گنجور

حاشیه‌ها

محمد مهدی فتح اللهی در ‫۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۷ خرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۸:۳۰ دربارهٔ عطار » منطق‌الطیر » حکایت طاووس » حکایت طاووس:

این شعر، عصاره ای از توحید است.معنای حقیقی توحید. قطره ای در دریا شدن. جزئی از کل شدن. کلید رستگاری‌ست

دکتر حافظ رهنورد در ‫۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۷ خرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۷:۳۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۲۹:

تُنگِ شکر خر بَلاش ور نخری سرکه باش

عاشق این میر شو، ور نشوی رو بمیر

دوستان گرامی این بیت هیچ اعوجاجی (؟) ندارد.

جلال‌الدین مولوی در این بیت می‌فرماید:

بلای عشق را شیرین بدان و این بلا را به بهای شکر بخر وگرنه عبوس و ترش‌رویی و درهم(چون عاشق نیستی)

عاشق عشق ورزیدن باش (عاشق این بزرگوار -میر- باش) اگر نه که برو و بمیر 

 

.. منا.. در ‫۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۷ خرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۵:۴۳ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷ - نالهٔ ناکامی:

به نظر من این شعر در خطاب به دنیاست. 

بیژن امرایی در ‫۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۷ خرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۵:۱۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۷۰:

 و درنهایت اشاره می‌شود که عشق سرآغازی دارد اما سرانجامی (پایانی) ندارد؛ و کسی که “سر” (خِرَد، منیت، یا حتی جان) دارد، نمی‌تواند عاشق واقعی باشد، چرا که عشق مستلزم فنا در معشوق است.

بمانید بمهر

بیژن امرایی در ‫۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۷ خرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۵:۱۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۷۰:

بیت اول: «هر دل که طواف کرد گرد در عشق / هم کشته شد به آخر از خنجر عشق»

🔹 «طواف» یکی از اعمال اصلی در مراسم حج است و اشاره به نوعی عبادت و دوری زدن به گرد خانهٔ خدا دارد. در اینجا، عشق با مفهوم «کعبه» یا معشوق الهی مترادف شده است.

🔹 هر دلی که به درگاه عشق نزدیک شود و در گرد آن طواف کند، ناگزیر در پایان قربانی می‌شود؛ یعنی از خود می‌گذرد، فانی می‌گردد و «منِ» او از میان می‌رود.

🔹 «خنجر عشق» نماد فنا، رهایی از نفس و منیت است. این خنجر کشنده نیست؛ بلکه رهایی‌بخش است. کشته شدن به وسیلهٔ آن یعنی رسیدن به یگانگی با معشوق.

 بیت دوم: «این نکته نوشته‌اند بر دفتر عشق / سر اوست ندارد آنکه دارد سر عشق»

🔹 «دفتر عشق» یعنی مجموعهٔ قواعد و احکام عشق؛ اشاره به نوعی حقیقت ازلی که در ساحت عرفان و عشق الهی نوشته شده است.

🔹 «سر اوست ندارد» یعنی سر و پایان ندارد، بی‌انتهاست.

🔹 در عین حال، «سر» می‌تواند به معنی «خِرَد» یا «منیت» هم باشد. یعنی کسی که هنوز عقل‌گرایی دنیوی دارد، سر تسلیم نمی‌گذارد، یا هنوز خویش را دارد، نمی‌تواند وارد وادی بی‌سرانجام عشق شود.

🔹 بازی واژگانی زیبایی بین «سر» به‌معنای پایان و «سر» به‌معنای عقل/هویت وجود دارد.

 مفاهیم کلیدی:

1. فنا در عشق: عاشق واقعی باید از خود و خویشتن بگذرد، به تعبیر عرفا «فنا فی‌الله» را تجربه کند.2. عشق، میدان رهایی است نه بقا: این خنجر عشق، کشندهٔ نفس و خویشتن انسان است نه جسم او3. 📖 عشق نظام خاصی دارد که با قواعد عقل‌محور سازگار نیست.4. تضاد میان عقل و عشق: کسی که عقل‌گرایی صرف دارد، نمی‌تواند عاشق واقعی باشد.

 از نظر سبک‌شناسی:

این شعر در قالب رباعی سروده شده، که معمولاً چهار مصرع دارد با وزن «لاحول ولا قوة الا بالله» یا وزن‌های مشابه (در عروض فارسی به آن رباعی‌بحر می‌گویند).

ویژگی‌های سبک:

زبان استعاری و نمادین

استفاده از واژگان عرفانی چون عشق، طواف، خنجر، دفتر/تضاد معنایی: طواف و کشته‌شدن، سر و بی‌سرانجامی

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۷ خرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۱۳ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۷:

چه دانم آنکه ، هرگز کس ندان است

خلیل شفیعی در ‫۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۷ خرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۲:۰۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۱:

✅ نگاه اول: شرح مختصر غزل ۲۵۱ دیوان حافظ

📘 بر پایه نسخهٔ غنی ـ قزوینی

۱. شب وصل است و طی شد نامهٔ هجر / «سلامٌ فیهِ حَتّی مَطْلَعِ الفَجْر»
امشب شب دیدار است و دوران فراق به پایان رسیده. مانند شب قدر، این شب تا سحر سراسر در سلامت و آرامش است.

۲. دلا در عاشقی ثابت‌قدم باش / که در این ره نباشد کار بی‌اجر
ای دل، در راه عشق پایدار بمان؛ زیرا در این مسیر هیچ رنجی بی‌پاداش نمی‌ماند.

۳. من از رندی نخواهم کرد توبه / و لو آذَیْتَنی بِالْهَجرِ و الْحَجر
از شیوه آزادمنشانه‌ام دست نمی‌کشم، حتی اگر تو مرا با دوری و سنگ‌دلی آزار دهی.

۴. برآی ای صبح روشن‌دل خدا را / که بس تاریک می‌بینم شب هجر
طلوع کن ای صبح روشنی‌بخش، به خدا پناه می‌برم، چرا که شب فراق را بسیار تاریک می‌بینم.

۵. دلم رفت و ندیدم روی دل‌دار / فغان از این تطاول آه از این زجر
دل باختم اما چهره معشوق را ندیدم. فریاد از این ستمگری و آه از از این رنج و شکنجه

۶. وفا خواهی جفاکش باش حافظ / فَاِنَّ الرِّبْحَ و الْخُسرانَ فِی التَّجْر
اگر خواهان وفاداری هستی، باید رنج جفا را تحمل کنی؛ زیرا سود و زیان در تجارت عشق درهم آمیخته‌اند.

⬅️ خلیل شفیعی ( مدرس ادبیات فارسی)

خرداد ماه ۱۴۰۴

پیوند به وبگاه بیرونی

مجید کاظم زاده در ‫۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۷ خرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۱:۵۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۳۷:

شاید برای شخصی گفته که که لایقش بوده 

لاله نیکوسرشت در ‫۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۷ خرداد ۱۴۰۴، ساعت ۰۵:۳۸ دربارهٔ جیحون یزدی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۸:

سلام در بیت ششم چینم درست است، به اشتباه 

چنیم تایپ شده است و در ویرایش هم نوشتم. 

وحید نجف آبادی در ‫۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۷ خرداد ۱۴۰۴، ساعت ۰۴:۱۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۴۹:

درود، در جواب خانم فائزه

عاشق کل است خود کُل است او

عاشق خویش است و عشق خویش جو

Siavash F در ‫۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۷ خرداد ۱۴۰۴، ساعت ۰۱:۳۹ در پاسخ به بابک آمون دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان کاموس کشانی » بخش ۱۵:

درود بر شما این عادی است در هر نسخه ای طوری گفته شده  مثلاً در نسخه های چاپ مسکو یا شاهنامه تصحیح ژول مل ابیات با ابیات سایت یک سان هستند اما باز برخی جاها کم و زیاد دارد یا همین مثالی که شما زدید در کتاب شما برخی ابیات هستند  که در اینجا حذف شده است همچنین در نسخه  تک جلدی چاپ مسکوو نسخه ژول مل هم نیستند اما در نسخه ۹ جلدی چاپ مسکو و نسخه ۱۲ جلدی خالقی مطلق ابیاتی که شما  گفتید موجود هستند منتها توضیح داده شده که چرا این ابیات حذف شده است و در کدام نسخه ها هست در کدام نسخه ها نیست  خلاصه بگم گفته شده که این ابیات و بسیاری دیگر از ابیات دیگر چون از اعتبار کمی برخوردار هستند از شاهنامه های مختلف حذف شده البته با دلیل و مدرک گفته و توضیح داده  اما اگر نسخه ۹جلدی چاپ مسکو یا شاهنامه ۱۲ جلدی خالقی مطلق را بتوانید تهیه کنید یا اگر بهه آنها دسترسی دارید مطالعه کنید متوجه خواهید شد امیدوارم موفق باشید 

Siavash F در ‫۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۷ خرداد ۱۴۰۴، ساعت ۰۰:۴۱ در پاسخ به محمد رضا دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان کاموس کشانی » بخش ۱۵:

درود بر شما دوست عزیز اینگونه نیست در تمام نسخه‌های شاهنامه این بیت موجود است به نسخه نه جلدی چاپ مسکو ویا به نسخه ۱۲جلدی خالقی مطلق مراجعه کنید البته نسخه های تک جلدی که بر اساس چاپ مسکو هستند  منظورم نیست دقیقاً چاپهای ۹ جلدی منظورم هست که برای تحقیقات از آنها استفاده میشود برخی نسخه های دوجلدی هم توضیحاتی دارند اما زیاد نیست مثلاً درنسخه های ۹ جلدی یا ۱۲ جلدی توضیح داده شده که در کدام کتابها یا در کدام نسخه ها چه ابیاتی هست کدام نیست چرا نیست و کدام صحیح تر است امیدوارم موفق باشید 

دکتر حافظ رهنورد در ‫۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ خرداد ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۵۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸:

علی آقا از دیگری ایراد گرفته که شعر در مدح خدا و پیغمبر است و برای یک پادشاه نیست؛ بعد هم ایراد دیگری در معنا گرفته که ردیف این غزل 'باد" است و دعایی‌ست که یعنی امیدوارم اینگونه باشد.

بسیار هم عالی. علی آقا درست گفته

اما دوستان اگر خواجه حافظ همانطور که علی آقا گفت شعر را در مدح خدا گفته باشد و بسیاری از آن بادها دعایی باشد آنگاه معنای بیت اول می‌شود.

ای خدا امیدوارم که گردش افلاک در کنف خواست تو باشد و امیدوارم در هر جا و ناجایی حضور داشته باشی و الخ...

احمقانه نیست چنین شعری؟ امید به واضحات ذات حق؟

یک عقل کلی هم آمده حاشیه نوشته

در بیت آخر حافظ گفته خدایا من رازی (با ز نه با ض) نیستم تو فقط خدای دنیای ما باشی باید خدای همه‌ی جهان‌ها تو باشی نه خدای دیگه

بعد یکی دیگه آمده این‌را تایید کرده و گفته" منظورش از عقل کل حضرت محمده" و عقلش نرسیده که با این تشبیه حضرت را خار داشته (بلاتشبیه) 

یعنی از این افتضاح‌تر نمی‌شود شعری به این روانی را مصادره به مطلوب کرد.

 

 

دکتر حافظ رهنورد در ‫۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ خرداد ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۱۹ در پاسخ به محدثه مرنگی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۷:

خیر تشبیه مرجح یا تفضیلی ندارد.

چون نگفته است قدوقامت تو مثل سرو است و هیچ سروی قدوقامتت را ندارد.

 

عباس بشارت نیا در ‫۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ خرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۷:۲۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۸:

انسان دارای هدف است و هدف نهایت کار اوست. معشوق همان هدف است و ملاقات با معشوق، همان رسیدن به هدف می‌باشد.

مسئله از اینجا شروع می‌شود که نگران رسیدن به هدف است و سئوال می‌کند، بالاخره من چه وقتی به هدفم میرسم؟ چون هدف مال خود انسان است و لذا پاسخ می‌شنود که هر وقت تو بخواهی به هدف میرسی.

یک نگاهی می‌کند و احساس می‌کند که برای رسیدن به هدف باید هزینه‌ی فراوانی دهد، لذا شکایت می‌کند و پاسخ می‌گیرد که هدف ارزشش را دارد.

سئوال می‌کند که چه کسانی تا کنون به هدف رسیده‌اند؟ پاسخ می‌شنود که به هدف برسی، آنها را خواهی دید.

میاد کمی ادا و اصول دربیاورد که باید به حقیقت رسید و تصویر حقیقت فایده ندارد، پاسخ می‌شنود که در راه و مسیر هم حقیقت و هم تصویر حقیقت، هر دو بکار می‌آید.

می‌خواهد فضا را عوض کند و می‌گوید وقتی در کلاس معنوی و صحبت هدف میرویم، غم باقی نمی‌ماند، پاسخ می‌شنود که کلاس معنوی و گفتگو از هدف، استاد و همراه و رفیق لازم دارد.

می‌گوید در کلاس معنوی و تفکر پیرامون هدف، انسان مست می‌شود، از خود بی‌خود می‌شود، پاسخ می‌شنود که هر کلاسی لوازم خودش را دارد و نگران نباش که مثلا در کلاس شنا، فقط با یک مایو هستی.

نگران است که اگر پیر و فرسوده و بی‌حال به هدف برسم چه فایده‌ای دارد؟ پاسخ می‌شنود که در ذهن نرو، در راه هدف و هنگام رسیدن به هدف، هیچکس پیر و ناتوان و بی‌حال نیست.

باز دلش طاقت نمی‌آورد و طلب تعیین وقت و زمان می‌کند و با کنایه پاسخ می‌شنود که زمان یک توهم ذهنی است، هرگاه تو به واقع مشتری شوی، به هدف میرسی

در آخر هم می‌گوید این خواستن فقط مال یک نفر نیست و هر انسانی در درون خود این هدف را دارد، مهم است که با آن همراه شود و آن را بخواهد.

آوی باغی در ‫۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ خرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۲۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۹:

درود. به محض خواندن این شعر متوجه شدم فاقد وزن عروضی است. با نسخه خطی قرن دهم قمری مطابقت دادم و تردیدم به یقین انجامید. "ی" شناس بیجا پیش از است اضافه شده. در نسخه خطی هم این "ی" وجود ندارد. 

بنابر این: چین است - رامین است - مسکین است

جناب فروغی با تمام احترامی که قایل هستم از خودشان این "ی" را در قافیه اضافه کرده اند و در نسخ خطی وجود ندارد. کاری به غایت مذموم 

Farzad Mahshad در ‫۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ خرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۴:۱۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۵:

این شعر یادآور قطعه ی دیلمان در دستگاه شور از استاد صبا است. 

کافیست یک بار دیلمان را از استاد بنان گوش بدهیم تا هرگز این قطعه از دستکاه شور فراموشمان نشود. 

 

محمد میرزایی در ‫۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ خرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۴۰ دربارهٔ ایرج میرزا » مثنوی‌ها » زهره و منوچهر » بخش ۴:

زُهره چو بنمود به گردون صعود

باز منوچهر در آن نقطه بود...

 

لذت می بره آدم از این هنر والا 

دم شما گرم بوده جناب استاد ایرج میرزا ❤️

سیروس در ‫۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ خرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۱:۱۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۴:

به نظرم اینطوری قشنگ‌تر می‌شود:

ای بی‌کسان ای بی‌کسان آمد گشایش در جهان

هر خسته غمدیده را سلطان کنم سنجر کنم

امین مروتی در ‫۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ خرداد ۱۴۰۴، ساعت ۰۹:۵۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۶:

 

شرح غزل شمارهٔ ۴۶۶(باز درآمد به بزم)

مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)

 

محمدامین مروتی

 

این غزل هم در شرح اوصاف شمس از چشم مولانا است که احتمالاً پس از بازگشت نخستین شمس سروده شده است.

 

باز درآمد به بزم، مجلسیان، دوست˚ دوست

گرچه غلط می‌دهد، نیست غلط، اوست اوست

می گوید دوست به مجلس آمد. نکند من اشتباه کنم. نه درست است خودش است.

 

گاه خوشِ خوش شود گه همه آتش شود

تعبیه‌های عجب، یار مرا خوست، خوست

یار من خوی و عادت های طرفه و عجیبی دارد. مثلاً به ناگه از این رو به آن رو می شود و حالش خوب و گرم می شود.

 

نقش وفا وی کند، پشت به ما کی کند

پشت ندارد چو شمع، او همگی روست˚ روست

محال است که از ما بگریزد و پشت به ما کند. مثل شمع پشت و رو ندارد و بلکه پشت ندارد چون همه روست. یعنی دورو نیست. همه چیزش رو و آشکار است.

 

پوست رها کن چو مار، سر تو برآور ز یار

مغز نداری مگر؟ تا کی از این پوست˚ پوست

اگر مغز و معنا داری، مثل مار از پوستت بیرون آی تا به یار برسی.

 

هر که به جدّ تمام، در هوس ماست، ماست

هر که چو سیل روان، در طلب جوست، جوست

هر که با تمام وجود ما را بخواهد، عین ماست و بر عکس اگر سیل با همه عظمتش، طالب رسیدن به جو باشد، خودش به جو تبدیل می شود.

 

از هوس عشق او، باغ پر از بلبل‌ست

وز گل رخسار او، مغز پر از بوست، بوست

به هوای وصال گلِ وجود اوست که باغ پر ز بلبل گشته و مغز ما از بوی خوش آکنده است.

 

مفخر تبریزیان، شمس حق آگه بود

کز غم عشق این تنم، بر مثل موست، موست

شمس تبریزی – که افتخار تبریز است- خودش می داند که از عشق او چنین زار و نزار گشته ام.

 

6 خرداد 1404

۱
۳۰۶
۳۰۷
۳۰۸
۳۰۹
۳۱۰
۵۷۲۶