گنجور

حاشیه‌گذاری‌های HRezaa

HRezaa

تاریخ پیوستن: ۱۸م تیر ۱۴۰۴

آمار مشارکت‌ها:

حاشیه‌ها:

۱۹۲

ویرایش‌های تأیید شده:

۳۷۶


HRezaa در ‫۴ روز قبل، جمعه ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۵:۲۷ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:

درود و سلام و احترام بر همزبانان گرامی و خسته‌نباشید خدمت سروران گرامی در سایت وزین گنجور

در بیت ششم در همین نسخه چاپی که ذکر کرده‌اید «با تو زیستن» آمده است

مردن و خاکی شدن بهتر که با تو زیستن

سوختن خوشتر بسی کز روی تو گردم جدا

HRezaa در ‫۱۱ روز قبل، جمعه ۶ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۲۲:۳۱ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۷:

درود بر همزبانان گرامی

 

در مسیر عرفان به شخصی که تازه پای در مسیر نهاده و شوق و ذوق زیادی از خود نشان میدهد «پسر» میگویند، دقیقا نقطه مقابل «پیر»

HRezaa در ‫۱ ماه قبل، جمعه ۹ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۳:۰۴ در پاسخ به علی میراحمدی دربارهٔ مجذوب تبریزی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۳:

درود بر شما

سپاس فراوان

 

ممنون از توجه شما و راهنمایی عالی و وقتی که گذاشتید

HRezaa در ‫۱ ماه قبل، پنجشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۱۴ دربارهٔ مجذوب تبریزی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۳:

سلام و درود بر همزبانان گرامی

 

لطفا اگر کسی فرصت داره، یه معنای کلی از لین شعر توضیح بده

سپاسگزارم

HRezaa در ‫۱ ماه قبل، چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۲۲:۱۸ دربارهٔ رضاقلی خان هدایت » تذکرهٔ ریاض العارفین » روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین » بخش ۱۴۴ - مجذوب تبریزی:

عجب شعری....

عجب عارفی.....

 

زان‌که میگفتی نی‌ام با صد نمود

همچنان در بند خود بودی که بود

 

یک عارف معاصر آلمانی، بنام Eckhart Tolle در یکی از سخنرانی‌هایش مطالبی را عنوان میکند که دقیقا معنای این بیت است

سالک راه عرفان معمولا با از بین بردن منیت‌ها (ایگوها) طی طریق کرده و کم‌کم پیش میروند، در این مسیر اگر شخص به مرحله‌ای برسد که خود را یک شخص بدون ایگو بداند دچار یک ایگوی جدید و بنوعی «من معنوی» شده است

این شخص در این وضعیت حتی با تیزبینی میتواند بسیاری از منیت(ایگو)های دیگران را تشخیص داده و حتی راهنماییشان کند، اما در عین حال در ذهنیت خود، با افتخار خودش را یک «شخص بدون ایگو» میداند، غافل از اینکه که این خود یک نوع ایگو خطرناک است...

 

و چقدر زیبا این شاعر ایرانی سالها پیش این مطلب را به نظم آورده....

سالک راه عرفان در مسیر نیستی (نی شدن) قدم نهاده و از منیت‌ها گذر میکند، و اگر این طی مسیر را هنر خود بداند، نهایتا منیتی نامحسوس در خود خواهد داشت که درواقع همانست که خود را یک شخص بدون منیت بداند...

 

آن شخصی که ادعای نی شدن کند، درواقع در مراحل آخر منیت مانده است، و آن آتش که باز هم رحمت الهی است می‌آید که این منیت‌ها را بسوزاند (گفت آتش بی‌سبب نفروختم...)

 

ضمن اینکه این شعر نمیتواند کنایه‌ای به مولانا باشد، و ظاهرا تنها یک راهنمایی بسیاااار زیبا برا رهروان مسیر عرفان است

 

 

HRezaa در ‫۶ ماه قبل، شنبه ۹ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۰۱:۴۷ در پاسخ به عادل درخشنده دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱۱ - حلوا خریدن شیخ احمد خضرویه جهت غریمان به الهام حق تعالی:

درود بر شما همزبان گرامی

 

بسیار جالب بود، سپاسگزارم

HRezaa در ‫۶ ماه قبل، جمعه ۸ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۰۳:۱۰ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۲:

دریغ آیدت هر دو عالم خریدن ...

چقدر عااالی

HRezaa در ‫۶ ماه قبل، جمعه ۸ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۰۲:۱۷ در پاسخ به جواد امینی دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶:

درود بیکران بر شما

 

عالی بود، سپاس فراوان که نکته‌ای فرمودید که بسیار واضح کرد معنی مصرع رو....

 

«دگری» میتونه دنیای دگر هم معنی بده

 

چند غزل بعد، حضرت سعدی بیتی دارند که بنظرم بسیار هم‌راستا با این بیت هست

 

دنیا پلیست بر گذر راه آخرت

اهل تمیز خانه نگیرند بر پلی

 

 

HRezaa در ‫۶ ماه قبل، چهارشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۰۱:۰۰ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸:

شرابی در ازل در داد ما را ...

چقدر عالی و بی‌نظیر....

HRezaa در ‫۶ ماه قبل، چهارشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۰۰:۳۹ در پاسخ به بابک چندم دربارهٔ نظامی » خمسه » اسکندرنامه - بخش اول: شرف‌نامه » بخش ۱۶ - پیکار اسکندر با لشگر زنگبار:

درود بیکران بر شما همزبان گرامی

 

 

پوزش بسیار بابت اینکه این راهنمایی شما رو که وقت گذاشتید و در جواب سوال من فرموده بودید رو تا الان ندیده بودم

 

شاد و سالم و سربلند باشید

HRezaa در ‫۶ ماه قبل، چهارشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۰۰:۳۰ در پاسخ به میلاد گایکانی دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵:

درود و سپاس بیکران

HRezaa در ‫۶ ماه قبل، یکشنبه ۳ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۰۱:۳۹ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۱۱:

با خواندن و راندنم چه کار است

 

خواه این کن و خواه آن، تو دانی

....

بی نظیر....

HRezaa در ‫۶ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۰۲:۰۲ در پاسخ به پرواز دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴:

درود بر شما همزبان گرامی

 

جسارتا برای شما مثالی میگویم؛ 

تنها داوطلبی بسیار باهوش و بسیار آماده میتواند تمامی سوالات کنکور را بصورت ۱۰۰٪ درست پاسخ دهد

ولی بهتره دقت کنیم که، بازهم تنها یک داوطلب باهوش و آماده میتونه تمااام سوالات کنکور رو غلط بزنه.....

یعنی یک داوطلب حتی اگر شانسی هم بزنه، برخی سوالات رو درست میزنه....

 

پس اگر داوطلبی دیدید که تمااااااااام سوالات رو غلط زده، بدونید کاملا آگاهانه و عمدا چنین پاسخ‌هایی داده....

 

بعبارت دیگه، شما کسی که خواب هست رو میتونید بیدار کنید،   ولی کسی که خودش رو به خواب زده رو نمیشه بیدار کرد....

 

به هر حال ، عشق مقوله جذابیه، که در مرحله زمینی بصورت عشق بین دو شخصه، و در مضامین عرفانی به عشق بین مخلوق و خالق و نهایتا حل شدن در معشوق اشاره میکنه

 

حضرت حافظ این اختیار رو به همه داده که هرطور که دلشون خواست تعبیر کنند، ما کی باشیم که بخواهیم این اختیار رو از مخاطبین بگیریم؟!

ضمن اینکه ایشون کی باشند که هرچند با دانستنی‌های فراوانشون بتونند اشعار حضرت حافظ رو به شاه‌شجاع و امثالهم نسبت بدهند؟! 

 

می بده تا دهمت آگهی از سر قضا....

 

جناب پرواز گرامی، نگران نباشید، هر کسی بسته به بینش و درکش، از اشعار حضرت حافظ یا لذت میبره و یا بهره و یا هردو، این دیگه به خودش بستگی داره

HRezaa در ‫۶ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۰۰:۴۷ در پاسخ به علی میراحمدی دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۶:

سپاس فراوان از توجه شما

 

من چون نگاه تخصصی به ادبیات ندارم، فقط زیبایی این ابیات رو دیدم.

ممنون از راهنماییتون

HRezaa در ‫۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۰۰:۴۴ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۶:

چه غزل‌های بینظیری....‌

 

بنظرم جامعه ادبیات در معرفی استادی مثل شما کم‌لطفی کردند.....‌

HRezaa در ‫۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۰۰:۲۲ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۷:

چقدر عااالی....

 

مصرع آخر هم که بی‌نظیر.........

HRezaa در ‫۶ ماه قبل، شنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۰۲:۴۵ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶:

درود بر همزبانان گرامی

 

من هرچه تلاش میکنم نمیتونم معنی این شعر رو درک کنم

 

اگر کمکی کنید سپاسگزارم

HRezaa در ‫۶ ماه قبل، شنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۰۱:۴۶ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲:

سعی تا من می‌برم هرگز نباشد ...

هزاران درود بر روانت ....

 

 

HRezaa در ‫۸ ماه قبل، شنبه ۲۲ آذر ۱۴۰۴، ساعت ۰۱:۲۳ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱:

چقدددر سخته درک این شعر برا من

 

ولی بینهایت زیباست

 

 

ناخوداگاه یاد مصرعی از حضرت حافظ افتادم:

 

کمر کوه کم است از کمر مور اینجا

ناامید از در رحمت مشو ای باده‌پرست

 

و همچنین چند بیت از مولانا که میفرمایند:

 

گر سخن خواهی که گویی چون شکر

صبر کن از حرص و این حلوا مخور

 

صبر باشد مشتهای زیرکان

هست حلوا آرزوی کودکان

 

هرکه صبر آورد گردون بر رود

هر که حلوا خورد واپس‌تر رود

 

 

HRezaa در ‫۸ ماه قبل، شنبه ۲۲ آذر ۱۴۰۴، ساعت ۰۰:۰۲ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷:

راه ادب این است که سعدی به تو ...

راه ادب .....

 

بی‌نظیری......

 

 

۱
۲
۳
۱۰