محمد حسین حسنی شلمانی در ۲ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۴۰ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۴ - زاده شدن فریدون، کشته شدن پدرش و پرورش او با شیر گاو برمایه:
به نظرم پاره درست است
پاره به معنی پول در کردستان عراق هنوز کاربرد دارد
می گوید اگر پول می خواهی حواسم به تو هست
و (حتی)جانم رو به آنچه تو می خواهی گروگان می گذارم
سید محسن در ۲ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۱۹ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳۱:
درود بر ادیبان--که اگربسی بجوئی.....درست است
سید محسن در ۲ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۱۷ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳۰:
درود بر ادیبان---چون شمع سحرگاهی می سوزم و می گریم---منظور این است که من مانند هر شمعی در هر سحری می سوزم و میگریم. خودش را به کلیت شمع ها تشبیه کرده نه یک شمع--
lunika zkp در ۲ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۰۱ دربارهٔ فرخی سیستانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۵ - در تهنیت ولادت پسری از امیر ابویعقوب یوسف برادرسلطان محمود:
بر آمد از سر کُه روز با ردای قصب (روز --› مجازاً خورشید)
معنی این مصرع هم این گونه است که:
خورشید از پشت کوه با بالاپوش کتان یا سفید «که همان نور طلایی خورشید است» بالا آمد
حامد روشنی راد در ۲ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۰۰ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۴:
این شعر از شاهکارهای فارسی و از دقیق ترین سرودهای عطار است. شگفتی آن بیش از همه در محور عمودیِ دقیق و انسجام معنایی آن است که این بر خلاف غزلهای عرفانی اینچنین در ادوار بعد است. مضمون اصلی غزل تقابل کفر و دین است که آن را به خشکی ساحل و دریا تشبیه کرده است. دریا مقصود دینداری است: "لب دریا همه کفر است و دریا جمله دینداری" اما این گوهری که ورای کفر و دین است دقیقا چیست؟
سخن من این است که این گوهر "نفس" یا "من" است اما نفسِ صاحبدل که به نظر عینا همان "ابلیس لعین" است و آنچه درباره شیطان پرستی عطار مشهور است بیش از همه در این شعر پیداست اما این حقیقت در شعر استادانه پنهان شده و به بیان رازآلود خاص عارفانه بیان می شود. در بیت سوم شاعر تاکید دارد اگر دینداری (دریا) و نفس (گوهر) باهم جمع شوند هر دو را خواهی داشت و همزمان نخواهی داشت به همین دلیل در بیت پنجم می گوید در این دریا که من هستم نه من هستم نه دریایی. یعنی نه دینداری در کار است نه گوهر نفس. اما در حقیقت گوهر نفس در ساحل کفر میان خاک و خون، می می خورد. "تو صاحب نفسی ای عاقل میان خاک و خون می خور" اگر صاحب نفس حقیقتا اهل دل باشد آنچه در ظاهر زهر به نظر میرسد برایش انگبین است.
در سه بیت پایانی است که عطار به ترتیب شریعت و طریقت و حقیقت را پیش پای سالک مینهد: طریقت تنها با رازداری میسر است و لقای حقیقت تنها زمانی که قدم در جاده معانی دقیق سخن محکم گرداند.. اگر مجال بهتری دست دهد مفصلتر با ارجاع به سخنان دیگری از عطار در این مضمون شرحی گویا مینویسم، عجالتا به نظرم در این فایل و اشارات مجمل این یادداشت سرنخهایی برای خواننده اهل معنا فراهم کرده باشد.
حامد روشنی راد در ۲ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۵۵ دربارهٔ عطار » مصیبت نامه » آغاز کتاب » بخش ۲۶ - فی الحكایة و التمثیل:
لهذا أشار رسول اللّه صلی اللّه علیه علی حسان بن ثابت أن یحضر أبا بکر الصدیق فیسمع منه مساوئ أبی سفین و عشیرته، ثم یقول الشعر فیه. و کذلک الحال فی المشاجرات، و فی کل باب.
(منطق_شفا. فن خطابه. ابن_سینا)
آنچه عطار درباره نقش حسان ثابت و جایگاه شعر نزد پیامبر آورده را ابن سینا عینا در خطابه شفا شاهد مثالی می آورد برای اینکه شعر نزد پیامبر دارای جایگاه ویژه بوده است. تفاوت در این است که عطار مدح و هجو را بیرون از شعر حکمت قرار داده اما ابن سینا میگوید پیامبر به حسان میگفت ابوسفیان را هجو کند از زبان ابوبکر صدیق و مدح و هجو شاعر نوعی تبیین و توصیف فضایل و رذایل اخلاقی است. اما در زبان و زمانه عطار مدح و هجو این معنای اصلی خود را از دست داده و بیشتر در خدمت طمع و غضب شاعران بوده تا در خدمت اخلاق و فضایل. این است که شعر حکمت در عطار یکسره با آنچه در ابن سینا شعر مدیح و هجا نامیده بیگانه نیست.
.
سید محسن در ۲ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۲۴ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۲۹:
درود بر ادیبان--مفهوم مصرع اول بیت سیزدهم برای من مفهوم نیست---اگر جهان همه از پس کنی نمی دانم---چیست؟
سید محسن در ۲ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۱۹ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۲۸:
درود بر ادیبان--خوابت نبرد شبی به سالی-----گر روی ورا بخواب بینی---که با فضای کلی شعر هماهنگ است.عطار از خود سخنی نگفته و یا از او نقل قول نکرده که کلمه (مرا) را توجیح کند
سید محسن در ۲ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۱۳ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۲۶:
درود بر ادیبان--هر کست از گزاف می گوید---یعنی هر کسی ترا از گزاف می گوید که در اینصورت----کست---یعنی کسی ترا---که هم زیباست و هم کامل
مهدی صاحبالزمانی در ۲ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۲۰:۵۸ دربارهٔ عطار » تذکرة الأولیاء » بخش ۹۶ - ذکر امام محمد باقر علیه الرحمه:
بند اول:
... براهین زاهر و "میراند" در تفسیر ...
به معنای سخنرانی میکرد
احمدرضا نظری چروده در ۲ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۱۹:۵۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان خاقان چین » بخش ۱۴:
بادرودفراوان به بانیان برنامه گنجور که درترویج ادب پارسی به غایت کوشا بودند وهستند.اما درمتن زیر که حکیم خردمند توس اززبان رستم به دلاوران ایرانی، می گوید:
ازان پس چنین گفت کایدرسه روز
بباشیم شادان و گیتی فروز
چهارم سوی جنگ افراسیاب
برانیم و آتش برآریم ز آب
همه نامداران به گفتار اوی
ببزم و بخوردند نهادند روی
پس آگاهی آمد بافراسیاب
که بوم و بر از دشمنان شد خراب
رستم می گوید بعدازنیایش خداوند به بزم سه روز بپردازیم وسپس به جنگ افراسباب روی آوریم واین بیت
همه نامداران به گفتار اوی
به بزم وبه خوردند نهادند روی
به نظراین بنده باید مصراع
به بزم وبه خوردن نهادند روی
باشد. یعنی خوردن، به صورت مصدر افاده معنا می کند نه به صورت فعل.معنی بیت اینگونه خواهد بود که سپاهیان رستم به گفتار رستم به بزم و سور وخوردن روی آوردند.
شهاب عمرانی در ۲ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۱۸:۰۶ در پاسخ به ناصر12 دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۷۱ - بیان آنک فتح طلبیدن مصطفی صلی الله علیه و سلم مکه را و غیر مکه را جهت دوستی ملک دنیا نبود چون فرموده است الدنیا جیفة بلک بامر بود:
سلام بر شما، جمله «ما زاغ» اشاره به آیه ۱۷ سوره نجم دارد که در مورد پیامبر میفرماید که «چشم او منحرف نگشت و طغیان نکرد.» از «ما زاغ» جناب مولانا به کررات استفاده میکنن مانند: عقل کل را گفت ما زاغ البصر/ عقل جزوی میکند هر سو نظر..... به تمثیل اشاره به شخصی دارد که تمام توجهش به جانب حضرت حق است.
زاغ دوم نیز که اشاره به همان کلاغ دارد.
همیرضا در ۲ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۱۷:۲۶ دربارهٔ سیف فرغانی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۳۰:
خطاب شعر به غازان خان ایلخانی است و با شجاعت و حتی زبان طنز و تمسخر در آن از اوضاع ممکلت انتقاد میکند.
همیرضا در ۲ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۱۷:۲۱ دربارهٔ سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۱۳:
در همهٔ ابیات این غزل کلمهٔ «چشم» دست کم یک بار آمده.
سید محسن در ۲ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۱۶:۴۱ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۱۰:
درود بر ادیبان--با توجه به اینکه مواد شستشو در زمانهای قبل خیلی کم بود طبعا تمیز نگاه داشتن اینهمه مو و ریش کار مشکلی بوده و باید با استفاده از هوش مصنوعی شکل و قیافه تقریبا واقعی را از شاعران ترسیم کنیم--در عکس ها ایشان خیلی پر پشم و مو هستند و از پارچه های رنگین هم استفاده کرده اند که با توجه به کمبود شدید پارچه این شکل و قیافه ها واقعی بنظر نمی رسند--
سید محسن در ۲ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۱۶:۲۷ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۰۵:
درود بر ادیبان--فرمایش ناشناس درست است زیرا ترکیب ---بت روحانی---فاقد مفهوم درست است
امیرشریعتی در ۲ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۱۴:۰۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۴:
سلام خدمت گنجور و گنجوریان گرامی
خواستم از آقای رضاساقی تشکر کنم که بسیار از ایشان آموختم، همچنین از دوستان دیگر که لطف میکنند و اشعار رو شرح میدهند...
MOSTAFA Nikroozi در ۲ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۱۲:۵۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۲۲:
قابل تامل 🔥🔥
رضا از کرمان در ۲ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۱۲:۴۶ در پاسخ به امید صادقی دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۲ - ستایشِ خرد:
سلام
دقیقا درست فرمودید وبخش بعدی (۳)در آفرینش عالم سخن گفته.
امیرالملک در ۲ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۴۴ در پاسخ به حانیه دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۲: