امیرحسین در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۵۲ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۱۰ - بنیاد نهادنِ کتاب:
گنج همان شاهنامه است!
محمود صبورنیا در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۲۲:۲۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۶۰ - تتمهٔ نصیحت رسول علیه السلام بیمار را:
محمود صبورنیا ( نوا)
# هیچ نکشد نفس را جز ظل پیر
دامن آن نفسکش را سخت گیر
هیچ چیز مانند پیروی از پیر (در سایهٌ تعلیم پیر بودن) در رهایی از نفس تو را کمک نمیکند،پس سخت پیر نفس کش را پیروی کن و دامن او را رها مکن
هادی اسدی در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۲۱:۳۸ دربارهٔ مولانا » مجالس سبعه » المجلس الثالث » حکایت:
چقدر این داستان زیبا و تامل برانگیزه 👌🌹
نازنین مریم حسینی در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۲۰:۱۳ در پاسخ به محمد رمضانی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۶:
عرض سلام و تشکر از توجه شما حرف شما متین ،حتما دقت فرمودید که نقل قول از فیلسوف قرن دکتر دینانی هست و ایشان فرمودن "هر دور مستلزم تسلسل و برعکس" هست و آموزش داده اند که اینرا همه نمیدانند .
سام در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۱۹:۳۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹:
دکران واژهنامه دَ - کَ = مرغی است زیبا و خوشالحان که به واسطه آواز خوشش پرندگان دیگر را جذب خود کرده (یا در خواب میکند) و سپس شکار میکند. ادعا شده که این بیت حافظ اشاره به این پرنده دارد: حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی دام تزویر مکن چون دکران قرآن را. که البته بین دکران و دگران (دیگران) اختلاف است.
غلامرضا امامی در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۱۷:۵۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۵:
به نظر من صفت "مهپیکر" برای توصیف چهره، نازیباست. درست است که این صفت به معنی زیباست، ولی تصویری که ایجاد میکند، به هر حال، در رابطه با کل بدن است. "روی مهپیکر" به مذاقم خوش نمیآید.
محمدرضا در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۱۱:۴۵ در پاسخ به فرهود دربارهٔ وحشی بافقی » خلد برین » بخش ۵ - حکایت:
بسیار متشکر و ممنون
امین آب آذرسا در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۰۶:۰۶ در پاسخ به فرهود دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۱۶:
درود مجدد
چند دقیقه پیش جایی خواندم که این واژه در گذشته گرسنگ (با سکون هر دو حرف ر و س) بوده است.
زهیر در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۰۵:۴۸ دربارهٔ رشحه » شمارهٔ ۲۷ - نامشخص:
به نظرم «با» در مصرع دوم، به معنیِ «به» باشه، ولی قطعی نمیدونم.
دکتر حافظ رهنورد در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۰۲:۲۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۱:
به نظر میرسد در این غزل بینظیر خواجه، همهچیز به سوختن و برافروختن و آتش ختم میشود؛ حتا خرقه سوزاندن که از توصیههای جناب خواجه است نیز نوعی برافروختن آتش است.
برافروخته در این غزل بالاترین بسامد کلمات را دارد که در ابیات فرد (۱، ۳ و ۵) استفاده شده؛ در حقیقت هرجا که از رخسار یار سخن گفته سپس سوخته، دلسوخته و سوزاندن که از یک بناند بهکار برده شده
کفر زلف وامیست که از پیچش و سیاهی زلف گرفته شده(زلف معشوق در عرفان ایرانی نماد رهزنی یکتاپرستان است؛ از آنکه سیاه و پیچاپیچ است)
در پیاش یعنی در زیر زلفش. وامیست که از بن و پی گرفته شده و چهره را به مشعل که نماد روشنگریست تشبیه آورده که با برافروختهی بیت اول و آتش چهرهی بیت سوم برابری کند.
در حقیقت تقابل کفر و دین را توامان دارد این معشوق
امیدوارم با توضیحات بالا بشود کاربردهای برافروخته را بهتر درک کنیم
Ali Reza در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۰۰:۴۵ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هفتم در تأثیر تربیت » حکایت شمارهٔ ۱۲:
دو باب گلستان را بازخوانی کردم
غالب عبارات فارسی گرچه غلط ترجمه شده بودند اما نزدیک هم بودند، در عوض جملات عربی ترجمه خوبی داشتند که از هیچ بهتر است...
حنانه عسکری در ۱ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۴۰ دربارهٔ رشحه » شمارهٔ ۱ - از یک قصیده:
بسیار زیبا ! امیدوارم این بانو بیشتر شناخته شود
حنانه عسکری در ۱ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۳۵ دربارهٔ افسرالملوک عاملی » کوروش نامه » بخش ۱ - پیشگفتار:
با عرض سلام
گنجور یکی از برترین رسانه ها در خصوص شعر و ادبیات اصیل فارسی است
اما این موضوع بسیار من من را آزرده خاطر میکند که به درستی اشعار شاعرانی که مشهور تر هستند اهمیت بیشتری می دهید
برای مثال این شاهکار بزرگوار باید با شاهنامه فردوسی و لغتنامه دهخدا قیاس شود
اما اکثریت مردم حتی نام ایشان را نشنیده اند
خواهشمندم که برای شاعرانی که شهرت کمتری دارند تبلیغاتی انجام بدهید تا با قهرمانان کشورمان آشنا شویم
درضمن خواهشمند به تصحیح کلمه فصل هستم
درست این کلمه فضل است
فضل و کمال
یعنی
به دوران این شاه نیکو خصال
که دارد توجه به فضل و کمال
با سپاس
سینا شفیع زاده در ۱ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۳۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۰۵ - حکایت آن مخنث و پرسیدن لوطی ازو در حالت لواطه کی این خنجر از بهر چیست گفت از برای آنک هر کی با من بد اندیشد اشکمش بشکافم لوطی بر سر او آمد شد میکرد و میگفت الحمدلله کی من بد نمیاندیشم با تو «بیت من بیت نیست اقلیمست هزل من هزل نیست تعلیمست» ان الله لایستحیی ان یضرب مثلا ما بعوضة فما فوقها ای فما فوقها فی تغییر النفوس بالانکار ان ما ذا اراد الله بهذا مثلا و آنگه جواب میفرماید کی این خواستم یضل به کثیرا و یهدی به کثیرا کی هر فتنهای همچون میزانست بسیاران ازو سرخرو شوند و بسیاران بیمراد شوند و لو تاملت فیه قلیلا وجدت من نتایجه الشریفة کثیرا:
هوش مصنوعی بر تشبیهات و استعارههای ادبی بر آمده از هوش و ادراک و احساس انسانی واقف نیست و تسلط جامع نداره و مخاطبین رو به اشتباه دچار میکنه . بهتره که این شرح غلط و مصنوعی حذف بشه . با تشکر
محمد گودینی در ۱ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۱۹:۳۹ دربارهٔ رضاقلی خان هدایت » تذکرهٔ ریاض العارفین » روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین » بخش ۱۴۴ - مجذوب تبریزی:
گفت تو که ادعای نی بودن (نیستن و خالی بودن) داری برای چه هر سال بهار شکوفه میدهی و رشد میکنی و جوانه میزنی؟
اگی میخواهی واقعا نی باشی باید تهی، رها و فارغ شوی. فارغ از ادعا و فارغ از منیت، من تورا میسوزانم تا به واسطهی آن به عرش برسی. (اشاره به سوزاندن و سوراخ کردن ساز نی). اینجوری از نفیر تو مرد و زن مینالند. اونوقته که تو تهی و نی شدهای.
امروزه میگن من خودم برای خودم کافی هستم، من برای رستگار شدن به چیزی بیرون از خودم نیاز ندارم، من مرکز جهان خویشتن هستم، و جواب همهی سوالها درونمن است.
آیا این من با اون من فرق داره؟
شاید منظور اینه که تو در بند امیال خودت هستی، ادعا میکنی که خالی و رها هستی درحالی که در بند هستی، به امیال و هوس های خودت گوش میکنی و گرفتار اونها هستی، شاید توهم باید بسوزی، مردن را تجربه کنی، باید بمیری....
بمیرید بمیرید در این عشق بمیرید
در این عشق چو مردید همه روح پذیرید
بمیرید بمیرید و زین مرگ مترسید
کز این خاک برآیید سماوات بگیرید
بمیرید بمیرید و زین نفس ببرید
که این نفس چو بندست و شما همچو اسیرید
یکی تیشه بگیرید پی حفره زندان
چو زندان بشکستید همه شاه و امیرید
ممنون از نظرات اساتید عزیز
مهتاب ع در ۱ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۳۷ دربارهٔ نصرالله منشی » کلیله و دمنه » باب الاسد و الثور » بخش ۳۴ - حکایت طیطوها:
ماده گفت : جائی باید طلبید که بیضه نهاده آید. نر گفت: اینجا جای خوش است و حالی تحویل صواب نمینماید، بیضه بباید نهاد. ماده گفت: در این سخن ...
تکه ی جاافتاده از حکایت👆
رسول لطف الهی در ۱ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۱۱:۲۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸:
کس از فتنه در پارس دیگر نشان.نبیند به جز قامت مهوشان.
سمیه شکری در ۱ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۱۰:۳۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۰۵:
در بیت سوم
وارو یعنی دوباره برو
اشاره به بودن آدم ابوالبشر در بهشت و دوباره به بهشت رفتن پس از توبه
رضا از کرمان در ۱ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۱۰:۲۲ در پاسخ به مهدی شریفی دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هفتم در تأثیر تربیت » حکایت شمارهٔ ۱۲:
درود بر شما
متاسفانه بنظرم تمامی تلاشی را که جناب محمدی وسایر دست اندرکاران سایت گنجور در جهت اعتلای فرهنگ وادب پارسی انجام دادند این برداشت ها وتعابیر پر اشتباه ، هوش مصنوعی به باد فنا خواهد سپرد ونه تنها شما وبنده ،بسیاری از عزیزانی که دلسوز این تارنمای فرهنگی هستند بارها وبارها گفته اند ولی نتیجه ای حاصل نیست چون قدما فرموده اند خود کرده را تدبیر نیست
جناب شریفی من ،شما وسایرین گفتیم ولیکن صلاح مملکت خویش خسروان دانند .
شاد باشید
mehmet boss در ۱ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۰۰:۲۱ در پاسخ به Vahid Haha poor دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷۵: