گنجور

حاشیه‌ها

یوسف شیردلپور در ‫۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۲۲:۱۲ در پاسخ به محمد ع دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳:

جناب آقای محمد درود برشما 

واقعاکه غوغایست این شعر وغزل وصد البته که نوای نی مسیحی هایی استاد بزرگوار جناب آقای محمد موسوی و صدای از خود بی خود نمای استاد شجریان... اجرای خصوصی دیده مشتاق 🌹🌹🌹🖐️🖐️🖐️

احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۲۱:۳۴ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:

مصرع دوم بیت شماره 2، یعنی «تسبیح درآویزد، زُنّار دراندازد» در نسخه عبدالرسولی به شکل زیر ثبت شده است که کاملا با مصرع نخست سازگار است:

«تسبیح درآموزد، ُزنّار دراندازد»

درخور یادآوری است که حتی در زیرنویس صفحه 578 نسخه علی سجادی آمده است که از نظر آماری، بین «درآموزد» و «درآویزد»، برتری با نخستین واژه است؛ یعنی واژه «درآویزد» تنها در یک نسخه خطی ثبت شده است.

گفتنی است که در این بیت «تسبیح» عبارت است از «سبحان‌الله گفتن».

اما یک پرسش جدی و بسیار ساده: مگر کافر تسبیح دارد که آنرا مثلا کنار بگذارد؟ یعنی، با وجود شکل کنونی مصرع دوم، رابطۀ معنایی بین دو مصرع قطع شده است. اگر بیت را به شکل زیر بنویسیم:

«کافر که رخش بیند با معجزهٔ لعلش/تسبیح درآموزد، زُنّار دراندازد»،

معنی آن کاملا روشن می‌شود: کافر که رخ او را با معجزۀ لعلش ببیند، گفتن سبحان‌الله می‌آموزد و زنّار می‌اندازد.

 

*هرکس–دقیقا هرکس–که در کار بررسی این بیت، مصرع نخست را از نظر بیندازد و تنها روی مصرع دوم و مفهوم‌های محدود متمرکز شود، به آسانی دچار خطا خواهد شد.

*به گفتۀ دیگر، بزرگترین خطر در انجام هر کار–از جمله پژوهشی–افتادن به دام نگرش موضعی و فریب ذهن است.

محسن عبدی در ‫۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۲۱:۱۲ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۳۸ - شیرکشتن خسرو در بزم‌گاه:

بر آمد تندشیری بیشه‌پرورد که ...

برآمد تند، شیری بیشه‌پرورد

تندشیر سر‌هم نوشته شده که صحیح نیست.

محسن عبدی در ‫۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۲۱:۱۰ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۳۸ - شیرکشتن خسرو در بزم‌گاه:

شراب و عاشقی هم‌دست گشته شهنشه زین دومی سرمست گشته

دو می صحیح است. یعنی می عشق و می حقیقی

در متن به صورت دومی نوشته شده.

محسن عبدی در ‫۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۲۱:۰۲ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۳۷ - صفت بهار و عیش خسرو و شیرین:

چو گل بر نرگسش کرده نظاره به ...

بیت دارای حسن تعلیل است.

محسن عبدی در ‫۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۲۰:۵۸ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۳۷ - صفت بهار و عیش خسرو و شیرین:

غزال شیرمست از دل‌نوازی به ...

شیرمست: ویژگی شیرخواره‌ای که از بسیار خوردن شیر سرمست و سرحال شده.

محسن عبدی در ‫۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۲۰:۵۶ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۳۷ - صفت بهار و عیش خسرو و شیرین:

هوا بر سبزه گوهرها گسسته زمرد را به مروارید بسته

وصف شبنم بر برگ ها

زمرد سبز رنگ

مروارید هم قطره شبنم

محسن عبدی در ‫۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۲۰:۵۴ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۳۷ - صفت بهار و عیش خسرو و شیرین:

زمین نطع شقایق‌پوش گشته شقایق مهد مرزن‌گوش گشته

مرزن‌گوش یا مرزنجوش : گیاهی است سبز و خوشبو با شاخه های بلند و گل های کبود و برگ هایی که مانند گوش موش است .

محسن عبدی در ‫۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۲۰:۵۰ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۳۷ - صفت بهار و عیش خسرو و شیرین:

شمال انگیخته هر سو خروشی زده بر گاو چشمی پیل گوشی

پیلگوش: نوعی سوسن که آن را آسمانگون گویند و بر کنار آن نقطه های سیاه بود مانند خالی که بر روی خوبان باشد و رخنه های کوچک دارد.

بردیا در ‫۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۲۰:۴۷ دربارهٔ طبیب اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۳:

دُردی درو نماند این کاسه سرنگون است 

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۱۱ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۴:

چو طوطی ، خطِّ او ، پَر سَر بر آورد

رضا از کرمان در ‫۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۴۳ دربارهٔ ایرج میرزا » قطعه‌ها » شمارهٔ ۷۸ - دو هدیه:

درود  

  خانم دره المعانی وندیم الملوک دوتن از زنان پیشگام در آموزش دختران در ایران در عصر خفقان قاجار ودوره مشروطه بوده اند  وایرج در فراق و رثای  دره المعانی نیز شعر دیگری نیز سروده اند  روحشان شاد باد 

  شاد باشید 

ali solgi در ‫۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۴۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۲۱:

گویند فلان سربریم جوگندنا گویند فلانی راسربریم همچون جو که درفصل بهار سبزه جو چون زیاد بود یکبار سر انرا میزدندهمچون گندنا سیروتره وپیاز 

امیرحسین صدری در ‫۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۲۵ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۵۱:

ناتوانی ، ناتوانی میکند !

