گنجور

رباعی شمارهٔ ۶

 
خیام نیشابوری
خیام » رباعیات
 

ماییم و می و مطرب و این کنج خراب

جان و دل و جام و جامه پر درد شراب

فارغ ز امید رحمت و بیم عذاب

آزاد ز خاک و باد و از آتش و آب

 

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 حذف شماره‌ها | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

گروه میراث » خیام و میرزا عبدالله » کنج خراب

دیمین زند » شلیک آغاز » آتش و آب

حسین علیزاده و گروه هم آوایان » Evanesce (Live in Zurich) » پیش درآمد و آواز اسپاتیفای

🎜 معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

نسخهٔ چاپی و مصور رباعیات خیام - تصحیح فروغی، تصاویر محمد تجویدی، خط جواد شریفی - امیرکبیر - ۱۳۵۴ » تصویر 19

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۴۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

هومن در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، چهار شنبه ۲۰ آبان ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۵۴ نوشته:

این یکی از همان ابیاتی است که باعث میشود خیام انسانی لاابالی و همیشه مست بنظر آید.
در حالی که خیام نقش مهم "می" را به ما می آموزد. اگر به حقیقت زندگی دست یافته باشیم و عنصر وجودی آنرا درک کرده باشیم, به مرحله ای می رسیم که همه چیز خسی بیش نخواهد بود و آزادی از ریسمانهای مادی را بهمراه خواهد داشت.
حال این حقیقت زندگی چیست ؟

 

هومن در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۳ آبان ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۰۴ نوشته:

ماییم و می و مطرب و این کنج خراب
جان و دل و جام و جامه پر دُرد شراب
.
فارغ ز امید رحمت و بیم عذاب
آسوده ز باد و خاک و از آتش و آب
.
ترانه های خیام
صادق هدایت
.
بتظر میرسد که این ورژن صحیح تر باشد. چون در رهن شراب بودن یعنی اسیر شراب بودن و چاره ای جز آن نداشتن. اما جام پر دُرد شراب بسیار به آنجه که خیام از آن لذت می برد و انتخاب خود اوست نزدیکتر است
---
پاسخ:
با تشکر، رباعی را بر اساس نسخهٔ فروغی بازنویسی کردیم که شبیه نقل شماست.

 

ف-ش در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنج شنبه ۵ آذر ۱۳۸۸، ساعت ۰۷:۳۲ نوشته:

مائیم و می و مطرب و این کنج خراب
جان و دل و جام و جامه در رهن شراب
فارغ ز امید رحمت و بیم عذاب
آزاد ز خاک و باد و از آتش و آب
فراموش نکنیم که شعر زبان احساس است همان موقع که شاعر شعر میگوید حال مخصوصی دارد که با شعر آنر بیان میکند
این دلیل برآن نیست که همه اوقات زندگی شاعر منطبق با این احسلس است مثلا به این بیت هم توجه کنیم
عمریست مرا تیره و کاریست نه راست
محنت همه افزوده و راحت کم و کاست
ویادربیت دیگر منتسب به او
از گردش چرخ هیچ مفهومم نیست
جز رنج زمانه هیچ موهمومم ییست
وقتی ابیات او را میخوانیم ممکنست از یاد ببریم که احساس شاعر در لحظه و لجظات خاصی بیان شده است در صورتیکه میدانیم همه ما در زندگی حالات متفاوتی داریم گاه ممکنست احساس شادی و آزادی کنیم وتاحدی در مصداق رباعی فوق الذکر قرار بگیریم و یا یه عکس گرفتار غمهای شدید شویم و کسی نمیتواند از یک نمونه کل احوال زندگی وشخصیت مارا دریابد
به هر حال رباعیات خیام در مجموع شادی و ووجد و بیخبری را توصیه میکند ونیز انسان را در حیرت فرو میبرداز نظر عرفا لین حالات بسیار بسیار با ارزش است

 

مریم در ‫۱۱ سال و ۴ ماه قبل، دو شنبه ۳۱ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۱۷:۳۱ نوشته:

ماییم و می و مطرب و این کنج خراب
جان و دل و جام و جامه در رهن شراب
فارغ ز امید رحمت و بیم عذاب
آزاد ز خاک و باد و از آتش و آب

 

علی در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، چهار شنبه ۱۶ تیر ۱۳۸۹، ساعت ۱۸:۴۵ نوشته:

در گذشته هستی را متشکل از چهار عنصر آب، خاک، آتش و باد می دانستند که به امهات اربعه معروف بود. از این میان آتش و باد را نرینه و آب و خاک را مادینه خطاب می کردند.
در مصراع دوم آرایه ئ واج آرایی در حرف جیم را می بینیم.
بیان می در اینجا با توجه به روحیات خیام همان می از نوع باده خواهد بود. اما بعید نیست که منظور شراب الهی باشد که از نظر عرفا نیز با نوشیدن این شراب، آدمی از تمام دغدغه ها خلاصی می یابد و نه به رحمت و نه عذاب می اندیشد؛ بلکه تنها امیدش رضایت اوست.

 

مظفر در ‫۱۰ سال و ۱۲ ماه قبل، دو شنبه ۲۶ مهر ۱۳۸۹، ساعت ۱۳:۰۰ نوشته:

جان و دل و جام و جامه در رهن شراب
بنظرم این مصرع درستر یاشه..شاعر همه چیز خود را در رهن شراب گذاشته است

 

فرهاد در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، یک شنبه ۱۴ آذر ۱۳۸۹، ساعت ۱۲:۵۴ نوشته:

اینکه جام پر از درد شراب باشد قابل فهم است، اما جان یا جامه پر درد شراب باشند به نظر من چندان معنی ندارد. در حالی که همه چیز را میتوان در رهن شراب داشت، حتا جان، که استعاره نابی هم میشود.
---
پاسخ: با تشکر، حاشیه‌های قبلی را ببینید.

 

پریسا در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۸۹، ساعت ۱۰:۲۴ نوشته:

من تعجب می کنم که چرا دوستان سعی دارند برای یک رباعی به این سادگی معانی پچیده ای خلق کنند. خیام به وضوح تفکر خودش در مورد زندگی را در رباعیاتش بیان می کنه و این هم یکی از اون ها هستش که میگه زندگی همینه، آخر عاقبتی نداره، از لحظه حال نهایت استفاده را ببر و خود را در بند چیزی نبین، "آزاد ز خاک و باد و از آتش و آب" نهایت آزادی انسان و عدم تعلق خاطرش به هر چیز مادی و معنوی را می رسونه.

 

حاجیکلایی در ‫۱۰ سال و ۷ ماه قبل، چهار شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸۹، ساعت ۱۱:۴۱ نوشته:

با سلام و عرض ادب و تشکر از طراحان این سایت
بنده خود خطاط بوده و دستی در موسیقی دارم
باور کنید هیچ شعری را بهتر از اشعار خیام نمی توانم بنویسم حتی سعدی و حافظ

 

رامین شمشیری در ‫۱۰ سال و ۶ ماه قبل، سه شنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۰، ساعت ۱۷:۰۸ نوشته:

بر اساس رباعیات عمر خیام- تالیف مرحوم حسن دانشفر همدانی- چاپ اقبال- 1373
ما و می و معشوق در این کنج خراب
جان و تن و جام و جامه در رهن شراب
آزاد زخاک و باد و از آتش و آب
فارغ ز امید رحمت و بیم و عذاب

این نسخه پخته تر و درست تر به نظر میرسد.
رامین شمشیری- آپریل 2011.

 

۷tir در ‫۹ سال و ۷ ماه قبل، سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۰، ساعت ۱۵:۱۰ نوشته:

سلام.با احترام نسبت به اونایی که اسرار دارند شعرهای خیام را ساده و لاابالی معنی کنند هر چند که چنین امکانی در شعرهای او هست ولی با این همه عرفانی که داره یا شراب را حاصل رنج میدونه یا شراب را به اشک تشبیه میکنه جنبه عرفانی چگونه نادیده میگیرید؟

 

بهرام خاراباف در ‫۹ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۳ تیر ۱۳۹۱، ساعت ۰۸:۰۴ نوشته:

ماییم وجان/می ودل/مطرب وجام/این کنج خراب و/جامه پردرد/..وشراب
فارغ (آزاد)ازامید(خاک)/رحمت(باد)بیم (آتش)عذاب(آب)

 

سید ابراهیم در ‫۹ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۱، ساعت ۰۱:۰۷ نوشته:

این شعر رو به این صورت هم آوردند که به نظر من معقول تره :
ماییم و می و مطرب و این کنج خراب جان و دل و جام و جامه *در رهن* شراب فارغ ز امید رحمت و بیم عذاب آزاد ز خاک و باد و از آتش و آب

 

مهدی در ‫۸ سال و ۱۲ ماه قبل، چهار شنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۱، ساعت ۲۱:۳۹ نوشته:

سلام به همه ی دوستان.بیایید بر روی بیت دوم این رباعی متمرکز شویم.اولا باید گفت که انسان هر لحظه ممکن است خطا کند و دست گناه را بفشارد.خیام احتمالا خطایی کوچک یا بزرگ،که البته آن را پروردگار میداند در زمان قبل این رباعی مرتکب شده است که میگوید از رحمت{عفو}خدا خالی و نا امیدم و از عقوبت این گناه چه در دنیا و چه در آخرت بیمناکم و از عذاب آن میترسم.ولی حالا به قول صاءـب تبریزی:پیشانی عفو تو را پر چین نسازد جرم ما آیینه کی بر هم خورد از زشتی تمثالها،نباید از بخشش حق نا امید شد ولی این گونه بودن نشان خاشع بودن خیام است.نکته ی دوم اینکه خیام اشاره دارد از خاک،باد،آتش،آب که عناصر اصلی طبیعت هستند آزادم.خُب؛باید گفت چطور شود انسانی آزاد از این عناصر باشد و از جهان بهره نبرد؟ جواب این است که این ها مجاز از خود جهان هستند و اشاره به این که دنیا را ارزشی نیست.به قول بیدل:آرزوی های دو عالم دستگاه از کف دستم غباری بیش نیست یا اینکه شخصی گفته:
گفتند که دنیا خواهی؟گفتم هیچ
گفتند که خواهی جاهی؟گفتم هیچ
گفتند جهان چه قیمتیست از بر تو؟
دنیاست مرا چون کاهی،گفتم هیچ
و از فکر من کوچک اینگونه استنتاج میشود که به احتمال نزدیکی خیام عارف بوده یا گرایش عارفانه داشته؛زیرا اکثرا گویند خیام حکیم بوده نه عارف...
مرا شرمنده دارید اگر فکر میکنید از این رباعی غلط برداشت کرده ام.هر کس نظری دارد...

 

حامد در ‫۸ سال و ۱۱ ماه قبل، سه شنبه ۹ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۰۱:۲۶ نوشته:

در پاسخ فرهاد نازنین، در مصرع دوم درد با ضمه ی بر دال به معنای ته مانده ی شراب است که با آهنگ کنج در مصرع پیشین هم نواست.

 

محمدرضا در ‫۸ سال و ۵ ماه قبل، یک شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۱۸:۳۷ نوشته:

با سلام به دوستان
بعضی متاسفانه در این توضیح و تفسیرها در پی القاء مستی شراب خوراکی (که از راه دهان است)نسبت به بزرگان ادب مثل خیام هستند .دلیل ان را خودشان بهتر می دانند اما انچه به ذهن یک فرهیخته میرسد این است که اینگونه اندیشیدن بسیار ساده لوحی است.برای این حرف تند و رک مرا ببخشید

 

محمد در ‫۸ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰۴:۳۹ نوشته:

hedonism

 

امین کیخا در ‫۸ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰۶:۰۴ نوشته:

البته در برخورد با مرگ ناگهان و نابهرمندی ونابرخورداری از روزگار پاسخ روانشناسی hedonism در انسان دیده میشود اما انچه خیام میفرماید به عنوان یک فیلسوف میفرماید و راهنمودن به دانایان به نظر من کام جستن و شادی دوگانه ایست نه همیشه همسو و همراه ، شادی ستوده دانایان است و کام جستن همیشه به شادی ختم نمی شود بسا که به anhedonia بی انجامد

 

امیر در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، یک شنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۲۰:۲۴ نوشته:

اصرار شما بر مذهبی نشان دادن خیام کار غلطی ما شعررا میخوانیم و به روش خودمان که دنیای مادی و مستی است در فکر فرو میرویم و عشق میکنیم شما بهتر است برای لذت بردنتان قران بخوانید تا با هزار زور و تفسیر غلط بخواهید خیام را مذهبی جلوه دهید

 

t در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، پنج شنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۴۹ نوشته:

خیام مثل همیشه ضدیت خودش را با مذهب «نه با خدا»داره نشون میده . امید رحمت و بیم عذاب ههمان بهشت وجهنم هست

 

ملیکا رضایی در ‫۱ ماه قبل، چهار شنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۱:۰۰ پاسخ داده:

:|

 

ayyar در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، چهار شنبه ۵ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۰۱:۲۸ نوشته:

ﺧﻴﺎﻡ ﺷﺎﻳﺪ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺟﺎ ﺷﺮﺍﺏ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻋﻤﺮ ﺗﺸﺒﻴﻪ ﻛﺮﺩﻩ ﻭﻳﺎ ﺍﻳﻬﺎﻡ ﻫﻢ ﺑﺘﻮﺍﻧﻴﻢ ﺑﺮﺍﻳﺶ ﺩﺭ ﻧﻈﺮ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻴﻢ ﻳﻌﻨﻲ ﻫﻢ ﻋﻤﺮ ﻣﻤﻠﻮ ﺍﺯ ﺩﺭﺩ ﻭ ﻫﻢ ﺷﺮﺍﺏ ﺗﻠﺦ ﻭ ﺩﺭﺩ ﻧﺎﻙ ﺍﺳﺖ .ﻣﻲ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﺗﻠﺨﻲ ﺑﻪ ﻋﻤﺮ ﻭ ﺯﻧﺪﻛﻲ ﺩﺍﻧﺴﺘﻪ:

 

رضا تنها در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۷ آذر ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۵۷ نوشته:

خیام بز گوار دراین رباعی عبادت را نه از سر ترس و نه از بابت طمع بهشت نگریسته است . بلکه ایشان عبادت ازادگان را بر گزیده است. همان عبادت وپرستشی که مولا علی در نهج بلاغه به ان اشاره فرموده است .نه از ترس اتش و نه از طمع اب که اشاره به همان بهشت است

 

رضا تنها در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۷ آذر ۱۳۹۴، ساعت ۰۱:۰۴ نوشته:

ازاد منشی خیام ستو دنی است . در رباعیات خیام اخلاص همچون عشق در ابیات مولانای عزیز مواج است .موج اخلاص است که انسان رادر این رباعیات به ساحل ارامش بدرقه می نماید .

 

علی ماسالی در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۴ دی ۱۳۹۵، ساعت ۰۳:۳۵ نوشته:

دوبیتی خیام بصورت
ماییم و می و مطرب و این کنج خراب
جان و دل و جامه و جام پر درد شراب
فارغ ز امید رحمت و بیم عذاب
آزاد ز خاک و باد و از آتش و آب
بنظر میرسد با مفهوم بین اول مناسب تر باشد زیرا جامه پردرد شراب یا جامه پردُرد شراب مفهومی ندارد مگر بصورت جام پُر دُرد شراب باشتذ زیرا این جام است که پر از دُرد شراب خواهد بود نه جامه آاش

 

حمزه در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، پنج شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۶:۵۸ نوشته:

مائیم و می و مطرب و این کنج خراب
"جان در کف جام و جامه در رهن شراب"
خیام در اینجا به می ازرش بالایی میدهد باگذاشتن پیراهن در رهن شراب و این شعر زیبا را خلق میکند برای لذت بردن از معنای حقیقی زمان و به نظر من جان هم در برابر حقیقت ارزش ناچیزی دارد

 

فاطمه در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، دو شنبه ۹ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۰۷ نوشته:

ماییم و می و مطرب و این کنج خراب
جان و دل و جام و جامه پر دُرد شراب
منظور از درد شراب ته نشین شراب است
جان و دل و جام و جامه از ته نشین شراب پر شده اند
جان و دل و جام که مشخصه چگونه از شراب پر میشوند اما جامه به علت اینکه شراب خورده اختیار دستانش را ندارد و باالطبع در زمان نوشیدن جامه اش آلوده میشود.

 

سعید رئیس زاده در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۴ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۰۸:۵۲ نوشته:

سلام . کامنتی بر شعر پر ارزش خیام:
با توجه به وابستگی تن و روان و ضمیر ناخود اگاه و خود اگاه ما به دنیاپرستی فقط با می خیال و نوای موسیقی می توان تحملش کرد.

 

هروی در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۵ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۴:۱۲ نوشته:

نهایت وارستگی عارفانه. درود خدا بر روح بزرگت ای خیام حکیم.

 

امیر در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۵ دی ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۲۷ نوشته:

می و شراب عامل مستی و سرخوشی هستند که می توان آنرا به همان روح القدس نسبت داد. مسیح خانه ای نداشت و بهمراه حواریون خود باصطلاح در کنج خراب بیتوته می کرد. پیام او پیام رستگاری بود و اینکه هرکس توبه کرده و به آب و آتش (روح القدس) تعمید یابد از هر غمی رها خواهد بود زیرا که نامش در دفتر حیات ثبت گردیده و رستگار و آزاد است و از قید و بندها رهاست.

 

علی سهرابی در ‫۳ سال قبل، دو شنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۳۴ نوشته:

یک. خطاب به برخی حاضران
معنای سخن برخی غژ حاضران چنین است:
هرکس از اشعار خیام تفاسیری غیر از تفسیر من داشته باشد ساده لوح است!
به این عزیزان پیچیده لوح باید گفت، اولا هرکسی بدین راحتی دیگران را ساده لوح می نامد، باید اول ادب گفتگو بیاموزد بعد وارد میدان شود، آن هم چنین میدانی. ثانیا مگر شما پیش خیام و حافظ بوده اید که به یقین میدانید آنها از می فقط مراد عرفانی داشته اند؟ آیا نه اینکه میخواهید خیام و.حافظ را فقط از پشت عینک خود ببینید؟
دو. شادروان استاد ژیلبر لازار این رباعی را به صورت زیر آورده اند:
ماییم و می و مصطبه و تون خراب
جان و دل و جان و جامه در رهن شراب
فارغ ز امید رحمت و بیم عذاب
آزاد ز خاک و باد و از آتش و آب
رباعی 87، چاپ هرمس.

 

علی سهرابی در ‫۳ سال قبل، دو شنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۳۸ نوشته:

با پوزش: اصلاح: برخی از حاضران

 

مرگن در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۳۳ نوشته:

جان و دل و جام و جامه در رهن شراب،صحیح است.
این یعنی همه چیزم را به گرو باده داده ام.

 

احمد نیکو در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۴۳ نوشته:

ماییم و می و مطرب و این کنج خراب
جان و دل و جام و جامه پر درد شراب
فارغ ز امید رحمت و بیم عذاب
آسوده ز خاک و باد و از آتش و آب

 

احمد نیکو در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، سه شنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۳۸ نوشته:

جمله درست در مصرع چهارم بدین صورت میباشد
آسوده ز باد و خاک و از آتش و آب

 

صادق هادی در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۸ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۳۰ نوشته:

سلام خدمت دوست داران خیام
دیدگاه خیام نسبت به زندگانی را بپذیرید گاهی برخی سعی در این دارند که می خیام را می عارفانه جلوه دخمد خیر اینگونه نیست برخی سعی دارند می خیام را شراب گستاخان و خماران بگویند خیر اکثرا اینگونه نیست .
رک بگویم خیام بی خداییست که می در ابیاتش لذت زندگانی است والسلام
صادق هادی :-)

 

مهدی در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، سه شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۰۳ نوشته:

تا زمانی که به چیزی باور داشته باشی احساس خوبی و جاودانگی و امید احمقانه ای خواهی داشت
مردم دوست ندارن باور های خودشون رو زیر سوال ببرن و به تلخی و تاریکی سقوط کنن ، جایی که هیچ چیزی نیست
همان جایی که خیام در آن قرار دارد که با تجربه این حس تلخی دست و پنجه نرم میکند و اعتراضی ندارد چون در هیچ غرق است و دلیلی بر رعایت این باور های ساختگی نمیبیند و از بند امید و ترس و... رهاست

 

فردین در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، چهار شنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۲۰ نوشته:

دوست من باور کنین منظور خیام باده و می که همون شراب هست بوده .... دیگه آشکار تر ازاین بگه؟؟؟؟!!!!!!!
اخه کی می ناب الهی خورده و ازخو د بیخود بشه
خود خیام در شعر دیگه میگه اگه قرار بر اینه در بهشت هم می بدن پس من نقد و نمیدم به نسیه ....
آشکار تر از این

 

ملیکا رضایی در ‫۱ ماه قبل، چهار شنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۱:۰۴ پاسخ داده:

پس نخوردی

منم نخوردم :)  ...     

ولی میتونم فکر کنم که چقدر مست کننده باشه ؛کافیه فقط تصور کنی 

 

هیرسا در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، یک شنبه ۱ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۴۸ نوشته:

با سلام خدمت شما
مصراع اول در بیت اول این رباعی در آهنگ جدید حمید هیراد به نام خوش باش آمده است

 

رضا در ‫۱ سال قبل، شنبه ۲۲ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۳۴ نوشته:

درود!
*در رهن شراب* درسته یا *پر دُرد شراب* ؟

 

سپهر در ‫۱۱ ماه قبل، پنج شنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۲۷ نوشته:

خطاب به آقای مهدی:
آفرین بر شما! خیلی خوب درک و بیان کردید.

 

خیام شناس در ‫۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۵ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۵۵ نوشته:

احسنت به حضرت خیام
فقط یک نفر از بین دوستان نزدیک شده بود خدانگهدار تان ممنون

 

قاسم پورسعید در ‫۸ ماه قبل، جمعه ۱۹ دی ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۰۶ نوشته:

در این بیت
ماییم و می و مطرب و کنج خراب
شاعر از ابزاری نام میبرد که باعث رهایی و آسودگی از فکر معاد میشود.
ماییم یعنی انسان
می یعنی آیات قرانی
مطرب کسیکه اصوات بی معنی را به نظم و هارمونی مناسب در میاورد تا موسیقی گوش نوازی بشنویم و در اینجا منظور کسی هست که با صرف و نحو صحیح کلمات ایات ما را به حقیقت آن نزدیک میکند.
کنج یعنی جای امن و دنج و خراب اشاره به خراب شدن این دنیا در اخرت دارد. کنج خراب یعنی دنیای به ظاهر دنج و در نهایت خراب شدنی.
جان و دل و جام و جامه پر درد شراب
حالا که اون ابزارها را که در مصرع اول بود جور کردیم باید جان که همان روح در بدن میباشد و دل که اشاره به مکنونات قلبی دارد و جام که بواسطه آن می دریافت میکنیم و در اینجا فهم آیات قرآن بوسیله عقل است که به جام تشبیه شده است آماده باشد و همچنین جامه پر درد شراب، تن پوش پر از دردی است که بعد از فهم آیات قران باید بپوشی. تازه حقیقت بر تو آشکار میشود و وجودت را غم فراق پر میکند و به مانند مولا علی باید از درد همنوع، سر در چاه کنی و فریاد بزنی.
فارغ ز امید رحمت و بیم و عذاب
آزاد زخاک و باد و از آتش و آب
وقتی حقیقت آیات را بفهمی مثل این است که به ریسمان محکمی دست انداختی که جز رستگاری در آن چیزی نیست بخاطر همین دیگه نیازی به امید شفاعت و رحمت و یا ترس از عذاب، زندگی نمیکنی و خودت را از همه عناصر تشکیل دهنده دنیا رها احساس میکنی و مثل مولا علی فقط رستگاری را خواهی دید.
فزت و رب

 

احمد نیکو در ‫۶ ماه قبل، یک شنبه ۱ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۵۶ نوشته:

ماییم به عقل ناصواب افتاده
دل از شر و شور در شراب افتاده
آزاد ز ننگ و نام سر بر خشتی
در کنج خرابات خراب افتاده

 

احمد ترکمان در ‫۱ ماه قبل، چهار شنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۶:۰۶ نوشته:

گوش میخواهد صدای آشنا

آشنا داند صدای آشنا

 

آینۀ صفا در ‫۱ ماه قبل، چهار شنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۴۵ نوشته:

There is only us and rum
and the minstrel and this ruined den
soul and heart and cup and garb, filled with lees of wine

Detached from
the hope of mercy and the fear of torment
free from earth and wind and from fire and water

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.