گنجور

 
سعدی شیرازی
 

مشتاق توام با همه جوری و جفایی

محبوب منی با همه جرمی و خطایی

من خود به چه ارزم که تمنای تو ورزم

در حضرت سلطان که برد نام گدایی

صاحب نظران لاف محبت نپسندند

وان گه سپر انداختن از تیر بلایی

باید که سری در نظرش هیچ نیرزد

آن کس که نهد در طلب وصل تو پایی

بیداد تو عدلست و جفای تو کرامت

دشنام تو خوشتر که ز بیگانه دعایی

جز عهد و وفای تو که محلول نگردد

هر عهد که بستم هوسی بود و هوایی

گر دست دهد دولت آنم که سر خویش

در پای سمند تو کنم نعل بهایی

شاید که به خون بر سر خاکم بنویسند

این بود که با دوست به سر برد وفایی

خون در دل آزرده نهان چند بماند

شک نیست که سر برکند این درد به جایی

شرط کرم آنست که با درد بمیری

سعدی و نخواهی ز در خلق دوایی

 

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | بدایع | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

محسن چاوشی » بی نام » گنجشک پریده

music_note معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

کلیات سعدی مصور و مذهب نسخه‌برداری شده در ۹۳۴ هجری قمری شیراز » تصویر 687 کلیات سعدی به تصحیح محمدعلی فروغی، چاپخانهٔ بروخیم، ۱۳۲۰، تهران » تصویر 894

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

behzad در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۳۸ نوشته:

سلام
بیت 2 تا مونده به آخر منو یاد این بیت از خود جناب سعدی انداخت
همی میگفت و میرفت دودش ز سر// که این است پایان عشق ای پسر

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

۷ در ‫۵ سال قبل، پنج شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۴۰ نوشته:

گر دست دهد دولت آنم که سر خویش
در پای سمند تو کنم نعل بهایی
اگر بخت یارم شود تا جانم را در راه نعل بهای اسب سمندت تو فدا کنم
شاید که به خون بر سر خاکم بنویسند
این بود که با دوست به سر برد وفایی
نعل بها= نقدی که پادشاه غالب از مغلوب ستاند. مالی که سلطان و امیر مغلوب برای مراجعت و صلح به پادشاهی غالب دهد.
مالی که پادشاه در وقت مرور از موضعی از صاحب آن می گیرد به بهای نعل اسب خود که از آنجا عبور کرده است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

علیرضاشجاعزاده در ‫۲ سال و ۴ ماه قبل، سه شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۲۵ نوشته:

خدایا تورا شکر که در ملک سخن پارسیان حضرت سعدی را آفریدی
سلطان سخن سعدی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

فاطمه در ‫۱۱ ماه قبل، دو شنبه ۵ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۴۷ نوشته:

این شعر رو آقای مهرشاد حاجیلو به زیبایی خواندند.
.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.