گنجور

حاشیه‌ها

حامد عارف در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۴۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹۳:

باسلام

از نظر من بیت سوم مولانا می گه ای مسلمان ها مسلمانی‌تان را یه بازنگری کنید چرا که اینبار کفر مسلمان وار یا مسلمان گونه خواهد آمد.

مشاهیر و مفاخر بزرگی مثل مولانا از علمای و عرفای بزرگ بودن و قیاس پاکانه‌شون رو از خود بگیریم جفای در حق اونهاست.

سخن عارفان از مردم جداست همونطور که خانم اعتصامی هم در اشعار شون این موضوع متجلی شده که عرفا از دید حتی عقلای قوم دیوانه پنداشته می شدند

بهرحال مولانا عالم بزرگی بوده و در جای اشعارش می شه مفاهیم بسیار عمیق عرفان رو پیدا کرد لیک چشم و گوش را آن نور نیست. 

فرشید اسراری در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۳۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶:

این رباعی، در نسخه های فروغی، ژوکوفسکی و فن اهایم نیست و اصالت آن مورد تردید است.

امیدوار در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۳۸ در پاسخ به یاسر حدادی دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۱:

اسدالله علی

 

امیدوار در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۳۷ در پاسخ به ملیکا رضایی دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۱:

شمس به یقین بزرگ و والامقام است 

اما هرجایی مولوی خواست از خدا و علی دم بزند 

دوستان امدند و گفتند نه مخاطب شعر شمس است 

خود شمس علی رو بزرگ می شمرده اگر داستان رد شدن از جوی رو شنیده باشید

Ahmad hamedhamedi۱۵۹@gmail.com در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۱۰ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۲:

من شنیدم از رودکیه

افسانه چراغی در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۰۵ دربارهٔ جهان ملک خاتون » دیوان اشعار » در مرثیهٔ فرزند دلبند سلطان بخت طاب ثراها » شمارهٔ ۲:

چه قدر با احساس و سوزناک و غم‌انگیز! 

آریا ایرانی در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۵۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۸:

با سلام خدمت همه عزیزان:

فقط این بیت:

فرو رفت از غم عشقت دمم، دم می دهی تا کی

دمار از من برآوردی، نمی گویی برآوردم

را با صدای استاد شجریان گوش کنید، تمام شعر برای شما تفسیر می شود. 

نه فقط با گوش سر، که با گوش دل و جان و با گوشت و پوست و استخوانتان پیام حافظ را دریافت خواهید کرد.

اگر اشکی از گوشه چشمانتان فرو چکید دل خوش بدارید که حتی به قدر ذره ای هم که شده هنوز عشقی در وجودتان هست و با خالق خود هنوز سر و سری دارید.

درود بر همه عاشقان حق

ف ب در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۳۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۱ - پادشاهی جمشید هفتصد سال بود:

سلام و وقت بخیر. ببخشید در رابطه با بیت سوم کمر بستن رو باید فعل مرکب بگیریم و در معنای همت کردن برای فرمانروایی یا باید کمر رو جدا از بستن بگیریم و در معنای کمربندی که پادشاهان می بندند؟ ممنون میشم راهنمایی کنین.

میم الف در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:

جناب کریمی. لطفا دقت بفرمایید و اشعار جعلی به شاعران عزیزمان منتسب نکنید. صائب نقیضه‌ای بر این ابیات حافظ نسروده است. هر چه در فضای مجازی سرچ می‌کنید اینجا کپی‌پیست نکنید! چون در فضای مجازی منتشر شده دلیل بر درست بودنش نیست 

ملیکا رضایی در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۳۸ در پاسخ به امیدوار دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۱:

به یقین اینگونه نیست ..شمس جای خود دارد شیر خدا هم که علی(ع)باشد جای خود؛

اینجا آوردن شیرخدا ،سلیمان ،و رستم دستان تنها اشاره دارد به جایگاه بالا شمس یعنی شمس را چون آنان بزرگ توصیف کرده و در کل اینجا از شمس میگوید و بس ؛ مثل اینکه برای توصیف یک کسی که باهاش آشنا شدیم و برامون استثنا هست یک صفتی ورای انسان های معمولی بیاریم ؛ آوردن این چند کلمه که القابی هستند از بزرگان و نیکان تنها اشاره به مقام والای شمس دارد نه بیشتر نه کمتر ..اصلا هم منظور امام نبوده و فقط و فقط شمس .

درود عزیز..

ملیکا رضایی در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۴۹ در پاسخ به م شریعتی دربارهٔ جامی » هفت اورنگ » یوسف و زلیخا » بخش ۱۱ - در بیان آنکه هر یک از جمال و عشق مرغیست از آشیان وحدت پریده و بر شاخسار مظاهر کثرت آرمیده اگر نوای عزت معشوقیست از آنجاست و اگر ناله محنت عاشقیست هم از آنجاست:

درود بر شمادر لغتنامه جستجو کردم و بله طبق حرف شما نبود 

به واقع نمیدانم شاید احتمالا مطابق حرف شما خطا تایپی باشه ، امیدوارم بقیه بزرگان هم نظری بدن راستش من هم دوست دارم بدونم اگر این کلمه درست اومده چه معنی ای میده و اگر اشتباه مضار باید باشه شاید هم اصلا یک کلمه دیگه ؛

باز هم درود...

م شریعتی در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۲۲ در پاسخ به ملیکا رضایی دربارهٔ جامی » هفت اورنگ » یوسف و زلیخا » بخش ۱۱ - در بیان آنکه هر یک از جمال و عشق مرغیست از آشیان وحدت پریده و بر شاخسار مظاهر کثرت آرمیده اگر نوای عزت معشوقیست از آنجاست و اگر ناله محنت عاشقیست هم از آنجاست:

ممنونم از توضیح شما بزرگوار من در لغت‌نامه نگاه کردم چیزی پیدا نکردم، نمی‌دونم خطای تایپه یا چی؟!

 

سیاوش آهی در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۰۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ترجیع بند:

متاسفانه و متاسفانه و باز هم متاسفانه در روخوانی این ترجیع بند اشتباهات آشکاری رو شنیدم که باید گفت کسانی که این ترجیع بند رو به خوانی کرده اند شاید برای اولین بار این شعر را خواندن و گرنه این غلط خوانی بسیار زیاد که آن را ، هم از صدا و هم از سیمای ملی شنیدم ، از دوستداران حقیقی شعر ، دور است. برای آموزش دوستان در زمان مناسب یکی از بندها را روخوانی خواهم کرد.

Mahmood Shams در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۴۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۲:

با سلام و درود ، ابتدا از دست اندرکاران و طراحان سایت بی نظیر گنجور که همواره با تلاش بدون مزد و منت با بروز رسانی و بهتر شدن سایت ما را غرق در لذت می کنند صمیمانه سپاسگزاری می کنم ، در ادامه جا داره از عزیزان و بزرگوارانی که با صدای دلنشین و زیبا و بیان عالی و‌ گاهی با استفاده از موسیقی کلاسیک و سنتی و اصیل ایرانی به خواندن اشعار می پردازند تشکر کنم که لذت ما را دو چندان می کنند همچنین از عزیزان و بزرگوارنی که به معنی و تفسیر می پردازند از جمله جناب ساقی و برگ بی برگی گرامی و دیگر عزیزان که کمک می کنند تا با آگاهی بیشتر و درک و فهم کامل تر صمیمیت و علاقه بیشتری به سلاطین ادبیات پیدا کنیم و لحظات مفرح و با نشاطی را تجربه کنیم و از دریای عمیق و پر نشاط و البته آموزنده و انسان ساز شعر و ادبیات کلاسیک ایران بهره ببریم و غرق در لذت شویم ( ارادتمند و قدر دان زحمات همه عزیزان هستم و آرزوی سلامتی و بهترین ها رو دارم برای تک تک شما بزرگواران ❤️🙏 ) 

زاهد برو که طالع اگر طالع من است /

جامم به دست باشد و زلف نگار هم / 

مصرع دوم از بیت دوم حضرت حافظ برایم یادآور بیت دیگری ست از حضرت مولانا با همین مضمون و زیبایی و البته با شور و نشاط بیشتر : 

یک دست جام باده و یک دست جعد یار / 

رقصی چنین میانه میدانم آرزوست

سید رضا نوعی ( حکیم ) در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۲۶ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۳۰۴:

شرح رباعی ابوسعید ابوالخیر :

مصرع اول از بیت نخست ( یک نیم رخت ، الست منکم ببعید )

«الست منکم ببعید؟» دقیقا به همان معنای ( آیا من از شما دور نیستم ؟ ) می باشد .

رخ در اصطلاح عرفا به معنای جلوه اسماء و صفات حضرت حق می باشد . و چون اسما و صفات به جمالی و جلالی منقسم می گردد ، شاعر از هر کدام از دو جلوه جمالی و جلالی به ( یک نیم رخ ) اشاره کرده در مصرع اول ( یک نیم رخت ) اشاره به جلوه جمال و در مصرع بعد ( یک نیم دگر ) اشاره به جلوه جلال خداوند است .

لذا شاعر در مصرع اول از بیت نخست ، اشاره به جلوه جمالی محبوب می کند که از عاشق دلبری کرده و او را به درد عشق مبتلا نموده است .

یک جلوه ز حسن لیلی ات بنمایم

عاقل باشم اگر که مجنون نشوی

اما این عشق ، اولین نتیجه ای که برای عاشق دارد ، احساس فراق و بُعد و دوری از معشوق است . کما اینکه در حدیث وارد شده :

قالَ علی ( ع ) : الْهِجْرَانُ عُقُوبَةُ الْعِشْق‏  .
ترجمه : پاداش و جزای عشق ، چیزی جز آتشِ هجران نخواهد بود . 
(منتخب میزان الحکمه حدیث1304 )

شاعر در مصرع مزبور خطاب به محبوب خود می گوید :

جلوه جمال تو مرا به درد عشق مبتلا کرده لیکن اولین ره آورد عشق برای من احساس فراق و بُعد و دوری از تو می باشد.

در مصرع دوم از بیت نخست می فرماید :

یک نیم رخت ان عذابی لشدید

یعنی جلوه دیگر روی تو ای محبوب من ، که همانا جلوه جلال تو است ، مرا به هجر مبتلا نموده که تحمل آن عذابی شدید است .

در مصرع اول از بیت دوم می گوید :

بر گرد رخت نبشته یحی و یمیت

شاعر رخ ( روی دلدار ) و وجه الله را به دائره ای تشبیه کرده که نیمه ای از آن اختصاص به صفات جمال و نیمه دیگر اختصاص به صفات جلال محبوب داشت .

اکنون مجموع صفات جمال و جلال و ماحصل آن را که با نگاهی دیگر و به ظاهر پارادوکسیکال ، توضیح می دهد

که مجموع این جلوه های جمال و جلال معشوق برای عاشق ، دو فرآیند دارد ، با جلوه های پیاپی جمال ، او را زنده می کند و حیات تازه ای می بخشد و باز با جلوه جلالی دیگر ، او را می میراند ( کنایه از فنای عاشق و سیر او در مراتب فناء الی الله )

خلاصه اینکه در مصرع فوق : به صفت ( یحیی ) و صفت ( یمیت ) محبوب اشاره کرده و می گوید : محبوب من مدام مرا با لطف خویش زنده می دارد و باز با غمزه ای که حاکی از عزت و بی نیازی او است ، مرا به قهر می کُشد .

من مات من العشق فقد مات شهید

در مصرع فوق نیز شاعر می گوید :

نتیجه این نیش و نوش های معشوق و فرآیند نهائی آن برای عاشق ، مرگ او است که کنایه از فنای تام عاشق می باشد . اما این فنای از خود ، در حقیقت بقای به معشوق و رسیدن به سرچشمه حیات ابدی است .

آزمودم مرگ من در زندگیست
چون رهم زین زندگی پایندگیست

اقتلونی اقتلونی یا ثقات
ان فی قتلی حیاتا فی حیات

حافظ نیز می گوید :

زیر شمشیر غمش ، رقص کنان باید رفت

آنکه شد کُشته عشق ، نیک سرانجام افتاد

سخن آخر اینکه :

مصرع اول از بیت نخست ، اشاره به نتیجه عشق که همانا دوری و بُعد از وصال معشوق است اشاره کرده 

در مصرع دوم از بیت نخست : ضمن تاکید به فرآیند عشق که هجران است ، تحمل هجر را نیز برای عاشق به منزله عذابی شدید توصیف نموده

در مصرع اول از بیت دوم : بطور کلی به مجموع صفات جمالی و جلالی و لطف و قهر معشوق اشاره کرده که فرآیند این نیش و نوش ها ، سالک الی الله را میمیراند و باز زنده می کند و نهایتا مرگ عاشق که کنایه از فنای فی الله است را خاطر نشان می نماید و تاکید می کند که فانی در راه عشق ، شهید واقعی است .

والسلام

 

تبصره : شرح تفصیلی رباعی ابوسعید را اینجانب در سایت خودم ( پیام شیعه ) به آدرس ذیل آورده ام ، علاقمندان می توانند مراجعه نمایند .

پیوند به وبگاه بیرونی

اسماعیل علیزاده در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۱۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱ - سرآغاز:

سلام و درود

ضمن تشکر از زحمت دوستانی که اشعار را می خوانند، و صوت می گذارند، برای شعر اول از دفتر اول، همه خوانشها در شعر "خر موسی صاعقا" به غیر از آخری، متاسفانه اشتباه است. خر به فتحه و تشدید است و آیه ای از قرآن در سوره اعراف و به معنای افتادن با صدای بلند است، در حالیکه همه به کسره و به معنی خر حیوان و به کسره خوانش می کنند/ 

قاسم در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۲۸ دربارهٔ وحدت کرمانشاهی » غزلیات » شمارهٔ ۱۲:

در پی همه گیری کرونا، خیلی از مجالس و همنشینی ها و مجامع تعطیل شد. مساجد، دانشگاهها، مدارس، محافل شادی و غم، مجامع شعر و ادب و ... هرکدام علاقه مندان خاص خود و اقشار مخصوص به خود را داشت که متاسفانه رو به تعطیلی گذاشت. این دو بیت از شعر چقدر زیبا و متناسب هست:

آب و هوای میکده از بس که سالم است

بنشسته پای هر خم آن میگسارها

طاق و رواق میکده هرگز تهی مباد

از های و هوی عربده باده‌خوارها

فاتح عبداله‌زاده در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۱۴ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب پنجم در عشق و جوانی » حکایت شمارهٔ ۱۰:

چندوچون و اما و اگری نمی‌ماند ... معشوق یا بقول دوستمان ممدوح (؟!) در اشعار پارسی غالبا پسر بودند. تعصب ودیدگاه شخصی راه به جایی نمی‌برد

رضا تبار در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۴۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲:

حافظ در این ابیات سعی دارد علی رغم جو  رعب انگیز تعصب و افراطی حاکمان دینی حرف دلش را در قالب شعر و غزل به دوستدارانش هدیه کند.

1-حالتی دارم که میخواهم با تو ای محبوب درد دل کنم,

و احوالات دل خود را با تو در میان بگذارم.

2-خیال خام مرا ببین که می خواهم راز عشق و محبت آشکار شده خود را ( که از رفتار و حرکاتم پیداست),

از رقیبان(مراقبین / متعصبانی که از عشق بویی نبرده اند) پنهان کنم.

3-در چنین شب قدری(شبی نامشخص  که در آن شب  تصمیمات , مقدرات و سرنوشت برای انسانها رقم میخورد) که بنای درد دل با تو را دارم,

(از آن جهت که عزیز و شریف است) دوست دارم تا روز مرگم ادامه داشته باشد.

4- شگفتا!چقدر عجیب است که اینچنین گوهری نازک(  مروارید ظریف / کنایه از هم صحبتی و انس با خدا)را,

در چنین شبی تار ( شب قدر) طلب کرده ام.

5-ای صبا(انوار غیبی/سروش عالم ملکوت/دم مسیحایی/ مردان حق)مرا مدد فرمایید,

زیرا هوس شکفتن( گشایش دل به وسعت حضور خدا در دل )را دارم.

6- برای کسب شرف و افتخار انس با تو آرزو دارم,

خاک راه تو را با مژگانم جارو کنم.

7-برخلاف مدعیان(متعصبان راه و رسم مرده/شاعران بی مایه و بی هنر) مثل حافظ ,

میخواهم شعر رندانه( چند پهلو/ ایهام دار / زیرکانه )بسرایم.

(بیت اخر کاملا در این سایت مشخص  و نمایان است . هر کسی از  دید خود به اشعار حافط نگاه می کند و مفهوم متفاوت از ان برداشت میکند و از این نظر باید به حافظ افرین گفت که کاملا موفق شده است.)

 

 

مینا احمدی در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۰۷:۵۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵۳:

صحبت های دکتر دینانی درباره این غزل در برنامه معرفت:

پیوند به وبگاه بیرونی

۱
۱۵۱۵
۱۵۱۶
۱۵۱۷
۱۵۱۸
۱۵۱۹
۵۷۲۹