گنجور

حاشیه‌گذاری‌های محسن عبدی

محسن عبدی

تاریخ پیوستن: ۱۴م شهریور ۱۴۰۴

آمار مشارکت‌ها:

حاشیه‌ها:

۲۲۹

ویرایش‌های تأیید شده:

۷


محسن عبدی در ‫۸ ماه قبل، جمعه ۱۰ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۳۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی گرشاسپ » بخش ۱ - تاج‌گذاری گرشاسپ، حملهٔ دوبارهٔ افراسیاب و آمادگی رستم برای نبرد:

بله در متن داستان این قسمت هم کاملا مشخص است که تخت بدون پادشاه است و به جز سه بیت اول هیچ اشاره دیگری به وجود پادشاهی گرشاسپ نشده و در طی این قسمت به دنبال پادشاه هستند و کیقباد را انتخاب می کنند.

متن داستان با عنوان هماهنگ نیست و ایراد کار واضح است.

محسن عبدی در ‫۸ ماه قبل، جمعه ۱۰ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۱:۰۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۶:

دست در حلقهٔ آن زلفِ دوتا ...

دوتا به معنی خمیده است.

مثل پشت دوتا 

خاقانی هم گفته:

تنم چون رشتهٔ مریم دوتا است

دلم چون سوزن عیساست یکتا

محسن عبدی در ‫۸ ماه قبل، پنجشنبه ۹ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۱۳ در پاسخ به افسانه چراغی دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۶۵ - شنیدن خسرو از اوصاف شِکر خانمِ اسپهانی (اصفهانی):

چو ویسه فتنه‌ای در شهد‌بوسی ...

با سلام

در چند جای دیگر هم این مطلب را ذکر کرده اید

ولی هر دو تلفظ درست و کلمات زیادی داریم که به مقتضای وزن و قافیه با تلفظ مختلفی خوانده می شوند و هر دو هم درست است

عیسی و عیسا

سخَن و سخُن

و فراوان از این دست

بنابراین شایسته است تاکید بیش از حد بر تلفظ خاصی نکنیم.

 

محسن عبدی در ‫۸ ماه قبل، پنجشنبه ۹ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۱:۵۷ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۶۴ - صفت داد و دهِش خسرو:

زمین تا آسمان رانی گشاده ثریا تا ثری خوانی نهاده

ثری به معنی خاک و زمین

محسن عبدی در ‫۸ ماه قبل، چهارشنبه ۸ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۹:۱۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۶:

لفظ تغییر در کنار قضا و قدر، لفظ تقدیر را هم به ذهن متبادر می‌کند و به نوعی ایهام تبادر محسوب می شود.

محسن عبدی در ‫۸ ماه قبل، چهارشنبه ۸ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۸:۵۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۶:

در بیت دوم قدر با قضا ایهام تناسب دارد.

قدر به معنی اندازه و میزان آمده ولی با قضا به معنای تقدیر هم هست.

محسن عبدی در ‫۹ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ دی ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۴۷ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵۸ - کوه کندن فرهاد و زاری او:

ز هر بقعه شدندی سنگ‌سایان ...

سنگسا: سنگتراش

محسن عبدی در ‫۹ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ دی ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۴۳ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵۸ - کوه کندن فرهاد و زاری او:

بدین بی‌روغنی مغز دماغم غم دل ...

بی روغنی:کنایه از ضعف

با چراغ ایهام تناسب دارد

محسن عبدی در ‫۹ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ دی ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۴۱ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵۸ - کوه کندن فرهاد و زاری او:

درین منزل که پای از پویه ...

رسیدن به مقصود

شدن از جهان و مردن

محسن عبدی در ‫۹ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ دی ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۳۹ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵۸ - کوه کندن فرهاد و زاری او:

به تو باد هلاکم می‌دواند خطا گفتم که خاکم می‌دواند

خاک دوانیدن ظاهرا کنایه از مردن است.

محسن عبدی در ‫۹ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ دی ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۳۴ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵۸ - کوه کندن فرهاد و زاری او:

ز بی‌شرمی کسی کاو شوخ‌دیده‌ ...

ولی اگر مثل نرگس بی شرم و گستاخ باشی، کلاه زر به تو می دهند. گل نرگس وسطش زرد است و برگهایش سفید.

بنفشه خمیده است و رو به پایین

محسن عبدی در ‫۹ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ دی ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۳۲ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵۸ - کوه کندن فرهاد و زاری او:

بر آن کس چون ببخشد نشو خاکی‌؟ ...

اگر مثل بنفشه سر به زیر و شرمناک باشی چیزی به تو نمی دهند.

محسن عبدی در ‫۹ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ دی ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۳۱ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵۸ - کوه کندن فرهاد و زاری او:

کسی را روبرو از خلق بخت است ...

کسی بخت و اقبال دارد که مانند اینه سخت رو و بی شرم باشد. عامیانه این است که هر چه پررو تر باشی بیشتر شانس داری.

محسن عبدی در ‫۹ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ دی ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۲۹ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵۸ - کوه کندن فرهاد و زاری او:

تراشم سنگ و این پنهانی‌ام ...

سنگ در پیشم است که می تراشم در پیشانی ام نیست و سنگ پیشانی نیستم. سنگ پیشانی کنایه از بیشرمی است.

محسن عبدی در ‫۹ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ دی ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۱۳ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵۸ - کوه کندن فرهاد و زاری او:

ندانم خصم را غالب‌تر از خویش ...

از نظر طلسم و جادو و نام آن ها و حروف مربوط، فرهاد باید بر پرویز غالب باشد ولی برعکس شده

محسن عبدی در ‫۹ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ دی ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۱۱ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵۸ - کوه کندن فرهاد و زاری او:

ز پرویز و ز شیرین و ز فرهاد ...

ظاهرا اشاره به مبحث طلسم و جادو دارد در خصوص اسامی و حروف آن ها

محسن عبدی در ‫۹ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ دی ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۰۵ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵۸ - کوه کندن فرهاد و زاری او:

کشم هر لحظه جوری نونو از تو ...

جوجو یعنی پاره پاره

هر لحطه جوری تازه از تو می کشم

که همه این جورها اندازه یک جو کوچک است نزد تو

ای که از تو پاره پاره ام

بین جو و جور و جوجو جناس ایجاد کرده

محسن عبدی در ‫۹ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ دی ۱۴۰۴، ساعت ۲۲:۵۹ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵۸ - کوه کندن فرهاد و زاری او:

اگر نگذاری ای شمع طراز‌م که پیهی در چراغت می‌گدازم

که مانند پیهی در چراغ بگدازم

محسن عبدی در ‫۹ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ دی ۱۴۰۴، ساعت ۲۲:۵۷ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵۸ - کوه کندن فرهاد و زاری او:

و گر خاکم تو ای گنج خطرناک ...

گنج خطرناک: گنج بزرگ و ارزشمند

محسن عبدی در ‫۹ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ دی ۱۴۰۴، ساعت ۲۲:۵۶ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵۸ - کوه کندن فرهاد و زاری او:

چه بد کردم؟ که با من کینه ...

بد افتد گر بدی کردم نگویی:

بد باشد اگر من بدی ای کرده ام و نمی گویی

۱
۲
۳
…
۱۲