گنجور

حاشیه‌ها

ابراهیم رحمتی در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۲ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۵۷ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب سوم در فضیلت قناعت » حکایت شمارهٔ ۲۷:

این حکایت سعدی خیلی محافظه کارانه است و جستجو و خطرکردن را نهی می کند. به پذیرش وضع موجود و تسلیم پند می دهد...

علی a.finance۲۰۲۰@gmail.com در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۲ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۱۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۶:

با سلام

سخن از عشق شد ... به به چه واژه بزرگ و مقدس و قابل احترامی ... همه اساتید واقفند که عشق مجازی مشق شمشیری است برای رسیدن به عشق حقیقی . غم و خسران در این عالم زایده این واژه مقدس است حتی اگر مجازی باشد چون ابزاری است برای درک بهتر عشق حقیق . هرگز غم به سراغ عاشق نمیرود ، آنچه دیگران از عاشق می بینند چیزی غیر از آنست که عاشق می چشد ... مسیر عاشقی مملو از سرخوشی است و هر لحظه تشنه تر از قبل برای رسیدن به معشوق حقیقی ... و تمام اینها به نظر بنده شیرین و بدور از غم خواهد بود اگر به آنچه و یا آنکه عاشقش شده ایم ایمان داشته باشیم ... وقتی عاشق شدی همه می شود او و اوست بجای همه و عاشق غنی ترین است .

اوست نشسته در نظر من به کجا نظر کنم / اوست گرفته شهر دل من به کجار سفر برم . 

التماس دعا

ابراهیم رحمتی در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۲ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۳۳ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۲ - گفتار اندر فضیلت خاموشی:

 این شعر به شدت ارتجاعی است و سکوت را به فضیلتی اجتماعی بدل می کند با انواع توجیهات....در فن سخنوری سعدی یک چهره بارز، ولی در حوزه سیاست و جامعه و روابط پیچیده اجتماعی سخت ارتجاعی و سرکوبگر است.

 

ابراهیم رحمتی در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۲ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۱۲ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » کیومرث » بخش ۱ - پادشاهی کیومرث سی سال بود:

سلام دوستان... لطفا نظرتان را بگویید: جذابیت شاهنامه فردوسی از "روایت" و داستان می آید یا خود شعر؟ سپاس از شما

 

جادوگر در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۲ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۰۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۳:

گر به نزهتگه ارواح برد بوی تو باد            دل و جان گوهر هستی به نثار افشانند

زاهد ار رندی حافظ نکند فهم چه شد           عقل بگریزد از آن قوم که قرآن خوانند

یگانه یگانی در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۲ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۱:۰۵ در پاسخ به ثریا موسوی دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۸۶:

دزدیده یعنی یواشکی

مرتضی در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۲ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۲۸ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱ - سرآغاز:

درود، 

چنانچه جناب فخری زاده اشاره کرده اند در بیت آخر‌: "بیار اِی کانِ معنی، تا چه داری" صحیح می باشد، به این مضمون کلی که حالا ای منشا معنا خود را نمایان کن تا درخشش ات را نظاره گر باشیم. 

بیارای پیش از هرچیز اشکال وزنی را سبب ساز می گردد.

با مهر

بی نشان در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۱ دی ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۲۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۶:

باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش

بر جفای خار هجران صبر بلبل بایدش

مجید مدبرنیا در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۱ دی ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۰۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۴:

ز من مپرس که در دست او دلت چونست

ازو بپرس که انگشت‌هاش در خونست

اشاره به حنای انگشتان یار می‌کند که در دوره ما می‌توان در خون بودن انگشتان یار را به لاک قرمز ناخنهای یار نسبت داد

وتقعا این بیت فوق العاده است

مجید مدبرنیا در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۱ دی ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۴۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۶:

از جناس خطی کلمات بساط و نشاط که شیخ اجل در بیت چهارم با فصاحت و بلاغت هر چه تمامتر آورده است ، نباید غافل ماند

مجید مدبرنیا در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۱ دی ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۲۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۱۷:

سلام

بله این شعر مثنویست و ظاهرا اشتباهی وارد

دیوان کبیر  شده است. 

صرف نظر از این اشتباه ،  مثنوی فوق دارای ابیات زیبا و فاخر  می‌باشد 

محسن قاف در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۱ دی ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۴۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱:

ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم......چه ادب و حیایی داره....محشره.سر پایین.توجه فقط به پیاله ولی حواسش به ساقی... که حیا داره ساقی رو نگاه کنه اما عکس ساقی رو رو پیاله رندانه نظر میکنه.

سعدی جان در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۱ دی ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۲۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۵۲:

ای جااااانم❤

اونجاش که میگه 

بگفت تو زچه سیری بگفتم از جز تو😍

عرفان عرفانی در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۱ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۰۴ دربارهٔ ایرج میرزا » قطعه‌ها » شمارهٔ ۵۵ - جهاد اکبر:

الحق که باید ایرج میرزا رو سعدی نو خواند

در خمین قطعه ای که مضمونی مبتذل داره، چنان در بکاربستن آرایه ها حسن سلیقه  بخرج داده که آدم انگشت بدهن میمونه

محمد حق پرست در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۱ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۳۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۳۷ - حکایت مارگیر کی اژدهای فسرده را مرده پنداشت در ریسمانهاش پیچید و آورد به بغداد:

سلام خدمت همه عزیزان

بنده از نظرات همه استفاده بردم خیلی برام جالب بود یه تشکر ویژه از خانم نجمه برناس بخاطر متنی که گذاشتند تونستم بیشتر از حقایق معنوی مستتر در متن مطلع شوم خیلی ممنون

جهن یزداد در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۱ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۲۳ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۸۹ - مادر می:

ور بنبرد ایدش ستاره بهرام
توشه شمشیر او شود به گروگان
رستم دستان را نام گرچه سخت بزرگ است
زنده بدوی است نام رستم دستان

جهن یزداد در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۱ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۲۳ در پاسخ به زهراوطن خواه دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۸۹ - مادر می:

شاعرکان دست دهم هم اینگونه که گفتی  نمی گویند و به هیچ گونه  محتمل نیست  -  بلکه کسی که هیچ زبان فارسی را نشناسد چنین چیز نمی گوید - گر باورم نداری از چند نفر بپرس  -
حوب چون اسب چو او نبیند  پیداست که میدان هم  نخواهد او را دید -
    اسب  به  اوردگاه چو او  نخواهد دید   و این سخن تمام است  و اگر انگونه که گفتید مضخک می ضد  و معنی زشتی میداد  و اصلا نمی شود  انگونه وزن شعر و  سیاق سخن و همچیز  به هم می خورد 
و همچنین انگونه که گفتید از نگاه دستور زبان  هم عیب دارد و در شعر هم ضعف تالیف داشت
در پارسی برای گفتن چنین سیاقی حتما باید  پیش از نه و بیاید البته  برای  مضمون  این شعر  مضحک می شد و از نگاه  معنا ضعف داشت  -

غلامرضا پیوندی pyvandi@yahoo.com در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۱ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۰۲ دربارهٔ عطار » مصیبت نامه » بخش بیستم » بخش ۹ - الحكایة و التمثیل:

هست قسامی مرام بیدلی

بیدل عالم بود بود حیدر علی

 

نبودش در عدل کردن خاص و عام

خلق را چون خویش می خواهد مدام

 

گر که هفت اقلیم بخشندش به زور

کی ستاند پوست جو از کام مور

 

عدل را از جان طلب نز از ادعا

ادعا رسوا کند آخر تور را

دکتر امین لو در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۱ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۵۲ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۶۲ - در ستایش منوچهر بن فریدون شروان شاه:

در مصرع دوم «گوارش» صحیح نیست و «جوارش» صحیح است.

جوارش ؛ ترکیبی است که به جهت هضم طعام خورند. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) 

شرح بیت ۹: 

شاهدان یعنی زیبابان، و این کلمه در شعر عاشقانه فارسی همیشه به معنی پسران ساده روی نیست، و در موارد بی شماری، شاهد زن زیباست. نقل دل و جان، یعنی آرامش و لذت دل و جان. جُوارش معجون مقوی است که گوارش غذا را هم آسان می کند. در این بیت خط بناگوش زیبایان به عود، و لب آنها به شکر تشبیه شده، و خاقانی از این عود و شکر، معجونی برای دل و جان خود ساخته است.

مهدی یگانه در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۱ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۰۰ دربارهٔ نظامی » خمسه » اسکندرنامه - بخش اول: شرف‌نامه » بخش ۴۶ - بازگشتن اسکندر از چین:

جمالزاده در کتاب تاریخ روابط ایران و روس بیان داشته که این شعر ظاهرا در باب چهارمین هجوم روسهاست که در سال 332 هجری رخ داده و شهر بردعه به دست آنان تصرف و غارت شده که ابن اثیر در شرح وقایع سال 332 در کتاب الکامل فی التاریخ به آن پرداخته است.

۱
۱۵۳۰
۱۵۳۱
۱۵۳۲
۱۵۳۳
۱۵۳۴
۵۷۲۹