عجب رسمیه ، رسم زمونه

رضا از کرمان در ‫۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۱۹ دربارهٔ ایرج میرزا » قالب‌های نو » شمارهٔ ۱ - در رثاء درة المعالی:

درود 

 این شعر در رثای خانم دره المعانی سروده شده  و نشان از قدردانی ایرج میرزا از خدمات ایشان به فرهنگ وتوسعه علم ودانش توسط  وی دارد 

 سرکار خانم دره المعانی یکی ازپیشگامان آموزش دختران ایرانی در عصر مشروطیت بوده در آن دوره که تحصیل دختران واصولا آزادی بانوان  ممنوع بوده ایشان با تاسیس مدارسی برای تحصیل دختران با هزینه شخصی خود تابو شکنی کرده ایشان معتقد به این اصل بودند که با  وجود زنان تحصیل کرده جامعه رشد خواهد کرد واز دامان زنان درس خوانده فرزندان با کمالات  ظهور خواهد نمود  ایرج میرزا در قطعه دو هدیه  با مطلع 

آمد مرا دوهدیه چو دو قرص مهر وماه 

با نامه ای  دو چون دو طبق گوهر ثمین 

از ایشان وسرکار خانم ندیم الملوک که ایشان نیز از پیشگامان آموزش دختران در آن دوره بوده اند   به نیکی یاد کرده که خواندن آن را توصیه میکنم  روحشان شاد وقرین رحمت الهی باد 

علیرضا اصفهانی در ‫۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۰۰ دربارهٔ عبید زاکانی » موش و گربه:

سلام
در بیت ۱۸ : می‌شنیدم هرآنچه می‌گفتی ---- آروادین قحبه مسلمانا مصرع دوم از وزن خارج شده. 
به نظر شما کار خود شاعر است یا راویان؟

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۱۲:۳۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۸:

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۸
                         
خوابم ببسته‌ای ، بگشا ای قمر نقاب
تا سجده‌هایِ شکر کند ، پیشت آفتاب

دامانِ تو گرفتم و دستم بتافتی
هین دست درکشیدم ، روی از وفا متاب

گفتی مکن شتاب ، که آن هست فعلِ دیو
دیو او بوَد ، که می‌نکند سویِ تو شتاب

یا رب کنم ، ببینم بر درگهِ نیاز
چندین هزار یا رب ، مشتاقِ آن جواب

از خاک بیشتر دل و جان‌هایِ آتشین
مستسقیانه ، کوزه گرفته که آب آب

بر خاک رحم کن ، که از این چار عنصر ، او
بی دست و پاتر آمد ، در سیر و انقلاب

وقتی که او سبک شود ، آن باد پایِ او ست
لنگانه برجهد دو سه گامی ، پیِ سحاب

تا خنده گیرد از تکِ آن لنگ ، برق را
واندر شفاعت آید ، آن رعدِ خوش خطاب

با ساقیانِ ابر بگوید ، که برجهید
کز تشنگانِ خاک ، بجوشید اضطراب

گیرم که من نگویم ، آخر نمی‌رسد
اندر مشامِ رحمت ، بویِ دلِ کباب

پس ساقیانِ ابر ، همان دم روان شوند
با جرّه و قنینه و با مَشکِ پُرشراب

خاموش و در خراب ، همی‌جوی گنجِ عشق
کاین گنج در بهار ، برویید از خراب

بابا بابا در ‫۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۱۲:۲۴ در پاسخ به عباس دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵۳:

با سلام و عرض ادب.

این بیت به دو صورت معنا میشود :

اول :اگر کاما را بعد از اثبات در نظر بگیریم :توضیح کلی از نظریه وحدت وجود میدهد. یعنی اگر وجود را حتی برای یک مو اثبات نمائی مشرک هستی زیرا من  در پس پرده (ظواهر کثرات) جز نامی برای مرد و زن (تفاوت ها) نمیبینم.

دوم :اگر کاما را قبل از اثبات در نظر بگیریم چنین معنی میشود که باز هم موید نظریه وحدت وجود است اما با ظرافتی شاعرانه:یعنی اگر خارج از پرده محرمیت موئی بیرون نمائی (البته منظور بانوان) یا خارج از آنجا که محرمی هست رازی را افشا نمائی مصداق شرک میشوی در حالی که در پرده محرمیت چنان مرد و زن به هم میپیچند که من برای آنها جز نامی قائل نمیشوم یعنی یکی میشوند.و منظور کلی بیت همان وحدت وجود است با این تفاوت که به شنونده میگوید نباید آن را جائی که محرمیت نیست (پس برده) ابراز نمائی زیرا که مصداق شرک میشود.

Luminous در ‫۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۱۲:۰۲ در پاسخ به عباس شهسواری دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » ترجیعات » ترجیع بند - ما گوشه نشینان خرابات الستیم:

SalekaneHagh

این ایدی در تلگرام 

رضا از کرمان در ‫۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۱۱:۱۸ در پاسخ به علیرضا فتح آبادی دربارهٔ ایرج میرزا » قطعه‌ها » شمارهٔ ۸۱ - انتقاد از قمه‌زنان:

درود بر شما 

بنظر بنده به همین صورت صحیح است و میگه با نفرین تو بر یزید دوباره حسین ع زنده نخواهد شد . 

 

شاد باشی عزیز 

۱
۱۶۳
۱۶۴
۱۶۵
۱۶۶
۱۶۷
۵۷۳۱