فرهود در ۱ سال قبل، سهشنبه ۱۱ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۵:۳۱ در پاسخ به سوره صادقی دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۳۰ - رفتن شاپور دیگر بار به طلب شیرین:
درود، بهنظر میرسد همان ندادی درست است؛ اغراق است؛
اگر هیچی به مغنی نمیداد، هیچش کمتر از گنج نبود. یعنی در بخشیدن مزد به غناگران معروف بودهاست.
امروزه هم این شکل از اغراق در مکالمهها استفاده میشود.
حبعلیشاه خاکسار در ۱ سال قبل، سهشنبه ۱۱ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۲۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳۳:
ای ارزوی ارزو
این یعنی خوده ارزو هم آرزو داشته ! پرده به معنی حجاب هست ! یعنی حجاب ظاهری رو بردار تا اسرار باطنی نمایان بشه و توی واقعی را ببینم ! و این دیدار تو بدون هیچ حجابی ، ارزوی هر ارزویی هست ! آرزوی دوم رو شبیه یک موجود معرفی میکنه که اون ارزو هم ، آرزو دارد !
افسانه چراغی در ۱ سال قبل، سهشنبه ۱۱ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۰۲ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب سوم در فضیلت قناعت » حکایت شمارهٔ ۴:
«مر» معنی خاصی ندارد و از ویژگیهای سبکی در سبک خراسانی است که تا سدۀ ششم بیشتر رواج داشت، اما در سدههای بعد هم دیده میشود.
اسماعیل شوشتری در ۱ سال قبل، سهشنبه ۱۱ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۰:۳۹ در پاسخ به بهزاد دماوندی دربارهٔ نصرالله منشی » کلیله و دمنه » باب الاسد و الثور » بخش ۴:
من هم از همان کتاب و برای این بیت آمدم:
از دنائت شمر قناعت را / همّتت را که نام کردهست آز؟
که به نظرم آز در این بیت با مفهوم قدرتخواهی تفاوت دارد.
نظر شما چیست؟
یشوآ جفری در ۱ سال قبل، سهشنبه ۱۱ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۰۸:۴۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۴۵ - حکایت آن امیر کی غلام را گفت کی می بیار غلام رفت و سبوی می آورد در راه زاهدی بود امر معروف کرد زد سنگی و سبو را بشکست امیر بشنید و قصد گوشمال زاهد کرد و این قصد در عهد دین عیسی بود علیهالسلام کی هنوز می حرام نشده بود ولیکن زاهد تقزیزی میکرد و از تنعم منع میکرد:
دوستان حاشیه ای اگر برای تفسیر گذاشته شود سپاس گذار شما میشوم
سوره صادقی در ۱ سال قبل، سهشنبه ۱۱ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۰۸:۱۳ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۳۰ - رفتن شاپور دیگر بار به طلب شیرین:
نفهمیدم پس شبدیز چه شد؟ چرا شیرین گلگون را زین کرد و برداشت؟ پس شبدیز کجا بود؟
سوره صادقی در ۱ سال قبل، سهشنبه ۱۱ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۰۷:۴۵ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۳۰ - رفتن شاپور دیگر بار به طلب شیرین:
در دهخدا در مدخل پارنج، این بیت برای مثال آورده شده ولی در مصرع اول «بدادی» آورده ست. به نظر هم معنیش درستتر درمیاد اینطور.
رسول م در ۱ سال قبل، سهشنبه ۱۱ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۰۲:۵۲ دربارهٔ سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۶۲:
"نظر من در مورد خطای تایپی بیت دوم":
همونطور که میدونیم و شنیدیم از قدیم در نوشتار عربی برای تمیز دادن اسم عُمر از عَمر، اسم عَمر را با املای عَمرو مینوشتند و عَمر میخوندند .
این بیت بی توجه به معنای آن،که من در جایگاهی نیستم که واردش بشوم، در ظاهر بیت مشخص است که به این موضوع اشاره دارد. بنابر این به نظر میآید که فاصلههای بین "عَمر" و "و (واو)" باید حذف بشود تا دستکم معنی تحتاللفظی بیت درست باشد.
حتی شاعر در همین بیت مستقیما به واو عَمرو اشاره کرده است!
ززید و عَمرو مشنو کین حکایت
چو واو عَمرو در گفتن نیاید
رسول م در ۱ سال قبل، سهشنبه ۱۱ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۰۲:۳۱ دربارهٔ سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۷۶:
"به نظر من" در مورد بیت چهارم مصرع دوم، نقطه حرف "ز" جا افتاده، بیت اینطور به لحاظ معنی درست تر به نظر میآید:
آفتاب روی تو چون در عرب پیدا شود
از حبش عاشق بلال "از" پارس سلمان آورد
معنی بیت اشاره به ظهور و شهرت پیامبر اسلام دارد و همراهی یاران پیامبر
بیقرار در ۱ سال قبل، سهشنبه ۱۱ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۰۱:۴۲ دربارهٔ فرخی یزدی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۶:
« هرجا سخن از جلوهی آن ماه پری بود »
کارِ من دلداده فقط نوحه گری بودمقصود من از گفتن شعر از سخنی نغز
آوردن یک قطره از آن بحر دری بودشمعی که به شب راز مرا کرده هویدا
از روز ازل کار شبش پرده دری بودسروی که سراپای وجودش همه سبز است
در صیف و شتا منتظر جلوه گری بودمن اهل دلم ، دل که مکانش همه پیداست
اما چه کنم سهم دلم دربهدری بودرمزی شده آن ناز نگاهت به دل شب
اما نگهت داد زند ، بر دگری بودابروی تو شمشیر دولب ، تیزی مژگان
هر دو هدفش عاشق خونین جگری بودضعفم نه فقط غصه ی هجران تو بودست
حرفم ،سخنم مملو از بی اثری بودمفتاح هر آن مشکل آدم ز ازل ، عشق
یا لطف خدا در شب و ذکر سحری بودآن دم که قرارم بشد از دوری و هجران
او تازه به دنبال دمی عشوه گری بود
#رضارضایی « بیقرار »
جعفر عسکری در ۱ سال قبل، دوشنبه ۱۰ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۲۲:۰۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۶:
سلام.
در بیت چهارم، "که از" آشکارا وزن بیت و شعر رو بههم زده. "کز" درسته!
حمزه حکمی ثابت در ۱ سال قبل، دوشنبه ۱۰ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۲۱:۳۷ در پاسخ به سامان نریمان دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۰:
سلام بر شما دوست عزیز و گرامی؛
از اینکه کار ناصواب بنده را متذکر شدید کمال تشکر را دارم چرا که همچون آینهای پاک، نازیبایی رفتارم را به بنده حقیر نشان دادید که (المومن مرآت المومن). اما نکتهای که باید یادآور شوم این است که استقبال و تقلید از شاعران بزرگ نه به معنای ادعای هم ردیفی با آن بزرگان است که اگر چنین باشد به قول گوته:«جز نشان دیوانگی نیست». بلکه بدان معناست که همچون طفلی نوپا دست در دست این بزرگان بنهیم تا اولاً به زمین نیافتیم و ثانیاً طریقهی راه رفتن را از ایشان بیاموزیم. هرچند که اگر راه رفتن را هم بیاموزیم، باز در زیر غبار برخاسته از خرامیدنِ توسن هنرشان پنهان خواهیم شد.
در پایان باز هم باید از جناب عالی کمال تقدیر را داشته باشم و پیروزی و سربلندی را برایتان آرزومندم.
افسانه چراغی در ۱ سال قبل، دوشنبه ۱۰ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۹:۱۶ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۸۴ - سرود گفتن نکیسا از زبان شیرین:
حصاری: لحنی از الحان موسیقی
Hasib Nazari در ۱ سال قبل، دوشنبه ۱۰ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۸:۵۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۵۳:
در طرههاش نسخه ایاک نعبد است
در چشمهاش غمزه ایاک نستعین
شهر خ در ۱ سال قبل، دوشنبه ۱۰ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۸:۴۲ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۳۱۳:
به نظرم نماز یعنی لحظه حال، الان، اکنون.
نماز میخونیم که تو لحظه حال باشیم.
یعنی توجه کامل را به زمان حال بدهیم.
فرهود در ۱ سال قبل، دوشنبه ۱۰ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۷:۵۵ در پاسخ به پیروز دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱:
در اینجا قید است یعنی:
با شتاب و با عجله.
فرهود در ۱ سال قبل، دوشنبه ۱۰ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۷:۳۲ در پاسخ به افسانه چراغی دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۸۳ - سرود گفتن باربد از زبان خسرو:
درود
زندهیاد دهخدا با تردید نوشتهاند که این به معنی مضراب است؛
با توجه بهاینکه ساز چنگ با انگشتان نواختهمیشود نه با مضراب؛ طیاره در اینجا شاید اصطلاحی از حالات یا نوعی موسیقی در قدیم باشد.
افسانه چراغی در ۱ سال قبل، دوشنبه ۱۰ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۴۴ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۸۳ - سرود گفتن باربد از زبان خسرو:
طیاره: مضراب، زخمه، وسیله نواختن
عبدالرضا فارسی در ۱ سال قبل، دوشنبه ۱۰ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۵:۲۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹:
رفیق مردان خدا باش زیرا در کشتی حضرت نوح خاکی است و مراد از آن خاک خودِ حضرت نوح است که طوفان را کمتر از قطره آبی می داند . یعنی سعی کن با مردانی که به خدا نزدیک اند نزدیک باشی که مرادهای دنیا و آخرتت را بیابی
فرهود در ۱ سال قبل، سهشنبه ۱۱ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۵:۳۲ در پاسخ به سوره صادقی دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۳۰ - رفتن شاپور دیگر بار به طلب شیرین: