گنجور

حاشیه‌ها

کوروش در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۵۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۴ - مناظرهٔ مرغ با صیاد در ترهب و در معنی ترهبی کی مصطفی علیه‌السلام نهی کرد از آن امت خود را کی لا رهبانیة فی الاسلام:

زانک غیر حق همه گردد رفات

کل آت بعد حین فهو آت

 

یعنی چه ؟

 

رضا از کرمان در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۱۸ در پاسخ به حمزه علیدادی دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱۰۰ - کشیدن موش مهار شتر را و معجب شدن موش در خود:

جباب علیدادی درود بر شما 

  در تکمیل عرایض روفیای گرامی خدمتتان معروض میدارم که تمامی حکایات  وتمثیلات بکار گرفته شده در مثنوی شریف  قطعا پرداخته ذهن مولانا نبوده وبسیاری دارای منابعی مستقلند  جناب استاد بدیع الزمان فروزانفر که عمر خود را  مصروف پزوهش و تفسیر آثار مولانا نموده اند که رحمت خدا بر ایشان باد  کتاب ارزنده‌ای با نام  احادیث وقصص مثنوی از خود به یادگار گذاشته‌ که در این کتاب ارزشمند به ریشه‌یابی و ذکر منابع  احادیث و  حکایات مثنوی پرداخته‌اند  که مطالعه آن جهت درک بهتر وپژوهش در مثنوی بسیار کارآمد ومفید است .

شاد باشی عزیز 

رضا از کرمان در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۵:۴۷ دربارهٔ کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۴۶۷:

عشق بر آتش بسوخت دفتر بود و ...

درود 

در ابتدای مصرع دوم   کلمه " اما " بنظر اضافه است واشتباها تایپ شده  و علاوه بر اینکه وزن شعر را خراب  کرده معنایی هم ندارد

  در بیت دوم مصرع اول بجای مصرع دوم تکرار شده واشتباه است 

در بیت پنجم مصرع دوم وزن  ایراد دارد  وبنظر  " سوی "  اشتباه  نوشته شده است .

دوستانی که دیوان ایشان را در دسترس دارند لطفا اظهار نظر بفرمایند.

 

شاد باشید

فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۵:۴۳ دربارهٔ عطار » تذکرة الأولیاء » بخش ۲۷ - ذکر سهل بن التستری قدس الله روحه العزیز:

نقلست  که سهل بن عبدالله شوشتری بر رویِ آب برفتی بطوری که قدمش تر نشدی. 
یکی گفت: قومی گویند تو بر سرِ آب  راه می‌روی!

گفت: از موذن این مسجد بپرس که او مردی راست گوی است.

گفت: پرسیدم، مؤذن گفت من آن  را ندیدم لکن درین روزها در حوضی درآمد تا غسل سازد و در حوض افتاد که اگر من نبودمی در آنجا بمُردی!😁

۳ آگوست ۲۰۲۵/عراق, عماره, میادین نفتی بازرگان

سید محمد موسوی در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۱:۵۱ دربارهٔ شیخ بهایی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰:

سلام خیلی سال هست که این شعر رو خوندم

واقعا هر روز و هر لحظه ک عمرم داره میگذره بیشتر باهاش مانوس میشم، ای کاش خوانندگان بزرگی مثل آقای معتمدی و همای و شجریان از این شعر استفاده کنند و با سبک های هنری امروزی بخوننش ... واقعا جای تعریف و تمجید و رشد خیلی زیادی داره این غزل زیبا ... من ک همیشه میخونمش و زمزمه میکنم و هر کسی هم شنیده خوشش اومده با اینکه صدام خوب نیست ولی متن فوق العاده هست

نیما در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۰۰:۳۹ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴۴:

مصرع "وز ابر مر او را بسوی خاک فرو کاست" خیلی نامتناسبه و اگه صحیح باشه همون مصرع "وز عالم عُلیاش به سُفلیش (سُفلاش) فرو کاست" به نظر درسته، از دو کلمه عُلیا و سفلی. الله اعلم.

حمزه علیدادی در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۰۰:۳۱ در پاسخ به روفیا دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱۰۰ - کشیدن موش مهار شتر را و معجب شدن موش در خود:

همچنین آدمی جزو نوابغ بشری است. نه فقط مولانا بلکه نظامی و سعدی هم چقدر قشنگ مفاهیم انسانی و دینی و ... رو براش داستان جف و جور کردن و به صورت شعر گفتن.

sara Falahi در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۲۲:۴۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۳۵ - انکار کردن موسی علیه السلام بر مناجات شبان:

حاشیه های شما به من آگاهی بیشتری داد

ممنونم از تمام شما ! 

احمد مبارز در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۲۰:۳۰ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶۹۴:

من نمیدانم چرا برای اشعار صائب ترانه و حاشیه ای وجود ندارد 

از دید من صائب بزرگترین شاعر زبان فارسی است 

 

محمدمتین عبدالهی در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۹:۵۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰۲:

اعجاز

سپاس سعدی

و سپاس استاد شجریان...

Mahdi Asgari در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۸:۲۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۰:

بی تقاضای تو دل

این درسته

اشاره به تقدیر و جبر کامل

Jalaladdin Farsi در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۵:۵۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۳۳:

بیدار شو بیدار شو هین رفت شب ...

A study of select ghazals of rumi 5(19:30)هین - یہ اور ان خبردار ان کا مطلب ہے کہ جیسے کوئی الہیاتی گونج ہے اس میں یعنی یہ ہی لگتا ہے کہ جبرائیل علیہ السلام کے منہ سے نکل رہی ہے کہ خبردار ہوشیار جیسے یہ ایسی ہی ہے جو صور اسرافیل میں ہے کہ ہوشیار خبردار قیامت اگئی مطلب یہاں پر جیسے سارا کچھ دارومدار پہ لگا ہوا ہے اب ایک حرف ہے حرف انتبا ہے حرف تنبیہ ہے ایک حرف میں اس شعر کی پوری معنوی وسعت سمٹ گئی ہے یہ قدرت کلام ہوتی ہے اور یہ بالکل حرف ہے یہ لفظ بھی نہیں کہلا سکتے حرف تنبیہ ہے تو کہ 13 ہونا نہ ہونا ہونے اور نہ ہونے کی ہر سطح پر منحصر ہے موقوف ہے ڈیپینڈنٹ ہے اس لمحے بیداری پر یہ ریالائز کر لے ورنہ تو مہمل طریقے سے معلوم ہے اور لایعنی دھب سے موجود ہے تیری موجودیت اور معدومیت بھی ایکسرٹ ہو کے رہ جائے گی اگر تو نے اس وقت اس لمحے کو گوا دیا بیداری کے اس لمحے کو تو خبردار ہوشیار یعنی سٹیٹ اف ریلائزیشن میں رہے اسٹیٹ اف ایکچولائزیشن میں رہے خبردار اور ذات کئی رات

جعفر عسکری در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۵:۴۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۹:

سلام. 

بیت ششم به تصحیح شادروان کاظم برگ‌نیسی "آن‌ها که شب آرام نگیرند ز ذکرت"  نوشته شده. 

افسانه چراغی در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۵۱ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۶۳ - رسیدن نامهٔ شیرین به خسرو:

ملک دم داد و شیرین دم ...

دم دادن: فریفتن و افسون دادن، سخنان چرب و فریبنده بر زبان آوردن 

افسانه چراغی در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۳۸ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۶۳ - رسیدن نامهٔ شیرین به خسرو:

چو مریم کرد دست از جشن کوتاه ...

جشن مریم اشاره دارد به روزی که مریم درخت خرما را تکان داد تا از خرمای آن بخورد و آبی که زیر پایش جاری شد تا از آن سیراب گردد. مسیحیان این روز را جشن می‌گیرند.

سوره صادقی در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۱:۳۰ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۴ - آغاز داستان خسرو و شیرین:

ز دَه دشمن کمندش خام‌تر بود ز ...

خام و تام به نظر تضاد دارند.

نه و ده با هم تناسب دارند و به نظر می‌رسد باید به نمادشناسی‌شان توجه کرد: ده شروع یک چرخه جدید. شاید به این خاطر ده دشمن را نماد خامی گرفته که تا دشمنان به عدد ده برسند هنوز خامند و می‌توان به آسانی شکستشان داد(؟) صد البته که به معنای مورد اشاره در حاشیه قبل با مفهوم دباغی نشدن چرم کمند هم تناسب دارد. در این مصرع من نفهمیدم ویرگول (مکث) را باید بعد از ده گذاشت یا بعد از دشمن؟ دشمن کمند: کمندِ دشمن ؟؟ 

عدد نه مربع کامل است و مفهوم تکامل می‌دهد. اینجا هم مرجع مقایسه برای مفهوم تام قرار داده شده.

کمندش خام‌تر از ده و خدنگش تام‌تر از نه بود. مفهومی در این حدود، طبق درک من.

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۱:۰۰ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳:

هرگز نرسد ور آن همه آه

درهم بندی به بارگاهت

درهم بندی ، صحیح است؟ یعنی چه؟

۱
…
۳۷۱
۳۷۲
۳۷۳
۳۷۴
۳۷۵
…
۵۸۵۱