رسول لطف الهی در ۵ ماه قبل، شنبه ۳ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۰۰:۱۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۹:
البته حافظ ارادت ویژه ای به اوستا و مغان دارد.وکوچه ای هم در شیراز بنام مغان هست.
عرب عامری.بتول در ۵ ماه قبل، شنبه ۳ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۰۰:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۲:
احرام چه بندیم؟ چو آن قبله نه این جاست
در سعی چه کوشیم؟ چو از مروه صفا رفت
چقدر قشنگه این بیت.
چقدر زیبا غم و درد جدایی رو حافظ بیان کرده.
اصلا انگار این بیت کوهی از غم و درد هست...
شعیب حازم در ۵ ماه قبل، جمعه ۲ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۲۲:۲۲ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۵۰:
شعله : استعاره از خط /نامه
نهال از قلمت گلشن کاغذ
یعنی نوشتهات چنان زنده و پرشکوه است که صفحهی بیجان کاغذ را به باغی زنده تبدیل کرده.
دود از خط مشکین تو در خرمن کاغذ
خط مشکین - سیاهی با خوش بوی یا سیاهی پراز محتوا.
وقتی تو نامه ات را خواندم، سیاهی خطت چون دودی لطیف از خرمن کاغذ برمی خاست — یعنی گرمای قلمت، کاغذ را میسوزاند و از آن دودِ معنا برمیخیزد.
سیدمحمد جهانشاهی در ۵ ماه قبل، جمعه ۲ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۲۲:۰۸ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۷:
اسناد نصرالله صالح پور هم این غزل را در مراسم درگذشت استاد عبدالله دوامی خوانده اند
سیدمحمد جهانشاهی در ۵ ماه قبل، جمعه ۲ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۲۲:۰۷ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۷:
به هوای تو عزیزان همه خارند، اما
احمد خرمآبادیزاد در ۵ ماه قبل، جمعه ۲ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۹:۲۲ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۰:
«جفاکاری» در مصرع نخست بیت 1 باید با «جگرخواری» جایگزین شود؛ به استناد:
1-نسخه عبدالرسولی؛
2-وجود «جگرخواری» در چهار نسخه خطی–شماره ثبت 91038، شماره ثبت61914، شماره ثبت 64528 و شماره دفتر 13312 (برخلاف زیرنویس صفحه 605 نسخه سجادی که نشان میدهد آنرا در دو نسخه دیده است)؛
3-ضعیف بودن احتمال دو بار به کارگیری یک صفت در یک بیت از سوی یک سخنور قَدَر.
گیوه چی givhamid@gmail.com در ۵ ماه قبل، جمعه ۲ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۸:۲۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۰۷:
عجب تعبیر زیبایی در اینجا استفاده شده❤️ بقول جناب دکتر سروش، شعر مولانا جوششی میباشد و نه کوششی:
خون چو میجوشد، منش از شعر رنگی میدهم
امیر عطا در ۵ ماه قبل، جمعه ۲ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۷:۲۰ دربارهٔ رهی معیری » ترانهها و نغمهها » شمارهٔ ۴۰ - شب جدایی:
درود چه ابیات جانسوزی
درود بر استاد قوامی عزیز با صدای لطیفشان چه زیبا این شعر را بر دلمان حک کردند
و همناطور همایون جان شجریان
خلیل شفیعی در ۵ ماه قبل، جمعه ۲ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۴۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۷:
✅ نگاه دوم: عناصر برجستهٔ غزل ۲۷۷ حافظ
بیت ۱
فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش / گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش
✦ تقابل میان وفاداری عاشق (بلبل) و خودپسندی معشوق (گل) مضمون محوری بیت است.
✦ «فکر بلبل» نشان از صداقت و اخلاص دارد، در حالیکه «عشوهٔ گل» نماد غرور و خودآرایی است.
✦ تضاد «فکر» و «عشوه» در این بیت، به زیبایی جدال میان عشق راستین و ظاهرگرایی را تصویر میکند.
بیت ۲
دلربایی همه آن نیست که عاشق بکُشند / خواجه آن است که باشد غمِ خدمتکارش
✦ بازتعریف مفهوم قدرت و بزرگی در عشق و اخلاق: «خواجه» کسی است که از زیردستان و عاشقان خود دلجویی میکند.
✦ حافظ با واژگان «دلربایی» و «خدمتکار» تقابل میان سلطه و مهر را میآفریند.
✦ در این بیت، مروّت و انسانیت معیار برتری است، نه فریبندگی و تسلط.
بیت ۳
جای آن است که خون موج زند در دل لعل / زین تغابن که خزف میشکند بازارش
✦ تصویر هنرمندانه از وارونگی ارزشها: گوهر حقیقی (لعل) بیارزش شده و سنگ پست (خزف) رونق یافته است.
✦ واژهٔ «تغابن» (زیان پنهان) از اصطلاحات قرآنی است و به فریب دنیا اشاره دارد.
✦ این بیت یکی از قویترین انتقادهای اجتماعی حافظ است که در قالب استعارهای زیبا بیان شده است.
بیت ۴
بلبل از فیض گل آموخت سخن، ور نه نبود / این همه قول و غزل تعبیه در منقارش
✦ تلمیحی ظریف به الهام شاعرانه: بلبل (شاعر) از گل (معشوق) الهام گرفته است.
✦ «فیض گل» یادآور الهام الهی است و «منقار بلبل» نماد زبان شاعر.
✦ این بیت بیانگر رابطهٔ میان عشق و آفرینش هنری است.
بیت ۵
ای که در کوچهٔ معشوقهٔ ما میگذری / بر حذر باش، که سر میشکند دیوارش
✦ هشدار غیرتمندانه و استعاری: «دیوار کوچهٔ معشوق» نماد حریم عشق است.
✦ تأکید بر خطر ورود بیاجازه به قلمرو عاشق، بیانگر وفاداری و پاسداری از عشق است.
✦ این بیت رنگی از طنز ظریف نیز دارد، زیرا دیوار به صورت موجودی انتقامگیر تصویر میشود.
بیت ۶
آن سفرکرده که صد قافله دل همرهِ اوست / هر کجا هست خدایا به سلامت دارش
✦ دعایی صادقانه برای یار دوردست، که نشانهٔ وفاداری و محبت بیمنت است.
✦ تعبیر «صد قافله دل» تصویری اغراقآمیز و شاعرانه برای بیان شدت دلتنگی است.
✦ این بیت از محبوبترین ابیات حافظ در زبان مردم شده است.
بیت ۷
صحبت عافیتت گرچه خوش افتاد ای دل / جانب عشق عزیز است، فرومگذارش
✦ جدال درونی میان آسایش و عشق؛ حافظ جانب عشق را میگیرد.
✦ این بیت نمونهٔ روشنی از فلسفهٔ رندی حافظ است که آرامش مصلحتجویانه را دونِ شأن عاشق میداند.
✦ واژههای «عافیت» و «عشق» تضادی بنیادین میسازند.
بیت ۸
صوفی سرخوش از این دست که کج کرد کلاه / به دو جام دگر آشفته شود دستارش
✦ طنزی گزنده علیه زهد فروشان و ریاکاران.
✦ «کلاه کج کردن» کنایه از غرور و خودبینی است، و «آشفته شدن دستار» نماد رسوایی و بدمستی.
✦ حافظ با طنز تلخ خود، سقوط معنوی صوفینمایان را پیشبینی میکند.
بیت ۹
دل حافظ که به دیدار تو خوگر شده بود / نازپرورد وصال است، مجو آزارش
✦ پایان عاشقانه و لطیف غزل؛ پس از همهٔ شکایتها و طعنهها، نغمهٔ مهربانی و گذشت برمیخیزد.
✦ «خوگر وصال» و «نازپرورد» استعاره از دلی است که به عشق پاک انس گرفته است.
✦ این بیت، غزل را با لحن انسانی و صلحجویانه به پایان میبرد.
💠 جمعبندی نگاه دوم:
غزل ۲۷۷ آمیزهای است از عشق، اخلاق، طنز و انتقاد اجتماعی.
از بلبل و گل آغاز میشود، با ریاکاران به جدال میپردازد، و در نهایت به مهربانی و دعا ختم میشود — همان مسیر جاودانهٔ اندیشهٔ حافظ:
از شور عشق تا شعور انسانیت.
⬅️ خلیل شفیعی(مدرس زبان و ادبیات فارسی)
خلیل شفیعی در ۵ ماه قبل، جمعه ۲ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۱۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۷:
شرح بیتبهبیت غزل ۲۷۷ حافظ
بیت ۱
🔹 فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش / گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش
بلبل تمام همّ و غمش عشق به گل است، در حالیکه گل در اندیشهی جلوهگری و ناز است. حافظ در این تقابل، عاشقِ صادق را در برابر معشوق خودخواه میگذارد. اشارهای لطیف به پاکی عشق و ناز معشوق.
بیت ۲
🔹 دلربایی همه آن نیست که عاشق بکُشند / خواجه آن است که باشد غم خدمتکارش
عشق راستین تنها در کشتن و آزار دادن عاشق نیست؛ بزرگیِ معشوق در مهربانی و قدرشناسی اوست. «خواجه» نماد محبوبی است که شأن و بزرگیاش در وفاداری و مراقبت از دلِ عاشق آشکار میشود.
بیت ۳
🔹 جای آن است که خون موج زند در دل لعل / زین تغابن که خزف میشکند بازارش
در جهانی که گوهر حقیقی (لعل) بیقدر و سنگریزه (خزف) ارجمند شده، خونِ دل به جوش میآید. انتقاد از وارونگیِ ارزشهاست؛ زمانهای که فرومایگان بر صدر نشستهاند و اهلِ معنا خوار شدهاند.
بیت ۴
🔹 بلبل از فیض گل آموخت سخن، ور نه نبود / این همه قول و غزل تعبیه در منقارش
سخنوری و الهامِ شاعر، زادهی عشق است. بلبل (شاعر) اگر از جمالِ گل (معشوق و حقیقت) بیفیض بود، هرگز چنین سخنِ لطیفی نمیگفت. این بیت ستایشِ الهامِ عشق است، نه مهارتِ صرف در زبان.
بیت ۵
🔹 ای که در کوچهٔ معشوقهٔ ما میگذری / بر حذر باش، که سر میشکند دیوارش
خطاب به مدعیان و رقیبان است: مبادا بیاجازه در حریمِ عشق ما قدم گذاری؛ این کوچه جایِ آزمون و خطر است. «دیوارِ کوچه» کنایه از دیوانه شدن رهگذر کوی معشوق و کوبیدن بی اختیار سر خود بر دیوار خانه ی او. (اشاره ای فوق العاده به رنج های وصال معشوق)
بیت ۶
🔹 آن سفرکرده که صد قافله دل همره اوست / هر کجا هست خدایا به سلامت دارش
یادی از یارِ رفته است . حافظ آرزوی سلامت و بازگشت او را دارد. «صد قافله دل» اغراق عاشقانهای است برای نشان دادن عمق دلدادگی و وابستگی.
بیت ۷
🔹 صحبتِ عافیتت گرچه خوش افتاد ای دل / جانبِ عشق عزیز است، فرومگذارش
دل را هشدار میدهد که مبادا به آسایشِ بیعشق وابسته شود. حتی اگر عافیت و آرامش فریبنده است، عشق از آن برتر است. این بیت محور معنایی غزل است: وفاداری به عشق در برابر رفاه و مصلحت.
بیت ۸
🔹 صوفی سرخوش از این دست که کج کرد کلاه / به دو جام دگر آشفته شود دستارش
طعنهای تند به صوفیان ظاهربین. آنان که با اندک کامی، مغرور و خودبین میشوند. «کلاه کج کردن» کنایه از تفاخر و خودبرتربینی است و «آشفته شدن دستار» کنایه از بدمستی و رسوایی پس از غرور.
بیت ۹
🔹 دل حافظ که به دیدار تو خوگر شده بود / نازپروردِ وصال است، مجو آزارش
پایان غزل آرام و عاشقانه است: دلِ حافظ سالها با لطفِ معشوق پرورده شده و اکنون طاقتِ دوری ندارد. از محبوب میخواهد که بیمهری را کنار بگذارد و مهر سابق را از سر گیرد.
✅ چکیده نگاه اول:
غزل از وصف عشق و بیوفایی آغاز میشود، به نقد زمانه و مدعیان میرسد، سپس به یادِ یار و وفاداری به عشق میانجامد.
در نهایت، حافظ میان زهدِ دروغین و عشقِ راستین مرزی روشن میکشد و با لحنی صمیمی و اندوهناک از مهر بازگشت سخن میگوید.
⬅️ خلیل شفیعی (مدرس زبان و ادبیات فارسی)
ساربان در ۵ ماه قبل، جمعه ۲ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۵:۰۵ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۱:
ای درود به هرکی که تفاوت این شعر و ژرفای تاریکش رو درک کرد. چقدر حیف که چنین اشعاری در حد لیاقتشان شناخته شده نیستند
نور قهرمانی در ۵ ماه قبل، جمعه ۲ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۲:۴۶ دربارهٔ صامت بروجردی » اشعار مصیبت » شمارهٔ ۳۳ - مسمط غرا در شرح حدیث کساء:
آن لحظه به سکان سما ولوله افتاد
جستند ز ایزد سوی این پنج تن ارشاد
از مصدر عزت ملک العرش ندا داد
کاین فاطمه است و پدر و شوی و دو اولاد
این پنج نبودند اگرت باعث ایجاد
نی بود فلک نی ملک و عالم و آدم
محسن عبدی در ۵ ماه قبل، جمعه ۲ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۲:۰۴ دربارهٔ عطار » منطقالطیر » عذر آوردن مرغان » حکایت سلطان محمود و خارکن:
سه حکایتی که در اینجا ذکر شده، در پاسخ به عذر مرغ اول است که از هدهد پرسید چرا تو بر ما برتری یافتی و هدهد هم گفت چون سلیمان به من نظر کرده. سپس این سه داستان را در توجیه پاسخ خود ارائه می کند.
همیرضا در ۵ ماه قبل، جمعه ۲ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۲:۰۲ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۲۱۷:
مرحوم نفیسی مینویسد: «پور فریدون از شاعران اواخر قرن هفتم و اوایل قرن هشتم و از کردان فارس بوده و برخی دوبیتیها به زبان پهلوی فارس از او به ما رسیده».
این پور فریدون گویا پدر ناصر بجهای شیرازی شاعر اواخر قرن هفت و اوایل قرن هشتم است (منبع).
گویا برخی دوبیتیهای او به بابا طاهر نسبت داده شده است.
حمیدحائری در ۵ ماه قبل، جمعه ۲ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۱:۵۹ در پاسخ به محمد دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶۳:
نه هر "زیری" "زبر" دارد
زیر: پایین، پست
زِبر: بالا، برتری
نه هرآنکه زیری(فروتنی و خاکساری) میکند و میبینیم
او زبری(بزرگی و اوستادی و مردانگی و حشمت) دارد
یعنی به هر فروتنی اعتماد نشاید
محسن عبدی در ۵ ماه قبل، جمعه ۲ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۱:۵۵ دربارهٔ عطار » منطقالطیر » عذر آوردن مرغان » حکایت سلطان محمود و خارکن:
از این بیت عذر مرغ دیگری به هدهد بیان می شود. به نظر ترتیب ذکر داستان ها از این جا به هم ریخته.
محسن عبدی در ۵ ماه قبل، جمعه ۲ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۱:۲۵ دربارهٔ عطار » منطقالطیر » عزم راه کردن مرغان » تحیر بایزید:
هر یکی را هست
فاصله گذاشته شود.
سلمان رضانیا در ۵ ماه قبل، جمعه ۲ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۱:۲۲ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۲۶:
با سلام
منظور از شب میشنود چیست ؟ توضیح بدید لطفا اساتید معظم
محسن عبدی در ۵ ماه قبل، جمعه ۲ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۱:۱۹ دربارهٔ عطار » منطقالطیر » عزم راه کردن مرغان » تحیر بایزید:
در مصرع دوم به جای بیخود شده، بخرد شده صحیح آیت.
عرب عامری.بتول در ۵ ماه قبل، شنبه ۳ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۰۰:۱۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۲: