Amir arta Habibi در ۲۴ روز قبل، یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۰:۴۳ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۳۳:
بیت دوم مصراع اول با مصراع دوم تضاد معنایی دارند.چرا؟
Amir arta Habibi در ۲۴ روز قبل، یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۰:۳۸ دربارهٔ مرادی » شمارهٔ ۲:
معنی این بیت رو می خواستم؟
سیدمحمد جهانشاهی در ۲۴ روز قبل، یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۰:۳۱ در پاسخ به رضا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۱:
محمدرضا شجریان ، خواننده ی زمانه ای بود که تقریبا هیچ خواننده ی حرفه ای حق خوانندگی نداشت
دیپلوم داشت معلم روستا بود ادیب و شعرشناس نبود شعر را حفظ می کرد یا از روی متن می خواند در جمع شعرشناسان ، بت سازی نکنید
Amir arta Habibi در ۲۴ روز قبل، یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۰:۲۵ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۳۲ - در رثای ابوالحسن مرادی:
چرا رودکی از این چهار قوم بهره جسته است؟ فزونی نفوس یا دوری آن ها از هم ملاک شعر وی بوده است؟
در جواب آقای گیلانیان اگر شما تفحص تاریخی انجام بدهید ری تلاقی مذاهب بوده در عصر رودکی و اهل سنت حضوری بسیار قوی از لحاظ جمعیت و عالمان داشته اند. بافت واحدی نداشته است.
افشین محمدی در ۲۴ روز قبل، یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۰:۲۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۲۷:
این غزل مولانا بسیار پر رمز و راز است، وقتی مولانا می گوید: ماومنی پاک رفت،مآءمنی خشک شد. گشت پری آدمی صورت انسان پری....اشاره دارد به این آیه ی قرآن در آخرالزمان: قل ارایتم آن اصبح مآؤکم غورا فمن یاتبکم بمآء معین....بگو ( ای پیامبر) آیا ندیدید اگر در سحرگاهی مآؤالنسل شما خشک شد و فرورفت ( پس آنگاه پایان کار جهان فرا رسید) کیست دوباره عالم و آدم را از نو از مآءمعین می آفریند.....آن پری کز رخش گشت بشر چون پری....نفس باد صبا مشک خواهد شد....عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد..... آدمی در عالم خاکی نمی آید به دست. عالمی دیگر بیاید ساخت وزنو آدمی. دوش دیدم که ملآبک میخانه زدند. گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند....منظور از ( می ) در غزلیات حافظ و مولانا و شمس تبریزی و خیام و باباطاهر فخرالدین عراقی، همان ( مآءمعین) در قرآن است که حافظ می گوید: فرق است میان آب خضر که ظلمات جای اوست. تا آب ما که منبعش الله اکبر است. و خیام می گوید: می را که خرد همیشه دارد پاسش. او چشمه ی خضر است و منم الیاسش من قوت جان قوت زوانش خوانم. چون گفت خدا، منافع الناسش....کماقال عزوحل: قل ارایتم آن اصبح مآؤکم غورا فمن یاتبکم بمآء معین.....سرسبز گشت عالم زیرا که میرآب. آخرزمانیان را غآب حیات داد
افشین محمدی در ۲۴ روز قبل، یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۰:۱۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۰۰:
باسلام، این غزل پر رمز و راز مولانا که از ادراک عوام خارج است اشاره دارد به این آیه ی قرآن در آخرالزمان: قل ارایتم آن اصبح مآؤکم غورا فمن یاتبکم بمآء معین....منظور مولانا از شراب حق همان مآءمعین است، و مآءمعین همان ( می ) است در غزلیات حافظ و مولانا و خیام و باباطاهر و فخرالدین عراقی....(می) مخفف ( مآءمعین) است....در واقع معنی این آیه قرآن این است: قل ارایتم آن اصبح مآؤکم غورا فمن یاتبکم بمآء معین...بگو ( ای پیامبر ) آیا ندیدید اگر در سحرگاهی مآؤالنسل شما خشک شد و فرورفت ( پس آن گاه پایان کار جهان فرا رسد) پس کیست که دوباره عالم و آدم را از نو از مآءمعین می آفریند...دوش دیدم که ملآبک در میخانه زدند. گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند.....نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد. عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد.....آدنی در عالم خاکی نمی آید به دست. عالمی دیگر بیاید ساخت وزنو آدمی....اینها را حافظ گفته....خیام هم همین را می گوید: گر بر فلکم دست بدی چون یزدان. برداشتمی من این فلک را زمیان. وزنو فلک غچنان ساختمی کآزاده به کام دل رسیدی آسان. کماقال عزوحل: و نجعلهم الوارثین و نمکن علی الارض.....حافظ از شکافته شدن آسمان در آخرزمان و آمدن بهشت به زمین و در انداخته شدن طرحی نو سخن می گوید.... بیاتاگل برافشانیم و می در ساغر اندازیم. فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم....مولانا هم همین طور: بشکافد آن دم آسمان، شوری درافتد در جهان، وین سور بر ماتم زند....حق آتشی افروخته تاهرچه ناحق سوخته. آتش بسوزد خلق را، بر قلب آن عالم زند.....آب زنید راه را هین که نگار میرسد مژده دهید باغ را بوی بهار میرسد. ....چاک شدست آسمان غلغله ایست در جهان....عنبر و مشک می دمد سنجق یار میرسد....تیر روانه میرود سوی نشانه میرود....و منادی در آسمان فریاد می زند: نزدیک میشود نزدیک شونده ...اندک اندک جمع مستان میرسند. اندک اندک می پرستان می رسند....دلنوازان نازنازان در رهند. گلعذاران از گلستان می رسند....اندک اندک زین جهان هست و نیست.....نیستان رفتند و هستان می رسند....کماقال عزوحل: آن الارض یرثها عبادی الصالحون.....قل ارایتم آن اصبح مآؤکم غورا فمن یاتبکم بمآء معین....شراب حق حلال اندر حلال است. می خم خدا نبود محرم. ازین باده جوان گر خورده بودی. نبودی پشت پیر چرخ را خم.....زمین از خورده بودی فارغستی. ازین که ابر تر بارد بر او نم.....چنان مست است از آن دم جان آدم.....که نشناسد از آن دم جان آدم.....زشور اوست چندین جوش دریا....زسرمستی مست است عالم. زهی سر ده گردن زد اجل را که غدنیا نبیند هیچ ماتم... قل ارایتم آن اصبح مآؤکم غورا فمن یاتبکم بمآء معین. سرسبز گشت عالم زیرا که میرآب. آخر زمانیان را همه آب حیات داد. می بده ای ساقی آخرزمان. ای ربوده عقل های مردمان. خاکیان زین باده بر گردون زدند. ای می تو نردبان آسمان. بشکن از باده در زندان غم. وارهان تن را ز زندان غمان ......قل ارایتم آن اصبح مآؤکم غورا فمن یاتبکم بمآء معین. فرق است میان آب خضر که ظلمات جای اوست. تا آب ما منبعش الله اکبر است. حافظ
محمدامین شفیعی در ۲۴ روز قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۲۱:۵۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۱:
در خرمن صد زاهد عاقل زند آتش
این داغ که ما بر دل دیوانه نهادیم
🌹
علی میراحمدی در ۲۴ روز قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۲۱:۴۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۳:
چه اصراری است به اعراب گذاری فتحه روی کشتی
همان کِشتی که همه میگویند صحیح است
علی میراحمدی در ۲۴ روز قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۲۱:۳۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۲:
میتوان گفت در بسیاری از کشورهای دنیا که میخانه ها و عشرتکده های فراوان نیز وجود دارد در میخانه های عشق و معرفت و معنویت و انسانیت را بسته اند و در خانه تزویر و دروغ و شهوت طلبی و مادیگری را باز کرده اند
این شعر تاریخ مصرف و جغرافیا ندارد و در هر سرزمین به گونه ای تعبیر میشود
علی میراحمدی در ۲۴ روز قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۲۱:۱۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۱:
ظریفی گفته:
«هِی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد»
علی میراحمدی در ۲۴ روز قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۹:۲۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۵:
با اینکه بارها گفته شده که میتوان شعر حافظ را به چند گونه تفسیر و معنا کرد اما این غزل کاملا روی حالت عرفانی قفل است
یعنی زمینی و زیرزمینی معنا کردنش ظلم است به ساحت والای این غزل
البته امیدوارم دوستان شارح ما نگویند :عه خدا که برقع ندارد که شما عرفانی برداشت میکنید؛در حالی که شاعر گفته اگر برقع را برداری چنین میشود و چنان میشود!
Amir arta Habibi در ۲۴ روز قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۸:۴۷ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۹:
چرا در متون کهن به جای د ذ بکار برده می شده؟ نبید نبیذ. استاد استاذ
علی خالقی در ۲۴ روز قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۸:۱۸ دربارهٔ سعدی » مواعظ » مثنویات » شمارهٔ ۳۶:
بی شک یکی از شاهکارهای استاد سخن است . درس زندگی و روش رسیدن به خوشبختی است ، راه را نشان میدهد و راست و بی حاشیه به سراغ وظیفه ما در دنیا می رود . اگر خواهان خوشبختی هستید اگر میخواهید بدانید در دنیا به دنبال چه امده اید اگر می خواهید به هر چه در دلتان است شامل مادی و معنوی دست یابید راه ساده را سعدی نشان داده است لیاقتتان را بالا ببرید در واقع شما در دنیا نمی توانید به هیچ کس کمک کنید فقط می توانید با انجام تمام امورات ستوده شده لیاقت خود را افزایش دهید مثلا اگر به شخصی کمک می کنید دیدتان باید این باشد که این برای افزایش لیاقت خودتان است و در واقع هیچ کمکی در جهت افزایش لیاقت شخص مقابل نیست . یک نوع خودخواهی ستودنی است
Amir arta Habibi در ۲۴ روز قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۷:۴۵ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۴:
مورد و انجیر و کلوخ
توضیحات در مورد این سه مورد می خواهم
Amir arta Habibi در ۲۴ روز قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۷:۴۱ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۳:
در جواب دو تا دوست محترم. اصل فعل اتچیدن است که شاید تعریب شده باشد.محکم کردن و فشردن
Amir arta Habibi در ۲۴ روز قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۷:۳۰ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۲:
در جواب کسانی که در پی تقدیس زدایی ناصرِ خسرو هستند عرض کنم که ایشان هم مشروب خورده و این حجت و اینا همش جعلی است.اتفاقا به نسبت مردم زمانه نرمال هم نبوده.
Amir arta Habibi در ۲۴ روز قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۷:۳۰ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۲:
در جواب کسانی که در پی تقدیس زدایی ناصرِ خسرو هستند عرض کنم که ایشان هم مشروب خورده و این حجت و اینا همش جعلی است.اتفاقا به نسبت مردم زمانه نرمال هم نبوده.
علی میراحمدی در ۲۴ روز قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۳:۴۳ در پاسخ به بزرگمهر دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳:
ندانم کجا خواندم اندر کتاب که:
خداوند به تمامی تجلی نکرده است و این همه عکس می و نقش نگارین که نمود فقط تجلی بخشی از ذات الهی است که در آیینه اسما و صفات ظهور پیدا کرده است و نه تمام آن(نقل به مضمون)
شاید در غنچه بودن اشاره به این موضوع نیز داشته باشد
دوستان ما تصور میکنند شعر عرفانی آنست که مستقیم در مورد خدا و پیغمبر باشد و اگر شاعر سخن از رقیب یا حتی همخوابگی گفت دیگر حکم غیر عرفانی میدهند!
اگر کسی میخواهد حافظ شرح دهد ابتدا باید سبک حافظ را دریابد و اگر اولین گام که فهمیدن سبک شاعر است را درنیابد در شرح شعر نیز دچار اشتباه میشود و دیگران را نیز به اشتباه می اندازد
عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ۲۴ روز قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۲:۲۹ در پاسخ به سید عباس جلادتی دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید و قطعات عربی » شعر ۷ - فی الشیب:
سلام و عرض ادب و سپاس از یادآوریتان
در باره أطیبان معانی مختلفی در دهخدا آمده است که اولینش همان چیزی است که فرمودید؛ ولی کوششم بر این بود که نزدیکترین معنا را برای این بیت انتخاب کنم
اطیبان . [ اَطْ ی َ ] (ع اِ) خواب و نکاح . (السامی فی الاسامی ). خواب و نکاح و گویند: خوردن و نکاح . (مهذب الاسماء) پیه و جوانی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
و مواردی دیگر
Amir arta Habibi در ۲۴ روز قبل، یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۰:۴۶ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۳۲ - در رثای ابوالحسن مرادی: