یک عمر به سر بردیم، با ناله و افغانها
ما در سر کوی دوست، بلبل به گلستانها
حسنی که بود در عشق، بیطعنه و بهتان نیست
خوش آنکه نیندیشد از طعنه و بهتانها
ما وصف دهان یار ز اغیار نهان گوییم
کآب حیوان را نیست قدری برِ حیوانها
از کفر سر زلفش، یک شمه بیان کردند
بر باد فنا دادند ایمان مسلمانها
گل گرچه دو روزی بیش در ساحت گلشن نیست
حسن گل و قبح خار، باقی است به دستانها
دندان سلامت را آنگاه تو دانی قدر
کت نیم شبی خیزد درد از بن دندانها
تا در دل شب آیا بیدار که را بینند؟
اجرام سماواتی زآنند نگهبانها
خواهی که دری کوبی، باری در نیکان کوب
تا باز کنندت در، بیمنّتِ دربانها
پیمانشکنان زاول پیمانهشکن بودند
پیمانه چو بشکستند، شد نوبتِ پیمانها
گر هر که نمک میخورد، میداشت نمک منظور
با سنگ نمیگردید طی عمر نمکدانها
تغییر زبان و خط جز سیر جهالت نیست
کو گوش که ننیوشد افسانهٔ نادانها
این طرفه غزل (صابر) بشکست غزلها را
گویی نه برابر کن با دفتر و دیوانها
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان درد و رنجی میپردازد که در عشق و دوستی به وجود میآید. شاعر از سالها ناله و شوق در عشق میگوید و تأکید میکند که عشق واقعی باید بدون تهمت و طعنه باشد. او در وصف زیبایی محبوبش از دیگران صحبت میکند و به بیارزشی کلمات میپردازد، زیرا درک حقیقی محبت فراتر از الفاظ است.
شاعر به گذرایی زیباییها اشاره میکند و میگوید که اکنون که بر مشکلات آگاه شدهایم، باید ارزشها را بشناسیم. دلزدگی و ناامیدی در عشق دیده میشود و دربارهی پیمانهای شکسته و عدم وفاداری نظر میدهد. او همچنین به بیفایده بودن تغییرات ظاهری بدون درک عمیق و پندآموز از زندگی اشاره میکند.
در نهایت، شاعر از شکست غزلها و ناامیدی در ابراز احساسات سخن میگوید و حسرتی برای عدم فهم درست عشق و دوستی را بیان میکند.
هوش مصنوعی: ما سالها را صرف کردیم، در حالتی از غم و ناله؛ در نزدیکی معشوق، مانند بلبلها در باغهای گل.
هوش مصنوعی: عشق واقعی باید خالص و بدون عیبجویی باشد. افرادی که از طعنه و سرزنش دیگران غافلاند و به عشق خود فکر میکنند، خوشبختترند.
هوش مصنوعی: ما از زیبایی و شیرینی کلام محبوب خویش با دیگران سخن نمیگوییم، زیرا ارزش و اهمیت زیبایی آن به اندازهای است که برای هر کس قابل درک نیست.
هوش مصنوعی: از زیبایی و جذابیت موهای او، نشانههایی از کفر میچشد و باعث میشود ایمان مسلمانها به آسانی نابود شود.
هوش مصنوعی: گل با اینکه فقط برای چند روز در باغ گل وجود دارد، زیبایی آن و زشتی خار همواره در ذهن مردم باقی میماند.
هوش مصنوعی: وقتی دندانهایت سالم هستند، متوجه ارزش آنها نمیشوی. اما وقتی نیمه شب ناگهان درد از عمق دندانهایت آغاز میشود، آن را بهتر درک میکنی.
هوش مصنوعی: در دل شب، آیا کسی را بیدار میبینند؟ اجرام آسمانی مانند نگهبانانی هستند که در آسمان حضور دارند.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به جایی دسترسی پیدا کنی، باید ابتدا خود را در نظر نیکان و افراد شایسته مطرح کنی تا در را به رویت بگشایند، بدون اینکه زحمتی به دوش دربانها بیندازی.
هوش مصنوعی: حاضر بودند که پیمانهای خود را بشکنند، مانند کسی که پیمانه را میشکند. وقتی پیمانه شکسته شد، اکنون نوبت به شکستن پیمانها رسیده است.
هوش مصنوعی: اگر هر کس که نمک میخورد، به مقدار لازم از نمک استفاده میکرد، دیگر سنگها به مرور زمان به نمکدانها تبدیل نمیشدند. این جمله به این معنی است که اگر افراد به مسئولیتهای خود درست عمل کنند و در کارها دقت و توجه داشته باشند، نتایج بهتری خواهند داشت و مشکلات کمتری ایجاد میشود.
هوش مصنوعی: تغییر زبان و خط فقط نشاندهندهٔ گسترش نادانی است، چرا که کسی نیست که به داستانهای نادانان گوش فرا دهد.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و خاص بودن یک غزل اشاره دارد و میگوید که این غزل به قدری زیباست که میتوان آن را بهتر از بقیه غزلها و آثار دیگر دانست. به نوعی، این غزل در مقایسه با همهی دیوانها و دفاتر شعر، به نظر میرسد که خود را متمایز و برتر کرده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای در دل مشتاقان از عشق تو بستانها
وز حجت بیچونی در صنع تو برهانها
در ذات لطیف تو حیران شده فکرتها
بر علم قدیم تو پیدا شده پنهانها
در بحر کمال تو ناقص شده کاملها
[...]
مشتاق تو در کویت از شوق تو سرگردان
از خلق جدا گشته خرسند بخلقانها
از سوز جگر چشمی چون حلقه گوهرها
وز آتش دل آهی چون رشته مرجانها.
وقتی دل سودایی میرفت به بستانها
بی خویشتنم کردی بوی گل و ریحانها
گه نعره زدی بلبل گه جامه دریدی گل
با یاد تو افتادم از یاد برفت آنها
ای مهر تو در دلها وی مهر تو بر لبها
[...]
ای کرده به عشق تو دل پرورش جانها
گردون چو رخت ماهی نادیده به دورانها
آن را که چو تو سروی در خانه بود دایم
از بیخبری باشد رفتن سوی بستانها
آن را که گل رویش زردی ز غمت گیرد
[...]
از پیرهنت بویی آمد به گلستانها
کردند پر از نکهت گلها همه دامانها
با رشته همه چاکی شد دوخته وین طرفه
کز رشته زلف تست این چاک گریبانها
تا خوان جمالت را آراست به سبزی خط
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.