گنجور

حاشیه‌ها

علی میراحمدی در ‫۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۴۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۶:

شعر خوشی است با قوافی ناخوش

 

علی میراحمدی در ‫۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۳۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۵:

شعر خوشی است با ردیفی ناخوش

علی میراحمدی در ‫۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۰:۰۸ در پاسخ به مختارِ مجبور دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۲:

عقل درمیابد که جهان را خالق و خدایی است و دین صفات خدا را بیان کرده و راه ارتباط با خدا و عبادت و ذکر او را نشان میدهد.

 

 

علی میراحمدی در ‫۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۰۹:۳۳ در پاسخ به HRezaa دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۶:

کم لطفی در کار نیست

اشعار ایشان تکرار مکررات غزل سنتی فارسی است.

شاعر نه سبک جدیدی آورده و نه در همان سبک پیشین نوآوری خاصی انجام داده است.

چنین شعری پیش از سروده شدن از یادها رفته است!

 

Papillon در ‫۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۰۷:۵۸ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۸۲۵:

درود بر شما "رشک بتان آذری" می‌بایست درست باشد البته اگر که امیرخسرو اشاره به زیبایی و سفیدرویی زنان آذربایجان داشته باشد که به نظر می‌رسد چنین باشد چرا که مردمان محترم دهلی رنگ پوستی تیره‌گون دارند و شاعر می‌گوید "چهره زیبای تو حتی باعث حسادت زنان زیبا و سفیدروی آذری است". رسم‌الخط آزری و آزربایجان رسم‌الخط بجا و پسندیده‌ایی نیست و مربوط به پانترک‌ها و جدایی‌طلبان است. خواهشمند است اصلاح بفرمایید.

HRezaa در ‫۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۰۰:۴۴ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۶:

چه غزل‌های بینظیری....‌

 

بنظرم جامعه ادبیات در معرفی استادی مثل شما کم‌لطفی کردند.....‌

مختارِ مجبور در ‫۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۲۱:۵۰ در پاسخ به ماهان دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۲:

اولین و ساده ترین کار عقل اینه که می‌فهمه این جهان خالق داره
وقتی به خالق و خدا اعتقاد نداری در واقع عقل خودت را انکار کردی و حتی از کف عقلت هم استفاده نکردی

انسان خردمند و آگاه اینطور حرف میزنه و خدا را یاد می‌کنه که فردوسی گفته

به نام خداوند خورشید و ماه

که دل را به نامش خرد داد راه

خداوند هستی و هم راستی

نخواهد ز تو کژی و کاستی

خداوند بهرام و کیوان و شید

از اویم نوید و بدویم امید

ستودن مر او را ندانم همی

از اندیشه جان برفشانم همی

از او گشت پیدا مکان و زمان

پی مور بر هستی او نشان

ز گردنده خورشید تا تیره خاک

دگر باد و آتش همان آب پاک

به هستی یزدان گواهی دهند

روان ترا آشنایی دهند

 

.. منا.. در ‫۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۲۰:۰۸ دربارهٔ محمد وصیف سگزی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۳:

گویا بنابر برخی اقوال محققان این نخستین قطعه شعر فارسی با وزن عروضیست. 

مجنون یوسفی در ‫۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۵:۴۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۹:

بهشت است این که من دیدم نه رخسار

کمند است آن که وی دارد نه گیسو

شاهکار سعدی! 

احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۴۶ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲۱۴ - مطلع چهارم:

1-با توجه به ساختار بیت 55 در این قصیده، یعنی:

«تخت تو» تاج آسمان، «تاج تو» فرّ ایزدی/«حکم تو» طوقِ گردنان، «طوق تو» زلف سعتری

بیت شماره 54 تنها به شکل زیر با بیت 55 سازگار بوده و مفهوم روشنی خواهد داشت:

«مالَت» دستِ سائلان، «دستت» جامِ خسروی/«بندت» پایِ سرکشان، «پایت» تختِ سروری

2-در شرح دیوان خاقانی (نسخه خطی مجلس به شماره ثبت 91193) ضمن ثبت بیت 54 به شکل گفته شده، آنرا چنین معنی کرده است:

«همیشه مال تو به دست سائلان رسد و در دستت پیالۀ خسروی بُوَد؛ بند تو بر پای سرکشان و پای تو بر تخت سروری.»

 

برمک در ‫۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۲۹ در پاسخ به شایگان دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اردشیر » بخش ۱۴:

بیم دارا .
از اشکارا شدن راز دل پر بیم میشود  

نگارنده در ‫۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۲۸ در پاسخ به رضا دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۰۰ - ماخذهٔ یوسف صدیق صلوات‌الله علیه به حبس بضع سنین به سبب یاری خواستن از غیر حق و گفتن اذکرنی عند ربک مع تقریره:

سلام

با توجه به ابیات قبل «زندان» صحیح است نه مسجد:

لیک یوسف را به خود مشغول کرد

تا نیاید در دلش زان حبس درد

آنچنانش «انس» و «مستی» داد حق

که نه زندان ماند پیشش نه غسق

در ثانی عبارت «کنج زندان» معنی میدهد چون زندان جایی تنگ و تاریک است و «کنج مسجد» اینجا معنی درستی نخواهد داشت

برمک در ‫۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۲۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اردشیر » بخش ۱۴:

 این بخش از شاهنامه  چنان دستکاری شده که  راستگرادنی ان  نتوان .
 این چند بیت به اندازه سی چهل برابر جای دیگر  عربی دارد  مگر میشود یک بارگی این اندازه 

ملک آرشی در ‫۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۲:۳۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۳:

مصحف گرامی اینقدر اعراب‌گذاری ندارد!

برمک در ‫۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۰:۰۵ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اردشیر » بخش ۱۴:

چو کار جهان مر مرا گشت راست

فزون شد ز من زندگانی بکاست

خدابین در ‫۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۰۹:۲۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۲۰ - پیغام شاه پنهان با وزیر:

ممنون از سرکار خانم فرهادی

امیرحسین صدری در ‫۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۰۹:۰۰ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۱۴:

واقعاً زیباست.

 

ماهور شجاعی در ‫۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۰۸:۱۰ در پاسخ به محمدجواد بوالحسنی دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۴ - سقوط جمشید:

و حتی این روز ها شبیه تر دی ماه سال چهار 

Fateme Zandi در ‫۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۰۳:۳۱ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵:

درودها

نصیبِ دوزخ: کسی که غذای دوزخ است.

حتی اگر طلق بر خود انداید  (نه افزاید) و طلق را که نسوز است لباس خود کند، شبیه چوب نفت‌اندود، آتش در او می‌جهد.

برمک در ‫۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۰۳:۱۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۲ - مرداس تازی و فرزند ناخلفش ضحاک:

یکی مرد بود اندر آن روزگار

ز دشت سواران نیزه گذار

گرانمایه هم شاه و هم نیک مرد

ز ترس جهاندار با باد سرد

که مرداسپ نام گرانمایه بود

به داد و دهش برترین پایه بود




۱
۱۱۲
۱۱۳
۱۱۴
۱۱۵
۱۱۶
۵۸۲۰