گنجور

حاشیه‌های دکتر فریبا علومی یزدی Faribaolumi@gmail.com

دکتر فریبا علومی یزدی Faribaolumi@gmail.com 🌐

فریبا علومی یزدی دکترای زبان و ادبیات فارسی ،مدرس دانشگاه مدیر مسیول موسسه شهریاران سخن و رییس باشگاه مجریان و هنرمندان صحنه 


دکتر فریبا علومی یزدی Faribaolumi@gmail.com در ‫۸ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۵۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۴:

با عقل و فهم و دانش داد سخن توان داد
چون جمع شد معانی گوی بیان توان زد
عشق و شباب و رندی مجموعه مراد است
ساقی بیا که جامی در این زمان توان زد
شد رهزن سلامت زلف تو وین عجب نیست
گر راه زن تو باشی صد کاروان توان زد
حافظ به حق قرآن کز شید و زرق بازآی
باشد که گوی عیشی در این میان توان زد
باید به معنی شعر هم توجه نمود. ببینید انجوی شیرازی چه زیبا بیان نموده است.

 

دکتر فریبا علومی یزدی Faribaolumi@gmail.com در ‫۸ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۲۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹:

هر که را خوابگه آخر ز دو مشتی خاک است
گو چه حاجت که بر افلاک کشی ایوان را
بر افلاک صحیح است .
بیت قبل از آخر :
در سر زلف ندانم که چه سودا داری
که به هم بر زده ای گیسوی مشک افشان را

 

دکتر فریبا علومی یزدی Faribaolumi@gmail.com در ‫۸ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۰ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۳۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۹:

بعد از بیت دوم در نسخه انجوی شیرازی
به یک ذو قطره که ایثار کردی ای دیده
بسا که بر رخ دولت کنی کرشمه و ناز

 

دکتر فریبا علومی یزدی Faribaolumi@gmail.com در ‫۸ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۰۳:۵۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۹:

نسخه انجوی را ببینید و مقایسه کنید:
واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند
چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند
مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بازپرس
توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می‌کنند
گوییا باور نمی‌دارند روز داوری
کاین همه قلب و دغل در کار داور می‌کنند
یا رب این نودولتان را بر خر خودشان نشان
کاین همه ناز از غلام ترک و استر می‌کنند
بنده پیر خراباتم که درویشان او
گنج را از بی نیازی خاک بر سر می کنند
ای گدای خانقه بازا که در دیر مغان
می‌دهند آبی و دل‌ها را توانگر می‌کنند
حسن بی‌پایان او چندان که عاشق می‌کشد
زمره دیگر به عشق از خاک بر سر می‌کنند
خانه خالی کن دلا تا منزل جانان شود
کین هوسناکان دل و جان جای دیگر می کنند
آه آه از دست صرافان گوهر ناشناس
هر زمان خر مهره را با در برابر می کنند
بر در میخانه عشق ای ملک تسبیح گوی
کاندر آن جا طینت آدم مخمر می‌کنند
صبحدم از عرش می‌آمد خروشی عقل گفت
قدسیان گویی که شعر حافظ از بر می‌کنند

 

دکتر فریبا علومی یزدی Faribaolumi@gmail.com در ‫۹ سال و ۱۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۱، ساعت ۱۸:۳۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۱:

هر آن کو خاطر مجموع و یار نازنین دارد
سعادت همدم او گشت و دولت همنشین دارد
در مصرع دوم "همنشین" در نسخه انجوی "هم قرین" آمده است و از جهت آنکه در مصرع آخر "همنشین " استفاده شده است به نظرم "هم قرین" درست است.

 

دکتر فریبا علومی یزدی Faribaolumi@gmail.com در ‫۱۰ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۶ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۱۷:۲۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳:

بیت هفت طبق نسخه انجوی سیرازی بدین صورت است:
آن همه شعبده ها عقل که می کرد آنجا / سامری پیش عصا و ید بیضا می کرد.
در خصوص نوشته امیر حسین در بالا ، صحیح بیت بدین صورت است.
آنکه چون غنچه دلش راز حقیقت بنهفت / ورق خاطر از این نکته محشا می‌کرد.
(حقیقت در دل نهفته می شود)
ورق خاطر از این نکته محشا می‌کرد یعنی:(در این زمینه اشتباه می کرد)
در بیت دوم" بیرون است " در نسخه گنجوی "بیرون بود" آورده شده است که به نظر صحیح تر است

 

دکتر فریبا علومی یزدی Faribaolumi@gmail.com در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۰، ساعت ۰۱:۲۹ دربارهٔ وحشی بافقی » گزیدهٔ اشعار » ترکیبات » در ستایش میرمیران:

غیاث‏الدّین محمّد میرمیران
از اخلاف شاه نعمه ‏اللّه‏ ولی که به سبب مصاهرت با این خاندان شریف تربیت شاهانه یافت و در دارالعباده یزد حکومت می‏ کرد و ملقّب به «مرتضی ممالک اسلام» بود.[8]
امیر غیاث‏الدّین دارای 4 فرزند به نامهای: شاه نعمت‏ اللّه‏، شاه غیاث‏الدّین منصور، شاه خلیل‏ اللّه‏ و شاه سلیمان میرزا بود. عمارت زیبای باغ ارم که در طراوت و تازگی و معماری بی‏ همتا بود و باغ معروف به باغ فردوسی و باغ دولتخانه، به دستور امیر غیاث‏الدّین محمّد میرمیران به اتمام رسید.[9]
غیاث‏الدّین در یزد با عزّت و احترام و شکوه می‏ زیست. امین احمد رازی در تذکره هفت اقلیم آورده است:
«امیر غیاث‏ الدّین محمّد میرمیران‏بن سیّد نعیم‏ الدّین نعمت‏ اللّه‏ ثانی از صنادید صاحب سعادت ایران است و امروز بر وساده جاه و جلال و شوکت و اقبال تکیه زده جای آبا و اجداد را به مشاغل بزرگی روشن دارد و در
تکمیل 8 باب سعادات و رعایت تکلّفات از قسم خورش و پوشش و احداث باغات و ساختن عمارات و دیگر مقدمات عدیم‏ المثل و منقطع‏ النّظیر است، چه شرح رفعت شأن وی ارفع آن است که بیان بنان به اظهار آن تواند پرداخت یا ماشطه مدحت در برابر لآلی اوصاف او تواند درآمد.
اطلاعات بیشتر را در نقد اثار وحشی بافقی بخوانید...

 

دکتر فریبا علومی یزدی Faribaolumi@gmail.com در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱ بهمن ۱۳۸۹، ساعت ۱۹:۵۸ دربارهٔ وحشی بافقی » گزیدهٔ اشعار » ترکیبات » شرح پریشانی:

شیوه‏ای نو در غزلسرایی سده دهم که ویژگی بارز آن سادگی بسیار زبان و خالی بودن آن از اغراقهای شاعرانه و آرایه‏های ادبی (بدیعی) بود. آنچه باعث شد در سده‏های ده و یازده این شیوه را نو بدانند، دگرگونی آن بود نسبت به غزل سده پیش و وارد کردن عنصر احساس واقعی و تجربه عاطفی شاعران با زبان ساده و بی‏تکلّف. این سادگی بعدها جای خود را به سبک هندی داد. بسیاری این سخن را باور ندارند که این شیوه، ویژه و ابداع شاعران سده دهم بوده بلکه با گواه گرفتن از ابیات سعدی، امیرخسرو دهلوی، کمال‏الدّین اسماعیل و نیز تغزّلهای فرّخی سیستانی به اثبات ادّعای خود می‏پردازند. سخنوران نامی این مکتب: وحشی بافقی، محتشم کاشانی و شرف قزوینی هستند.

 

دکتر فریبا علومی یزدی Faribaolumi@gmail.com در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ دی ۱۳۸۹، ساعت ۰۱:۱۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:

ناصر ترک برای حافظ سروده است:
اگر آن دختر یزدی به دست آرد دل ما را به خال هندویش بخشم سرو جان و دل و پا را
هر آن کس چیز می بخشد ز ملک خویش می بخشد نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا

اکثر ابیات حافظ دارای چند معنی است. یعنی هم معنی ظاهری و هم معنی باطنی دارد.هنر حافظ در به کار بردن ایهام و ایهام تناسب است.

1 - ترک شیرازی : منظور 1 – دختر زیبا روی شیرازی 2 – شاه شجاع ، ممدوح حافظ
تناسب بین ترک و هندو - سمرقند و بخارا – دست و دل و خال
معنی بیت: اگر آن زیباروی شیرازی ( در قدیم ترکها به علت رنگ روشن چشم، پوست و مو و قد بلند، مظهر زیبایی بودند. ) دل ما را به دست آورد و به من توجه کند به خاطر خال سیاهش سرزمین های سمرقند و بخارا را به او می بخشم مقصود بخشیدن سمرقند و بخارا نیست بلکه منظور اهمیت دادن حافظ به معشوق است.

2 – آب رکناباد و گلگشت مصلا دو مکان زیبا و تفرج گاه دل انگیزی در شیراز است. بیت دارای صنعت اغراق است.
معنی بیت: ای ساقی می جاوید به من ده ( مقصود عشق عرفانی و الهی است .) ای ساقی تو حتی در بهشت هم نمی توانی آب رکناباد و گلگشت مصلا را پیدا کنی.

3 – آه و افغان این زیبا رویان شیرین کار که با زیبایی و دلربایی خود شهری را به آشوب می کشانند، چنان صبر را از دلم بردند که ترکان خوان یغما را. ( یکی از قبایل ترک وقتی به میهمانی می رفتند، بعد از خوردن غذا همه ی مواد غذایی و حتی سفره را به غارت می بردند.

4 – پرده ی عصمت: اضافه ی تشبیهی. تلمیح به داستان حضرت یوسف و زلیخا دارد.
معنی بیت: من از زیبایی روز افزون حضرت یوسف فهمیدم که بالاخره عشق یوسف باعث می گردد که زلیخا عصمت و حیا را کنار بگذارد.

5 – مصرع دوم تمثیل است.
معنی بیت: از عشق ناقص ما خداوند بی نیاز است. ( خداوند نیازی به نماز و عبادت ما ندارد) درست مانند این است که روی زیبا به آرایش ندارد.

6 – تو در مورد من بد گفتی و من خشنودم . خدا تو را عفو کند ( جمله ی معترضه ) نیکو و شایسته گفتی. کسی که لب قرمز شیرین دارد و زیباست زیبنده است که جواب تلخ و دشوار بر زبان آورد.

7 – این بیت ارسال المثل است. ای جانان و ای معشوق من، تو پند و ارز را گوش کن. زیرا جوانان سعادتمند پند پیر دانا و زیرک را از جان بیشتر دوست دارند.

8 – ای انسان سخن از مطرب و نوازنده و شراب بگو و از رمز و راز روزگار کمتر جست و جو کن زیرا هیچ کس تا کنون راز دهر و آفرینش را با علم و حکمت نتوانسته بگشاید و هیچ کس دیگر هم در آینده نمی تواند این راز را پیدا کند.

9 – بیت تخلص. ای حافظ تو غزل سرودی و واقعا مروارید سفتی (غزل زیبا و دل انگیز گفتی ) حالابیا و زیبا بخوان زیرا آسمان به خاطر شعر تو گردنبندی از ثریا به گردن کرده است. ( بیت صنعت غلو و حسن تعلیل دارد. )