گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

 
شیخ محمود شبستری
 

بخش ۱ - دیباچه: به نام آن که جان را فکرت آموخت

بخش ۲ - سبب نظم کتاب: گذشته هفت و ده از هفتصد سال

بخش ۳ - سؤال در ماهیت فکرت: نخست از فکر خویشم در تحیر

بخش ۴ - جواب: مرا گفتی بگو چبود تفکر

بخش ۵ - تمثیل در بیان سر پنهانی حق در عین پیدایی: اگر خورشید بر یک حال بودی

بخش ۶ - سؤال در موضوع فکرت: کدامین فکر ما را شرط راه است

بخش ۷ - جواب: در آلا فکر کردن شرط راه است

بخش ۸ - تمثیل در بیان ظهور خورشید حقیقت در آیینه کائنات: اگر خواهی که بینی چشمهٔ خور

بخش ۹ - قاعده در شناخت عوالم پنهان و شرایط عروج بدان عوالم: تو از عالم همین لفظی شنیدی

بخش ۱۰ - قاعده در تشبیه کتاب آفرینش به کتاب وحی: به نزد آنکه جانش در تجلی است

بخش ۱۱ - قاعدهٔ تفکر در آفاق: مشو محبوس ارکان و طبایع

بخش ۱۲ - تمثیل در بیان وحدت کارخانه عالم: تو گویی هست این افلاک دوار

بخش ۱۳ - قاعده در تفکر در انفس: به اصل خویش یک ره نیک بنگر

بخش ۱۴ - سال از ماهیت من: که باشم من مرا از من خبر کن

بخش ۱۵ - جواب: دگر کردی سؤال از من که من چیست

بخش ۱۶ - سال از احوال سالک و نشانهای مرد کامل: مسافر چون بود رهرو کدام است

بخش ۱۷ - جواب به سال اول: دگر گفتی مسافر کیست در راه

بخش ۱۸ - قاعده در بیان سیر نزول و مراتب صعود آدمی: بدان اول که تا چون گشت موجود

بخش ۱۹ - تمثیل در بیان مقام نبوت و ولایت: نبی چون آفتاب آمد ولی ماه

بخش ۲۰ - جواب به سال دوم: کسی مرد تمام است کز تمامی

بخش ۲۱ - تمثیل در بیان رابطهٔ شریعت و طریقت و حقیقت: تبه گردد سراسر مغز بادام

بخش ۲۲ - قاعده در حکمت وجود اولیا: نبوت را ظهور از آدم آمد

بخش ۲۳ - تمثیل در بیان سیر مراتب نبوت و ولایت: چه نور آفتاب از شب جدا شد

بخش ۲۴ - سال از شرایط شناخت وحدت و موضوع شناخت عرفانی: که شد بر سر وحدت واقف آخر

بخش ۲۵ - جواب: کسی بر سر وحدت گشت واقف

بخش ۲۶ - سال از کیفیت جمع بین وحدت و کثرت: اگر معروف و عارف ذات پاک است

بخش ۲۷ - جواب: مکن بر نعمت حق ناسپاسی

بخش ۲۸ - تمثیل در بیان نسبت عقل با شهود: ندارد باورت اکمه ز الوان

بخش ۲۹ - سال از معنی انا الحق: کدامین نقطه را نطق است «اناالحق»

بخش ۳۰ - جواب: انا الحق کشف اسرار است مطلق

بخش ۳۱ - قاعده در بطلان حلول و اتحاد: من و ما و تو او هست یک چیز

بخش ۳۲ - تمثیل در نمودهای بی‌بود: بنه آیینه‌ای اندر برابر

بخش ۳۳ - سال از معنی وصال: چرا مخلوق را گویند واصل

بخش ۳۴ - جواب: وصال حق ز خلقیت جدایی است

بخش ۳۵ - تمثیل در اطوار وجود: بخاری مرتفع گردد ز دریا

بخش ۳۶ - سال از ماهیت قرب و بعد و امکان وصال با حق: وصال ممکن و واجب به هم چیست

بخش ۳۷ - جواب: ز من بشنو حدیث بی کم و بیش

بخش ۳۸ - سال از ماهیت نطق و بیان: چه بحر است آنکه نطقش ساحل آمد

بخش ۳۹ - جواب: یکی دریاست هستی نطق ساحل

بخش ۴۰ - تمثیل در بیان ماهیت صورت و معنی: شنیدم من که اندر ماه نیسان

بخش ۴۱ - قاعده در بیان اقسام فضیلت: اصول خلق نیک آمد عدالت

بخش ۴۲ - تمثیل در بیان نکاح معنوی جسم با جان یا صورت با معنی: اگرچه خور به چرخ چارمین است

بخش ۴۳ - سال در شناخت جزو حقیقی و کل مجازی و کیفیت بزرگتر بودن این جزو از کل خود: چه جزو است آنکه او از کل فزون است

بخش ۴۴ - جواب: وجود آن جزو دان کز کل فزون است

بخش ۴۵ - تمثیل در بیان اقسام مرگ و ظهور اطوار قیامت در لحظهٔ مرگ: اگر خواهی که این معنی بدانی

بخش ۴۶ - قاعده در بیان معنی حشر: ز تو هر فعل که اول گشت صادر

بخش ۴۷ - سال از کیفیت جدایی میان قدیم و محدث: قدیم و محدث از هم چون جدا شد

بخش ۴۸ - جواب: قدیم و محدث از هم خود جدا نیست

بخش ۴۹ - سال از معانی اصطلاحات شاعرانه عارفان: چه خواهد اهل معنی زان عبارت

بخش ۵۰ - جواب: هر آن چیزی که در عالم عیان است

بخش ۵۱ - اشارت به چشم و لب: نگر کز چشم شاهد چیست پیدا

بخش ۵۲ - اشارت به زلف: حدیث زلف جانان بس دراز است

بخش ۵۳ - اشارت به رخ و خط: رخ اینجا مظهر حسن خدایی است

بخش ۵۴ - اشارت به خال: بر آن رخ نقطهٔ خالش بسیط است

بخش ۵۵ - سال از معنی حقیقی شراب و شاهد و خرابات و امثال آن: شراب و شمع و شاهد را چه معنی است

بخش ۵۶ - جواب: شراب و شمع و شاهد عین معنی است

بخش ۵۷ - اشارت به خرابات: خراباتی شدن از خود رهایی است

بخش ۵۸ - سال از معنی بت و زنار و ترسایی: بت و زنار و ترسایی در این کوی

بخش ۵۹ - جواب: بت اینجا مظهر عشق است و وحدت

بخش ۶۰ - اشارت به زنار: نظر کردم بدیدم اصل هر کار

بخش ۶۱ - اشارت به ترسایی و دیر: ز ترسایی غرض تجرید دیدم

بخش ۶۲ - تمثیل در اطوار سیر و سلوک: بود محبوس طفل شیرخواره

بخش ۶۳ - اشارت به بت: بت ترسا بچه نوری است باهر

بخش ۶۴ - خاتمه: از آن گلشن گرفتم شمه‌ای باز