گنجور

حاشیه‌ها

محسن رضایی در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۳ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۲۴ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب سوم در فضیلت قناعت » حکایت شمارهٔ ۲۷:

با سلام

بسیار زیبا و حکیمانه بود

مجتبی رستمی در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۳ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۱۹ دربارهٔ میرزا حبیب خراسانی » دیوان اشعار » بخش دو » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۰:

چقدر زیباست این شعر...

احمد نیکو در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۳ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۳۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷:

دنیا که در او ثبات کم میبینم

در هر فرحش هزار غم میبینم

چون کهنه رباطی است که از هر طرفش

راهی به بیابان عدم میبینم

احمد نیکو در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۳ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۳۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۷:

پیری سر و برگ در خرابی دارد

گلنار رخم برنگ آبی دارد

بام و در و چار رکن و دیوار وجود

ویران شده و رو بخرابی دارد

(رباعی از خیام) 

احمد نیکو در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۳ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۳۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۱:

متن بیت اول:

افلاک که جز غم نفزایند دگر

ننهند یکی تا نربایند دگر

رضا از کرمان در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۳ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۳۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۵۵ - دویدن گاو در خانهٔ آن دعا کننده بالحاح قال النبی صلی الله علیه وسلم ان الله یحب الملحین فی الدعا زیرا عین خواست از حق تعالی و الحاح خواهنده را به است از آنچ می‌خواهد آن را ازو:

سلام  آقا کوروش 

  قایم را میتوان به معنای ستون،عمود واستوار معنی کرد حتما دیدید وقتی حیوان را ذبح میکنند یک دست وپای حیوان را با طناب میبندن در اینجا منظور بستن دست وپای گاو است 

اهاب =پوست حیوان  دباغی نشده

 

رضا صاحبی در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۳ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۳۰ دربارهٔ هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶:

این شعر در گوشه چهارپاره یا نصیر خوانی در دستگاه ماهور به شکل بسیار زیبایی توسط استادان اواز اجرا شده است که با صدای بانو پریسا بسیار دلنشین می باشد

احمد نیکو در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۳ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۳۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶:

مائیم به عقل ناصواب افتاده

دل از شر و شور در شراب افتاده

آزاد ز ننگ و نام سر بر خشتی 

در کنج خرابات خراب افتاده

(رباعی از عطار، مختارنامه باب ۴۴ شماره ۵۰)

سید مصطفی سامع در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۳ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۲۰:۵۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۱:

معرفت

بدون  یوسف زهــرا جـهــــــان دیگر نمی ارزد
بـود او زینــت گیتــــی دگــــــر زیور نمی ارزد

کنم سو سو به هر سو تا کـه بینم مه جمال او
شود عمرم فـنا بی‌او جــــهان  یکسر  نمی ارزد

اگــــر باشـــد تـــــرا مـال و زر قــارون نفس من
چو نشــناسی امامـــــت را ترا این زر نمی ارزد

بود مـــرگ  تو مــــرگ جاهلیت گر که نشناسی 
بیا بشــــناس این رهبر جز این سرور نمی ارزد

اگــر بنشــسته ی چــشــم انتــظار حضرت دلبر
مهــیا گر نبــاشــی دان تــرا ســنــــگر نمی ارزد

دلــت را پــاک بنــما از پلیــدیــهای ایــن دوران
ولایـــش بــــا دل نــاپــاک  ای دلــبر نمــی ارزد

بخـواه از کبـریا تا بر تــو بخشد معـرفت سامع
بغیر از معـــــرفت  جــانا تـــرا افــسر نمی ارزد

چهارشنبه  ۲ حوت ۱۴۰۲

سوشیانت کیخسروی در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۳ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۲۰:۴۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۲۰:

نیست در عالم ز هجران تلخ‌تر

هرچه خواهی کن ولیکن آن مکن

در بیت آخر هنگام خوانش سه کلمه آخر برای شنونده بطور همزمان این معنی نیز به ذهن می آید :" ولی کنعان مکن" که با توجه به تلخی هجران در مصرع قبل، به داستانی که بر کنعانیان در قصه یوسف رفت اشاره دارد.

جعفر لاجوردی در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۳ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۱۷:۳۱ دربارهٔ میرزاده عشقی » دیوان اشعار » هزلیات » شمارهٔ ۱۱ - مستزاد مجلس چهارم:

در بیت یا بند شماره ۹۲ "سر تا به سرش" درست است نه (سرتاسر به سرش)!!

امیر علیزاده در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۳ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۱۶:۰۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۷:

غزلی از دانش مشهدی در همین زمین؛

 

شور صحرا چون برد مستان برون از گلشنش 

بلبل آویزد به رنگ خون گل در دامنش

 

سایه‌ی گلبن شبستانی‌ست بی دود ملال 

رونق از باد سحر دارد چراغ روشنش

 

عشق پاکی با وطن می‌باخت یوسف در لباس 

بود سرگردانِ کنعان نکهت پیراهنش

 

چشم تا برهم زنی، سیر بیابان می‌کند 

خانه بردوش نگاه خانمان بر همزنش

 

فتنه هر جا گل کند خود را به پای تاک کش 

دیده‌ام رگهای غیرت را نمایان از تنش

 

خویش را پرویز در زندان محبوبان گداخت

طوقِ سنگینی‌ست خون کوهکن در گردنش

 

جیبِ دانش چاک تا دامان محشر می‌برند

دوستان را داد از دستِ گریبان دشمنش.

 

#دانش_مشهدی

 

📚 دیوان دانش مشهدی

تصحیح استاد محمد قهرمان

غزل ۲۰۸

Ali Sarhaddi در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۳ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۱۰:۱۷ دربارهٔ منوچهری » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۵۱ - در مدح علی‌بن محمد:

جناب آزادبخت ممنون از شما قصیده ای از منوچهری گذاشتید که گویا تاریخ مصور و مدون فلات ایران و ایرانیان و تورانیان است آفرین بر شما و آفرین بر منوچهری 

این اول کار است و چه خوب که این شاعر گرانسنگ حمله مغول و تاتار و تیمور را ندید 

باز هم آفرین بر شما

جهن یزداد در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۳ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۰۳:۲۱ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۸:

دل به یار بی وفای خویشتن
دادم و دیدم سزای خویشتن
زخم فرهاد و من از یک تیشه بود
او بسر زد من بپای خویشتن
آشیانی دیدم از هم ریخته
 یادم آمد از سرای خویشتن

هر که ننشیند بجای خویشتن

افتد و بیند سزای خویشتن

سعید رافعی در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۳ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۰۲:۳۱ در پاسخ به جواد دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۱۷:

احتمالا این ابیات در نسخه ژول مول  موجود باشه. فکر می کنم نسخه گنجور همون نسخه چاپ مسکو هست.

سعید رافعی در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۳ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۰۲:۳۰ در پاسخ به امین دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۱۷:

این بیت در هجونامه منتسب به فردوسی آمده است

سعید رافعی در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۳ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۰۲:۲۹ در پاسخ به یاشار دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۱۷:

در هجونامه منتسب به فردوسی دنبالش بگردید

ادوارد ر.زاده در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۳ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۰۱:۵۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۶۶ - قصهٔ هدهد و سلیمان در بیان آنک چون قضا آید چشمهای روشن بسته شود:

پس زبان محرمی خود دیگرست

همدلی از همزبانی خوشترست

"خوشتر از بهتر، بهترست."

مصطفی خلیلی در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۳ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۰۱:۵۵ در پاسخ به برگ بی برگی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۵:

این شرح شما منو شگفت زده و طالب کرد اگر این پیام رو میخونید یه پل ارتباطی برای استفاده بیشتر معرفی کنید... من در اینستاگرام mostafa.khalili1370

۱
۷۹۸
۷۹۹
۸۰۰
۸۰۱
۸۰۲
۵۷۲۹