فرزانه در ۴ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۰۲:۰۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۸۹:
نردشیر در ۴ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۰۱:۵۴ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۴:
از این زیباتر هم داریم؟
نرجس السادات طباطبایی در ۴ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۳۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۰۸:
به نظرم احتمالا در مصراع اول به جای صبر ، بصر بوده است ...
سایه ابری در ۴ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۹ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۱۸ در پاسخ به بی نام دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۶۲ - هم در بیان مکر خرگوش:
سپاس و سپاس از استاد گرامی بابت تحلیل های بی حد زیبا... نور خداوند بر قلب پاکتان...پر از نور و خیر و برکت باشید...کاش میتوانستم بیشتر از حضورتان بهره ببرم و جایی بود برای بهره مندی و سوال پرسیدن از حضرتعالی...
صالح یزدی در ۴ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۹ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۲۷ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۳۰۴:
با عربی دستوپاشکستهیی که من میدانم، «الست منکم ببعید؟» در مصرع اول یعنی «آیا من از شما دور نیستم؟» که نقض مراد شاعر است. ضمن این که بر خلاف تضمینهای «ان عذابی لشدید» و «یحیی و یمیت» این جمله قرآنی نیست.
کاملا ذوقی، تصور میکنم مصرع اول چنین بوده، چون هم با مضمون شعر سازگار است و هم از قرآن در آن نقل شده:یک نیم رخت «اقرب من حبل ورید»
یک نیم دگر «ان عذابی لشدید»
بر گرد لبت نوشته «یحیی و یمیت»
من مات من العشق فقد مات شهید
صالح یزدی در ۴ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۹ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۱۵ در پاسخ به محسن دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۶۲:
به نظر من فرمایش شما کاملا صحیح است و شاید بیت اصلی چنین بوده:
هست دل عاشقم منتظر یک نظر
تا که برآید ز دوست حاجت پنهان من
ملیکا رضایی در ۴ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۹ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۵۷ در پاسخ به شهاب عمرانی دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۴ - مناظرهٔ مرغ با صیاد در ترهب و در معنی ترهبی کی مصطفی علیهالسلام نهی کرد از آن امت خود را کی لا رهبانیة فی الاسلام:
چه زیبا بود ؛ عالی بود واقعا ،درود بر شما عزیز.
در نهایت مرا به سمت توضیحات بیشتر از جانب شخص شما تشویق کردید نه فقط از این شعر از بقیه اشعار؛ و هم اینکه مرا به یاد این انداختید: کدام دانه فرو رفت که نرست ؟
چرا به دانه انسانت این گمان باشد ؟
باز هم درود و سپاس..
ملیکا رضایی در ۴ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۹ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۳۵ در پاسخ به م شریعتی دربارهٔ جامی » هفت اورنگ » یوسف و زلیخا » بخش ۱۱ - در بیان آنکه هر یک از جمال و عشق مرغیست از آشیان وحدت پریده و بر شاخسار مظاهر کثرت آرمیده اگر نوای عزت معشوقیست از آنجاست و اگر ناله محنت عاشقیست هم از آنجاست:
درود بر شما عزیز گرامی
بیت ۲۸ : زیبایی او در همه جا جلوه گر است و از معشوقان عالم پرده را بسته !سر تر از دیگران بودن بالاتر از دیگران بودن معنی میدهد ...یعنی معنی این بیت به واقع این است :معشوق من بسیار زیبا هست ولی دیگران برتر و بالاتر است اشاره به دیگر داستان ها منجمله ، زلیخا و لیلی و فرهاد و شیرین و ...در ابیات قبلی هم حکم بر این است که از بین این همه عاشق در جهان یکی را بر دیگری ترجیح داده شده ؛
یعنی فقط چند نفر مثلا عشقشان زبانزد خاص و عام خواهد شد ؛
ولی بیت ۲۹ همان مصراع اول ، کنایه دارد از معروف بودن یا مشهور بودن یا زبانزد دیگران بودن ؛ یعنی در هر گوشه و کناری از او سخن گفته میشود ولی میشود این هم باشد : به هر گوشه ای او نیز وجود دارد !اما همان اولی درست است.
سوال قبلی شما را متاسفانه به شخصه دقیق نمیدانم ؛مثل جمع مکثرها در عربی میماند ولی خب باز نمیدانم شاید اگر وسوه شدم سری به لغتنامه زدم :)یعنی مثلاً ما داشتیم تو عربی یه عده کلمه مثل زوار که جمع مکثر زائر است؛ یه جورایی شبیه این هست وزنش برای من البته نه به طور دقیق ! یعنی من اینطور فکر میکنم ولی شاید واقعا درست نباشه ؛ مضار هم میتونه شاید یک جمع مکثری باشه مضر که جمع ش بشه مضار ... میخورن بهم دیگه ولی خب باز هم میگم دقیق اطلاع ندارم
... ؛ روز خوش و باز هم درود..
قطره در ۴ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۹ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۰۸:۱۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰:
در توضیح سبزه خط : به موهای روییده شده بر گرد صورت غلام بچگان مذکر می گفتند و چون در حین شباب و زیبایی آنان بوده از این ترکیب شعرا برای وصف زیبایی معشوق استفاده می کردند همانند چیزهای دیگر از قبیل چشم و ابرو و چاه زنخدان و.... که به زیبایی معشوق اشاره داشته است. ودر برخی اشعار این سبزه را فقط از روی ظاهر کلمه با سبزی به معنای رنگ سبز مقایسه می کردند واز طریق تشبیه تفضیل آنرا برتر از هر سبزی می دانستند.
دکتر صحافیان در ۴ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۹ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۰۷:۵۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۹:
آن دل پاک و زلال، که آیینه جهان غیب و چون جام جهان نمای جمشید است، از گم شدن انگشتری اش دلگیر نمی شود( برتر دانستن جام جمشید بر انگشتری سلیمان از جهت مستی و بیخودی عاشقانه)
به خط و خال گدایان مده خزینه دل
به دست شاه وشی ده که محترم دارد
(غیب نمایی دل به شرطی است که) گنجینه دل را به آنان که زیبایی حقیقی ندارند( ایهام: مدعیان- زیبارویان که وام دار زیبای مطلقند) نسپاری، به شاه آفرینش که به ارزش دل آگاه است بسپار.
۳- ( بیان پایداری برای رسیدن به غیب نمایی)هر درختی ستم پاییز را تحمل نتواند، همت سرو را می ستایم که پیوسته پیروز و سبز است.
۴- وقت آن رسیده( پس از پایداری و غیب نما شدن دل)که مشتاقانه چون نرگس مست، هر کس که شش درهم دارد در پای جام نثار کند.( نرگس شش برگ سفید دارد و جامی زرد رنگ در وسط)
۴- و اکنون مانند گل نرگس، دارایی ات را به پای شراب و بیخودی بریز وگرنه روح آگاه جهان صد خرده بر تو بگیرد( ایهام: از این که دارایی را خرج بیخودی نکردی و یا از حالت هوشیاری ات)
۵-راز جهان غیب بر هیچ کس گشوده نمی شود( همراه با حال خوش تسلیم باش)افسانه نگو(در بیان این راز)
۶- دل غیب نمایم که ادعای رهایی از هر وابستگی ای داشت، اکنون با نسیم سحری که بوی زلفت را آورده، همه گونه کار دارد.
۷-آرزوهای نهان دلم(دل غیب نما آرزوهای بزرگ دارد) را از که جویا شوم؟! دل نگهداری نیست که در نگاهش جلوه و عنایت حق باشد.
۸- از خرقه حافظ چه حاصلی به دست خواهد آمد؟! ما به دنبال بی نیاز مطلقیم و او شیفته بت و معشوق خویش( ایهام: تواضع حافظ و یا خواسته های بسیار متعالی)
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح
قطره در ۴ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۹ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۰۷:۳۱ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴:
پیام این شعر پرهیز از ناامیدی است. و بهره وری از مواهب خلقت
Navid Milani در ۴ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۹ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۰۳:۴۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۹۰:
سلام
برنامه 891 آقای پرواز شهبازی تفسیر این غزل است. مولوی بسیار عمیق و ظریف راه رستگاری مطلق را در این غزل نشان میدهد.
نیما در ۴ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۹ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۰۱:۲۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۰:
در مصرع دوم بیت پنجم چه صحیح است بجای چو
م شریعتی در ۴ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۹ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۱۵ دربارهٔ جامی » هفت اورنگ » یوسف و زلیخا » بخش ۱۱ - در بیان آنکه هر یک از جمال و عشق مرغیست از آشیان وحدت پریده و بر شاخسار مظاهر کثرت آرمیده اگر نوای عزت معشوقیست از آنجاست و اگر ناله محنت عاشقیست هم از آنجاست:
این دو مصرع به چه معنا هستند:
ز معشوقان عالم بسته پرده و به هر پرده که بینی پردگی اوست
م شریعتی در ۴ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۹ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۱۳ دربارهٔ جامی » هفت اورنگ » یوسف و زلیخا » بخش ۱۱ - در بیان آنکه هر یک از جمال و عشق مرغیست از آشیان وحدت پریده و بر شاخسار مظاهر کثرت آرمیده اگر نوای عزت معشوقیست از آنجاست و اگر ناله محنت عاشقیست هم از آنجاست:
سلام. ممنون میشم اگر کسی میدونه بگه واژه مظار در عنوان شعر به چه معناست: بر شاخسار مظار کثرت آرمیده
مست خیال در ۴ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۸ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:
با سلام و عرض ادب
پیرو بیت سوم و چهارم که برخی دوستان گفتند تلمیح به کربلا دارد:
به نظر بنده با توجه به اینکه حافظ سخن خود را با مصراع " زان یار دلنوازم شکریست با شکایت" شروع مینماید بیشتر اشاره به لحظات آخر زندگی حضرت مسیح(ع) دارد که در روایات آمده است که در لحظات آخر عیسی (ع) دل شکسته و ناامید میشود و شکایت و گله ای را بیان میکند.
از طرفی در اشعار حافظ ابیات زیادی میشود دید که نشان از تجلی حضرت عیسی در شعر حافظ دارد، نظیر:
فیض روح القدس ار باز مدد فرماید
دیگران هم بکنند آنچه مسیحا میکرد
طبیب عشق مسیحادم است و مشفق لیک
چو درد در تو نبیند که را دوا بکند؟
گر روی پاک و مجرد چو مسیحا به فلک
از چراغ تو به خورشید رسد صد پرتو
و ....
و این درصورتی است که از پیشوایان شیعه غیر از حضرت علی (ع) در بیت "حافظ اگر قدم زنی در ره خاندان به صدق / بدرقه رهت شود همت شحنه نجف" سخن دیگری در کلام حافظ دیده نمیشود.
بهداد میرزایی در ۴ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۸ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۵۲ در پاسخ به mohsden دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۲:
در این جملهٔ شما، «درگیر» ناقص رها شده است؛ قاعدتاً نباید «شد» هم به دنبال آن بیاید؟
بهداد میرزایی در ۴ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۸ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۵۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۲:
در بیت شمارهٔ ۹، احتمال میدهم که به جای «پراکنده»، واژهٔ ” پُر آکنده “ درست باشد، زیرا پخش شدن آتش معنی ندارد، امّا «پُر آکنده» یعنی انبوه و لبریز، همچون رج زیر:
اگر پارسا باشد و رایزن یکی گنج باشد پُر آکنده زن
رضا تبار در ۴ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۸ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۴۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰:
1- منت(سپاس)خدای را که در میکده(دل /باطن گشوده انسان که محل معنویت است)باز است.
زیرا من برای برامدن حاجتم سر به آستان میخانه ( مکان عرضه عشق و تصفیه دل) می گذارم.
2-خم ها(درون/وجود/محل تجلی اسما و صفات الهی) همه از اشنایی با معنویت در ذوق و شوق هستند.
و آن می(عشق/انس الهی/محبت)حقیقت است و انسان را با حقایق عالم اشنا می کند.
3-رهروی عشق از یکطرف با نظر به محبوب , با نوعی بی نیازی از طرف او روبرو است,
و از طرف دیگر با نظر به خود , با نیاز ذاتی خود مواجه می شود.
4-ما راز(حقیقت / اسرار هستی) را به غریبه ها(نا اشنایان به امور معرفت)نمی گوییم و نخواهیم گفت(چون ممکن است به سرنوشت حلاج دچار شویم)
تنها این راز را به صاحبدلان می گوییم که محرم راز هستند.
5-خم زلف شکن در شکن جانان(اسرار در هم پیچیده عالم غیب)را
نمی توان بطور خلاصه بیان کرد و راه رسیدن به حقایق طولانی است.
6-( این اسرار)شبیه قصه عشق بر دل مجنون و خم زلف لیلی است.
یا شبیه ماجرای گذاشتن صورت سلطان محمود بر کف پای ایاز (غلام سلطان محمود که سطان محمود صورت خودرا بر کف پای ایازمی گذاشت تا دلش اندکی آرام گیرد)است.
( عشق جنسیت , مقام و جایگاه اجنماعی , ... را تحت تاثیر قرار می دهد.)
7-چشمان خود را همچون باز شکاری بر همه عالم بسته ام
تا چشمانم به جمال زیبای تو روشن شود.
8-هرکس به جهت عبادت به کعبه کوی تو( گذر گاه عشق تو) بیاید (چه از روی هوش باشد و چه از روی عشق)عین نماز است
زیرا وقتی دلی با خداست به هر سو که بنگرد خدا را عبادت کرده است.
9-اگر می خواهید از حال حافظ بینوا(درمانده از عشق)را بپرسید
از شمع جویا شوید که چگونه میسوزد و گداخته میشود( روشنایی میدهد.)
مینا احمدی در ۴ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۰۷:۴۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۸۶: