گنجور

حاشیه‌ها

Polestar در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۴ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۴۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۰:

راجع به اشکال در تعزیر:

مذهب غالب در ایران آن زمان، سنّی شافعی بود و مجازات شرب خمر در آن، هشتاد تازیانه بصورت تعزیر است که بسته به رأی قاضی ممکن است به مقدار حدّ چهل تازیانه تخفیف یابد.

رضا کلمبو در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۴ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۲۲ در پاسخ به کتایون فرهادی دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۶ - متابعت نصاری وزیر را:

خیلی ممنون آقا فرهاد جامع و کامل و عالی 

نیما در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۴ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۰۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۰:

کاش خانم عندلیب که اینقدر زحمت کشیده اند توجه می داشتند که کلمه گرگین را در خوانش ها با فتحه می خواندند

saar در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۴ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۰۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۰۱:

دستی به جان ما بر، بنگر چه ها بریدیم...(: چقدر زیباست

منصور در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۴ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۰۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۰:

درود وتشکر بهرحال حافظ به هر دلیل وبرای هرکسی که این شعر را سروده باشداینقدر لطیف وپر معنی واهنگین سروده شده که در طول تاریخ همه از ان لذت وبهره برده اند.این نشان اندیشه ازاد وروح پاک اوست

فریدون ربانی در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۴ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۳۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۲:

بحریست بحر عشق مناسبتر است، چرا؟

چون، تصور کنید که در میان دریایی قرار دارید، از هر درجه ایی از ۳۶۰ درجه اطراف خود که به حرکت در بیایید میتوانید راهی بی انتها را طی کنید!!

ولی:

تصور کنید که در میان راهی (بعنوان جاده ایی) قرار دارید، تنها از مسیر پس و پیش راه است که شما میتوانید راهی بی انتها را طی کنید!! به غیر از این از مسیر راه خارج میشوید و این خطاست.  (حال،  ممکن است گفته شود که میتوان نقطهٌ را روی خشکی تصور کرد که از آن نقطه میتوان به هر جهت دلخواهی تا بی نهایت حرکت کرد و این نقطه فرضی را منظور گفتهٌ حافظ دانست! در این صورت معنی جدیدی برای"راه" باید در نظر بگیریم که از معنی مصطلح آن خارج است چون راه به معنی از نقطهٌ به نقطهٌ دیگر است، مانند راه تهران به کَرَج و،،،،🌷

همیرضا در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۴ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۸:۰۳ در پاسخ به مسعود صداقت دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ترجیع بند:

با سپاس، استدعا می‌کنم مطابق فرموده مصرع را با حروف انگلیسی یا فارسی به انضمام فتحه و کسره و ضمه و سکون حرکت‌گذاری بفرمایید.

برای من مسئله با توجه به متن نوشته‌تان روشن نشد.

یک راه دیگر هم این است که بفرمایید کدامیک از دوستانی که شعر را روخوانی کرده‌اند مصرع را مطابق نظر جنابعالی می‌خوانند.

مسعود صداقت در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۴ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۷:۳۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ترجیع بند:

"چون مرغ بطمع دانه در دام" صحیح است. خواندن این مصرع برای کسانی که با موسیقی ایرانی آشنایی دارند و درس هایی که در آن شعر با میزان های قطعه موسیقی تطبیق داده میشود را تمرین کرده اند به راحتی میتوانند این مصرع را موزون و بدون سکته بخوانند: هر مصرع شش سیلاب دارد.( برای سهولت میتوانید اول مصرع دوم این بیت که براحتی شش سیلاب آن قابل شمارش است را بشمارید). اما در مصرع اول برای اینکه به شش سیلاب برسیم باید بترتیب اجزای هر سیلاب را اینگونه قرار بدهیم: ۱- چون ۲- مرغب( مثل تلفظ گربه در یک سیلاب)۳-طم' ۴عدا ۵- ندر۶- دام 

در واقع سیلاب دوم در مصرع اول "مرغ ب" است و در مصرع دوم "گرگ"

جهن یزداد در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۳ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۳۵ در پاسخ به عباسی دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۵:

گمانم از دهخدا میگویید و این نتواند بود چرا که  بالاتر میگوید
کجا نام ان مرد بهرام بود سواری دلیر و دلارام بود و انجا  نمیتوان بهروز جایش نهاد  پس بهرام هو است و نه بهروز

علیرضا علمداری در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۳ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۵۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۱ - حکایت بقال و طوطی و روغن ریختن طوطی در دکان:

واقعا یکی از بهترین اشعاری بود که در زندگیم خوانده ام و چقدر حضرت مولانا توصیف های زیبا و به جایی دارند.

قطره در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۳ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۴۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴:

مفهوم بیت دوم: گذر عمر را نشان می دهد. یعنی به قدر لحظه ای گذشت و ما همچنان زبان بسته و ناکام مانده ایم. و به آرزوهای دور و دراز خود نرسیده ایم. شاید به گونه ای فرا رسیدن مرگ را بیان می کند و بی ارزشی دنیا را. 

علیرضا محمدی در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۳ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۰۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۳:

منظور بیت الغزل یعنی بیت آخر نهی حقیقی نیست یعنی منظور این نیست که دل به خوبان ندهیم بلکه در حقیقت تعریض و کنایه‌‌ای هست به مدعیان دروغین و عافیت طلبان و گرنه در بیت قبل درمان درد را منحصر به رفتن در پی خوبان دانستن خطاست!

شروین پاداش‌پور در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۳ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۴:۵۹ دربارهٔ اقبال لاهوری » اسرار خودی » بخش ۶ - در بیان اینکه خودی از سؤال ضعیف می‌گردد:

سلام

من در اشعار«وحشی بافقی» در«گنجور» این بیت که نوشتید را پیدا نکردم. اگر نشانی صفحه‌ی مورد نظر را بفرمائید، سپاسگزار می‌شوم.

 

مهدی شکیبی در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۳ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۱:۴۸ دربارهٔ جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۴۴۳:

صح: زد سحر طائر قدسم

یگانه یگانی در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۲ دی ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۴۵ در پاسخ به روفیا دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۲ - ستایشِ خرد:

شما معنی رو بچسب، داره میگه حواست باشه چی می‌خوری چی میگی چی می‌شنوی چی می‌بینی... 

یگانه یگانی در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۲ دی ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۴۱ در پاسخ به دکتر ترابی دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۲ - ستایشِ خرد:

تا جایی که من خبر دارم جوری که خود حکیم تلفظ می‌کرده و در اون زمان می‌گفتند، ‌‌" وَ " نبوده و ‌‌"وُ" بوده، حتی اول بیت هم وُ می‌خوندند، امروزه میگن وَ. تقریباً هیچ جای شاهنامه وَ خوندن قشنگ در نمیاد و این تلفظ عربیه. در گفتار محاوره مردم هم خیلی کم میگن وَ، مگه اینکه بخوان قلمبه سلمبه حرف بزنن

شیرینکام در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۲ دی ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۲۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزلِ شمارهٔ ۱۱۸:

با سلام 

استاد غزل، در بیت آغازین و بیت انتهایی به نام دو کتابش بوستان و گلستان اشاره کرده است

سحر در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۲ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۷:۲۹ در پاسخ به سعدی جان دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۵۲:

😊👌🏻

دکتر امین لو در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۲ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۵۵ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲۱ - مطلع سوم:

در مصرع دوم بیت ۵ «برف» صحیح نیست و صحیح آن «برق» است.

نکهت و جوشش ز عشق مشک فشان از فُقاع    /  شیبت مویش به صبح برق نمای از سُداب

سداب گیاهی خودرو با برگ‌های ضخیم، بدبو، آبدار و تلخ، گل‌های زرد‌رنگ و دانه‌های قهوه‌ای‌رنگ مثلثی که برگ و دانۀ آن در پزشکی به کار می‌رود. فقاع؛ آب جو در اینجا به معنی شراب است.

سخن از بوی خوش و جوش و شادی خضر است که با عشق همراه است و بوی خوش عشق می پراکند چنانکه گویی باده را به مشک آمیخته اند. سپیدی موی او مثل برقی است که در تابش آفتاب از سبزه و گیاه برمی‌خیزد.

 

 

مهریار mohsen.۲۹۸@gmail.com در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۲ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۵۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵۲:

عشق و دوام عافیت مختلفند سعدیا ، هر که سفر نمیکند دل ندهد به لشگری

= به دیا رفته می داند مصیبت های طوفان را

= شبی تاریک و بیم موج و گردابی چنین حایل، کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها

= جگر شیر نداری سفر عشق مرو

= چو عاشق میشدم گفتم که بردم گوهر مقصود ، ندانستم که این دریا چه موج خون فشان دارد 

= ....

mk.mehryar

۱
۱۵۲۹
۱۵۳۰
۱۵۳۱
۱۵۳۲
۱۵۳۳
۵۷۲۹