رضا از کرمان در ۴ ماه قبل، شنبه ۵ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۲۷ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۶۳ - مثل:
درود
هرگاه غمی برایت پدید بیاید اگر عاقل وچست باشی پیرامون این اندوه وغم جستجو وکاوش خواهی کرد
شاد باشی
رضا از کرمان در ۴ ماه قبل، شنبه ۵ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۲۵ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۶۳ - مثل:
درود
عارفان کلام وعملشان زیباست وشاهدی بر وصل به آستان حضرت حق است و هر دوصورت زیبا ومطلوب است وگواهی بر باروری فکری ورستاخیز درونی ایشان است
شاد باشی
رضا از کرمان در ۴ ماه قبل، شنبه ۵ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۲۰ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۶۳ - مثل:
درود
حقیقت زاد نیست یعنی حقیقت زاییدنی نیست
من گفتم که حالات روحانی وعرفانی واصلان حق زاییده شده است ولی در حقیقت این حالات زادنی نیست بلکه برای فهم عامه وارشاد سالکان چنین گفتیم
شاد باشی
رضا از کرمان در ۴ ماه قبل، شنبه ۵ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۱۶ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۶۳ - مثل:
درود
مولانا از ابیات قبلی داره با آوردن تمثیلاتی به تبیین اینکه جزو که پا بر جاست ومشهوده یادآور ویادگار لذت قبلی است پرداخته
در اینجا میگه به دیگ در حال جوش نگاه کن که حبابهای حاصل از جوشیدن آب بر روی سطح قابل مشاهدهاند بدلیل اتشی است که در زیر دیگ پنهان شده است معنی ده انگشت را خودم درست نفهمیدم متاسفانه
شاد باشی عزیز
M Y در ۴ ماه قبل، شنبه ۵ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۰۸ دربارهٔ ابن یمین » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ١۵٩:
انسان آزاده اگرچه خوش بیان(اخلاق) و عاقل و داناست، زمانی محترم است که از گوشمالی و سرزنش دیگران بینیاز باشد. (تاثیری در خلق و خو و رفتار او پدید نیاید.)
کسی که محتاج خلق (در ستایش یا سرزنش نکردن او توسط دیگران) باشد، حتی اگر در علم مانند ابوعلی سینا باشد، خوار است.
رضا از کرمان در ۴ ماه قبل، شنبه ۵ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۰۵ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۶۳ - مثل:
درود
میگه جز پابرجا مانده وآن لذت اولیه فراموش شده ولی شاید از یاد نرفته ودر ناخوداگاه تو باقیست
پنج وهفت میشه گفت تمام وجود آدمی شامل جسم ،حواس وقوای ذهنی وباطنی
اطبای قدیم آدمی را متشکل از هفت عضو بیرونی وهفت عضو درونی میدانستند
دو دست ،دو پا، سر ،سینه وپشت اعضای بیرونی و
معده، جگر ،دل،دماغ،سپرز،شش وزهره اعضای درونی نامیده میشدند (سپرز = طحال)
پنج هم مراد از پنج حس آدمی است
مرجع شرح مثنوی کریم زمانی
شاد باشی عزیز
فریما دلیری در ۴ ماه قبل، شنبه ۵ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۱۵:۵۶ دربارهٔ جهان ملک خاتون » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۱۸:
به به
رضا از کرمان در ۴ ماه قبل، شنبه ۵ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۱۵:۵۶ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۶۳ - مثل:
درود
بیت قبل
از زمانی که اجزای تو از عدم بوجود آمدند شادی وغمهای بسیاری دیده
وتا شادی ولذت نعمت الهی نباشد اجزای تو پدید نمیامد وبر عکس پیچ وتاب غم باعث لاغری ونابودی اجزای تو میگردد
شاد باشی
رضا از کرمان در ۴ ماه قبل، شنبه ۵ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۱۵:۴۹ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۶۳ - مثل:
درود
تو هنوز مانند خمیر خامی در خمره گلی تن خود جاخوش کردهای گرچه در تنور روزگار عمری گذراندهای ولی هنوز پخته وکامل نشدهای
یا مثل گیاه خشکی بر بلندای تپهای میمانی که پا وریشهاش اسیر گل است و با حرکت باد هوس از خود جنبش نشان میدهد
نادان تو مثل قوم موسی چهل سال در بیابان سوزان ماندهای توضیحا حضرت موسی ع میخواست قوم بنی اسراییل را از مصر به سرزمین موعود یا همان ارض اقدس ببرد که آنان بنای آزار وبهانه جویی گرفتند و چهل سال در بیابان تیه ظاهرا صحرای سینا سرگردان وحیران گشتند وهرچه میرفتند به مقصد نمیرسیدند که هیچ بلکه چون مینگرند فقط در جا زدهاند ومیگوید تو نیز اکنون همچون ایشان سرگردان وحیرانی چون در تیه دنیا فقط در جا میزنی
تیه = سرگردانی وحیرانی
طینه = گل
شاد باشی
بابک بامداد مهر در ۴ ماه قبل، شنبه ۵ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۱۵:۴۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۸۴:
طوق قمر شکسته ای فوق فلک نشسته ای...درقسمتهایی خوانش باید اینگونه باشد البته نگارش ثبت شده شایدبراساس مکالمه روزمره ولهجه شاعرباشد
ali solgi در ۴ ماه قبل، شنبه ۵ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۱۵:۱۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۲۶:
منظور گوهر درونی بوده که درست است در حبس گیرافتاده اماچیزی از حسن وگنج درونی او کم نمیشود چه در حبس باشد یا ازاد گوهر گوهراست
داریوش ابونصری در ۴ ماه قبل، شنبه ۵ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۱۴:۵۹ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۴۵:
مهندس فزون آمدی صد هزار
واژه مهندس که ما امروز بعنوان کارشناس بکار میبریم به توصیف استاد فریدون جنیدی معرب شدهء اندازه در زبان فارسیست و به کسی اطلاق میشود که با اندازه و علوم دقیق سروکار دارد. این نام دوباره از عربی وارد زبان پارسی شده. هندسه اندسه اندازه همه یکیست
افسانه چراغی در ۴ ماه قبل، شنبه ۵ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۱۴:۴۸ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۱۱ - صفت شیرویه و انجام کار خسرو:
سر پرستی: ریاست و بزرگی، پرستیدن سر، طلب بزرگی داشتن
داریوش ابونصری در ۴ ماه قبل، شنبه ۵ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۱۴:۲۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان بیژن و منیژه » بخش ۱:
شبی چون شبه روی شسته بقیر
در مصرع " شبی چون شبه روی شسته بقیر" حرف "ها" در آخر کلمهء شبه های غیر ملفوظ است و آنرا مانند شبح نباید خواند و طوری باید خواند که شبه در واژهء یکشبه خوانده میشود. هنوز هم در زبانهای ایرانی آنرا شوه بیان میکنند پس از شوه هم بر میآید که های غیر ملفوظ است و این موضوع بویژه در دکلمه این سروده اهمیت دارد. بیشتر ما بخاطر ناآشنایی و در دسترس نبودن این سنگ تلفظش برایمان کمی غریب است و آنرا به نادرست مانند شبح میخوانیم. برخی این سنگ را شَبَق میخوانند که معَرب شَپَک در زبان پارسیست.
افسانه چراغی در ۴ ماه قبل، شنبه ۵ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۱۴:۱۲ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۱۱ - صفت شیرویه و انجام کار خسرو:
بَخته: گوسفندِ نرِ سه ساله
یوسف شیردلپور در ۴ ماه قبل، شنبه ۵ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۲۹ در پاسخ به رضا ساقی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۲:
جناب آقای رضا ساقی عزیز بینهایت از توجه والبته توضیحات حضرت عالی ممنونم وسپاس گذار
واقعاکه استفاده کردیم همین الانم در دل جنگل های شمال روستایی بکر که حتی گاز وبرق هم نداریم این شعر وغزل را که باصدای ملکوتی فرازمینی استاد شجریان در حال پخش است گوش میکنم با همراهی استاد مشکاتیان ومحمد موسوی اجرای خصوصی میخانه ومی
چه لذتی بهتر از این
حق نگهدارتان 💛🌿💗🗨️🌿❤️❤️
یوسف شیردلپور در ۴ ماه قبل، شنبه ۵ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۰۲ در پاسخ به حبیب زرگران دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۲:
درود برشما آقا حبیب عزیز بینهایت دلنشین گوشنواز است صدای استاد شجریان مانند همیشه مسحور کننده است 💕💕💝💝❣️❣️💙
افسانه چراغی در ۴ ماه قبل، شنبه ۵ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۱۲:۴۵ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۰۶ - تمثیل موبد سوم:
گرگ استعاره از مرگ است و شبان استعاره از انسان که با مرگ دست و پنجه نرم میکند. سرانجام چون زور مرگ بیشتر است، شبان باید بناچار خرقه خود را بیرون آورد یعنی جان خود را تقدیم کند.
خرقه بازی در اینجا یعنی جان سپردن
رضا از کرمان در ۴ ماه قبل، شنبه ۵ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۰۸:۴۲ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۶۳ - مثل:
درود
از دوبیت قبل مولانا داره احوال عارفان را بیان میکند ومیگه مستان وصال که مقصود مردان الهی است ، (موالید) از عناصر اربعه زاده نشده اند که بتوان با حواس پنجگانه آنان را دریافت ومنظور ابصار گردند بلکه آنان از تجلی حضرت حق بوجود آمده اند پس قطعا از دید معمولی خارج ومستورند .
شاد باشی
رضا از کرمان در ۴ ماه قبل، شنبه ۵ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۳۳ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۶۳ - مثل: