گنجور

 
شیخ محمود شبستری
 

به نزد آنکه جانش در تجلی است

همه عالم کتاب حق تعالی است

عرض اعراب و جوهر چون حروف است

مراتب همچو آیات وقوف است

از او هر عالمی چون سوره‌ای خاص

یکی زان فاتحه و آن دیگر اخلاص

نخستین آیتش عقل کل آمد

که در وی همچو باء بسمل آمد

دوم نفس کل آمد آیت نور

که چون مصباح شد از غایت نور

سیم آیت در او شد عرش رحمان

چهارم «آیت الکرسی» همی دان

پس از وی جرمهای آسمانی است

که در وی سورهٔ سبع المثانی است

نظر کن باز در جرم عناصر

که هر یک آیتی هستند باهر

پس از عنصر بود جرم سه مولود

که نتوان کرد این آیات محدود

به آخر گشت نازل نفس انسان

که بر ناس آمد آخر ختم قرآن

 
حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ناشناس در ‫۸ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۷ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۴۷ نوشته:

همه عالم کتاب حق تعالی است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
قیس در ‫۶ سال قبل، چهار شنبه ۴ آذر ۱۳۹۴، ساعت ۰۷:۳۸ نوشته:

سبع المثانی سوره مبارکه ی حمد(فاتحه) است و مراد از سبع' هفت آیه ی سوره ی حمد است و مثانی تکرار سوره ی حمد در رکعت هاست که هیچیک از سوره های قرآن اینچنین خاصیتی را دارا نیستند.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
قیس در ‫۶ سال قبل، چهار شنبه ۴ آذر ۱۳۹۴، ساعت ۰۷:۴۴ نوشته:

پس از عنصر بود جسم سه مولود= برای شرح این مصرع شاید بتوان به این ابیات جناب واحدی کفایت کرد= چرخ از اول که چیره شد در دور ※ چهار عنصر پدید شد بر فور ※ کاتش و باد و آب و خاک تواند ※ هم هلاک تو هم حیات تواند ※ وین عناصر چو دست بر هم داد ※ زان سه مولود نامدار بزاد ※ آن سه مولود چیست؟ نیک بدان ※ معدن و پس نبات و پس حیوان.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
دکتر امین لو در ‫۳ ماه قبل، جمعه ۱۲ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۱۱ نوشته:

قاعده در تطبیق کتاب عالم با کتاب مُنزَل یعنی قرآن

وقتی سالک بعد از فناء در تجلی ذاتی به مقام بقاء بالله رسید و نقش دویی از دیدۀ او برخاست، حق را در هر شیئی متجلی به آن و صفتی خاص می بیند. در این حالت کل عالم برای سالک، حکمِ کتاب الهی دارد.

201   به نزد آن که جانش در تجلی است    

همه عالم کتاب حق تعالی است

شیخ می فرماید: در پیش آن کس که دلش محلِ تجلیِ الهی شده و جمال حق را در هر شیئی مشاهده می نماید او از اوراقِ ذراتِ کائنات، اسرار الهی را می خواند و مجموع عالم غیب و شهادت برای او کتابِ حق تعالی است. هر جزئی از اجزاء مخلوقات در حکم کلمه ای از کلام الله هستند که دلالت بر معنی خاص می نمایند. همانگونه که کلمات از باطن انسان به وسیله نفس ظاهر می شوند، موجودات عالم نیز با نفس رحمانی خداوند منبعث می گردند.

202    عرض اعراب و جوهر چون حروف است    

مراتب هم چو آیات وقوف است

کتاب مُنزَل دارای حروف و اعراب است که سوره ها و آیه های قرآن را تشکیل می دهد. عالم نیز از نظر مراتب موجودات و اشخاص دارای دو ماهیت جوهر و عرض است. جوهر در کتاب عالم به جای حروف و عرض به جای اعراب است. هم چنانکه عرض تابع جوهر است در کتاب منزل، اِعراب تابعی از حروف هستند. مراتب موجودات عالم نیز مانند آیه هایی هستند که در آن ها وقف می کنند. همانگونه که از حروف و اعراب کلمه ها و اجتماع کلمه ها که مشتمل بر حکم یا صفتی باشدآیه حاصل می شود از جوهر و عرض، کلماتِ کتاب عالم و از مجموع آن ها مراتب کلی عالم بوجود می آید.

203   از او هر عالمی چون سورۀ خاص 

  یکی زان فاتحه دیگر چو اخلاص

سابقاً  در مورد کثرات عوالم مانند عالم ارواح، عالم مثال، عالم شهادت و عالم انسان کامل توضیح داده شده است. هر کدام از این عوالم نیز مشتمل بر عوالم دیگری هستند، شیخ می فرماید: هر عالمی از کتاب عالم مثل سورۀ خاصی از قرآن است. همانگونه که هر سوره دارای آیاتی است، هر عالمی نیز مشتمل بر مراتبی است که هر کدام مظهری از اسم کلی اند. یکی از آن عوالم سورۀ فاتحه الکتاب و دیگر سورۀ اخلاص است و بقیه عوالم نیز مانند سوره های دیگر قرآن هستند.

204   نخستین آیتش عقل کل آمد 

  که در وی همچو بای بسمل آمد

اولین آیۀ قرآن «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ» است و آغازگر بسم الله نیز حرف باء است و «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ» نیز اجمالاً مشتمل بر کل قرآن است. در کتاب عالم نیز  به مصداق «اول ما خلق الله العقل»، عقل کل اولین آیه بوده و مانند بسم الله مشتمل بر جمیع مراتب عالم است.

205   دوم  نفس کل آمد آیت نور    

  که چون مصباح شد در غایت نور

آیۀ دوم از کتاب عالم، نفس کل است. چنانچه عقل مظهر احدیت و حامل احکام اجمالی است، نفس کل مظهرِ واحدیت و حاملِ احکام تفصیلی است. نفس کل را به آیه نور از آن جهت تشبیه کرده است که همۀ اشیاء به نور ظاهر می شود. نفس کل نیز مظهر علم حق است و سبب ظهور همه است. در مصرع دوم نفس کل را به چراغی بسیار نورانی تشبیه کرده است. چون نفس کل است که بر جمیع مراتب عالم تافته و هر یکی را به قدر استعدادی که داشته منور ساخته است.

206   سیم آیت در او شد عرش رحمن  

 چهارم آیت الکرسی همی خوان

آیه سوم کتاب عالم، عرش است که مقابل آن در قرآن آیۀ «الرَّحْمنُ عَلَی الْعَرْشِ اسْتَوی» است. آیۀ چهارم از کتاب عالم کرسی است که درمقابل « آیت الکرسی » از قرآن است.

207   پس از وی جرم های آسمانی است 

 که در وی سورۀ سبع المثانی است

در کتاب عالم بعد از کرسی، جرم های آسمانی است و مراد از جرم های آسمانی سماوات سبعه است که مقابل آن سورۀ سبع المثانی یعنی سورۀ فاتحه الکتاب است و در واقع هر یک از سماوات سبعه در مقابل یکی از هفت آیه سورۀ فاتحه است.

208      نظر کن باز در جرم عناصر    

که هر یک آیتی هستند باهر

در کتاب عالم بعد از اجرام آسمانی یا سماوات سبعه عناصر اربعه آب، آتش، هوا و خاک است که هر یکی در مقابل یکی از آیه های قرآن است.

209  پس از ایشان بود جرم سه مولود    که نتوان کرد این آیات معدود

در کتاب عالم بعد از عناصر اربعه، موالید سه گانه یعنی جمادات ، نباتات و حیوانات قرار گرفته اند که تعداد این ها زیاد است و قابل شمارش نیست.

210     به آخر گشت نازل نفس انسان   

  که برناس آمد آخر ختم قرآن

در کتاب عالم، انسان  در آخرین مرتبه قرار گرفته است و او علت غایی است و تقدم شرفی و علمی بر همه اجزاء عالم دارد، اما از نظر صورت درآخر مراتب عالم است و به عبارتی در کتاب عالم، آخرین آیه ای که نازل شده است، نفس انسانی است در کتاب قرآن نیز آخرین سوره ای که هست، ناس است.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.