گنجور

غزل شمارهٔ ۵۹۳

 
جلال الدین محمد مولوی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات
 

برون شو ای غم از سینه که لطف یار می‌آید

تو هم ای دل ز من گم شو که آن دلدار می‌آید

نگویم یار را شادی که از شادی گذشتست او

مرا از فرط عشق او ز شادی عار می‌آید

مسلمانان مسلمانان مسلمانی ز سر گیرید

که کفر از شرم یار من مسلمان وار می‌آید

برو ای شکر کاین نعمت ز حد شکر بیرون شد

نخواهم صبر گر چه او گهی هم کار می‌آید

روید ای جمله صورت‌ها که صورت‌های نو آمد

علم هاتان نگون گردد که آن بسیار می‌آید

در و دیوار این سینه همی‌درد ز انبوهی

که اندر در نمی‌گنجد پس از دیوار می‌آید

 

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 حذف شماره‌ها | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

علیرضا عصار » عشق الهی » مسلمانان

احمد شاملو » غزلیات مولوی » برون شو ای غم از سینه،که لطف یار می آید

🎜 معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۱ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

حسین در ‫۸ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۳ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۲۹ نوشته:

بیت اول:ای قم از سینه برو ودور شو که بخشش ونیکویی یار می آید ای دل تو نیز از من دور شو زیرا معشوق من به سوی من می آید

 

حامد غفوری در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، یک شنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۱۲ نوشته:

برون شو ای غم از سینه که لطف یار می‌آید
تو هم ای دل ز من گم شو که آن دلدار می‌آید
نگویم یار را شادی که از شادی گذشت است او
مرا از فرط عشق او، ز شادی عار می‌آید
مسلمانان، مسلمانان، مسلمانی ز سر گیرید
که کفر از شرم یار من، مسلمان وار می‌آید
برو ای شکر کاین نعمت، ز حد شکر بیرون شد
نخواهم صبر گر چه او گهی هم کار می‌آید
چه نور است این، چه تاب است این، چه ماه و آفتاب است این
مگر آن یار خلوت جو، ز کوه و غار می آید
روید ای جمله صورت‌ها که صورت‌های نو آمد
علم هاتان نگون گردد که آن بسیار می‌آید
در و دیوار این سینه، همی ‌درّد ز انبوهی
که اندر دَر نمی‌گنجد، پس از دیوار می‌آید
غلط گفتم ، غلط گفتم که این اوراق شعر من
ز شرم آن پری چهره به استغفار می آید

 

رضا در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، پنج شنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۰۰ نوشته:

چه نورست این چه تابست این چه ماه و آفتابست این
مگر آن یار خلوت جو ز کوه و غار می‌آید
در پاسخ به جناب حامد غفوری بیت بالا مربوط به غزل شماره 591 است.

 

محمدرضا در ‫۳ سال و ۱ ماه قبل، چهار شنبه ۳ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۲۷ نوشته:

بیت سوم که میگه کفر از شرم یار من مسلمان وار می آید .ینی چی دقیقا؟

 

سجاد صالحی در ‫۲ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۱۶ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۰۱ نوشته:

مسلمانان مسلمانان مسلمانی ز سر گیرید
که کفر از شرم یار من مسلمان وار می‌آید
اینکه از نگاه مولانا کفر هم از شرم مسلمان میشوند و میتواند نشانه ی این باور مولانا باشد که تمام انسان ها با هر آیین و باوری که هستند دارای یک وجه شخصیتی شرمگین هستند که هنگام رجوع به آن وجه ی شخصیتی شرمگین؛ احساس نزدیکی بیشتری به روحیات یک انسان مسلمان میکنند. باور این حقیر اینست که مولانا فراتر از کفر و ایمانی در حد فقه برای ما میگوید و در یک پنجره ی عارفانه به این رویداد نظاره می کند و او که میداند کفر در همچین نقاب زیرکانه ای می تواند با اسلام در آمیزد با اینکه این نزاع را یک نزاع دوستانه میپندارد برای زیبا تر بودن این ستیز نمایشی میانِ کفر و دین ؛ مسلمانان را هشدار میدهد که نسبت به این زیرکی حریف مقابلش یعنی کفر سهل انگاری نکند. و از طرفی؛ از آنجا که مقوله ای بنیادی به نام شرم در وجود انسان ها وجود دارد؛ گمان من این است این شاعرانگی در خطاب به مسلمانان از طرف مولانا میتواند بیان گرِ امیدواری مولانا برای تغییر یافتن کفر به ایمان باشد.

 

سجاد صالحی در ‫۲ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۱۶ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۴۲ نوشته:

مسلمانان مسلمانان مسلمانی ز سر گیرید
که کفر از شرم یار من مسلمان وار می‌آید
اینکه از نگاه مولانا کفر هم از شرم مسلمان میشود؛ میتواند نشانه ی این باور مولانا باشد که تمام انسان ها با هر آیین و باوری که هستند دارای یک وجه شخصیتی شرمگین هستند که هنگام رجوع به آن وجه ی شخصیتی شرمگین؛ احساس نزدیکی بیشتری به روحیات یک انسان مسلمان در درون خود دارند. باور این حقیر اینست که مولانا فراتر از کفر و ایمانی در حد فقه برای ما میگوید و در یک پنجره ی عارفانه به این رویداد نظاره می کند؛ او که میداند کفر در چنینین نقاب زیرکانه ای می تواند با ایمان در آمیزد با اینکه این نزاع را یک نزاع دوستانه میپندارد برای زیبا تر بودن این ستیزِ نمایشیِ میانِ کفر و دین ؛ مسلمانان را هشدار میدهد که نسبت به این زیرکی حریف مقابلش یعنی کفر سهل انگاری نکند. و از طرفی؛ از آنجا که مقوله ای بنیادی به نام شرم در وجود انسان ها وجود دارد؛ گمان من این است این شاعرانگی در هشدار به مسلمانان از طرف مولانا میتواند بیان گرِ امیدواری مولانا برای تغییر یافتن کفر به ایمان از طریق "شرم" باشد.

 

سجاد صالحی در ‫۲ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۱۶ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۴۳ نوشته:

دومین متن فرستاده شده از لحاظ ویرایش مناسب تر است.
ممنونم

 

بوف کور در ‫۱ سال و ۱۰ ماه قبل، یک شنبه ۵ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۵۹ نوشته:

که کفر از شرم یار من مسلمان وار میآید! توضیح: کافر همانا سنگدل و بیرحم برعکس مسلمان که نرم دل و لطیف شناخته میشود. اکنون یار به غایت سنگدل و بی ملاحظه گشته چنانکه کفر یا کافر پیش او شرم میکند! سپاس

 

بهزاد در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۱ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۴۲ نوشته:

ای کاش دوستان کمی بیشتر در تفسیر این شعر می نوشتند. توضیح بوف کور به نظر منطقی می باسد

 

محمد بینش(م ــ زیبا روز ) در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، سه شنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۲۷ نوشته:

مسلمانان مسلمانی ز سر گیرید .
مسلمان یعنی تسلیم شده .می فرماید ای تسلیم شدگان تسلیم این یارم شوید که چنان لطفش فراگیر شده است که کافر هم در برابر او شرمش می آید سرکشی کند

 

محسن مارچینی در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، سه شنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۳۱ نوشته:

کلمه مسلمان در قرآن در مورد حضرت ابراهیم و یوسف که پیش از پیامبر عظیم الشأن ما حضرت محمد نیز بیان شده و مسلمان یعنی اعتقاد صددرصد به یکتایی خداوند و انجام کاهای شایسته است و یک مسیحی یا یهودی هم که این خصوصیات را داشته باشد مسلمان است.محتوا مهم است و نه نام و عنوان

 

محمد در ‫۲ ماه قبل، جمعه ۲۵ تیر ۱۴۰۰، ساعت ۱۷:۰۶ پاسخ داده:

مسلمان همونطور که در دین هم بیان شده یعنی فرد تسلیم دربرابر دستورات خداوند و اسلام هم یعنی تسلیم بودن، به همین دلیل در زمان هر پیامبری تا قبل از آمدن پیامبر دارای شریعت بعدی، پیروانش مسلمان نامیده می شدند و در حال پیروان آخرین پیامبر یعنی حضرت محمد مسلمان نامیده می شوند.

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.