گنجور

حاشیه‌ها

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۷ ماه قبل، شنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۱۰:۰۵ دربارهٔ حاجب شیرازی » گزیدهٔ اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۱:

حاجب شیرازی » گزیدهٔ اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۱
                             
مِی ای که بادهء وصلِ تو ، در دماغ کند،
دهانِ خُم چُو گشاید ، مرا سراغ کند

کَسی که آتشِ عشق اش ، بسوخت سرتاپا،
جبین و سینه و بازو ،  بهِل که داغ کند

به پیشِ رویِ تو ، بر خویش ننگرد یوسف،
در آفتابِ تجّلی ، کجا چراغ کند

امیر  و فاخته خوانَد غِنا به گل ، بلبل،
به باغ از چه زغن ، نُوحه همچُو زاغ کند

اگر قمر  به رخ ات ، لافِ همسری بزند،
مهار از شبه اش ، چرخ در دماغ کند

عدو به پایهء «حاجب » رسد ز علم و حِکَم،
خَرامِ کبک ، اگر فی المثل کلاغ کند

دکتر صحافیان در ‫۷ ماه قبل، شنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۰۸:۳۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۸:

شراب تلخ می‌خواهم که مردافکن بود زورش/ که تا یک‌دم بیاسایم ز دنیا و شر و شورش(۲۷۸)


شرابی تلخ آرزو دارم که پهلوانی را از پادرآورد، تا یک لحظه از شر و شور هستی آسایش یابم(خانلری: شرابی مست... برآسایم-شراب مست مانند پرتگاه گیج و زخم وقیح صفت خود شراب است که جوشان و خروشان و کف بر لب است- اگر یک لحظه آسایش به چنین شرابی نیاز دارد پس آسایش کلی چگونه ممکن است؟ بیان خوبی برای جهان پر شور و شر است که در بیت ۲ بیان می‌شود)
۲- آری سفره زمانه سفله‌پرور شیرینی آسایش ندارد، این زیاده‌خواهی و آرزوی آسایش را از جهان سراسر تلخی و شوری از دل بیرون کن!
۳- شراب بیاور که از فریب آسمان ایمن نیستیم و بازیگری زهره چنگ‌نواز و مریخ جنگاور هم کمکی نمی‌کند.
۴- کمند شکار بهرام را رها کن و جام شراب بردار که من صحرای جهان را پیموده‌ام نه نشانی از بهرام است و نه گور خری که شکار می‌کرد( ایهام: گور بهرام مشخص نیست- خانلری: جام می بردار)
۵- آری راز دهر را آگر می‌جویی در شراب صاف به تو نشان خواهم داد، ولی به شرط آنکه به آنان که دلی نابینا و طبعی ناموزون دارند نشان ندهی!
۶-توجه و نظر کردن به درویشان با بزرگی و خواجگی منافات ندارد سلیمان با آن شکوه به مورچگان توجه داشت(تلمیح به آیات ۱۹-۱۷ سوره نمل)
۷- کمان ابروی معشوق از حافظ سرپیچی نمی‌کند ولی از بازوی بی‌زورش در کشیدن کمان عشق به خنده آمده است(تلمیح به داستان ناتوانی افراسیاب از کشیدن کمان سیاوش)
آرامش و پرواز روح

 پیوند به وبگاه بیرونی

رمضان بصیری در ‫۷ ماه قبل، شنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۰۶:۵۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان کاموس کشانی » بخش ۱۶:

با سلام

یکی زابلی بود الوای نام 

سبک تیغ کین برکشید از نیام 

که الوای بد نام جوینده بود

دلیر و به هر کار پوینده بود

،☝️بیت دوم در متن نیست

الوای بد به معنی الوای بود 

 

کوروش در ‫۷ ماه قبل، شنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۰۴:۱۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۹۸ - توزیع کردن پای‌مرد در جملهٔ شهر تبریز و جمع شدن اندک چیز و رفتن آن غریب به تربت محتسب به زیارت و این قصه را بر سر گور او گفتن به طریق نوحه الی آخره:

حجم دانشی که حضرت مولانا و دست اندر کاران ساخت مثنوی داشتن به طرز وحشتناکی بالا بوده

اطلاعات گسترده در زمینه های مختلف . قابل باور نیست یک انسان بتونه این حجم اطلاعات مختلف رو بلد باشه و به کار ببره . قابل باور نیست مثنوی کار انسان باشه .

کوروش در ‫۷ ماه قبل، شنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۰۴:۱۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۹۸ - توزیع کردن پای‌مرد در جملهٔ شهر تبریز و جمع شدن اندک چیز و رفتن آن غریب به تربت محتسب به زیارت و این قصه را بر سر گور او گفتن به طریق نوحه الی آخره:

عقل ما کو تا ببیند غرب و شرق

روح‌ها را می‌زند صد گونه برق

 

جزر و مدش بد به بحری در زبد

منتهی شد جزر و باقی ماند مد

 

یعنی چه ؟

 

کوروش در ‫۷ ماه قبل، شنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۰۳:۵۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۹۸ - توزیع کردن پای‌مرد در جملهٔ شهر تبریز و جمع شدن اندک چیز و رفتن آن غریب به تربت محتسب به زیارت و این قصه را بر سر گور او گفتن به طریق نوحه الی آخره:

گفت سایل هم تو نیز ای پهلوان

گفت من هم بوده‌ام دهری شبان

 

چه کسی به چه کسی گفت ؟

 

فرشاد مهر در ‫۷ ماه قبل، شنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۰۳:۲۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳:

در مورد بیت ذیل : 

بی دلی در همه احوال خدا با او بود 

او نمیدیدش و از دور خدارا میکرد

 

با کمال احترام به نظرات بعضی از دوستان عزیز  اظهار نظر نمودند  که بجای " خدا را" بهتر است که  "خدایا" بکار برده شود.

در صورتیکه همان "خدارا" که در نسخه مرحوم قزوینی نوشته شده صحیح است. ما باید به این نکته توجه کنیم که کاربرد  بسیاری از کلمات در طول قرنهای طولانی تغییراتی داشته که امروزه در زبان محاوره کمتر بکار  برده میشود. از جمله همین کلمه "خدارا" .

در دوران حافظ اصطلاح "خدا را" بمعنای بخاطر خداوند بکار برده میشد تقریبا معادل "محض رضای خدا"

. بعنوان مثال در بیت دیگری از حافظ 

مکن از خواب بیدارم "خدا را"

که دارم خلوتی خوش با خیالش 

به این معنی که بخاطر خدا مرا از خواب خوش بیدار نکنید ویا 

آن که بی‌جرم برنجید و به تیغم زد و رفت
بازش آرید "خدارا"  که صفایی بکنیم

 ویا 

دلبرم عزم سفر کرد "خدارا" یاران
چکنم بادل مجروح که مرهم با اوست

ویا 

دل می‌رود ز دستم صاحب‌دلان "خدا را"

دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا

 اگر توجه کنیم میبینیم در تمامی این ابیات خدارا بمعنای "بخاطر خداوند" بکار برده شده  و در غزل مورد بحث ما نیز همان "خدارا" درست هست و معنی را پسندیده تر میکند و   "خدایا" نادرست است 

با تشکر از تمامی دوستان 

Mahmood Shams در ‫۷ ماه قبل، شنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۰۲:۲۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۳:

چه هوشی این هوش مصنوعی !! بیشتر خنگ واقعی میاد تا هوش مصنوعی !!!

بیت دوم :

که گقت این روی شهرآرای بنمای !؟

دگربارش که بنمودی فراپوش!!

به این سادگی و واضحی چطور معنی و تفسیر کرده !!

 

واقعا شگفتا !!

Mahmood Shams در ‫۷ ماه قبل، شنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۰۲:۰۷ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱:

درود خانم بهمنی گرامی بابت خوانش های دلنشین 

لطفا شعر زیبای خرم آن لحظه که مشتاق به یاری برسد 

از همین شاعر و هنرمند را اجرا کنید 

 

با سپاس 

Mahmood Shams در ‫۷ ماه قبل، شنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۰۲:۰۴ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۷۲۴:

چرا این شعر زیبا خوانش نداره!!؟ 

دوستان هنرمند چرا از خوانش  این شعر زیبا غافل شدند !؟

امیرحسن خدادادی در ‫۷ ماه قبل، شنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۰۰:۴۱ در پاسخ به بهرام چگینی دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴:

از یک حدیثی است با این مضمون:

نمرود دستور داد تا ابراهیم را در آتش بیاندازند. آتش عظیم بود و عاجز شدند. ابلیس به آنها آموخت تا با منجنیق به میان آتش بیاندازندش. در پرتاب، جبرییل به ابراهیم نازل شد: «درخواستی داری؟» ابراهیم گفت: «اما الیک فلا... حسبی الله و نعم الوکیل»؛ یعنی «اما به تو نه.... روی الله حساب کردم که نگهبانی درخور است». جبرییل گفت: «درخواست نمیکنی؟» ابراهیم گفت: «او عالم به حال من هست».

اشاره‌ی حکیم خاقانی هم به همین حدیث هست؛ بسیار درخور و زیبا استفاده کرده.

عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۷ ماه قبل، شنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۰۰:۱۱ دربارهٔ بابافغانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۲۳:

بابافغانی جان

سخنت شیرین است اما از شانس بدت همشهری سعدی و حافظ شده‌ای و سایۀ آن دو قلۀ رفیع بر تو افتاده است و دیده نمی‌شوی.

ممنون که مدتی هم ساکن دیار ما بودی.

Jalaladdin Farsi در ‫۷ ماه قبل، شنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۰۰:۰۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۹۸ - در بیان این حدیث کی ان لربکم فی ایام دهرکم نفحات الا فتعر ضوا لها:

نفحهٔ دیگر رسید آگاه باش تا ...

نفح‌های دیگر که as wahi 

 

 

محسن عبدی در ‫۷ ماه قبل، جمعه ۲۵ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۲۲:۳۹ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۴۰ - افسانه‌سرایی ده دختر:

گَهی بر فرضه نوش‌آب شهرود ...

فرضه به معنی ساحل یا بندر است.

محسن عبدی در ‫۷ ماه قبل، جمعه ۲۵ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۲۲:۳۶ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۴۰ - افسانه‌سرایی ده دختر:

دل خسرو ز عشقِ یارِ پرجوش به ...

کسره زیر یار اضافی است و باید ویرگول قرار گیرد.

۱
۱۵۷
۱۵۸
۱۵۹
۱۶۰
۱۶۱
۵۷۳۱