گنجور

حاشیه‌های بهداد میرزایی

بهداد میرزایی 🌐

مترجم زبان انگلیسی، علاقمند به پژوهش در شاهنامه


بهداد میرزایی در ‫۱۱ ماه قبل، جمعه ۸ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۵۲ در پاسخ به mohsden دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۲:

در این جملهٔ شما، «درگیر» ناقص رها شده است؛ قاعدتاً نباید «شد» هم به دنبال آن بیاید؟   

 

بهداد میرزایی در ‫۱۱ ماه قبل، جمعه ۸ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۵۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۲:

در بیت شمارهٔ ۹، احتمال میدهم که به جای «پراکنده»، واژهٔ ” پُر آکنده “ درست باشد، زیرا پخش شدن آتش معنی ندارد، امّا «پُر آکنده» یعنی انبوه و لبریز، همچون رج زیر: 

اگر پارسا باشد و رایزن  یکی گنج باشد پُر آکنده زن 

 

بهداد میرزایی در ‫۱ سال قبل، پنجشنبه ۷ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۰۱ در پاسخ به جهن یزداد دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۱ - آغاز داستان:

با درود، و با سپاس از شما. 

رستم، تنها نماد زورمندی نیست، رستم نماد خرد و دانش ایرانی نیز هست. رستم نماد نگاهبانی از ایران است. او پشت و پناه ایران است. رستم پهلوانی است که نیرو و توان را با خرد همراه دارد، امّا دریغ که هیچکس یادی از آن نمیکند. رستم پهلوانی است که آزرم بزرگان را نگاه میدارد تا کشور نگاهبانی شود، امّا در پیش شاهان بی آزرم و نادان سر خم نمیکند.

رستم آن است که اسفندیار، اسفندیاری که از برای تخت شاهی، پشت و پناه ایران را هدف گرفت، در میدان نبرد، در وصف او که خسته از تیرهای اسفندیار است، در پیشگاه خداوند چنین میگوید:

 

شگفتی فروماند اسفندیار

همی گفت کـ : ”ای داور کامکار

چنان آفریدی که خود خواستی

زمان و زمین را بیاراستی“

 

بنده مقاله ای دربارهٔ رستم نوشته ام. چون طولانی است، علاقمندان میتوانند آن را در کانال تلگرامی به نشانی زیر بخوانند:

 

پیوند به وبگاه بیرونی

 

بهداد میرزایی در ‫۱ سال قبل، پنجشنبه ۷ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۵۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۲ - ستایش خرد:

بنده دربارهٔ بخش ستایش خرد در شاهنامه نظری دارم که در کانال تلگرامی خودم نوشته ام. چون طولانی است، علاقمندان ناچار باید در کانالم به نام «شاهنامه شناسی» بخوانند. نشانی مقالهٔ نامبرده: 

پیوند به وبگاه بیرونی

 

بهداد میرزایی در ‫۱ سال قبل، پنجشنبه ۷ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۴۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۱ - آغاز کتاب:

با درود. میخواستم یاداوری کنم که در بیشتر نظراتی که دربارهٔ معنا یا تفسیر ابیات شاهنامه ابراز میشود، موضوع ابیات افزوده را در نظر نمیگیرند. به نظر بنده، ویرایش استاد جنیدی از همهٔ چاپها بهتر و پیراسته تر است و باید به آن استناد کرد. شاهنامه از همان ابیات آغازین دست خورده است. یکی از نشانه های سخن افزوده، سستی سخن است و از نشانه های سستی سخن، تکرار مکرّر یک واژه یا مفهوم است. در بیتهای آغازین، سوزن افزاینده بر ستودن خدا گیر کرده است؛ و بعدش سوزن به اینجا گیر کرده است که خدا در اندیشهٔ انسان نمیگنجد. در بخش ستایش خرد، واژهٔ «خرد» یازده بار (!!) آمده است و قبل از آن هم دو بار آمده است. به نظر من همهٔ بخش ستایش خرد افزوده است، و استاد جنیدی هم در آخرین ویرایشها به همین نتیجه رسیده اند. 

 

بهداد میرزایی در ‫۱ سال قبل، پنجشنبه ۷ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۳۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۱ - آغاز داستان:

با درود. دربارهٔ ابیات افزوده شده به شاهنامه:

برخی از ابیاتی که به شاهنامه افزوده شده است نشانه هایی دارد. یکی از آن نشانه ها سستی سخن است. از نشانه های سستی سخن، یکی آن است که واژه ای مرتب تکرار بشود. 
در این ابیات سوزن افزاینده بر «بلبل» گیر کرده است!! و بلبل را شش بار آورده است! 

از ۱۷ بیت آغازین بخش رستم و اسفندیار، ۱۴ بیت افزوده است (بنا بر ویرایش استاد فریدون جنیدی). 

استاد جنیدی بیت آخر را افزوده نمیداند، اما «بلبل» را به «موبد» تصحیح میکند (تصحیح انتقادی):

 

ز موبد شنیدم یکی داستان ...

 

علاوه بر این، دارد از زبان فردوسی میگوید که: ”من آدم بدبختی هستم و توان این که گوسفندی را بکشم، ندارم؛ خوش به حال آن کس که توانش را دارد! پس، ای مرد دارا! به مردمان فقیر بخشش کن! (یعنی به من هم که ندارم، بده!!)“ چگونه این سخنان سخیف و تحقیرآمیز میتواند از فردوسی باشد؟!

 

بهداد میرزایی در ‫۲ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۴:۵۹ دربارهٔ سعدی » گلستان » دیباچه:

درباره «خوید»، فرهنگ نظام دو بیت از انوری و ازرقی می آورد و سپس چنین میگوید:
انوری:
این عجب نیست بسی کز اثر لاله و خوید گویی آهو بره میناسم و بیجده لب است
ایضاً ازرقی:
ز لاله سرخ نگردد دگر سرون گوزن ز خوید سبز نگردد دگر سرین غزال
این لفظ را با واو معدوله (زاید) آورده اند [xīd] مگر این شعر سعدی:
هرکه مزروع خود بخورد خوید روز خرمنش خوشه باید چید
که در آن با واو ملفوظ است [xavīd]. لیکن در پهلوی با واو ملفوظه است [حرف نویسی آن xvīt میشود]، پس در فارسی هم باید صحیح باشد. ریشة آن در سنسکریت بمعنی مزرعة سبز است.“
بنا بر توضیح فرهنگ نظام، به نظر میرسد که مصحّحان به اشتباه گمان کرده اند که این عبارت به گونة «بخورد به خوید» باید درست باشد، و همان خَوید درست است.

 

بهداد میرزایی در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۳۰ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۴۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۳۰ - باز آمدن زن جوحی به محکمهٔ قاضی سال دوم بر امید وظیفهٔ پارسال و شناختن قاضی او را الی اتمامه:

در مصرع «نیست صورت چشم را نیکو به مال»
به نظر من باید «نیکو بمال» باشد.

 

بهداد میرزایی در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۵۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۳۰ - باز آمدن زن جوحی به محکمهٔ قاضی سال دوم بر امید وظیفهٔ پارسال و شناختن قاضی او را الی اتمامه:

با درود. گمان میکنم مصرع:
هین بشو ای تن ازین جان هر دو دست
به صورت زیر بهتر معنی می دهد:
هین بشو ای جان ازین تن هر دو دست
با سپاس.

 

بهداد میرزایی در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۹ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۲۹ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان کاموس کشانی » بخش ۱:

با درود. نخست، شایسته است که در خواندن شاهنامه، به ویرایش استاد فریدون جنیدی توجه کنید، که تازه ترین و بهترین تصحیح شاهنامه است. این کانال تلگرامی به معرفیاثر ایشان اختصاص دارد: پیوند به وبگاه بیرونی
دوم، جناب si نوشته اند «خاهشاً»: «خواهش» درست است. و آوردن تنوین با واژة فارسی درست نیست.
سپاس ازتوجهتان.

 

بهداد میرزایی در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۶ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۵۶ دربارهٔ هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » ترجیع بند - که یکی هست و هیچ نیست جز او:

درود. بهتر نیست که «آن جا» را بصورت «آنجا» بنویسیم؟!