گنجور

غزل شمارهٔ ۵۵۳

 
جلال الدین محمد مولوی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات
 

بی همگان به سر شود بی‌تو به سر نمی‌شود

داغ تو دارد این دلم جای دگر نمی‌شود

دیده عقل مست تو چرخه چرخ پست تو

گوش طرب به دست تو بی‌تو به سر نمی‌شود

جان ز تو جوش می‌کند دل ز تو نوش می‌کند

عقل خروش می‌کند بی‌تو به سر نمی‌شود

خمر من و خمار من باغ من و بهار من

خواب من و قرار من بی‌تو به سر نمی‌شود

جاه و جلال من تویی ملکت و مال من تویی

آب زلال من تویی بی‌تو به سر نمی‌شود

گاه سوی وفا روی گاه سوی جفا روی

آن منی کجا روی بی‌تو به سر نمی‌شود

دل بنهند برکنی توبه کنند بشکنی

این همه خود تو می‌کنی بی‌تو به سر نمی‌شود

بی تو اگر به سر شدی زیر جهان زبر شدی

باغ ارم سقر شدی بی‌تو به سر نمی‌شود

گر تو سری قدم شوم ور تو کفی علم شوم

ور بروی عدم شوم بی‌تو به سر نمی‌شود

خواب مرا ببسته‌ای نقش مرا بشسته‌ای

وز همه‌ام گسسته‌ای بی‌تو به سر نمی‌شود

گر تو نباشی یار من گشت خراب کار من

مونس و غمگسار من بی‌تو به سر نمی‌شود

بی تو نه زندگی خوشم بی‌تو نه مردگی خوشم

سر ز غم تو چون کشم بی‌تو به سر نمی‌شود

هر چه بگویم ای سند نیست جدا ز نیک و بد

هم تو بگو به لطف خود بی‌تو به سر نمی‌شود

 

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 حذف شماره‌ها | وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

شهرام ناظری » کیش مهر » تصنیف.بی تو به سر نمی شود.افشاری

بیژن بیژنی » نهانخانه دل » باغ من و بهار من

همایون شجریان » چه آتش ها » تصنیف بی همگان

محمدرضا شجریان » بی تو بسر نمی شود » تصنیف (بی تو بسر نمی شود)

محمدرضا شجریان » بی تو بسر نمی شود » ساز و آواز (بی همگان بسر شود)

جمال الدین منبری » تک آهنگ های جمال الدین منبری » بی تو بسر نمی شود

غلامحسین بنان » آشنایی با شیوه آواز استاد غلامحسین بنان - سه گاه و چهارگاه » کار عمل در مایه بیات ترک

رضا یزدانی » شهر دل » بی تو بسر نمی‌شود

محسن نامجو » با صدهزار » بی همگان اسپاتیفای

🎜 معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۵۱ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

صفا از مولانا صفا در ‫۱۰ سال و ۶ ماه قبل، یک شنبه ۷ فروردین ۱۳۹۰، ساعت ۱۸:۲۶ نوشته:

درود یاران ادب گستر
این غزل شگفت و عرفانی مولانا را با صدای این دو
استاد بزرگ آوای ایرانی بهتر درک کنید :
خواننده : استاد فرزانه شهزام ناظری
نوار : کیش مهر
خواننده : استاد یگانه محمد رضا شجریان
نوار : بی تو به سر نمی شود .
شاد و خوش و پیروز باشید

شاد زی و شادی گستر باش
شاد زی ، مهر ورز ، فراجهانی باش
گر خدا خواهد تا درودی دیگر بدرود.

 

باربد در ‫۱۰ سال و ۶ ماه قبل، دو شنبه ۸ فروردین ۱۳۹۰، ساعت ۰۷:۱۵ نوشته:

واقعاً این طور است که صفا از مولانا می‌گوید. این غزل بسیار زیبا را این دو استاد بزرگ آن‌گونه که شایسته‌ی غزل است ادا نموده‌اند. اما آواز استاد ناظری یک لطافت و دنیای دیگری دارد که یقیناً هر که آن را می‌شنود در غزل غوطه می‌خورد ...

 

عبدالرضا در ‫۱۰ سال و ۶ ماه قبل، چهار شنبه ۱۷ فروردین ۱۳۹۰، ساعت ۲۱:۳۱ نوشته:

احتمالا به جای "ملکت" باید "مکنت" قرار گیرد . لطفا بررسی کنید .

 

مصطفی در ‫۸ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۰ آذر ۱۳۹۱، ساعت ۱۲:۲۴ نوشته:

در بیت 13 به جای کلمه ی (سند) باید کلمه ی (صنم) را قرار داد.

 

عبدالستار در ‫۸ سال و ۹ ماه قبل، یک شنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۱، ساعت ۱۴:۰۶ نوشته:

با سلام
درجواب مصطفی عرض می کنم:
با توجه به کلمه بد در آخر مصراع، سند صحیح است زیرا صنم قافیه درونی بیت را به هم می زند.

 

علی در ‫۸ سال و ۴ ماه قبل، پنج شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۵۷ نوشته:

به نظرم در بیت سوم جای "جوش" و "نوش" را باید بایکدیگر عوض کرد! 

 

حسن در ‫۸ سال و ۲ ماه قبل، یک شنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۱۲:۲۱ نوشته:

جناب آقای عبدالرضای عزیز :
مُلکَت به معنای پادشاهی ، سلطنت، کشور، مملکت است و صحیح می باشد

 

امین کیخا در ‫۸ سال و ۲ ماه قبل، یک شنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۱۲:۴۰ نوشته:

سند به عربی به معنی حجت هم هست

 

لیلا در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۲۸ نوشته:

من با این شعر زندگی میکنم ...

 

جلال اعتماد در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، یک شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۰۹ نوشته:

در بیت آخر احتمالأ باید(هر چه بگویم این سند) باشد

 

علی در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۴ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۱۶ نوشته:

بیت هفت خدعه درسته یا خود تو .؟؟؟!! ممنون اگر پاسخ بدین

 

امیر در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، یک شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۴۰ نوشته:

اگراین اشعارم نبود چی برای گفتن داشتیم

 

اسدالله در ‫۶ سال و ۱ ماه قبل، چهار شنبه ۷ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۴:۵۷ نوشته:

در بیت پنچم بجای "مال" اگر (منال) که هم معنی است و از جانبی هم قافیه را در همین بیت قوت بیشتر میدهد بکار برده برده شود شیوایی بهتر و صلابت بیشتر پیدا میکند.شاید در اصل چنین باشد .ولله اعلم

 

اسدالله در ‫۶ سال و ۱ ماه قبل، چهار شنبه ۷ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۰۲ نوشته:

در بیت پنچم بجای "مال" اگر (منال) که هم معنی است و از جانبی هم قافیه را در همین بیت قوت بیشتر میدهد بکار برده برده شود شیوایی بهتر و صلابت بیشتر پیدا میکند.شاید در اصل چنین باشد .ولله اعلم

 

شعله در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، پنج شنبه ۱ بهمن ۱۳۹۴، ساعت ۱۰:۳۶ نوشته:

عاشق این شعر حضرت مولانا هستم هر وقت از هیاهوی زندگی وروزمرگی ها خسته میشوم با خودم زمزمه میکنم بی همگان به سر شود.........شنیدن این شعر با صدای آقای جمال الدین منبری هم خالی از لطف نیست

 

متین در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، دو شنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۳۰ نوشته:

قافیه اصلی ابیات چیست؟ "بیتو به سرنمیشود"که معنایش درنصف ابیات یکی است پس ردیف است

 

سمانه ، م در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، دو شنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۴۰ نوشته:

جناب متین
این چامه نه به درستی قافیه دارد نه ردیف
بیت اول رعایت ردیف هم نشده
گویا ، مولانا زیاد در بند رعایت ردیف و قافیه نبوده ، که خود می گوید :
قافیه اندیشم و دلدار من
گویدم مندیش جز دیدار من
خوش نشین ای قافیه اندیش من
قافیه دولت تویی در پیش من
حرف چه بود تا تو اندیشی از آن
حرف چه بود خار دیوار رزان
حرف و صوت و گفت را بر هم زنم
تا که بی این هر سه با تو دم زنم
شاد باشی ، پایدار

 

عمر شیردل در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، دو شنبه ۹ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۴۵ نوشته:

بیت دوم باید چنین نوشته شود :
دیدهٔ عقل مست تو چرخهٔ چرخ پست تو

 

غبار در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، چهار شنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۰۷ نوشته:

http://tabnama.blog.ir/post/64
خوشنویسی «بی تو به سر نمی شود»

 

محسن در ‫۴ سال و ۱۰ ماه قبل، یک شنبه ۹ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۹:۴۱ نوشته:

این شعر زیبا و عرفانی با صدای عرفانی و آسمانی حسام الدین سراج و آهنگ سازی محسن نفر در آلبوم یاد یار هم به زیبایی تمام اجرا شده است. حتما با گوش دل بشنوید و لذت ببرید.

 

رضا در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، یک شنبه ۱۹ دی ۱۳۹۵، ساعت ۰۵:۱۱ نوشته:

داریوش اقبالی هم این غزل را قبل از انقلاب خوانده است.

 

رضا در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، یک شنبه ۱۹ دی ۱۳۹۵، ساعت ۰۵:۱۳ نوشته:

داریوش اقبالی این غزل را قبل از انقلاب خوانده بود. زمانی که مرحوم صابری در کاریکاتوری در گل آقا از کناره گیری مرحوم دکتر حبیبی از پست معاونت اول هاشمی رفسنجانی اظهار ناراحتی کرده بود، چرا که در همه شماره ها عکس ایشان یا روی جلد بود یا پشت جلد و یا در داخل مجله مطلبی در مورد ایشان آورده می شد (با توجه به ممنوعیت درج کاریکاتور رییس جمهور به دلیل معمم بودن ایشان و نوستالژیک بودن چهره مرحوم حبیبی) بیت اول این غزل را در زیر کاریکاتور ایشان آورده بود. یادم می آید که بعدها یکی از مخاطبین گل آقا اعتراض کرده بود که چرا اشعار خوانندگان زمان طاغوت را در گل آقا نشر می کنند!

 

یاسر در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، سه شنبه ۸ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۰۳ نوشته:

سمانه خانم :
جالبه که ردیف و قافیه رعایت نشده چون درشعرهای کلاسیک قافیه جز لاینفک شعر بوده و برای من باعث تعجب بود و فکر نمیکنم در شعرهای مولوی زیاد به این موضوع بر بخوریم

 

علی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۰۷ نوشته:

این غزل فوق العاده است وزن و قافیه وردیف داره من تعجب میکنم که بعضی از دوستان نوشتندوزن وقافیه نداره

 

nabavar در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، یک شنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۵۰ نوشته:

علی آقا جان
بفرمائید در بیت اول و دوم
ردیف کدام است و قافیه کدام؟
موفق باشی

 

... در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، دو شنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۱۷:۲۴ نوشته:

با اجازه از دوستان، بنده عذر میخوام که بین بحث عزیزان وارد میشم، مطلبی هست که شاید ذکرش مفید واقع بشه.
ببینید شما اگه با استفاده از تعاریف قافیه و ردیف بخواید در مورد این غزل دنبال قافیه بگردید، موفق نمی شید قافیه ای پیدا کنید. در واقع اگه مثل یک ماشین رفتار کنیم و از کدهای تعریف شده برای قافیه استفاده کنیم، این غزل فاقد قافیه هست.
اما در دیوان شمس به غزلیاتی بر می خوریم که دارای ردیف هایی بیش از یک کلمه هستن، در واقع ردیف هایی که به شکل یک جمله در هر بیت تکرار میشن. ردیف هایی مثل «بی تو به سر نمی شود»، «مستان سلامت می کنند»، «چیزی بده درویش را» و «آهسته که سرمستم».
در این غزلیات معمولاً وضعیت قافیه مثل همین غزل هست و قافیه مشخصی طبق تعریف نداره. اما مواردی هست که این غزلیات رو از عیب قافیه مبرا می کنه. به این موارد اشاره می کنم:
اول اینکه وزن این غزلیات یا اوزان دوری هستن (مثل همین غزل) یا اوزان متحدالارکان (مثل مستان سلامت می کنند).
دوم اینکه تقریباً در تمامی ابیات قافیه درونی رعایت شده.
سوم اینکه معمولاً در این غزل ها هر بیت به چهار بخش تقسیم میشه که یکی از این چهار قسمت همون ردیف تکرار شونده هست.
مجموعه این عوامل باعث ایجاد حس موسیقایی بسیار غنی در غزل میشن و هیچ کمبودی در این زمینه احساس نمیشه. از طرفی به نظر میرسه مهمترین رسالت قافیه هم همین ایجاد موسیقی (طبق نظر دکتر شفیعی، یکی از انواع موسیقی تحت عنوان موسیقی کناری شعر) باشه. عواملی که ذکر کردم فقدان قافیه به شکل سنتی خودش رو پوشش میده و باعث میشه خللی به شعر وارد نشه.
البته مولوی غزلی مثل «معشوقه به سامان شد تا باد چنین بادا...» رو هم داره که هم ردیف طولانی «تا باد چنین بادا» رو داره و هم قافیه به شکل سنتی در اونجا رعایت شده. ولی حقیقتاً فکر نمی کنم بین این غزل و همین غزل «بی تو به سر نمی شود» تفاوتی از نظر حس موسیقایی وجود داشته باشه و از یک سطح غنای موسیقایی برخوردار هستن.
بد نیست به این نکته هم اشاره کنیم که این ردیف های طولانی عمدتاً فاقد معنای مشخصی در رابطه با سایر اجزای بیت هستن. یعنی ممکنه شما در بعضی از ابیات نتونید ارتباط مشخصی بین ردیف و کل بیت برقرار کنید. این هم به این خاطر هست که این ردیف ها بیشتر وظیفه شون ایجاد موسیقی هست و به عنوان یک ترجیع عمل می کنن. این غزل ها هم عمدتاً مربوط به مجالس سماع مولوی هستن.
برای اطلاعات بیشتر در این مورد حتما یه نگاهی به کتاب عالی «موسیقی شعر» دکتر شفیعی بندازید. ایشون علاوه بر اشاره های مفید در متن کتاب، یه فصل جداگانه در مورد موسیقی شعر مولوی دارن که بسیار راهگشا هست.
عذر میخوام که طولانی شد.
با احترام.

 

شیرین در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، دو شنبه ۵ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۰۳:۴۶ نوشته:

با عرض سلام و ادب و احترام حضور سروران و نازنیان ادب دوست.
هنگام خواندن یادداشتها، متوجه شدم که برخی از دوستان، با جد و جهد فراوان به دنبال قافیه می‌گردند، آن هم در شعر مولانا. حیفم آمد که پاسخ خود مولانا را در اینجا ننگارم. قضاوت، با سروارن گران‌قدرم:

رستم از این نفس و هوا زنده بلا مرده بلا
زنده و مرده وطنم نیست به جز فضل خدا
رستم از این بیت و غزل ای شه و سلطان ازل مفتعلن مفتعلن مفتعلن کشت مرا
قافیه و مغلطه را گو همه سیلاب ببر
پوست بود پوست بود درخور مغز شعرا
ای خمشی مغز منی پرده‌ی آن نغز منی
کمتر فضل خمشی کش نبود خوف و رجا
بر ده ویران نبود عشر زمین کوچ و قلان
مست و خرابم مطلب در سخنم نقدر و خطا

 

شیرین در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، دو شنبه ۵ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۰۳:۴۹ نوشته:

با عرض سلام و ادب و احترام حضور سروران و نازنیان ادب دوست.
هنگام خواندن یادداشتها، متوجه شدم که برخی از دوستان، با جد و جهد فراوان به دنبال قافیه می‌گردند، آن هم در شعر مولانا. حیفم آمد که پاسخ خود مولانا را در اینجا ننگارم. قضاوت، با سروارن گران‌قدرم:

رستم از این نفس و هوا زنده بلا مرده بلا
زنده و مرده وطنم نیست به جز فضل خدا
رستم از این بیت و غزل ای شه و سلطان ازل مفتعلن مفتعلن مفتعلن کشت مرا
قافیه و مغلطه را گو همه سیلاب ببر
پوست بود پوست بود درخور مغز شعرا
ای خمشی مغز منی پرده‌ی آن نغز منی
کمتر فضل خمشی کش نبود خوف و رجا
بر ده ویران نبود عشر زمین کوچ و قلان
مست و خرابم مطلب در سخنم نقد و خطا

 

نادر.. در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، سه شنبه ۶ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۱۳:۵۳ نوشته:

بسیار زیبا شیرین عزیز!
هر بخش از مجموعه حاضر (گنجور) گلگشتی است، همانگونه که هر گوشه ای از هستی..
و از گردش ها و گشتن ها، هر کسی را منظور و بهره ای است، متناسب حال خویش..
اما شاید کنجکاوی در جستجوی زیبایی هایی چون قافیه و ردیف و .. خود دریچه ای باشد برای راه یافتن و درک عمیق ترین شگفتی ها و زیبایی های بی پایان هستی...

 

منوچهر در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۷:۴۰ نوشته:

سلام. حسام الدین سراج هم علاوه بر شهرام ناظری این ابیات رو با آواز خونده است. قشنگ هم خونده.

 

آراد در ‫۳ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۶، ساعت ۰۳:۴۲ نوشته:

با سلام خدمت بزرگواران عزیز!
مشابه این سوال در مورد قافیه و ردیف این غزل رو من از یکی از اساتید بزرگوار ادب پارسی پرسیدم.
ایشون به نکته ای اشاره کردند که در تکمیل فرمایشات سایر بزرگواران و به عنوان نگاهی جدید عرض میکنم.
ایشان گفتند بر اساس بیت اول، این شعر قافیه و ردیف دارد. کلمات "سر" و "دگر" کلمات قافیه هستند و "نمی‌شود" ردیف است. در ابیات دیگر این غزل از قافیه تکراری استفاده شده است. یعنی اگر نیم مصراع "بی تو به سر نمی‌شود" در انتهای مصراعهای اول و دوم بیت اول هم اومده بود میشد گفت که شعر تنها ردیف دارد و قافیه ندارد. اما اینجا متفاوت بودن انتهای دو مصراع بیت اول (که به نظر نمیاد از سهو باشه) نشون میده که شعر قافیه و ردیف دارد، اما به اصطلاح ادبیات کلاسیک، نقص در قافیه تکراری دارد. البته جایگاه مولانا در شعر و ادب فارسی به گونه‌ای است که شعر و ادب وامدار ایشان است و نه بالعکس و به کار بردن کلمه "نقص" در شعر ایشان فقط یک اصطلاح است و لاغیر.
مطالبی که در مورد موسیقی درونی و قافیه های درونی گفته شد هم بسیار زیبا و قابل تامل بودند.
استادی دیگر هم با توجه به این شعر و بعضی اشعار دیگر مولانا میفرمود هفت قرن قبل از اونکه نیما به خلاصی از قالبهای بعضا دست و پاگیر شعر کلاسیک اقدام کنه، این مولانا بود که با بعضی از اشعار خودش، کلام را در جایگاهی برتر از قالبها قرار داد.
با اعتذار از طولانی بودن این نوشته.

 

حسن خلیلی در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۴ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۰۹:۲۳ نوشته:

این شعر زیبا و عرفانی را داریوش هنرمند محبوب و فرهیخته نیز به زیبایی سروده است

 

عرفان در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، پنج شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۲:۵۲ نوشته:

سلام.
داشتم فکر میکردم که "داغ" در مصراع دوم بیت اول چه جایگاه و تناسبی داشته. آیا معنی ای داره که جور در بیاد. آیا مثلا کلمه اصلی همون "جای" نبوده که بشه: "جای تو دارد این دلم جای دگر نمی شود"...و اینطور معنی بده که دل من جای توست و چیز دیگری در آن جای نمیگیرد و جا نمی شود.
دوستان کسی راهنمایی دارند؟

 

... در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، پنج شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۴۰ نوشته:

عرفان جان
ظاهرا داغ کسی با چیزی رو داشتن کنایه از تعلق باید باشه. داغ تو دارد این دلم جای دگر نمی شود به این مفهوم که دلم فقط و فقط متعلق به توئه و هیچ جای دیگه ای نخواهد رفت.
تا جایی که من میدونم ارباب ها داغی یا نشانی بر غلام ها میذاشتن که معلوم شه این غلام متعلق به چه کسیه. حتی هنوز هم در روستاها روی حیوانات خانگی مثل گاو یا اسب هاشون داغ یا نشانی میذارن. دوستان اگه نظرات دیگه ای دارن خوبه که با ما در میون بذارن.
با احترام.

 

۷ در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، پنج شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۷:۲۵ نوشته:

داغ:اثر و نشان(چزاندن و چزیدن)
که تنها مرگ است که آن را پاک میسازد.(تا ابد آن توام)
تا هستم دل من نشان و اثر تو را دارد و گزیر و گریز دگر نیست.

عشق داغی است که تا مرگ نیاید نرود
هر که بر چهره از این داغ نشانی دارد

 

۷ در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، پنج شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۷:۵۴ نوشته:

روایت دوم: تا این داغ هست تو تویی و من منم(متفاوت و جداییم)
این داغ که نباشد من و تو یکی میشویم
خود تو مرا داغ کردی پس خود نیز آن را از بین ببر

 

یه سوال در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، پنج شنبه ۷ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۹:۳۲ نوشته:

این شعر قافیه ندارد فقط ردیف دارد

 

اشکان در ‫۳ سال و ۷ ماه قبل، یک شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۳۷ نوشته:

آیا در بیت خمر من و خمار من، تلفظ صحیح خمار به صورت خُمار و یا خَمّار است؟ و سؤال دیگر اینکه، به سر نمی شود صحیح است یا بسر نمی شود؟ ممنونم

 

nabavar در ‫۳ سال و ۷ ماه قبل، دو شنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۴۵ نوشته:

اشکان جان
خُمار است
به سر و بسر هر دو درست است، به مانای بر وفق مراد نمی چرخد
زنده باشی

 

سارا در ‫۳ سال قبل، جمعه ۲۶ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۰۱ نوشته:

سلام
میخواستم معنی این دو بیت رو بدونم،ود ر چه مواقعی استفاده میشه.
ادب گل اگر خار ره من نشود،در دل عنچه گل رنگ ز بو نگذارم

 

Ferry DJABARNEJAD در ‫۳ سال قبل، سه شنبه ۶ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۲۰ نوشته:

بی همگــــان بســـــر شـــــود
بی تـو بســـــر نمـــی شــــود
داغ تـــــو دارد ایــــن دلـــــم
جــــای دگـــــــر نمــــی شـــود
Mon coeur par toi affligé,
Nulle part, ira se nicher
Je renonce au monde entier.
Comment me passer de toi ?


دیـــده عقــــل مســـت تــــو
چـرخــــه چـــرخ پســـت تــــو
گــــوش طـــرب بــــه دســت تــــو
بــی تـــو بســـر نمی شود
Ma raison de toi en ivresse,
Le ciel n'est qu'une petitesse
De toi émane l’allégresse.
Comment me passer de toi ?


جـــان ز تــــو جــوش مـــی کند
دل ز تـــو نـوش می کند
عقـــل خـــــروش مــــی کنــد
بـــی تــــــو بســـر نمـی شــود
L' âme est animée par toi
De toi, mon cœur bât en joie
Est ma raison en émoi.
Comment me passer de toi ?


خمـــــر مـــن و خمـــــار مـــن
بــــاغ مـــن و بهـــار مــــن
خـــواب مـــن و خمــــار مــــن
بــی تـو بســر نمی شود
Toi tavernier et le vin,
Mon printemps et mon jardin
Sommeil, insomnie sans fin.
Comment me passer de toi ?


جـــاه و جلال مــن تـــویی
ملکت و مــــال مـــن تـویی
آب زلال مــــن تــــویی
بــــی تــــو بســــر نمی شـود
Tu es mes biens, ma richesse,
Ma grandeur et ma jeunesse
Mon eau limpide en finesse.
Comment me passer de toi ?


گـــــاه ســــوی وفــــا روی
گــــاه ســوی جفــــا روی
آن منــی کـــجا روی
بـــی تــــو بســـــر نمی شـــود
Parfois en fidélité,
Et d'autres, en hostilité
Tu es à moi en vérité.
Comment me passer de toi ?


دل بنهنـــد بــــر کنـــی
تـــوبـــــه کــننـــــد بشــکنــی
ایــن همــه خــود تـــو میکنی
بــی تو بســر نمی شــود
Les amoureux, tu méprises
Les repentirs, tu les brises
Tu es la totale maîtrise.
Comment me passer de toi ?

بی تـــو اگـــر بســـر شدی
زیــر جهــان زبر شدی
باغ ارم سقــر شــدی
بــی تــو بســر نمــی شـود
Sans toi, cet univers fou
Devient sens dessus- dessous
Et l'enfer envahie tout.
Comment me passer de toi ?


گــــر تـــو ســری قــدم شـوم
ور تــو کفی علم شوم
ور بــــروی عــــدم شــــوم
بی تـو بسـر نمی شود
La tête tu es , moi le pied
La paume tu es, moi l'épée
Si tu pars je disparais.
Comment me passer de toi ?


خــواب مــــرا ببستــــه ای
نقـــش مــرا بشسته ای
وز همـــه ام گسسته ای
بــی تــــو بسر نمی شود
Du sommeil, tu m'as privé,
Et mon image effacée
Des autres, tu m’as éloigné
Comment me passer de toi ?


گـــر تـــو نباشی یار من
گشت خراب کــار مــن
مــونس و غمگـــسار مـــن
بی تو بسر نمی شود
Si tu n'es pas mon ami,
A néant je suis réduit
Demeure en ma compagnie.
Comment me passer de toi ?


بی تو نه زندگی خوشم
بی تو نه مردگی خوشم
ســر ز غـم تو چون کشم
بی تو بسر نمی شود
Sans toi, Je n’ai point plaisir,
Ni à mourir ni à vivre
Sans toi, pourrai-je me tenir ?
Comment me passer de toi ?


هر چه بگویم ای صنم
نیست جـدا ز نیــک و بـد
هم تو بگو ز لطف خود
بی تو بسر نمی شود
Ce que je dis, Bien-aimé,
N'est exempt de vérité
Parle-moi de ta bonté.
Comment me passer de toi ?

 

Ferry DJABARNEJAD در ‫۳ سال قبل، سه شنبه ۶ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۳۰ نوشته:

دوستان عزیز بدون هیچ گونه ادعایی، در مورد بی نقص بودن ترجمه این غزل زیبا،( از فارسی به فرانسه) ان را تقدیم عشاق مولانا میکنم و پذذیرای هر گونه نظر، انتقاد و اصلااحی هسستم

 

فرزانه اسیری در ‫۲ سال و ۸ ماه قبل، سه شنبه ۴ دی ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۱۷ نوشته:

چقدر به زندگی خانوادگی و روابط زن و شوهر صفا وارامش می بخشد اگر این مفاهیم جریان داشته باشد واین می تواند همان مودت ورحمت قرانی باشد که در ایه 21 سوره روم فرموده است

 

حسین در ‫۲ سال قبل، یک شنبه ۲۴ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۰۸ نوشته:

درود چرا هیچکس راجع ب اصل شعر چیزی نمیگه ب چه کسی اشاره کرده بی تو بسر نمیشود دقت کنید ب ولی دوران انسان کامل ک قطب عالم امکان هست اشاره داره پس ب هر دوری ولیی قائم است آزمایش تا قیامت دائم است ی دقیقه فکر کردن بهتر از هزار سال عبادته بگردید ولی رو پیدا کنید ولی ک مولانا و عطار و حافظ و اهل تصوف میگن نه توهم و خیال یا هو

 

هادی در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، چهار شنبه ۱۱ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۱۰ نوشته:

با سلام خدمت عزیزان شعر دوست
دوستان سر قافیه بحث بسیار نمودید
خالی از لطف نیست ذکر این نکته:
گاها در اشعار مولوی به شعری برمی‌خورید مانند همین اشعار با مضمون قافیه
شاید مولانا در این اشعار قافیه را مراد قرار داده باشد ولی به احتمال قوی قافیه در این اشعار کنایه است.
به قول خود مولانا.
هر کس از ظن خود شد یار من از درون من نجست اسرار من.
در ضمن به نظر این جانب اگر بی تو بسر نمیشود ردیف بود در مصرع بیت اول باید تکرار میشد همانطور که دوستان اطلاع دارند
در غزل ردیف و قافیه مقلد بیت اول هستند.
از آن جا که تنها کلمه نمی شود در مصرع دوم بیت اول تکراری است شاید بتوان نمی شود را ردیف گرفت
البته این تنها یک حدس است .
ولی در اشعار این چنینی درگیر متن شدن و از محتوا دور شدن
اشتباه است.
و باید محتوا و منظور را استخراج نمود
ما حلقه بگوش حلقه نون شده ایم
وز حلقه اعتدال بیرون شده ایم
عمریست بجای اینکه لیلی طلبیم
بیهوده اسیر جیم مجنون شده ایم

 

Mahyar در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۳ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۰۶ نوشته:

مولانا با ذات خود در گقتگو است

 

میلاد در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، چهار شنبه ۴ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۴۰ نوشته:

آن منی کجا روی بی تو به سر نمیشود،ای فدای صدای شجریان و درد مولانا،ممنونم از خدا که این همه عشق و یه جا به ما هدیه داده،تو این چرخه درداور زمین چی میتونه مارو مست کنه جز این مدل عشق،

 

سینا در ‫۱۱ ماه قبل، چهار شنبه ۷ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۰۱ نوشته:

دوستانی که اشاره به ترانه داریوش نموده اند مستحضر باشند که فقط مطلع این شعر ( بیت اول) از حضرت مولاناست و بقیه را شهیار قنبری برای ترانه و با حال و هوای روز سروده بود.

 

امیر در ‫۹ ماه قبل، چهار شنبه ۳ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۲۶ نوشته:

با سلام
در بیت آخر "سند" اشتباه می باشد و "صنم" درست است
هر چه بگویم ای "صنم" نیست جدا ز نیک و بد
با سپاس

 

کیانوش در ‫۸ ماه قبل، جمعه ۱۲ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۳۴ نوشته:

من تاب خواندن این غزل رو ندارم ..‌ اشک و دگرگونی چنانم می برد که آبرویم پیش جمع میره.. نمی دونم چه در روان شاعر میگذشته و از کجا می‌گفته و چه حقیقتی بر او تصویر شده که اینطور حضور اونی که توصیفی براش ندارم میاد و جان آدمو پر می کنه .. مصداق جامه دران همایون است .. کاش تن نبود و قصه ی پر تشویش زندگی با پایان خوش این حقیقت که در شعر مولانا تابیده به بیداری می انجامید ..

 

فروزان در ‫۵ ماه قبل، یک شنبه ۸ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۱۸ نوشته:

استاد شجریان این شعر رو در اجرای خصوصی آذرخش بینهایت زیبا اجرا کردند

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.