سناتور سنتور در ۲۵ روز قبل، شنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۰۱:۳۹ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳:
آسمان بارِ امانت نتوانست کشید
قرعهٔ کار به نامِ منِ دیوانه زدند
حضرت حافظ
منشور عاشقی را بر نام ما نوشتند
کاین مایه استقامت ، هفت آسمان ندارد
مهدی سهیلی
نَه فلک راست مُسَلَّم نَه مَلَک را حاصل
آنچه در سِرِّ سُویدایِ بنیآدم از اوست
سعدی جان
علی میراحمدی در ۲۵ روز قبل، جمعه ۱۹ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۲۱:۳۰ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۵۹:
بیدل چنین سراید:
خودآرایی چه مستور و چه اظهار
خراباتی چه مخموری چه مستی
نه اینجا سبحه ره دارد نه زنار
تو دیرستان ناز خود پرستی
حافظ چنین گوید:
که بندد طرف وصل از حسن شاهی
که با خود عشق بازد جاودانه
علی میراحمدی در ۲۵ روز قبل، جمعه ۱۹ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۲۱:۲۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۱:
بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست
بگشای لب که قند فراوانم آرزوست
حافظ چنین گوید:
بنمای رخ که خلقی واله شوند و حیران
بگشای لب که فریاد از مرد و زن برآید
سناتور سنتور در ۲۵ روز قبل، جمعه ۱۹ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۲۱:۰۹ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۴۷:
هر کجا تدبیر می چیند بساط مصلحت
از کمین بازیچه تقدیر می آید برون
صائب تبریزی
سناتور سنتور در ۲۵ روز قبل، جمعه ۱۹ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۲۱:۰۹ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۴۷:
هر کجا تدبیر می چیند بساط مصلحت
از کمین بازیچه تقدیر می آید برون
صائب تبریزی
شَـــهــباز در ۲۵ روز قبل، جمعه ۱۹ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۲۱:۰۴ در پاسخ به محمود دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۲:
طنز بی معنایی بیش نفرمودید!
« عشقت رسد به فریاد ار خود بسان حافظ
قرآن ز بر بخوانی با چارده روایت..»
و کدام ۱۴ ؟!
محبوب ۱۴ ساله یا انسان ۲۵۰ ساله؟!🙃
درضمن این که حضرت حافظ میفرماید: باغ بهشت و سایه طوبی و قصر حور با خاک کوی دوست برابر نمیکنم؛
یک مفهوم عمیق عرفانیست! انسان موحد به جایی می رسد که بهشت آفرین را طلب میکند نه بهشت را.. یعنی عطایای محبوب را در مقایسه با یمن لقاء محبوب هیچ میپندارد!
یک حاشیه در این مورد:
سناتور سنتور در ۲۵ روز قبل، جمعه ۱۹ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۲۰:۳۷ دربارهٔ شیخ بهایی » کشکول » دفتر چهارم - قسمت دوم » بخش دوم - قسمت دوم:
شاعری نیست که معنی بر و ماخذ خوان نیست
همه دزدند ولیکن عسس یکدگرند !
نجیب کاشانی
این دزدها تمام شریکند با عسس
پیش فلک شکایت دونان چه می بری ؟
صائب تبریزی
ادیبی گفت : شاعر چون صراف است
هر دو می کوشند که آن چه سکهٔ قلب
در کیسه دارند ، ترویج دهند.
شیخ بهایی
سناتور سنتور در ۲۵ روز قبل، جمعه ۱۹ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۲۰:۳۴ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۹۱۶:
شاعری نیست که معنی بر و ماخذ خوان نیست
همه دزدند ولیکن عسس یکدگرند !
نجیب کاشانی
این دزدها تمام شریکند با عسس
پیش فلک شکایت دونان چه می بری ؟
صائب تبریزی
ادیبی گفت : شاعر چون صراف است ،
هر دو می کوشند که آن چه سکهٔ قلب
در کیسه دارند ، ترویج دهند.
شیخ بهایی
علی میراحمدی در ۲۵ روز قبل، جمعه ۱۹ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۲۰:۲۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:
«ای رستخیز ناگهان »
ببینید با چه تعبیر زیبایی تجلی حق تبارک و تعالی و پیدایش جان و جهان را بیان کرده !
رستخیز ناگهان!
حالا اگر کسی بحث تجلی در مقالات عرفانی را خوانده و این غزل مولانا را هم از نظر گذرانده باشد دیگر در آن غزل حافظ با مطلع «ناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه »گیر نمیکند و غزل را به نام دختر همسایه یا شاه شجاع نمیزند !
گیر کار اینجاست که مطالعه نداریم و تحقیق نداریم و پیوند این اشعار و این عارفانه ها را با هم نمیدانیم و آن وقت شروع میکنیم به شرح شعر
ردپای شعر مولانا را در بسیاری از اشعار حافظ میتوان یافت
علی میراحمدی در ۲۵ روز قبل، جمعه ۱۹ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۱۹:۳۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۹:
خونی یعنی قاتل
اما درینجا مراد از خونی قضای الهی است
میگوید قضای الهی آمد و گفت :در چه حالی ؟
گفتم :خیر است انشالله
گفت :خیر نیست ،شر است ،به رقص آ!
یعنی از قضای الهی مگریز یا بخواهیم بالاتر و عارفانه تر بگوییم «به استقبال قضای الهی رو...!»
این غزلیات فقط سرود و ترانه و چکامه نیست و بسیاری از مبانی عرفانی مولانا در همین غزلیات به شیوه ای دیگر بیان شده است
تیغی به دست، خونی، آمد مرا که چونی؟
گفتم بیا که خیر است، گفتا نه شر، به رقص آ
سناتور سنتور در ۲۵ روز قبل، جمعه ۱۹ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۱۹:۰۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۹:
آن که حظ آفرید و روزی داد
یا فضیلت همی دهد یا بخت
سعدی جان
فلک به مَردمِ نادان دهد زِمامِ مراد
تو اهل فضلی و دانش، همین گناهت بس
حضرت حافظ
یافت در بی بصری گمشده خود یعقوب
بصر از هر که گرفتند بصیرت دادند
صائب تبریزی
بزرگی گفت : اگر خواهی حقارت
دنیا دریابی، بنگر تا با چه کسان است.
شیخ بهایی
فلک ابله و بدگهر پرورد
جهاندار، فضل و هنر پرورد
امثال و حکم دهخدا
روزگار سفله دونان را نوازش می کند
زان سبب انگشت کوچک قابل انگشتریست
میرزا طاهر وحید
سناتور سنتور در ۲۵ روز قبل، جمعه ۱۹ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۱۹:۰۳ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۱۰۲:
آن که حظ آفرید و روزی داد
یا فضیلت همی دهد یا بخت
سعدی جان
فلک به مَردمِ نادان دهد زِمامِ مراد
تو اهل فضلی و دانش، همین گناهت بس
حضرت حافظ
یافت در بی بصری گمشده خود یعقوب
بصر از هر که گرفتند بصیرت دادند
صائب تبریزی
بزرگی گفت : اگر خواهی حقارت
دنیا دریابی، بنگر تا با چه کسان است.
شیخ بهایی
فلک ابله و بدگهر پرورد
جهاندار، فضل و هنر پرورد
امثال و حکم دهخدا
روزگار سفله دونان را نوازش می کند
زان سبب انگشت کوچک قابل انگشتریست
میرزا طاهر وحید
سناتور سنتور در ۲۵ روز قبل، جمعه ۱۹ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۱۸:۵۰ دربارهٔ شیخ بهایی » کشکول » دفتر چهارم - قسمت دوم » بخش دوم - قسمت دوم:
آن که حظ آفرید و روزی داد
یا فضیلت همی دهد یا بخت
سعدی جان
فلک به مَردمِ نادان دهد زِمامِ مراد
تو اهل فضلی و دانش، همین گناهت بس
حضرت حافظ
یافت در بی بصری گمشده خود یعقوب
بصر از هر که گرفتند بصیرت دادند
صائب تبریزی
بزرگی گفت : اگر خواهی حقارت
دنیا دریابی، بنگر تا با چه کسان است.
شیخ بهایی
فلک ابله و بدگهر پرورد
جهاندار، فضل و هنر پرورد
امثال و حکم دهخدا
سناتور سنتور در ۲۵ روز قبل، جمعه ۱۹ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۱۸:۴۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۱:
در کوی عشق شوکت شاهی نمیخرند
اقرار بندگی کن و اظهار چاکری
حضرت حافظ
سعدی تو کیستی که دم دوستی زنی
دعوی بندگی کن و اقرار چاکری
سعدی جان
سعدی تو کیستی که دم از عشق می زنی
دعوی بندگی کن و اقرار چاکری
شیخ بهایی
سناتور سنتور در ۲۵ روز قبل، جمعه ۱۹ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۱۸:۴۳ دربارهٔ شیخ بهایی » کشکول » دفتر چهارم - قسمت دوم » بخش دوم - قسمت دوم:
در کوی عشق شوکت شاهی نمیخرند
اقرار بندگی کن و اظهار چاکری
حضرت حافظ
سعدی تو کیستی که دم دوستی زنی
دعوی بندگی کن و اقرار چاکری
سعدی جان
سعدی تو کیستی که دم از عشق می زنی
دعوی بندگی کن و اقرار چاکری
شیخ بهایی
سناتور سنتور در ۲۵ روز قبل، جمعه ۱۹ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۱۸:۴۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴۳:
در کوی عشق شوکت شاهی نمیخرند
اقرار بندگی کن و اظهار چاکری
حضرت حافظ
سعدی تو کیستی که دم دوستی زنی
دعوی بندگی کن و اقرار چاکری
سعدی جان
سعدی تو کیستی که دم از عشق می زنی
دعوی بندگی کن و اقرار چاکری
شیخ بهایی
سناتور سنتور در ۲۵ روز قبل، جمعه ۱۹ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۱۸:۳۲ دربارهٔ قائم مقام فراهانی » منشآت » نامههای فارسی » شمارهٔ ۱۷ - این مکتوب را معلوم نیست که قائم مقام به کی نوشته است:
نصیحت داروی تلخ است و باید
که با جُلّاب در حلقت چکانند
چنین سَقمونیای شکرآلود
ز داروخانهٔ سعدی ستانند
سعدی جان
چه خوش گفت یک روز دارو فروش
شفا بایدت داروی تلخ نوش
اگر شربتی بایدت سودمند
ز سعدی ستان تلخ داروی پند
سعدی جان
چه خوش گفت آن مرد دارو فروش
شفا بایدت داروی تلخ نوش
ملا احمد نراقی
چه خوش گفت آن مرد داروفروش
شفا بایدت داروی تلخ نوش
قائم مقام فراهانی
از این پیش گفتند ارباب هوش
شفا بایدت ، داروی تلخ نوش
امثال و حکم دهخدا
نصیحت که خالی بود از غرض
چو داروی تلخ است ، دفع مرض
سعدی جان
که را سرکه دارو بود بر جگر
شود ز انگبین درد او بیشتر
فردوسی
مگو شهد شیرین شکر فایق است
کسی را که سقمونیا لایق است
سعدی جان
سرشت ست باری شفا در عسل
نه چندان که زور آورد با اجل
عسل خوش کند زندگان را مزاج
ولی درد مردان ندارد علاج
رمق مانده ای را که جان از بدن
برآمد ، چه سود انگبین در دهن ؟
سعدی جان
سعدیا داروی تلخ از دست دوست
به که شیرینی ز دست دیگری
سعدی جان
نصیحت که خالی بود از غرض
چو داروی تلخ است ، دفع مرض
سعدی جان
سناتور سنتور در ۲۵ روز قبل، جمعه ۱۹ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۱۸:۲۸ دربارهٔ ملا احمد نراقی » معراج السعادة » باب چهارم » معالجه کراهت از مذمت:
نصیحت داروی تلخ است و باید
که با جُلّاب در حلقت چکانند
چنین سَقمونیای شکرآلود
ز داروخانهٔ سعدی ستانند
سعدی جان
چه خوش گفت یک روز دارو فروش
شفا بایدت داروی تلخ نوش
اگر شربتی بایدت سودمند
ز سعدی ستان تلخ داروی پند
سعدی جان
چه خوش گفت آن مرد دارو فروش
شفا بایدت داروی تلخ نوش
ملا احمد نراقی
چه خوش گفت آن مرد داروفروش
شفا بایدت داروی تلخ نوش
قائم مقام فراهانی
از این پیش گفتند ارباب هوش
شفا بایدت ، داروی تلخ نوش
امثال و حکم دهخدا
نصیحت که خالی بود از غرض
چو داروی تلخ است ، دفع مرض
سعدی جان
که را سرکه دارو بود بر جگر
شود ز انگبین درد او بیشتر
فردوسی
مگو شهد شیرین شکر فایق است
کسی را که سقمونیا لایق است
سعدی جان
سرشت ست باری شفا در عسل
نه چندان که زور آورد با اجل
عسل خوش کند زندگان را مزاج
ولی درد مردان ندارد علاج
رمق مانده ای را که جان از بدن
برآمد ، چه سود انگبین در دهن ؟
سعدی جان
سعدیا داروی تلخ از دست دوست
به که شیرینی ز دست دیگری
سعدی جان
نصیحت که خالی بود از غرض
چو داروی تلخ است ، دفع مرض
سعدی جان
سناتور سنتور در ۲۶ روز قبل، جمعه ۱۹ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۱۸:۱۹ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۲۹ - حکایت مأمون با کنیزک:
نصیحت داروی تلخ است و باید
که با جُلّاب در حلقت چکانند
چنین سَقمونیای شکرآلود
ز داروخانهٔ سعدی ستانند
سعدی جان
چه خوش گفت یک روز دارو فروش
شفا بایدت داروی تلخ نوش
اگر شربتی بایدت سودمند
ز سعدی ستان تلخ داروی پند
سعدی جان
چه خوش گفت آن مرد داروفروش
شفا بایدت داروی تلخ نوش
قائم مقام فراهانی
از این پیش گفتند ارباب هوش
شفا بایدت ، داروی تلخ نوش
امثال و حکم دهخدا
نصیحت که خالی بود از غرض
چو داروی تلخ است ، دفع مرض
سعدی جان
که را سرکه دارو بود بر جگر
شود ز انگبین درد او بیشتر
فردوسی
مگو شهد شیرین شکر فایق است
کسی را که سقمونیا لایق است
سعدی جان
سرشت ست باری شفا در عسل
نه چندان که زور آورد با اجل
عسل خوش کند زندگان را مزاج
ولی درد مردان ندارد علاج
رمق مانده ای را که جان از بدن
برآمد ، چه سود انگبین در دهن ؟
سعدی جان
سعدیا داروی تلخ از دست دوست
به که شیرینی ز دست دیگری
سعدی جان
نصیحت که خالی بود از غرض
چو داروی تلخ است ، دفع مرض
سعدی جان
مهدی جیبا در ۲۵ روز قبل، شنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۰۲:۲۵ دربارهٔ سام میرزا صفوی » تذکرهٔ تحفهٔ سامی » صحیفهٔ پنجم در ذکر شعرا » ۲۶۶- مولانا عبدالله هاتفی: