدرت زیستند و امروز هم هستند.
"جبر" هم که در برابر "اختیار" است نه در برابر "شکر"، نعمت را از کف جبریون بیرون نکرده و نمی کند.
از دیدگاه موسیقی کلام هم،
"شکرِ نعمت" با
"کفرِ نعمت"، هماهنگ است
و به قرینه ی مصرع یکم، در مصرع دوم روشن است که آن چه "کفرِ نعمت" از کف بیرون می برَد، "نعمت" است.
مولوی چند جای دیگر "کفرِنعمت" را آورده است:
"چون که بویی برد و شکر آن نکرد
کفرِ نعمت آمد و بینیش خورد"
یا "در یکی گفته که عجز خود مبین
کفرِ نعمت کردن است این عجز هین"
یا "بی گمان ترِک ادب باشد ز ما
کفرِ نعمت باشد و فعلِ هوا"
کوروش پارسی در ۴ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ اسفند ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۲۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۳:
وز گل عزیزتر چه ستانی به سیم گل
محسن جهان در ۴ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ اسفند ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۰۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۲۰:
تفسیر ابیات ۲ و ۳:
مولانا با اشاره به واژه "عید" خطاب به ایزد باریتعالی میفرماید: همانگونه که عید و برگزاری آن سبب شادمانی و تلطیف روح میگردد، به هر صورت با من برخورد نمایی؛ یا از روی لطف و یا از سر ستیزه، برای این بنده تو آسایش جان به همراه دارد.
غیرت و خواست تو اقتضا میکند که در نهان باشی، ولی همانند خورشید عالمتاب آشکار و در هر یک از ذرات وجود هستی متجلی شدهای.
رضا از کرمان در ۴ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ اسفند ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۰۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۷:
سلام شاه عزیز
معنی بیت سوم که فرمودید:
هرزمان که تو با ناز از جلوی دوستان میگذری دوستان را کشته خویش میسازی ولی این رو بدون که این دوستت همیشه منتظر برگشت وعبور توست
کشتن در این بیت کنایه است به معنای بیتاب وقرار شدن
شاد وخرم باشید
عزیز رسولی aziz.rasouli@gmail.com در ۴ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ اسفند ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۱۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۱:
کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد
تر در این شعر به معنای دیگر است . ذهنی که غمناک و اندوهگین است کی می تواند شعر دیگری بگوید(یا به وجود آورد).
حسن محمد خانی در ۴ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ اسفند ۱۴۰۰، ساعت ۰۸:۲۵ در پاسخ به 7 دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۶:
چقدر کامل و دقیق توضیح دادین ممنون از شما، خدا خیرتون بده، خیلی خوب بود و خیلی خوب یادگرفتم 😍❤️
برگ بی برگی در ۴ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ اسفند ۱۴۰۰، ساعت ۰۵:۱۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۵:
مدامم مست میدارد نسیم جعد گیسویت
خرابم میکند هر دم فریب چشم جادویت
نسیم و بوی خوش گیسوی معشوق یعنی شناخت و کسب معرفت نسبت به ذات هستی کل یا خدا که هرچه این معرفت بیشتر شده و جعد یا پیچیدگیها و رموز هستی کل بازتر شود ، مستی و مدهوشی انسان نیز افزون شده ، مداومت و پیوستگی می یابد و عشق در دل چنین انسانی جوانه خواهد زد ، مدام دارای ایهام است که معنی شراب را نیز تداعی می کند ، در مصرع دوم خراب کردن یعنی درهم ریختن تصورات ذهنی که انسان تا پیش از این جهان را با چشم مادی و حسی خود می نگریست که تا خراب نشود آبادانی درکار نخواهد بود ، اما سبب این خرابی و زیر و زبر شدن ذهن چیست ؟ حافظ میفرماید جادوی چشم حضرت معشوق ، یعنی دیدن و به نظاره نشستن جهان از دریچه چشم حضرتش که کاملأ جهان بینی و بینش انسان را دگرگون کرده و شخص به علت وجود و حضور خود در این جهان پی خواهد برد و این تغییر بینش بطرز باورنکردنی سریع اتفاق می افتد طوریکه به جادو می ماند .فریب در اینجا به معنی افسون و سحر آمده که عنایت خداوند است بر مسحور تا خراب و سپس عاشق شود .
پس از چندین شکیبایی شبی یا رب توان دیدن ؟
که شمع دیده افروزیم در محراب ابرویت
حال که افسون چشم حضرت معشوق موجب تغییر نگاه انسان عاشق به جهان گردید آرزویی در دل او شکل گرفته و پرسشی در ذهن که آیا اگر او نیز همچون بزرگان صبر را پیشه کند و با استمرار کسب معرفت الهی افق دید خود را گسترده تر گرداند آیا شبی (لحظه ای ) خواهد رسید که او نیز در این جهان شمع دیده افروز شده و بتواند با روشن کردن شمعی ، دیدگان خود را از نوری هرچند ناچیز بهرمند کند تا بینایی حاصل شود و بتواند جهان را از منظر چشم خداوند ( محراب ابروی حضرت دوست ) ببیند که این کار برترین عبادت است در این محراب .
سواد لوح بینش را عزیز از بهر آن دارم
که جان را نسخه ای باشد ز لوح خال هندویت
سواد یا سیاهی چشم یعنی بینایی که در برابر سفیدی چشم یا کوری و نابینایی آمده است و بینش حقیقی یعنی دیدن جهان از دریچه چشم جادویی حضرت معشوق ، هرگونه نگرش دیگری نابینایی محض یا سفیدی لوح بینش است حتی اگر چشم حسی انسان بینا باشد ، پس حافظ این بینایی حقیقی یا سیاهی لوح بینش را به این لحاظ عزیز و گرامی میدارد که جان اصلی انسان (و نه جان جسمی وی ) نسخه و کپی برابر با اصلی ست از جانان که زیبایی مطلق است ، یعنی جان خدایی انسان به ذات دارای همان صفات زیبای خداوند و نقشی ست از خال هندوی حضرتش که نماد همه زیبایی هاست . مثالی که در باره سواد لوح بینش میتوان زد فیلمهای سلولویدی عکاسی ست که هر چه از دریچه چشم یا لنز دوربین ببینیم بر آن لوح یا صفحه ثبت میشود در تاریکخانه با عبور نور از آن بر روی کاغذ حساس ثبت و تبدیل به عکس یا تصویر میگردد ، به همین ترتیب با نگرش انسان به هستی از دریچه و لنزی که خداوند به جهان می نگرد ، همان نگاه و بینش خداوند بر لوح و صفحه بینش انسان ثبت میگردد که عشق و مهربانی ، فراوانی ، گذشت ، کرامت و در یک کلام خال هندوی حضرت دوست است .
تو گر خواهی که جاویدان ، جهان یک سر بیارایی
صبا را گو که بردارد زمانی برقع از رویت
خداوند که بدون شک میخواهد سراسر جهان را با نور خود بیاراید و انسان را نیز به همین منظور خلق نموده تا گنج پنهان خود را در زمین و فرم آشکار کند ، پس مخاطب این بیت انسان است که اگر بخواهد همچون خضر جاودانه شده و جهان را با صفات زیبای خداوندی بیاراید باید از باد صبا طلب یاری و کمک کند ، صبا کنایه از انسانهای بحضور رسیده و کاملی مانند حافظ و مولانا ست که پل ارتباطی خداوند با انسان بوده و زبان حق شده ، پیغامهای عالم معنا را در قالب شعر و غزل برای پویندگان راه و طریقت عاشقی می آوردند ، " زمانی " همان وقت شکوفایی یا قیامت فردی انسان است که بپا می خیزد ، برقع رخسار زیبا و حقیقی انسان را پوشانیده و او نمیداند در پس این برقع و روبنده که از جنس ذهن و ماده است رخسار زیبای خداوند پنهان شده ، پس حافظ میفرماید اگر بخواهی به خدا زنده شده و جاودان گردی از بزرگان و عارفان طلب استمداد کن تا خود واقعی ات را به تو بنمایند که در اینصورت گل وجود معنوی تو شکفته شده و سراسرجهان نیز از وجودت بهره برده ، آراسته میگردد و درد و رنج از بشریت رخت بربسته ، شادی در همه جا و بر همگان حاکم میشود .مخاطب این بیت میتواند هم انسان باشد و هم خداوند که در صورت دوم جاویدان جهان را بدون فاصله میخوانیم .
و گر رسم فنا خواهی که از عالم براندازی
برافشان تا فروریزد هزاران جان ز هر مویت
فنا در اینجا به معنی واقعی کلمه نیستی و نابودی ست که فرجام کار انسانهایی ست که لوح بینش خدایی نداشته و نابینا از جهان رخت بر می بندند ، پس حافظ از پیشگاه حضرتش درخواست میکند تا برای برانداختن رسم فنا و به قهقرا رفتن انسانهایی که با سفیدی لوح بینش ذهنی ، جهان را می نگرند ، گیسو و موی خود را برافشاند ، یعنی جلوه گری خود را آشکار تر کند تا نابینایان نیز او را ببینند که در اینصورت هزاران هزار و بلکه میلیاردها انسان در زمین از تباهی به زندگی و عمر جاودان خواهند رسید .مخاطب این بیت نیز میتواند هم خداوند و هم اینکه انسان باشد .
من و باد صبا مسکین ، دو سرگردان بی حاصل
من از افسون چشمت مست و او از بوی گیسویت
حافظ با شکسته نفسی میفرماید البته او و حتی انسانی با مراتب بالاتر هنوز راهی بس طولانی در پیش روی دارند ، و همچنان در وادی سرگردانی در پی آن آب زندگانی هستند تا همچون خضر به جاودانگی برسند ، سرگشتگی حافظ بر اثر سحر و افسون چشم مست و نگاه ویژه خداوند به جهان که سراسر عشق است و شادی ، و عارفان و بزرگان دیگر که از نظر حافظ یک گام به معشوق نزدیکتر شده و بر اثر بو و عطر گیسوی حضرتش مست و مدهوش شده اند ، اما هردو در عاشقی و سرگشتگی بسر برده و در راهیابی به ذات و وصل دایم بازمانده و به حاصل کار مورد نظر خود دست نیافته اند .
زهی همت که حافظ راست از دنیی و از عقبی
نیاید هیچ در چشمش بجز خاک سر کویت
اما یأس و نومیدی در حافظ جایی نداشته و چاره کار را همت وافر میداند تا با کار مداوم و پیوسته چیزی از این جهان مادی طلب نکند و همچنین عبادتهای او برای طمع رسیدن به بهشت موعود موصوف در عقبی و دنیای دیگر نباشد و ذره ای از هر دو جهان به چشم او نیاید بجز خاک سر کوی حضرت دوست که توتیای چشم و سواد بینش عاشقان است .
Shah در ۴ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ اسفند ۱۴۰۰، ساعت ۰۲:۰۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۷:
معنای بیت ۳ چیه؟
Saeedeh در ۴ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ اسفند ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۵۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ملحقات و مفردات » شمارهٔ ۱۷:
عالی است
عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ۴ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ اسفند ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۵۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۵:
یکی از اجراهای خصوصی که لینک دادید این اجراست
محمدرضا شجریان » اجراهای خصوصی » حریم یار – اجرای خصوصی شجریان، بهاری، کسایی و فرهنگفر
وقتی روی این کلیک میشه اجرای خصوصی روز وصل باز میشه که دو پست قبل از اون گذاشتید
ضمنا اجرای خصوصی حریم یار در شوشتری توسط استاد شجریان، لطفی، عندلیبی و اعیان 1990 در آمریکا اجرا شده و این هم لینکش
https://khosousi.com/harime-yar-shajarian-lotfi-andalibi-ayan/
محمد ریاضی در ۴ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ اسفند ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۵۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۸:
محسن چاوشی این شعر رو به زیبایی خوندن. آهنگ گنجشک پریده. پیشنهاد میکنم گوش کنید و لذت ببرید
ناصر مغانی در ۴ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ اسفند ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۳۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۰۵:
درود فراوان، بیت سوم به نظرم نیاز به اصلاح داره:
چون دلبرانه بنگری در "حال" سرگردان من
همانطور که در اثر "سرو خرامان" استاد شریف زاده و استاد سمندری خوانده شد، به جای "جان سرگردان من" اگه بگیم "حال سرگردان من"، معنای درست تری پیدا میکنه.
رضا از کرمان در ۴ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ اسفند ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۲۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۵:
جناب مرتضوی سلام
معنی رباعی چنان پیچیده نیست وناباور گرامی هم توضیح دادهاند
اگر یک نان مرغوب و کبابی از ران گوسفند با دو من شراب ناب با یک دلبر زیبارو در باغی سرسبز واحتمالا در کنار جوی آب روان حاصل بشه برای من لذتی داره که هیچ پادشاهی اون رو درک نمیکنه ویاکم از پادشاهی نیست.
شاد وخرم باشید
رضا از کرمان در ۴ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ اسفند ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۱۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۷:
درود بر صبای عزیز
قاید = رهبر ،جلودار، ساربان
جمال (با کسره ج) در مصرع اول= جمع جمل ،شتران
جمال(بافتحه ج)در مصرع دوم = زیبایی
حال معنی بیت آسونه : ای ساربان برای لحضه ای مهار شتران را بکش وکاروان را متوقف کن تا من بتونم یار رو بهتر ببینم چون دیده از دیدن جمال وزیبایی یار سیر نمیشه
که البته بکار بردن دو جمال خودش یک صنعت ادبی است که الان یادم نمیاد چی بود
شاد وخرم باشید
صبا در ۴ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ اسفند ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۱۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۷:
سلام و عرض ادب، ممنون میشم معنی بیت ۲ رو یکنفر برام بنویسه..
محمدحسن خاکسارجلالی در ۴ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ اسفند ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۳۹ دربارهٔ مشتاق اصفهانی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۱۶۹: