گنجور

حاشیه‌ها

الیاس در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۸ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۱۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۱۷:

با سلام. وتشکر از زحمات دوستان.
در بیت شانزدهم (مصراع دوم) کلمه طزلق در هیچ جا ترریشه یابی و معنی نشده. لطفا معنای این واژه را توضیح دهید.
با تشکر فراوان.

فرهود در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۸ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۰۰ دربارهٔ کسایی » دیوان اشعار » طلب ِ جام:

سرانجام در نیافتیم که این سروده از کسایی مروزی است با از انوری:
کسایی » دیوان اشعار » طلب ِ جام/
یا
انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۳۱۵ - شراب خواهد/

فرهود در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۸ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۰۰ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۳۱۵ - شراب خواهد:

سرانجام در نیافتیم که این سروده از کسایی مروزی است با از انوری:
کسایی » دیوان اشعار » طلب ِ جام/
یا
انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۳۱۵ - شراب خواهد/

متین در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۸ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۰۹ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷ - نالهٔ ناکامی:

روحش شاد
واقعا زیبیا گفته ...

ساده دل من که ....
به خدا کافر آگر بود ...

behzad در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۸ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۰۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:

لعبت شیرین اگر ترش ننشیند
مدعیانش طمع کنند به حلوا
چه قدر سعدی این بیت رو زیبا توصیف کرده

behzad در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۸ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۵۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:

زیبا بود

مرتضی در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۸ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۵۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۸:

در مصراع دوم بیت پنجم "برآوردم" ایهام دارد. برآوردم به عنوان فعل گذشته ساده اول شخص مفرد = من برآوردم. و یا فعل امری که دم مفعول آن است برآوردم = دم برآور. در تعبیر اخیر یعنی به من اجازه نفس کشیدن هم نمی دهی.

سیدمحمد تقی بطحائی در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۸ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۰۷:۱۲ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » تک‌بیتهای برگزیده » تک‌بیت شمارهٔ ۷۹۵:

بس که چشم گل ترسیده است از غارتگران
پای بلبل را گمان بر دست گل چین میبرد

بهروز یغما ئیان در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۸ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۰۵:۱۲ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » ترکیبات » شرح پریشانی:

باسلام نکته ی دیگه ای که باید خدمت دوستانی که میگن شعر از زبان زلیخاس عرض کنم اینه که اگر ما بخوایم اینطوری فرض کنیم معنی خیلی از ابیات گنگ میمونه که برای مثال یک مصرع اینه:
چند کس از تو و یاران تو آزرده شوند و...
البته باید گفت که این شعر حقیقتن آینه ای است بی زنگار برای تماشای روح و جان...
یا حق

بهروز یغما ئیان در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۸ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۰۴:۳۲ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » ترکیبات » شرح پریشانی:

با سلام الان ساعت 5 و 25 دقیقه صبح است این شعر منو یاد صدای گرم و بیاد موندنی استاد کسائی انداخت در دستگاه موسیقی ایراناز شرحای دوستان استفاده کردم و فک میکنم ی در یوسفی یای مجهول باشه که کسی گمراه نشه احیانن.درود بر تمام دوستان ادب دوست.

عظیم توکلی در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۸ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۰۳:۳۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۸:

با سلام
دوستان به چند نکته توجه کنند:
1: چشم خروس کنایه از لب معشوق است که در سرخی رنگ بچشم خروس ماند (لغتنامه دهخدا) یعنی لب از لبی به سرخی چشم خروس برداشتن الخ
2: در مورد بی ادبی سعدی : در تاریخ تدبیات فارسی و از بین ادبای نامی تنها فردوسی و نظامی کاملا مودبانه سخن رانده اند و سعدی نیز در آثارش منهای هزلیات تا حدود زیادی رعایت ادب نموده اما خودش در غزلی دیگر میفرماید:
جماعتی که ندانند حظ روحانی
تفاوتی که میان دواب و انسانست
گمان برند که در باغ عشق سعدی را
نظر به سیب زنخدان و نار پستانست
مرا هرآینه خاموش بودن اولیتر
که جهل پیش خردمند عذر نادانست
و بلافاصله رندانه رفع دخل مقرر میکند و میگوید:
و ما ابری نفسی و لا ازکیها
که هر چه نقل کنند از بشر در امکانست
3: در مورد فتنه خفته: این ترکیب در زبان سعدی مکرر است:
ای فتنه زمانه دمی پیش ما بخواب
یا
ظالمی را خفته دیدم نیمروز گفتن این فتنه است خوابش برده به!!!

فرّخ در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۸ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۴۲ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۹۷:

در مصراع اول بیت سوم، "سر" بجای "سیر":
گذشتن از سر تقصیر من به روی گشاد
در مصراع آخر، "حلال" بجای "هلال":
که در جهان نبود لقمه حلال دگر

فرّخ در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۸ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۳۴ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۷۳:

در بیت 8، مصراع دوم، "سرگران" به جای "سرگردان" صحیح‌ست:
کسی به سایه‌ی خود سرگران نمی‌باشد

رسته در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۲۵ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۹۳:

بیت 6
غلط است
درست آن مطابق نسخهٔ چاپی مدرس رضوی چنین است:
کفر و دین از بهر کسب ظلمت و جذب ضیا // روز و شب خدمت کنان در حضرت روز و شبش

محمد امین در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۲۱ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » تورکون دیلی:

چوخ گشه شعردی

دکتر ترابی در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۰۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۷:

دوست نادیده جناب مهدی:
از سخنان مهر آمیزتان سپاسگزارم، گرچه به سال از روزگار دانشجویی ام در دانشگاه تهران بسیار سالها گذشته است ؛ به دل هنوز دانشجویم و مصراع معروف حکیم توس : میاسای زآموختن یک زمان را از یاد نبرده ام
تندرست و شادکام بوید .

عباس فتحی در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۰۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۷ - قصهٔ دیدن خلیفه لیلی را:

این شعر مولوی تفسیر سخن زیر از امیر المؤمنین علی علیه السلام است که می‌فرماید:
«مَن عَشِق شیئاً اعمی بَصَرَهُ و اَمرَضَ قَلبَهُ. فَهو یَنظُرُ بِعَینٍ غیرِ صَحیحةٍ و یَسمَعُ باذُنٍ غَیرِ سَمیعَةٍ»
«اگر کسی عاشق چیزی شود، [این عشق] چشم او را کور و قلبش را مریض می‌کند. در اینصورت می‌بیند ولی با چشمی ناسالم، و می‌شنود ولی با گوشی ناشنوا»

مرتضی در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۵۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۲:

شاهد اینکه راه با پایان همایی دارد این بیت از حافظ است
تو خفته‌ای و نشد عشق را کرانه پدید
تبارک الله از این ره که نیست پایانش

دکتر فریبا علومی یزدی Faribaolumi@gmail.com در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۲۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹:

هر که را خوابگه آخر ز دو مشتی خاک است
گو چه حاجت که بر افلاک کشی ایوان را
بر افلاک صحیح است .
بیت قبل از آخر :
در سر زلف ندانم که چه سودا داری
که به هم بر زده ای گیسوی مشک افشان را

محمد عزیزی در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۳۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۳۹:

منظور از تاریخ بوعلی گو تنبیه بوالعلا کن چیست؟

۱
۴۷۴۶
۴۷۴۷
۴۷۴۸
۴۷۴۹
۴۷۵۰
۵۷۰۸