گنجور

شمارهٔ ۱۲

 
وحدت کرمانشاهی
وحدت کرمانشاهی » غزلیات
 

از یک خروش یا رب شب زنده‌دارها

حاجت روا شدند هزاران هزارها

یک آه سرد سوخته جانی سحر زند

در خرمن وجود جهانی شرارها

آری دعای نیمه‌شب دلشکستگان

باشد کلید قفل مهمات کارها

مینای می ز بند غمت می‌دهد نجات

هان ای حکیم گفتمت این نکته بارها

آب و هوای میکده از بس که سالم است

بنشسته پای هر خم آن میگسارها

طاق و رواق میکده هرگز تهی مباد

از های و هوی عربده باده‌خوارها

پیغام دوست می‌رسدم هر زمان به گوش

از نغمه‌های زیر و بم چنگ و تارها

ساقی به یک کرشمه مستانه در ازل

بربود عقل و دین و دل هوشیارها

وحدت به تیر غمزه و شمشیر ناز شد

بی جرم کشته بر سر کوی نگارها

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.